رویانیان؛ مدیرعامل ناکام؟

حق نشر عکس fcperspolis
Image caption محمد رویانیان علیرغم اختلافی که با علی دایی داشت از ابتدای فصل پیش او را به‌عنوان سرمربی پرسپولیس انتخاب کرد

استعفای محمد رویانیان از مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس، به این معناست که تعداد مدیران این باشگاه بزرگ ایران، در آینده ای نزدیک به عدد ۱۹ خواهد رسید.

البته اگر قرار باشد تمام آنهایی که در دهه اول انقلاب اسلامی برای مدتی کوتاه مسئولیت این باشگاه را به عهده گرفتند، در این آمار لحاظ شوند تعداد مدیران باشگاه پرسپولیس از ۲۵ هم فراتر می رود اما بدون احتساب این افراد، محمد رویانیان هجدهمین مدیر باشگاه پرطرفدار تهران محسوب می شود که حالا دیگر مدیر آن نیست.

باشگاه پرسپولیس تهران در سال ۱۳۴۲ توسط محمد عبده از بانفوذان و سرمایه داران حکومت قبلی ایران تاسیس شد. اینک ۵۰ سال از عمر این باشگاه می گذرد و علیرغم اینکه علاقمندان زیادی در سطح کشور دارد، با روزهای باشکوهش فاصله گرفته است.

این باشگاه ۱۵ سال از عمر خود را در دوره پهلوی و تنها با دو مدیر سپری کرد اما از سال ۱۳۸۰ که ورزش ایران روند رو به رشدی را نسبت به سالهای اول انقلاب در پیش گرفت، ۱۱ مدیرعامل در راس این باشگاه قرار گرفته اند. در واقع هر ۱۳ ماه یک مدیرعامل؛ و این در استاندارد امروز فوتبال جهان یعنی فاجعه.

در ورزش به ویژه فوتبال، ثبات مدیریت یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت و توسعه پایدار محسوب می شود. مرور تاریخ پرسپولیس هم نشان می دهد که بهترین دوران این باشگاه از نظر نتیجه گیری، مقاطعی بوده که ثبات مدیریتی داشته و تغییرات کمی در آن صورت گرفته است.

از ۹ قهرمانی پرسپولیس در لیگ ایران سه قهرمانی آن در دوره قبل از انقلاب با مدیریت محمد عبده و مصطفی مکری و چهار قهرمانی هم در دهه ۷۰ با مدیریت امیر عابدینی بوده و تنها دو قهرمانی آن در مقاطع دیگر بوده است.

نایب قهرمانی های این تیم در لیگ و قهرمانی هایش در جام حذفی هم همین شرایط را داشته است اما متولی آن یعنی سازمان تربیت بدنی سابق و وزارت ورزش امروز، بدون توجه به این موضوع، مدام پرسپولیس را دست به دست کرده اند به طوری که این باشگاه در ۱۲ سال اخیر فقط دو بار توانسته قهرمان لیگ شود و یکی از باشگاه های بدهکار کشور بوده است.

پرسپولیس در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی شش مدیرعامل و در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هفت مدیرعامل داشته و نکته قابل توجه اینکه در اغلب مواقع وقتی که مدیر عامل یا مربی خود را در نیمه های فصل تغییر داده، شرایط بدتری در آن فصل پیدا کرده اما مدیران ورزش ایران نسبت به این قضیه بی تفاوت بوده و این راه را ادامه داده اند.

شاید به همین دلیل است که در ۱۴ سال اخیر که ورزش ایران نسبت به دو دهه اول انقلاب پیشرفت داشته، باشگاه پرسپولیس به غیر از صرف هزینه های گزاف پیشرفت خاصی نداشته و اغلب درگیر بحران بوده است.

خداحافظی بدون جام

محمدرضا یا انوشیروان رویانیان یکی از دو مدیرعامل تاریخ باشگاه پرسپولیس است که بیش از دو سال در این باشگاه مدیریت کرد اما دستش به جام نرسید.

پیش از او محمدحسن انصاری‌فرد هم چنین شرایطی را داشت. مرور اتفاقات ۲۸ ماه اخیر نشان می دهد آقای رویانیان از ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ که رسما مدیرعامل باشگاه شد چهار بار یعنی به طور میانگین هر ۷ ماه یک بار استعفا داده، تا اینکه بالاخره تصمیمش عملی شد.

او دو بار در دولت قبلی و دو بار در دولت جدید استعفا داد اما جالب اینکه در آخرین ماه‌های دولت محمود احمدی نژاد که وزارت ورزش در صدد برکناری اش بود، مقاومت کرد و در این باشگاه ماند.

