کشمکش بی‌ پایان باشگاه‌های ایرانی و تیم ملی

Image caption کارلوس کی‌روش معتقد است الویت فوتبال ایران با تیم ملی است و نه باشگاه‌ها

"تیم ملی مهم تر است یا باشگاه‌ها؟" این سوالی است که در چند دهه اخیر زیاد پرسیده شده اما پاسخ روشنی به آن داده نشده است.

فوتبال ایران درگیر یک دور تکراری است و در آستانه جام جهانی ۲۰۱۴، ظاهرا به نقطه اول بازگشته است. کارلوس کی روش و فدراسیون فوتبال معتقدند که تیم ملی باید در اولویت باشد و در طرف مقابل بعضی از باشگاه‌ها و سازمان لیگ قرار دارند که تلاش می کنند از حق و حقوق خود دفاع کنند.

نتیجه این کشمکش، ناراحتی سرمربی تیم ملی و موضع گیری جناح مقابل است به طوریکه حتی شایعاتی درباره کناره گیری کی روش از تیم ملی هم مطرح شده است.

در این بین صالحی امیری سرپرست وزارت ورزش در مورد آخرین وضعیت فدراسیون فوتبال گفته:" آقای کی‌روش یک مرخصی ۱۰ روزه را از فدراسیون فوتبال گرفته و اتفاق خاصی در روزهای اخیر رخ نداده است. ثبات و آرامش در فدراسیون فوتبال وجود دارد."

اما صحبت های خود کی روش و مسئولین فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ از چیز دیگری حکایت می کند.

او چند روز قبل در گفتگو با ایسنا درباره رفتنش از ایران گفت:" الان ترجیح می‌دهم درباره علت رفتنم صحبت نکنم. همه شما می‌دانید که نحوه حمایت از تیم ملی و وضعیت مالی در فدراسیون چگونه است. همین طور می‌دانید که نظر تاج درباره لیگ چیست و او درباره برگزاری بازی‌های لیگ چطور فکر می‌کند. تنها نظر من این است که هیچ نظری ندارم!"

صحبت های کنایه آمیز او در ادامه اختلاف نظرهایی است که در این مدت بر سر برنامه ریزی لیگ و جام حذفی و همچنین اردوهای تیم ملی به وجود آمده است.

آن طور که مهدی تاج رییس سازمان لیگ در مصاحبه های مختلف خود عنوان کرده، نظر کی روش این است که برنامه ریزی لیگ طوری باشد که تیم ملی بتواند بازیکنان خود را بیشتر در اختیار داشته باشد:" کی روش به ما سه پیشنهاد داده است؛ اول این که نمایندگان ایران در لیگ قهرمانان آسیا در این بازی ها بدون ملی پوشان خود به میدان بروند، دوم این که جام حذفی یا برگزار نشود یا بدون حضور ملی پوشان برگزار شود و سوم این که لیگ برتر در تاریخ ۲۰ فروردین تمام شود که در این صورت هر تیمی در هفته یک بازی انجام می دهد و فشاری به تیم ها وارد نمی‌شود."

اختلاف اصلی بر سر بازی‌های لیگ قهرمانان آسیا است که بخشی از مرحه گروهی و مرحله حذفی آن بعد از نیمه دوم فروردین برگزار می شود و چون تیم ملی می خواهد در آن زمان برای جام جهانی به اردو برود، طبق گفته تاج و علی کفاشیان رییس فدراسیون فوتبال، کی روش پیشنهاد داده که نمایندگان ایران بدون بازیکنان ملی پوش خود بازی کنند.

حرف‌های علی کفاشیان این موضوع را تایید می کند:" کی‌روش نظرش این است که باشگاه‌ها بدون ملی‌پوشان برخی بازی‌های خود را برگزار کنند. در کشورهای دیگر همین گونه است. ما بعد از ۸ سال به جام جهانی رفتیم. جام جهانی هر ۴ سال یک بار است اما لیگ قهرمانان آسیا هر سال برگزار می‌شود. باشگاه‌ها باید با تیم ملی بیشتر همکاری کنند. به هر حال این وسط تصمیم مدیریتی است که باید گرفته شود. اگر طرف باشگاه‌ها را بگیریم کی‌روش ناراحت می‌شود و اگر طرف کی‌روش را بگیریم باشگاه‌ها ناراحت می‌شوند. ما در هیئت رئیسه با مشورت بهترین تصمیم را خواهیم گرفت. از نظر ما در فدراسیون تیم ملی در اولویت قرار دارد. "

رییس فدراسیون فوتبال در حالی چنین نظری دارد که اصول حرفه ای فوتبال چیز دیگری را می گوید. امروزه در کشورهایی که فوتبال شان به معنای واقعی حرفه ای است، باشگاهها در اولویت قرار دارند چون اقتصاد فوتبال به آنها متکی است، هزینه بازیکنان و مربیان را می پردازند، هواداران زیادی دارند و بازیکنان را برای تیمهای ملی آماده می کنند.

در سایه باشگاه‌های قدرتمند است که می توان تیم‌های ملی قوی داشت و نتایج خوب را از حالت مقطعی و اتفاقی به دائمی و پایدار تبدیل کرد.

کشورهایی مثل ژاپن و کره جنوبی که رقیبان ایران در آسیا هستند هم همین مسیر را طی کردند. آنها در دهه ۸۰ و بخشی از دهه ۹۰ میلادی روی توسعه و حرفه ای شدن باشگاه‌هایشان تمرکز کردند و حالا به جایی رسیده اند که تیم های ملی شان نه تنها در آسیا موفق است بلکه رفته رفته در فوتبال جهان نیز جایگاه خوبی به دست می آورند.

