آیا کی‌روش موفق بوده؟

حالا که تب صعود تیم ملی به جام جهانی فروکش کرده و احساسات رفته رفته جا را برای منطق باز می‌کند، بهتر می‌توان درباره تیم ملی کی‌روش، گذشته و آینده آن بحث کرد. اینکه تاثیر کی‌روش بر فوتبال ایران مثبت بوده یا نه و اینکه با پایان قراردادش، تا کی باید او را در تیم ملی حفظ کرد.

برای پاسخ به این سوال که کی‌روش در تیم ملی موفق بوده یا نه، متر دقیقی وجود ندارد. البته صعود تیم ملی به جام جهانی آن هم به عنوان تیم اول گروه خود، یک موفقیت بزرگ محسوب می‌شود اما نتیجه گرفتن در یک یا دو بازی، معیار خوبی برای ارزیابی کار یک مربی نیست.

از نگاه طرفداران فوتبال، همین که تیم ملی به جام جهانی صعود کرده و فرصتی برای برپایی جشن و شادی فراهم شده، کافی است اما این همه ماجرا نیست. در فوتبال گاهی فاصله صعود و سقوط فقط یک تیر دروازه است و همین یک وجب فاصله می‌تواند یک مربی یا یک مدیر را از عرش به فرش یا بالعکس برساند.

در همین بازی آخر تیم ملی مقابل کره‌جنوبی اگر رحمان احمدی آن توپ را در دقایق پایانی از روی خط دروازه بیرون نمی‌کشید، الان همه باید برای بازی‌های پلی‌آف برنامه‌ریزی می‌کردند. حتی ممکن بود الان همه از تغییر در فدراسیون فوتبال حرف بزنند یا گزینه‌هایی را برای جانشینی کی‌روش به صف کنند. اما آن توپ گل نشد و مردم نه تنها یک شب به یادماندنی را پشت سر گذاشتند بلکه کارلوس کی‌روش به یک قهرمان ملی تبدیل شد.

این در حالی بود که چند هفته قبل از آن، خیلی‌ها از برکناری این مربی حرف می‌زدند و او را یک مربی ناموفق می‌خواندند. در واقع همین نگاه احساسی به فوتبال است که ارزیابی درباره افراد را با مشکل مواجه می‌کند.

یک روز ایویچ علیرغم تاثیر زیادی که در تیم ملی ۱۹۹۸ گذاشته به خاطر چند بازی دوستانه برکنار می‌شود و روزی دیگر، مربی‌ای که همه درباره برکناری‌اش صحبت می‌کردند به بهترین مربی دنیا تبدیل می‌شود.

موفق و ناموفق

Image caption کارلوس کی‌روش در گفت و گو با برنامه ورزش و مردم تلویزیون گفت که قرار‌داد او تا آخر جام جهانی برزیل ۲۰۱۴ تمدید شده است

عملکرد کی‌روش را باید از دو منظر بررسی کرد؛ فنی و غیر فنی. حضور مربیانی مثل کی‌روش در کشورهای در حال توسعه، فرصت خوبی است که بتوانند از تجربیات آنها برای پیشرفت فوتبال‌شان در خارج از زمین استفاده کنند.

فوتبال ترکیه بعد از برنامه‌ریزی اولیه و بنا کردن ستون‌هایش به مربیان خارجی و نسبتا مطرح روی آورد تا اصول حرفه‌ای را در تمامی زمینه‌ها با آنها آموزش دهند. حضور مربیانی مثل کریستف دام در ترکیه باعث شد باشگاه‌های این کشور به مسائلی از جمله بدنسازی اصولی و استفاده از سالن‌های مدرن و کلینیک‌های مجهز پزشکی روی بیاورند و خود را به فوتبال اروپا نزدیک کنند.

این اتفاق به شکل‌های مختلف در کشورهایی نظیر کره‌جنوبی و ژاپن هم افتاده و آنها در طول دو دهه اخیر بیش از اینکه از توانایی فنی مربیانی که به آن کشورها رفته‌اند، استفاده کنند از تجربیان آنها در توسعه امکانات و برنامه‌ریزی بهتر استفاده کرده‌اند.

سابقه نشان داده که فوتبال ایران شاگرد خیلی تنبلی است و نه تنها از این فرصت‌ها به خوبی استفاده نمی‌کند بلکه گاهی اوقات طرف مقابل را نیز شبیه خود می‌کند.

افشین قطبی اولین فردی بود که در تیم ملی ایران از تجهیزات مدرن استفاده کرد تا لحظه لحظه تمرینات و آمادگی بازیکنان را کنترل کند و برای آینده‌شان برنامه‌ریزی کند. اما همه فقط روی نقاط منفی کار او دست گذاشتند و از کنار این موارد عبور کردند.

درباره کارلوس کی‌روش هم وضعیت همین طور است. او تلاش کرد به مدیران فوتبال ایران تفهیم کند که وسعت کشور، دلیل خوبی برای بالا بردن تعداد تیم‌های لیگ نیست و پیش از هر چیز باید امکانات و برنامه‌ریزی را در اولویت قرار داد. اگرچه هنوز سازمان لیگ تصمیم نهایی خود را اعلام نکرده اما تا این لحظه کی‌روش به درستی این دیدگاه را جا انداخته که تعداد تیم‌های لیگ باید کم شود تا برنامه‌ریزی و کیفیت مسابقات بهتر شود.