او که با تصمیم محمود احمدی نژاد به مدیرعاملی باشگاه پرسپولیس رسید، در ماههای نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری و در اوج درگیری‌های جناح اصولگرا، از رییس جمهور قبلی فاصله گرفت و تا مرز برکناری هم پیش رفت اما شرایط خاص سیاسی اجتماعی کشور، اجازه نداد او هم به سرنوشت محمد غمخوار - که یک ماه قبل از تغییر دولت محمد خاتمی از کنار برکنار شد - دچار شده و قبل از تغییر دولت برکنار شود.

مجموع این اتفاقات در کنار جنجال های رسانه ای و مشکلات مدیریتی باعث شد عرصه بر مدیری که داعیه انقلاب در فوتبال را داشت، تنگ شود و از مدیریت باشگاهی که او را به یکی از معروف ترین افراد کشور تبدیل کرد، کنار برود و این در حالی است که بحث های زیادی درباره موفق بودن یا نبودن او در رسانه ها مطرح می شود.

مدیر پوپولیست؟

حق نشر عکس fcperspolis

درباره دوران کاری سرتیپ دوم پاسدار محمد رویانیان که او را با نام 'سردار' خطاب می کنند باید نیمه پر و خالی لیوان را با هم دید.

اصولا در کشورهایی مثل ایران که ورزش کاملا دولتی است، حضور این گونه افراد در راس یک مجموعه ورزشی، فرصت محسوب می شود.

آنها می توانند با نفوذ بالایی که دارند منابع مالی و امکانات گسترده ای را روانه ورزش کنند و باعث توسعه آن شوند اما در ایران به غیر از چند مورد استثناء، این اتفاق عموما نتیجه نداده است.

بسیاری معتقدند رویانیان در پلیس ۱۱۰ که اولین فرمانده آن بود، عملکرد خوبی داشت اما شرایط ورزش با سایر حوزه ها متفاوت است. در ورزش، نتایج عینی هستند و نه تنها مردم عادی عملکرد مدیران را قضاوت می کنند بلکه رسانه ها نیز بدون محدودیت و بی پروا به آنها می تازند و نقدشان می‌کنند.

رویانیان که شناختی از این وضعیت و فضای حاکم بر ورزش نداشت، با همان خلق و خوی نظامی گری وارد پرسپولیس شد و به مشکل خورد.

مدیرعامل مستعفی پرسپولیس، در ابتدا از "فضای فاسد" فوتبال گلایه های زیادی کرد و پرچم مبارزه با این وضعیت را به دست گرفت اما خود او از مشاوران و حتی مدیرانی در مجموعه کاری اش استفاده کرد که به گفته برخی، خوشنام نبودند.

او قدم های خوبی در توسعه زیرساخت ها برداشت و با تجهیز مجموعه تمرینی درفشی‌فر و شکل دادن به آکادمی باشگاه با خرید یک مجموعه ورزشی مناسب، امیدواری‌های زیادی را به وجود آورد. اما گذشت زمان نشان داد که روحیه پوپولیستی او بر تفکرات ساختاری اش می چربد.

قدرت بازیگری، رفتار نمایشی، قدرت جوسازی قابل توجه و استعفاهای هدفمند، برخی از ویژگی های رویانیان بودند که برای جامعه ای مثل ایران که حتی فضای سیاسی اش هم تحت تاثیر پوپولیسم است کارایی دارند.

او دقیقا مثل محمود احمدی نژاد که مدام از کارشکنی سیاستمداران مخالفش انتقاد می کرد و بیشتر مواقع اسمی هم از آنها نمی برد، همیشه در حال مطرح کردن تئوری توطئه بود و جالب اینکه مثل رییس جمهور سابق از کسی هم اسم نمی برد.

این رویه در کنار خرید بازیکنان مطرح و گران قیمت، او را به طرفداران پرسپولیس نزدیک کرد و در مقطعی که سیاست هایش ضربه محکمی به باشگاه زد، بدون اینکه در نتیجه گیری موفق باشد از انتقادات و شعارهای تند رایج در ورزشگاه‌ها در امان ماند.

اقداماتی مثل حضور در تمرینات و بازی های اصلی ترین رقیب پرسپولیس یعنی استقلال و حتی کمک مالی به این باشگاه، سفرهای پرهزینه به اروپا برای ملاقات با مدیران باشگاههای بزرگ، جذب ستاره های ورزش ایران مثل بهداد سلیمی (وزنه برداری) و احسان حدادی (دو و میدانی) با مبالغ بالا در شرایطی که تیم های پایه باشگاه در شرایط بد مالی قرار داشته و دارند، برگزاری جشن های متعدد و پر سر و صدا و وعده پرداخت حقوق به پیشکسوتان، تاسیس دانشگاه پرسپولیس، وعده خرید هواپیمای اختصاصی، انتشار اخباری مثل حضور رئال مادرید در ایران، حضور مداوم در رسانه ها و مواردی از این قبیل را باید در همین راستا ارزیابی کرد.

