بازی دوستانه اما بحث برانگیز قهرمان فوتبال جهان

تیم ملی فوتبال اسپانیا باز هم خبر ساز شده است ولی این بار نه به خاطر یک پیروزی دیگر در رقابت های جهانی و یا اروپایی، بلکه به خاطر بازی دوستانه ای با تیم ملی فوتبال گینه استوایی.

این مسابقه که روز شنبه ۲۵ آبان ماه در مالابو پایتخت گینه استوایی انجام می شود بخشی از سفر آفریقایی تیم ملی اسپانیا برای انجام چند بازی دوستانه، از جمله مسابقه ای با تیم ملی آفریقای جنوبی، که قرار است روز سه شنبه ۲۸ آبان در ژوهانسبورگ برگزار شود و بخشی از اردوی آمادگی این تیم برای جام جهانی است.

تصمیم فدراسیون فوتبال اسپانیا برای انجام این مسابقه دوستانه با تیم گینه استوایی که کشوری کوچک و صاحب منابع عظیم نفت است بحث برانگیز شده است. منتقدان این تصمیم می گویند که حتی برای توسعه ورزش فوتبال به کشورهای کوچک و در حال توسعه باید معیارهای اساسی مثل دمکراسی و حقوق بشر در آن کشورها را در نظر گرفت.

گینه استوایی که سابقا تنها مستعمره آفریقای اسپانیا بود در سال ۱۹۶۸ و در پایان روندی مسالمت آمیز و توافق با حکومت وقت اسپانیا به استقلال رسید. از دهه ۱۹۹۰ میلادی به خاطر کشف منابع بزرگ نفت به یکی از ثروتمندترین کشورهای آفریقا بدل شده و طبق آمارهای سازمان ملل متحد متوسط درآمد سرانه آن در رتبه ۶۹ جهانی قرار دارد.

ولی حکومت این کشور از نگاه سازمان های حقوق بشری سابقه خوبی ندارد. نهادهای مدافع حقوق بشر و آزادی بیان رژیم حاکم بر گینه استوایی را حکومتی استبدادی می دانند و همواره آن را در فهرست سیاه قرار داده اند. این کشور در فهرست موسسه بین المللی نظارت بر شفافیت و فساد اداری و مالی این کشور در مقام ۱۶۷ قرار دارد.

با چنین اوصافی چرا قهرمان جهان و اروپا برای یک بازی دوستانه کشوری را برگزیده که در رده بندی فیفا در مقام ۱۱۹ قرار دارد؟

انتقادها به تصمیم فدارسیون فوتبال اسپانیا طی روزهای اخیر و همزمان با برگزاری اردوی آمادگی تیم ملی به اوج خود رسید. چهار حزب سیاسی که در پارلمان اسپانیا نماینده دارند خواستار تحریم این مسابقه شده اند. اما به نظر می رسد که فدارسیون فوتبال اسپانیا از حمایت کامل دولت فعلی که در دست حزب محافظه کار است برخوردار بوده و سخنگوی دولت روز پنجشنبه از این تصمیم فدارسیون حمایت کرد.

روز پنجشنبه در کنفرانس خبری که در اردوی آمادگی تیم ملی اسپانیا برگزار شد خبرنگاران چندین بار این موضوع را به میان کشیدند ولی مسئول مطبوعاتی تیم اجازه نداد که بازیکنان در این مورد اظهار نظر کنند. در پایان این جلسه که از تمام شبکه های تلویزیونی اسپانیا پخش شد فرناندو یورنته یکی از مهاجمان تیم ملی اسپانیا فقط همین چند کلمه را خطاب به خبرنگاران گفت: "ما فقط روی فوتبال تمرکز می کنیم و کار ما بازی تو میدان است."

جمله وی بسیار کوتاه اما کاملا گویا بود. از یک طرف بر این نکته تاکید داشت که این تصمیمات در اختیار فدارسیون است و نه فوتبالیست ها. ولی در عین حال این سئوال را نیز مطرح کرد که آیا صرفا با تمرکز بر فوتبال و یا هر ورزش دیگری می توان از زیربال مسئولیت های انسانی و لاجرم سیاسی شانه خالی کرد؟

آنخل ماریا وییار٬ رییس فدراسیون فوتبال اسپانیا نیز در چند کنفرانس خبری طی روزهای اخیر از پاسخ به سئوالات خبرنگاران در این مورد امتناع کرده است. سکوت مقامات ورزشی اسپانیا در مورد این تصمیم باعث شده که برخی از صاحبنظران به این نکته اشاره کنند که احتمالا چنین تصمیمی در مراجع بالاتری از ریاست فدراسیون اتخاذ شده و با توجه به حساسیت هایی که برانگیخته است مقامات ترجیح می دهند در مقابل سئوالات و انتقادات سکوت کنند.

این روشی است که در سالهای اخیر همزمان با تشدید بحران اقتصادی و گسترش نارضایتی های سیاسی در اسپانیا بارها از سوی حزب حاکم دست راستی به کار گرفته شده است.

از فوتبال تا سیاست

اما آیا آنطور که برخی از ورزشکاران و مقامات ارشد ورزش در عرصه ملی و بین المللی ادعا می کنند می توان ورزش محبوبی مثل فوتبال را کاملا از جنبه های سیاست مردمی و مهمتر از آن از مسائلی مثل حقوق بشر و احترام به حقوق اقتصادی و شهروندی مردم جدا نگاه داشت؟

پس از طرح موضوع تحریم جام ملت های اروپا ۲۰۱۲ که به طور مشترک در اوکراین و لهستان برگزار می شد، میشل پلاتینی بالاترین مقام فوتبال اروپا گفت: "ما هیچگاه در سیاست بازیهای سیاستمداران و یا مسائلی مثل مذهب و نژاد درگیر نمی شویم. ما یک نهاد غیرسیاسی هستیم و وظیفه ما توسعه دادن و رشد فوتبال است."

اما تاریخ فیفا، عالی ترین نهاد مدیریت در فوتبال، نشان می دهد که در بسیاری از موارد آنها چنین بی طرفی ای را رعایت نکرده اند. به عنوان مثال در سال ۱۹۶۶ در جریان سی و پنجمین کنگره فیفا در شهر لندن تصمیم گرفته شد که جام جهانی سال ۱۹۷۸ در آرژانتین و جام جهانی ۱۹۸۲ در اسپانیا برگزار شد.

در آن سالها آرژانتین کشوری بود که پنج کودتای نظامی پی در پی را تجربه می کرد و هزاران نفر از مخالفان توسط رژیم های نظامی شکنجه، اعدام و یا به شکل مرموزی به قتل می رسیدند. و در اسپانیا نیز هنوز رژیم دیکتاتوری ژنرال فرانکو حاکم بود و اگر روند انتقال به دمکراسی روی نمی داد ممکن بود جام جهانی اسپانیا زیر پرچم یک چنین رژِیمی برگزار می شد.

فیفا در آخرین مورد از تصمیم های بحث برانگیزخود میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ را به قطر اعطا کرده است، کشوری که علاوه بر منابع عظیم نفت و گاز ثروت و در نتیجه اعتبار خود را از کار کارگران خارجی اندوخته است که در آن کشور از پایین ترین حقوق انسانی برخوردار هستند.

در نهایت این فیفا است که بر تصمیم فدارسیون های ملی فوتبال کشورها برای انجام هر مسابقه ای نظارت می کند و اگر آنطور که میشل پلاتینی مدعی است بی طرفی خود را رعایت نکند٬ در بعضی از موارد فوتبال به زائده سیاست و مناسبات تجاری بدل خواهد شد. کما اینکه می بینیم دولت اسپانیا همیشه مناسبات خود را با رژیم دیکتاتوری گینه استوایی حفظ کرده و بعد از آمریکا و ایتالیا سومین شریک تجاری آن کشور است.

این اولین باری نیست که یک رژیم دیکتاتوری از فوتبال برای مقاصد تبلیغاتی خود بهره می جوید. ولی سئوال منتقدان اینجاست که قهرمان فوتبال جهان و اروپا که نه فقط به خاطر فوتبال برتر خود بلکه به خاطر روحیه پهلوانی در میدان مسابقه نام نیکی دارد چرا باید اولین تیم معتبر و اروپایی باشد که وسیله ای برای کمک به این مقاصد باشد؟