چرا داربی ایران بی‌کیفیت است؟

Image caption اولین داربی تهران در فصل جاری مساوی و بدون گل تمام شد

"آیا به قلعه‌نویی و دایی اجازه داده‌ایم که ببازند؟ جو رسانه‌ای و فشار هواداران به این دو مربی اجازه می‌دهد که ببازند؟ اگر قلعه‌نویی که بازی قبل را هم به استقلال صنعتی باخته بود، در این داربی بازنده می‌شد، اجازه می‌یافت به راحتی کارش را ادامه دهد و در آسیا به مصاف رقیب تایلندی برود؟ یا اگر علی دایی در نخستین داربی فصل می‌باخت رسانه‌ها و هواداران اجازه می‌دادند او در ادامه با آرامش در پرسپولیس کار کند؟این جو است که باعث می‌شود اولویت مربیان نباختن باشد."

اگر بخواهیم نیمه پر لیوان را ببینیم این صحبت‌های مدیرعامل پرسپولیس، منطقی‌ترین پاسخ به منتقدان داربی پایتخت ایران است.

بعد از سومین مساوی صفر-صفر که کابوس شش مساوی یک-یک دو تیم در سالهای بین ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ را تداعی می‌کند، دوباره انتقادات به کیفیت بازی پرسپولیس – استقلال که آخرین آن روز جمعه برگزار شد به اوج رسیده است. اما صحبت‌های محمد رویانیان را می‌توان پاسخی منطقی به منتقدان تلقی کرد.

در واقع می‌توان گفت فشارهای بیرونی و حاشیه‌ای تاثیر بسیار زیادی روی کیفیت داربی ایران دارد؛ در حالی که شاید بتوان به جرات گفت در هیچ کجای دنیا چنین جوی وجود ندارد.

وقتی رضا حقیقی هافبک دفاعی پرسپولیس صادقانه می‌گوید "ترس از باخت باعث شد بازی همیشگی‌مان را نکنیم" مشخص می‌شود این فشارهای بیرونی تا چه اندازه بر روند بازی و تفکرات مربیان و بازیکنان دو تیم تاثیرگذار است.

تجربه نشان داده بعد از بازی، هیچ کس برای مربیان و بازیکنان بازنده دست نمی‌زند، ولو اینکه زیبا بازی کرده باشند. همانطور که رویانیان گفته، آنها تا روزها و حتی هفته‌های بعد از باخت باید هزینه شکست در این بازی را بپردازند.

در حقیقت کمتر کسی در میان رسانه‌ها و کارشناسان پیدا می‌شود که به این بازی به عنوان یک بازی مثل بقیه بازی‌ها نگاه کند پس طبیعی است که مربیان دو تیم هم فقط به نباختن فکر کنند و برد را اتفاقی جستجو کنند.

دقیقا به همین خاطر هم است که اغلب داربی‌هایی که در یکی دو دهه اخیر زیبا از آب درآمده یا مربوط به جام حذفی بوده که یک تیم باید برنده می‌شده، یا روی نیمکت یک تیم، مربی خارجی نشسته بوده است.

آنها تا حدودی به این فشارها بی توجه هستند یا کمتر توجه می‌کنند؛ اما مربیان ایرانی، حتی با تجربه‌هایشان، از باخت در این بازی می‌ترسند.

مرور اتفاقات گذشته به خوبی ثابت می‌کند که تیم بازنده در اکثر مواقع روزهای بحرانی زیادی را تجربه کرده پس باید به مربیان این دو تیم حق داد که بازی زیبا را فدای نباختن کنند و خودشان را از بحران‌های بعدی در امان بدارند.

همیشه بعد از باخت در داربی طرفداران تیم بازنده تا چند روز در تمرین تیم‌شان مشکل ایجاد می‌کنند، مطبوعات و کارشناسان نیز در بسیاری مواقع فشار را به اوج می‌رسانند، حتی از تغییر و تحول صحبت می‌کنند.

در چنین شرایطی هرکس دیگری جای مدیر یا مربی یکی از این دو تیم باشد ترجیح می‌دهد بازی خسته کننده باشد اما تیمش شکست نخورد و آرامش آن حفظ شود.

شاید بتوان به جرات گفت هیچ کدام از آنهایی که این روزها از زیبا نبودن داربی ایران انتقاد می‌کنند، در صورت باخت یکی از دو تیم، به بازی زیبای آن اشاره نمی‌‌کردند.

تیتر اول روزنامه‌ها به کهکشانی جلوه دادن تیم پیروز و تحقیر و خوار کردن تیم شکست خورده اختصاص پیدا می‌کرد. همه از تصمیمات منطقی و برنامه‌ریزی هوشمندانه تیم برنده حرف می‌زدند و مربی تیم بازنده را به اشتباه در تصمیم‌گیری و انتخاب تاکتیک یا ترکیب و تعویض متهم می‌کردند.