در ایران اما شرایط متفاوت است. در دو دهه اخیر مدام بین تیم ملی و باشگاهها کشمکش وجود داشته و هنوز این مشکل حل نشده است.

وقتی بحث بالا می گیرد عده ای پای منافع ملی و هواداران را به میان می کشند و از ارجحیت تیم ملی بر باشگاهها حرف می زنند.

باشگاه‌ها هم چون خصوصی نیستند و دغدغه ای برای درآمدزایی ندارند، تا مدت کوتاهی بر سر حق و حقوق خود پافشاری می کنند و در نهایت کوتاه می آیند.

سازمان لیگ که در حقیقت باید پای منافع باشگاه‌ها بایستد هم چون زیر نظر فدراسیون فوتبال است، نمی تواند روی اصول خود ایستادگی کند و پشت باشگاه‌ها را خالی می کند.

در واقع فقط مدتی جنجال درست می شود و در آخر نه تیم ملی به بهترین شکل ممکن آماده می شود و نه باشگاه‌ها پیشرفت می کنند. نتیجه اش این می شود که فوتبال ایران هیچ وقت به توسعه پایدار نزدیک نمی شود و همیشه به نتایج شانسی و موفقیت‌های مقطعی دل خوش می کند.

کنفدراسیون فوتبال آسیا از سال ۲۰۰۹ مسابقات لیگ قهرمانان آسیا را با فرمت جدید برگزار و سخت گیری‌های زیادی هم برای توسعه باشگاه‌ها و حرفه ای کردن کامل آنها اعمال می کند.

از نظر ای اف سی، توسعه فوتبال در آسیا بدون حرفه ای شدن باشگاه‌ها امکان پذیر نیست و به همین دلیل فشار زیادی به کشورها می آورد تا باشگاه‌هایشان را صاحب امکانات و مطابق با استانداردهای روز دنیا کنند اما در ایران هنوز این مباحث جدی گرفته نشده است.

این وضعیت باعث شد حتی سهمیه ایران در لیگ قهرمانان کاهش پیدا کند و از چهار سهمیه مستقیم به دو سهمیه مستقیم و سپس سه سهمیه مستقیم در دو سال اخیر برسد اما شرایط تغییر زیادی نکرده است چون اگر پرونده سازی ها و سندسازی ها نباشد، اکثر قریب به اتفاق باشگاه‌ها شرایط حرفه ای را ندارند.

تقریبا همه آنها به صورت مستقیم و غیرمستقیم با بودجه دولتی اداره می شوند و چون نظارتی در داخل کشور وجود ندارد، به جای توسعه زیرساخت هایشان، پول‌ها را خرج بازیکن و مربی می‌کنند.

نتیجه چنین وضعیتی، برگزاری یک لیگ ضعیف و بی کیفیت است که بازیکنان شاغل در آن برای حضور در تورنمنت های معتبر بین المللی آماده نیستند. مربیان تیم ملی، موفقیت شان را به برگزاری اردوهای بلند مدت منوط می کنند و باشگاه‌ها هم از تعطیلی های مکرر به ستوه می آیند.

آخر سر اما همه ماندن بر سر سفره پر از پول فوتبال را تحمل می کنند و لیگ را به صورت نصفه و نیمه ادامه می دهند تا رضایت نسبی سرمربی تیم ملی را جلب کنند اما در نهایت، این بلاتکلیفی ادامه پیدا می کند و دودش به چشم فوتبال ایران می رود.

نه باشگاه‌ها به معنای واقعی حرفه ای می شوند و نه تیم ملی نتایج خوبش دائمی و پایدار می شود چون مسئولین آن هنوز به این نتیجه نرسیده اند که راه موفقیت تیم ملی از اهمیت دادن به باشگاه‌ها می‌گذرد.

محسن صفایی فراهانی در بین سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ تلاش کرد این مسائل را در فوتبال ایران جا بیاندازد اما نگاه نتیجه گرای حاکم بر فوتبال ایران آن قدر به او فشار آورد که کار را نیمه تمام رها کرد و دوباره شرایط به حالت گذشته برگشت.

کارلوس کی روش حدود دو هفته قبل در بیانیه ای که روی صحبتش با سازمان لیگ بود با اشاره به اینکه جام جهانی ۲۰۱۴ باید مهم‌ترین دغدغه فوتبال ایران در فصل جاری باشد تاکید کرد جام جهانی در حوزه‌های مختلف تاثیر عمیقی روی جامعه بشری می‌گذارد اما به این موضوع اشاره نکرد که این تاثیر تا چه اندازه مقطعی یا بلندمدت است.

شاید او حق داشته باشد به خاطر کیفیت پایین لیگ ایران، بازیکنانش را به اردوهای طولانی ببرد تا آماده شان کند اما نکته عجیب این است که تصمیم گیران فوتبال ایران همچنان از اولویت داشتن تیم ملی حرف می زنند و از زیر بار مسئولیت برای توسعه باشگاه‌ها و لیگ شانه خالی می کنند.

غافل از اینکه با این نوع نگاه، سال بعد و سال‌های بعد از آن هم در همین نقطه خواهیم ایستاد. نقطه ای که باید دوباره بر سر این بجنگیم که تیم ملی مهم تر است یا باشگاه‌ها؟ دنیای حرفه ای خیلی وقت است که جواب این سوال را پیدا کرده اما ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم.