وداع با نلسون ماندلا؛ مردی که عاشق ورزش بود

Image caption نلسون ماندلا و دیوید بکهام در دفتر خیریه ماندلا در ژوهانسبورگ

آخرین باری که در یک جای عمومی ظاهر شد، جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی بود. حسابی شال و کلاه کرده بوده و چهره چروکیده‌اش نشانی از آن بوکسور قبراق سال‌های دور نداشت. ماندلا ورزش را فقط به خاطر خودش دوست نداشت. او به خوبی به توانایی ورزش برای متحد کردن انسان‌هایی که به طرزی ظالمانه به دو گروه تقسیم شده بودند، آگاه بود.

ماندلا که پنجشنبه پیش درگذشت، می‌گفت:«ورزش می‌تواند دنیا را تغییر دهد. ورزش می‌تواند الهام بخش انسان‌ها باشد و طوری آن‌ها را متحد کند که با کم‌تر چیز دیگری قابل مقایسه است. ورزش با جوانان به زبان خودشان حرف می‌زند. ورزش می‌تواند در جایی که سرشار از یاس است، امید را زنده کند.»

ماندلا هجده سال از بیست و هفت سال حبس‌اش را در سلولی در جزیره روبن گذراند. او اجازه نداشت در لیگ فوتبال زندان بازی کند، ولی مشتاقانه نتایج این لیگ را دنبال می‌کرد و از ارزشی که فوتبال برای حفظ روحیه جنگندگی و خصلت‌های انسانی در میان زندانیان داشت، با خبر بود.

از همین زندان بود که ماندلا حمایت‌اش را از تحریم‌های بین المللی ورزش آفریقایی جنوبی اعلام کرد. تحریم‌هایی که موجب شد این کشور نتواند از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۹۲ در المپیک شرکت کند. ماندلا خیلی خوب می‌دانست که با توجه علاقه بسیار زیاد اقلیت سفید پوست آفریقای جنوبی به ورزش‌هایی مانند: تنیس، گلف، راگبی و کریکت، تحریم جهانی ورزش این کشور، چه ضربه‌ای به رژیم آپارتاید می‌زند.

ماندلا خیلی خوب می‌دانست که ورزش و سیاست درهم تنیده‌اند. وقتی تامی اسمیت و جان کارلوس، در المپیک ۱۹۶۸ در اعتراض به نژاد پرستی با مشت‌هایی رو به آسمان عکس گرفتند، به احتمال فراوان فهمیده بودند که کارشان چه سر و صدایی ایجاد می‌کند، اما آن چه این دو دونده سرعتی نمی‌دانستند، شور و حالی بود که پس از قاچاق عکس‌شان در جزیره روبن بین ماندلا و رفقا ایجاد شد.

ماندلا از زندان آزاد شد و در سال ۱۹۹۴ توانست پس از سه قرن استیلای سفید‌ها، اولین رئیس جمهور سیاه آفریقای جنوبی شود. او کمی بعد در مسابقه فوتبال بین تیم‌های آفریقای جنوبی و زامبیا در ژوهانسبورگ حاضر شد و خطاب به جمعیت گفت، حالا زمان بازگشت به جهان ورزش است.

به نظر می‌رسید حالا نوبت ماندلا بود که دین‌اش را به ورزش ادا کند:«می‌خواستم مردم ما بدانند که چقدر قدردانِ از خودگذشتگی ورزشکارانمان در دوران تحریم هستم. مطمئنم اگر ایثار آن‌ها نبود، من نمی‌تواستم به این زودی رئیس جمهور شوم.»

ماندلا تنها به فوتبال که ورزش محبوب سیاهان بود، توجه نمی‌کرد. او یکسال بعد در افتتاحیه جام جهانی راگبی و در همان ورزشگاه حاضر شد. راگبی ورزش مورد علاقه اقلیت سفید پوست آفریقای جنوبی بود و «غزال آفریقایی» که نماد این تیم بود، پیش چشم بسیاری نمادی از دوران ظلم به شمار می‌رفت.

یک ماه بعد آفریقای جنوبی که تمام بازیکنان‌اش سفید پوست بودند، در فینال نیوزیلند را شکست داد. ماندلا به رغم مخالفت بسیاری از مشاورانش به ورزشگاه آمد. او در حالی که پیراهن سبز رنگ شماره ۶ تیم ملی (شماره فرانسیس پینار، کاپیتان سفید پوست تیم) را به تن داشت، جام را به پینار داد.

پینار که بعدها ماندلا پدرخوانده فرزند‌اش شد، همان زمان گفت:«او از ما به خاطر تمام کارهایی که برای آفریقای جنوبی کردیم تشکر کرد. من هم به او گفتم همه ما باهم نتوانسته‌ایم به اندازه او برای کشور کار کنیم.»

علاقه ماندلا فقط به فوتبال و راگبی محدود نمی‌شد. «ارنی الس»، گلف‌باز اهل آفریقای جنوبی و قهرمان دو دوره اوپن آمریکا و بریتانیا، می‌گوید که پس از قهرمانی‌هایش اغلب ماندلا اولین نفری بوده که به او زنگ می‌زد:«او همیشه به کاری که ورزشکاران برای آفریقای جنوبی می‌کردند، افتخار می‌کرد.»

البته علاقه ماندلا به ورزشکاران فقط محدود به هموطنان‌اش نبود، او رابطه خوبی نیز با محمد علی (کلی) اسطوره بوکس جهان داشت. ماندلا چند باری گفته بود که:«اگر در یک اتاق شلوغ با علی باشم، هر کاری داشته باشم را رها می‌کنم و پیش‌اش می‌روم. او بزرگ‌ترین است.»

ورزش در آفریقای جنوبی توانست زیر سایه ماندلا بال و پر بگیرد. به اعتبار او بود که فیفا میزبانی جام جهانی ۲۰۱۰ را به آفریقای جنوبی داد و بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبالی جهان برای اولین بار در قاره سیاه برگزار شد. فوتبال به احترام ماندلا به آفریقای جنوبی رفت؛ جایی که برای آخرین بار یکی از بزرگ‌ترین انسان‌های تاریخ در بین مردم ظاهر شد.