با توجه به این شرایط و سابقه‌ای که وجود دارد، پاسخ مدیرعامل پرسپولیس منطقی به نظر می‌رسد.

توقع زیاد از فوتبال ایران "نیمه خالی لیوان" است اما حکایت دیگری دارد. آنهایی که فکر می‌کنند داربی تهران باید در سطح بالا برگزار شود احتمالا واقعیات فوتبال ایران را در نظر نمی‌گیرند.

در سالهایی که رقیبان ما در آسیا، باشگاه‌هایشان را قوی و قوی تر می‌کنند تا سطح فوتبالشان بالاتر برود، فوتبال ایران هنوز درگیر این مسئله است که فوتبال ملی ارجحیت دارد یا فوتبال باشگاهی.

در سال ۲۰۱۳ و در شرایطی که تیم ملی به جام‌جهانی صعود کرده، باشگاه‌ها و فدراسیون فوتبال تکلیف خودشان را نمی‌دانند و هر دو تلاش می‌کنند تا خود را مهم‌تر از دیگری جلوه دهند.

در سال بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان در لیگ برتر و لیگ یک و دوی کشور هزینه می‌شود، بدون اینکه زیرساخت‌ها توسعه پیدا کند و امکانات برگزاری یک لیگ با کیفیت فراهم شود.

به غیر از زمین چمن استادیوم آزادی، هیچ کدام از زمین‌های کشور در تمام طول فصل، کیفیت صددرصد برای برگزاری یک بازی سطح اول را ندارد. باشگاه‌ها از داشتن کمپ‌های تمرینی مجهز محروم هستند و در فصل زمستان بسیاری از تمریناتشان را به خاطر بدی آب و هوا از دست می‌دهند. بخش پزشکی باشگاهها و تجهیزات آنها که وظیفه ریکاوری و آماده نگه داشتن بازیکنان را دارند، به هیچ وجه مطابق با استانداردهای بین المللی نیستند.

اگر باشگاه‌هایی مثل فولاد، سپاهان، مس کرمان، سایپا و یکی دو باشگاه دیگر را فاکتور بگیریم، تیم‌های پایه در اغلب باشگاه‌ها جدی گرفته نمی‌شوند و برای پرورش استعدادهایی که بتوانند جایگزین ستاره‌های پا به سن گذاشته بشوند، هزینه لازم صرف نمی‌شود.

مربیان درجه یک و موثر خارجی به خاطر وجود چنین شرایطی، به ندرت وارد فوتبال ایران می‌شوند و کار همچنان در اختیار مربیانی است که تیم‌هایشان را با شیوه‌های سنتی و نیمه آماتور اداره می‌کنند.

مدیران باشگاه‌ها به ستاره‌های این فوتبال تبدیل شده‌اند و چون از انجام تمام این کارها عاجز هستند به همراه مربیان‌شان، بازی را از داخل زمین به اتاق‌های کنفرانس و رسانه‌ها کشانده‌اند.

نمونه بارز آن همین داربی اخیر تهران است که هر دو مربی، خودشان را شایسته پیروزی دانستند. هر دو هم دلایل خود را آورده اند و از موقعیت‌هایی صحبت کرده اند که میلیون‌ها بیننده تلویزیونی، آنها را ندیده‌اند.

وقتی جایی مثل اتاق کنفرانس برای جنگیدن وجود دارد و خیلی راحت می‌شود با حرف، تمام ضعف‌ها را پوشاند چه دلیلی دارد که برای بالا رفتن سطح کیفی تیم تلاش کرد. آن هم در شرایطی که مدیر باشگاه، امکانات لازم را فراهم نکرده، مربی با نوگرایی بیگانه است و بازیکن هم جز درآمدش به چیز دیگری فکر نمی‌کند.

آنهایی که از پایین بودن سطح کیفی داربی انتقاد می‌کنند، احتمالا این چیزها را در نظر نمی‌گیرند. مگر می‌شود هیچ چیز در طول فصل سر جایش نباشد، مدیران ضعیف زمام فوتبال را در دست بگیرند، برنامه‌ریزی و امکانات در سطح بالا وجود نداشته باشد، کیفیت بقیه بازی‌ها پایین باشد، بازیکنان و مربیان که بازیگران اصلی این فوتبال هستند از تفکر حرفه‌ای دور باشند، آن وقت کیفیت داربی بالا باشد؟

اگر قرار است داربی ایران با بسیاری از داربی های جهان مقایسه شود، منطقی این است که تمام شرایط فوتبال ایران با شرایط فوتبال آن کشورها مورد مقایسه قرار گیرد نه اینکه فقط روی یک بازی تمرکز شود.

در چنین وضعیتی می‌توان سطح توقعات را از یک بازی پایین آورد و روی موارد مهم‌تری تمرکز کرد که برای پیشرفت فوتبال یک کشور ضروری هستند اما فوتبال ایران فاقد آنهاست.

مشکل فوتبال ایران داربی نیست، پیش از داربی است.

مطالب مرتبط