بی ثباتی و بی پولی، بزرگترین رقیب کشتی آزاد و فرنگی ایران

بهترین رتبه ورزش ایران در رده‌بندی تاریخ المپیک‌ها در سال ۱۳۳۵ ثبت شده. آن‌سال ایران در ملبورن با طلاهای تختی و حبیبی، نقره‌های خجسته‌پور و یعقوبی، همچنین تک مدال برنز محمود نامجو چهاردهم شد. یعنی موفق‌تر از کانادا، برزیل، نروژ، لهستان، چکسلواکی، یوگسلاوی، کره جنوبی، اتریش، یونان، سوئیس و...

اما تیم کشتی ایران با چه وضعیت و امکاناتی مهیای سفر به استرالیا شد؟ در تمام ایران، حتی یک تخته تشک استاندارد وجود نداشت. ابعاد قانونی تشک ۸ در ۸ بود اما مسابقات انتخابی روی تشکی برگزار شد که ابعادی معادل شش متر در شش متر داشت!

سرلشگر ایزدپناه رییس سازمان تربیت بدنی بود و با حفظ سمت، رییس فدراسیون کشتی، اما در فهرست اموال این فدراسیون هنوز یک باسکول وزن‌کشی دقیق هم ثبت نشده بود.

وقتی قبل از المپیک، برای جام جهانی استانبول مسابقات انتخابی گذاشتند، کشتی‌گیران با ترازوی کرایه‌ای، وزن‌کشی کردند. همان هم خراب شد و وقتی باسکول دیگری آوردند، مشخص شد همه یک و نیم کیلو بیشتر از آنچه باید از وزن بدن خود کاسته‌اند!

سالن پارکشهر، این تجسد تاریخ کشتی مدرن در ایران را آسفالت ریخته بودند برای تنیس نظامی‌ها. بعداً به این نتیجه رسیدند که بازی تنیس، روی خاک بهتر است. آسفالت را کندند و خاک رس ریختند. وقتی انتخابی‌های کشتی برگزار شد، تشک‌های غیر استاندارد را پهن کردند روی خاک. هر فنی که زده می‌شد، گرد و خاک به هوا می‌خاست تا نه فقط قهرمانان که تماشاگران هم خاک تشک را بخورند!

آن تیم در ملبورن نتیجه‌ای ماندگار به جا گذاشت. اما تداومی در کار نبود و دو المپیک پیاپی، کشتی آزاد ایران با ناکامی مواجه شد. یک نقره و یک برنز در رم و فقط دو برنز در توکیو.

بی علت نیست هراس از تکرار آن ماجرا برای تیمی که در لندن خوب بود و در بوداپست عالی. تورنمنت‌های برون مرزی و مسابقات تدارکاتی تیم ملی ایران، یکی در پی دیگری لغو شدند. مشکلات مالی، حتی میوه‌ها و آب معدنی‌های اردوی تیم ملی را بلعید.

احسان لشگری برنده مدال برنز المپیک که همین مدال را در بوداپست تکرار کرد، قبل از اعزام به مجارستان در مصاحبه تلویزیونی، با کنایه گفت: گوشت در آشپزخانه اردو قاچاق است. وقتی غذا نیست، همدیگر را گاز می‌گیریم!

اعضای تیم ملی کشتی فرنگی هم ۴۸ ساعت قبل از پرواز، تمرین را تحریم کرده و در اعتراض به مشکلات مالی و خلف وعده‌های فدراسیون کشتی، گفتند به بوداپست نخواهیم رفت. حتی امیرعلی اکبری ستاره این تیم هم به خاطر مشکلات مالی، تا پنج ماه قبل قرار بود مانند سامان طهماسبی برای جمهوی آذربایجان به روی تشک برود.

چشم‌انداز آینده ورزش ملی ایران، پس از قهرمانی آزادکارها و شگفت‌آفرینی فرنگی‌کارها در بوداپست هم شفاف نشده. ابهامات پیش از سفر به بوداپست، همچنان برجاست. فدراسیون کشتی حدود دو سال است که برخلاف مقررات مصوب آیین‌نامه مجامع انتخاباتی فدراسیون‌های ورزشی، رییس ندارد و با «سرپرست موقت» اداره می‌شود.

حتی با جام قهرمانی و چهار طلای جهانی هم باز فضای غالب این فدراسیون، بی ثباتی در سطوح مختلف اداری و رده‌های گوناگون سنی تیم‌های ملی است. در رده بزرگسالان هم نه برنامه‌های آتی برای حضور در بازی‌های آسیایی اینچه‌ئون و مسابقات جهانی تاشکند مشخص است و نه حتی قطعیتی در ادامه همکاری کادر فنی دو تیم وجود دارد.

مشکلات زمانی دو چندان می‌شود که متوجه می‌شویم مسابقات جهانی چهاردهم سپتامبر به پایان خواهد رسید و فقط پنج روز بعد، مراسم افتتاحیه بازی‌های آسیایی است. یعنی رسول خادم و عبدالله چمن‌گلی (در صورت ادامه همکاری) موظف‌اند به جای یک تیم، دو تیم بسازند. تیم‌هایی چنان قبراق که هم از نتایج درخشان بوداپست دفاع کنند و هم از رکورد تاریخی ورزش ایران در بازی‌های آسیایی گوانگجو. اما با این بی ثباتی و بی پولی که بر کشتی آزاد و فرنگی ایران رخنه کرده، حتی شکل گیری یک تیم منسجم هم میسر نیست.

بوداپست با نتایجی درخشان برای کشتی ایران به پایان رسیده و تا قبل از فرارسیدن دو رویداد مهم قاره‌ای و جهانی در سال ۲۰۱۴، فقدان ثبات در کادرهای اجرایی، مدیریتی و فنی، همچنین خزانه تهی فدراسیون کشتی، بزرگترین رقبای ورزش ملی ایران خواهند بود.