او تمام تلاش خود را کرد که به باشگاههای فوتبال ایران تفهیم کند، توسعه امکانات‌شان مهم‌تر از هر چیز دیگری است وگرنه نه تنها کیفیت بازیها پایین می‌آید بلکه بازیکنان ناآماده‌ای به تیم ملی تحویل می‌دهند.

او حتی مجبور شد کنترل کیفیت زمین‌های تمرین کمپ تیم ملی را بر عهده بگیرد و تا جایی پیش رفت که به مدیران فدراسیون فوتبال یادآور شد یکی از دلایل مهم خرابی زمین‌های کمپ، آب نامناسبی است که در منطقه غرب تهران وجود دارد.

حساسیت کی‌روش روی لباس‌ها و تجهیزات تیم ملی، محل اقامت آن، مسائل پزشکی و... باعث شد برنامه‌ریزان تیم ملی درک کنند که برای آمادگی یک تیم، مسائل مهم دیگری هم لازم است که در زمین فوتبال وجود ندارد.

فشارهای او باعث شد که کمپ تیم ملی صاحب کلینیک پزشکی مجهز شود و از همه مهم‌تر تجهیزات و پوشاک ورزشی تیم، کمی به استانداردهای روز نزدیک باشد. او حتی به فکر سفرهای طولانی تیم ملی هم بود و برای تسهیل آنها، پیشنهادات بزرگ و کوچک بسیاری داد.

اگر الان تیم ملی دارای پرواز اختصاصی شده فقط و فقط به خاطر توصیه‌های مکرر کی‌روش بوده وگرنه معلوم نبود این تیم با چه وضعیتی به اولسان کره‌جنوبی می‌رسید.

او در حساس‌ترین شرایط و در حالی که کل ایران علیه‌اش بسیج شده بودند با بازیکن‌سالاری مقابله کرد و پای اصولش ایستاد که کمتر کسی حاضر به انجام چنین کاری است. نمونه‌هایی از این دست زیاد است که باشگاه‌های فوتبال ما باید از آنها الگوبرداری کنند و به جای خرید بازیکن و مربی، شرایطی به وجود آورند که استانداردهای فنی‌شان بالا برود ولی کمتر کسی به این مسائل توجه می‌کند و همه، فقط روی زمین فوتبال متمرکز هستند. جایی که شاید بتوان گفت کارلوس کی‌روش به اندازه بیرون زمین در آن موفق نبوده است.

بعد از انقلاب، تیم ملی چهار مربی خارجی نسبتا مطرح داشته که می‌توان به جرات گفت که تیم کی‌روش به اندازه هیچ کدام از آنها دوست‌داشتنی نبوده است.

ایویچ تیم محبوب سال ۹۸ را طوری آماده کرد که حتی بعد از برکناری‌اش، بازیکنان تیم ملی از او به نیکی یاد می‌کنند و او را مسبب اصلی بازیهای خوب در جام جهانی می‌دانند.

میروسلاو بلاژویچ مربی دیگری بود که تیمش بازیهای فوق‌العاده خوبی می‌کرد و فقط در یکی دو بازی کم آورد و با حوادثی روبرو شد که از جام جهانی بازماند. آن تیم را همه دوست داشتند ولی فقط در نتیجه‌گیری به مشکل خورد.

Image caption برانکو در جام جهانی آلمان هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت

مربی سوم هم برانکو بود که اگرچه در ماه‌های آخر حضورش در ایران، انتقادات زیادی متوجه اش شد اما در مجموع مربی موفقی بود و تیم خوبی هم داشت که هم بازی‌های منسجمی انجام می‌داد و هم نتایج قابل قبولی می‌گرفت.

نفر چهارم هم کارلوس کی‌روش است که تیمش نوسان زیادی داشته است.

او به ویژه در مرحله آخر گروهی به غیر از بازی برگشت مقابل ازبکستان و لبنان، در هیچ کدام از بازی‌هایش نمایش قابل قبولی نداشت ولی شرایط طوری پیش رفت که توانست از بهترین تیم گروه یعنی کره‌جنوبی، حداکثر امتیاز را بگیرد و به عنوان تیم اول راهی برزیل شود.

برای فوتبال ایران، این اتفاق دستاورد کوچکی نیست اما کمتر کارشناس بی‌طرفی می‌تواند با قاطعیت به تاثیر فنی کی‌روش در تیم ملی ایران رای مثبت بدهد. در واقع باید گفت تاثیر مثبت او در بیرون از زمین بیش از تاثیرش در درون زمین بوده و تردیدی نیست که همین موضوع در نتیجه‌گیری نهایی تیم ملی نقش داشته است.

حالا باید تمام این موارد را سبک و سنگین کرد و درباره آینده کی‌روش و تیم ملی تصمیم گرفت. به احتمال زیاد همان طور که خود او گفته قراردادش تمدید می‌شود اما هنوز چیزی به طور رسمی اعلام نشده است.

ولی ما هم باید به این موضوع فکر کنیم که آیا او را حفظ کنیم و همچنان از دانش و توانایی مدیریتش در خارج از زمین برای توسعه فوتبال‌مان بهره ببریم یا اینکه تصمیم دیگری بگیریم و با هدف ارائه بازی‌های منسجم‌تر و نتیجه‌گیری در میادین بعدی، سراغ فرد دیگری برویم که مثل هندوانه دربسته می‌ماند. تصمیم با خود ماست.

مطالب مرتبط