فرنگی­‌کار آملی، چگونه "رستم روس ها" را زمین زد؟

قاسم رضایی حق نشر عکس Getty
Image caption قاسم رضایی در مسابقات جهانی ۲۰۰۷ باکو برای اولین بار در تاریخ کشتی فرنگی، ایران را در ۹۶ کیلو صاحب مدال جهانی کرد.

فراز و نشیب زندگی ورزشی هیچکدام از ورزشکاران طلایی ایران در المپیک لندن، اندازه قاسم رضایی نیست. همو که در شب سوم، سومین طلا را نصیب کشتی فرنگی ایران کرد.

قاسم، پارسال هم در مسابقات جهانی استانبول قصد قهرمانی داشت. اما اصلاً کشتی نگرفت چون در همان دور اول، رقیبش از اسراییل بود. روبرت آوانسیان روی تشک آمد، گرچه قاسم رضایی در سالن تمرین مانده بود.

محمد بنا به شدت عصبانی بود اما کاری نمی توانست کند جز آنچه از سال ۱۹۸۳ به بعد انجام شده. بلندگوی سالن مجدداً اسم قاسم رضایی را خواند. آوانسیان با وجودیکه می دانست رضایی روی تشک نخواهد آمد، با کفش های مشکی اش رقص پا می کرد. قاسم اما در سالن تمرین، زانو در بغل، با دمپایی نشسته بود لبه تشک. بوقچی مشهور موفرفری مازندرانی داشت به او دلداری می داد. قاسم رضایی که اصولاً کم حرف است، آن روز مطلقاً چیزی نگفت. صورتش همیشه یک حالت دارد که همان بی حالتی است! نمی توانی حدس بزنی الان خوشحال است یاد غمگین؟ رفته توی فکر یا فقط بی حوصله است.

نه باکو شد و نه استانبول

ماجرای کشتی نگرفتن در استانبول ۲۰۱۱ فقط بخشی از ماجرای هزار رنگ قاسم رضایی است. او پیش از آنکه در استانبول کشتی نگیرد، در باکو هم کشتی نگرفته بود. اما امتناع در باکو برخلاف استانبول، به خواست و اراده شخصی خودش بود.

قاسم رضایی در مسابقات جهانی ۲۰۰۷ باکو برای اولین بار در تاریخ کشتی فرنگی، ایران را در ۹۶ کیلو صاحب مدال جهانی کرد. اما پس از المپیک پکن و تا قبل از حضور نافرجام در استانبول، دیگر جایی در تیم ملی ایران نداشت.

دوبنده ای که به زحمت تصاحب کرده بود را ساده از دست داد. به زحمت تصاحب کرده بود چون برای بوداپست ۲۰۰۵، مجید رمضانی انتخاب شده بود اما ترجیح محمد بنا و موافقت حسن بابک، باعث شد انتخاب رمضانی لغو شود و قاسم در بیست سالگی به تیم ملی برسد.

رمضانی کوتاه نیامد. درگیری های تند لفظی، آرام ترین بخش ماجرا بود! تعدادی از هواداران معترض رمضانی به مجموعه ورزشی انقلاب هجوم آوردند و کسی جلودارشان نبود. خود رمضانی که قهرمانی است با اخلاق، به زحمت توانست مهارشان کند تا آسیبی به مربیان نزنند.

قاسم، دوبنده ای که با مصیبت گرفته بود را پنج سال بعد از دست داد چون امیر علی­ اکبری چهره شده و با کسب مدال طلای جهانی، جایی نمانده بود برای بقیه. تازه بابک قربانی هم ضلع سوم شد در مثلث مدعیان این وزن. بابک و امیر، تمام قهرمانان سرشناس جهان را بردند.

قاسم جایی در برنامه های محمد بنا نداشت. رفت ۱۲۰ کیلو که آزمایش موفقی نبود. به اردو هم دعوت نشد. می گفت من تخصصی جز کشتی گرفتن ندارم. وقتی در اردو نباشم و حتی به تورنمنت ها اعزام نشوم، چگونه باید امرار معاش کنم؟

حق نشر عکس Reuters

در ورزش ایران، رشته های شطرنج، بدمینتون، کبدی، پینگ پنگ و تیر و کمان هم لیگ دارند اما کشتی فرنگی از این موقعیت بی بهره است. یعنی فرنگی کاری که در تیم ملی نباشد، حتی هزینه رفت و برگشت به باشگاه را هم باید از جیب بپردازد...، اگر که داشته باشد.

قاسم ناگزیر، مثل سامان طهماسبی رفت باکو تا برای جمهوری آذربایجان کشتی بگیرد. آنجا به سهولت فاتح رقابت های قهرمانی کشور شد. اما فقط یک اتفاق، مانع از آن شد تا رضایی حالا به جای کسب مدال طلای المپیک برای ایران، مدالش برای جمهوری آذربایجان بگیرد.

جریان از این قرار بود که وقتی رضایی اول شد، یکی از ایرانی های مقیم باکو آمد و دوبنده او را به یادگار گرفت. قضیه ای است رایج در تمام مسابقات. اما مسئول تیم، ساعتی بعد آمد و به رضایی گفت دوبنده را پس بده. رضایی توضیح داد که دوبنده را اهدا کرده به یکی از تماشاگران. آن مسئول اما به قاسم گفت که اگر دوبنده را پس ندهی، پاسپورتت را پس نمی دهیم!

پسر تنومند آملی که از چنین برخوردی آزرده خاطر بود، بلافاصله پاسخ داد: «جایزه نقدی ام را به جای پول دوبنده تان بردارید.»

مقامات فدراسیون کشتی آذربایجان قصد تنظیم قرارداد برای اعطای تابعیت به او را داشتند اما رضایی گفت؛ توافقمان برای قبل از ماجرای دوبنده بود. حالا اگر ده میلیون دلار هم بدهید برایتان کشتی نمی گیرم. همین حالا می خواهم برگردم ایران.

یک قتل و دو دوپینگ

قید حقوق ماهانه چند میلیون تومانی و حضور در مسابقات اروپایی برای تیم ملی جمهوری آذربایجان را زد و برگشت مازندران.

برای تیم ملی که او جایی در اردویش هم نداشت، رقابتی داغ درگرفته بود بین بابک قربانی و امیر علی­‌اکبری. هر کدام بر دیگری چیره می شد، می توانست طلای استانبول را هم بگیرد و دورخیز کند برای قهرمانی در لندن.

شیرین ترین دردسر برای بنا، انتخاب یکی از بین بابک و امیر بود. ناگهان اما خبری به فدراسیون کشتی ایران رسید که باب اقبال را پس از سه سال به روی قاسم گشود.

فیلا اعلام کرد امیر علی­‌اکبری و بابک قربانی با داروی مشابهی دوپینگ کرده اند. دو امید طلایی ایران برای مسابقات جهانی استانبول، اردو را ترک کردند و شوک بزرگی به محمد بنا و تیمش وارد شد. منتقدان همیشگی بنا هم گفتند که پس اصلاً همه دوپینگی بوده اند.

بنا که سوریان را هم در تیمش نداشت، حالا دو ستاره وزن ششم را نیز از کف داده بود. او رضایی را به اردو فراخواند، قاسم شبانه به تهران آمد و تسلطش در همان نخستین روز تمرین، طوری بود که بنا گفت؛ با آمدن قاسم، جای هیچکس خالی نیست.

سه سال توقف پشت خط تیم ملی و سپس ماجرای دوبنده در باکو، انگیزه رضایی را هزار برابر کرده بود. گرچه در استانبول، آوانسیان اسراییلی رفت روی تشک و او نرفت. نمی توانست که برود.

داستان ۹۶ کیلویی های قبراق کشتی فرنگی ایران، فصل تلخ دیگری هم داشت. بابک قربانی که ماه های آخر محرومیت ناشی از دوپینگ را سپری می کرد، همراه با برادرش برای شکار به ارتفاعات کرمانشاه رفته بود. در مسیر بازگشت به خانه، آنها در محلی به شنا کردن مشغول شده‌اند. ممانعت برخی افراد حاضر در محل، منجر به درگیری لفظی و سپس فیزیکی شده. این مشاجره در ادامه به تیراندازی با تفنگ شکاری می‌انجامد. می گویند بابک برای دفاع از خودش، فرد معترض را با شلیگ گلوله به قتل رسانده.

او که دو سال قبل در همین روزها مدعی طلای لندن بود، حالا در زندان است. امیر علی­‌اکبری هم که قهرمان سال ۲۰۱۰ جهان شد، محرومیت پس از دوپینگ را پشت سر می گذارد. نا امیدترین عضو این جمع، قاسم بود که به اردوی تیم ملی هم دعوت نمی شد. اما حالا با غلبه بر رستم توتروف از روسیه، قهرمان المپیک شده است. افتخاری که بالاتر از آن وجود ندارد.