رویانیان گاهی انعطاف پذیر هم بود؛ در شرایطی که اواسط فصل قبل صحبت های تندی علیه علی دایی کرده بود، در پایان فصل و علیرغم تمدید قرارداد دایی با باشگاه راه آهن، به دلیل محبوبیت او نزد هواداران پرسپولیس، تمام تلاش‌ خود را کرد تا دایی را به نیمکت پرسپولیس برگرداند.

پنج مربی در ۲۸ ماه

حق نشر عکس fcperspolis

پرسپولیس در زمان رویانیان پنج مربی مختلف داشته که چهار نفر آنها توسط او انتخاب شده اند. وقتی رویانیان به پرسپولیس آمد، حمید استیلی سرمربی این تیم بود اما او بعدها مصطفی دنیزلی، مانوئل ژوزه، یحیی گل محمدی و علی دایی را به عنوان سرمربی انتخاب کرد تا بلکه نتیجه بگیرد اما تا زمان کناره گیری اش ناکام بود.

این تغییرات پیاپی که همه با نظر مستقیم خود او، اما به اسم کمیته فنی و مواردی از این قبیل انجام شد، به خوبی دیدگاه مدیریتی او را در ورزش به تصویر می کشد؛ مدیری عجول که همیشه قبل از تصمیم‌گیری عمیقا فکر نمی کند.

او به گفته خودش زمانی که پرسپولیس را تحویل گرفت، حدود ۱۸ میلیارد تومان بدهی داشته و این روزها صحبت از دو برابر شدن این بدهی هاست. نزدیکان باشگاه می گویند این مبلغ صحت ندارد.

او نه تنها باعث افزایش ناموزون قیمت بازیکن در فوتبال ایران شد بلکه پرسپولیس یکی از بدترین دوران‌های تاریخش را در لیگ گذشته تجربه کرد.

مرد طرح‌های نیمه کاره

در فوتبال امروز، باشگاه‌ها راه‌های درآمدزایی مشخص دارند و مدیران موفق کسانی هستند که به سمت ساختارسازی برای کسب درآمد از این راه‌ها حرکت کنند. اگرچه شرایط خاص ایران باعث شده درآمدزایی از راه‌هایی مثل حق پخش تلویزیونی و بلیت فروشی با مشکل مواجه باشد اما وظیفه مدیران با نفوذی مثل رویانیان این است که در مسیر حل این مشکلات حرکت کنند نه اینکه به سمت درآمدزایی از اقتصاد رانتی بروند.

نزدیکان باشگاه پرسپولیس می گویند این باشگاه از زمان روی کار آمدن رویانیان بیش از ۵۰ میلیارد تومان هزینه داشته اما مشخص نیست این پول‌ها از کجا و به چه طریقی حاصل شده است. او همچنین بحث‌های مربوط به رانت وارد کردن خودرو یا فروش پایگاه‌های CNG را کتمان کرده است.

رویانیان در نامه استعفایش از طرح های نیمه کاره ای صحبت کرده که به گفته او برای پرسپولیس درآمد میلیاردی خواهند داشت اما در همان نامه به گرو گذاشتن سند خانه اش هم اشاره کرده و کمک نکردن وزارت ورزش به دو باشگاه پرسپولیس و استقلال را مورد نقد قرار داده است.

او البته وعده داده که در هیات مدیره می ماند و کارهای نیمه تمامش را تمام می کند اما سوال مهم اینجاست که در آینده و در شرایطی که مناسبات سیاسی مملکت با تغییر مواجه شود، چه کسی می خواهد از این راهها درآمدزایی کند؟

نمونه این وضعیت، مشکلاتی است که برای بابک زنجانی به وجود آمد و بخشی از پروژه های مورد ادعای رویانیان را برای درآمدزایی باشگاه پرسپولیس با بن بست مواجه کرد. بی تردید وضعیت باشگاه درآینده بدتر هم خواهد شد زیرا مسیری که رویانیان انتخاب کرد، اگرچه بخشی از هزینه های گزاف باشگاه را در این ۲۸ ماه پوشش داد، اما مسیری نیست که آینده یک باشگاه فوتبال را صحیحا تامین کند.

باشگاه های بزرگی مثل پرسپولیس و استقلال به مدیرانی نیاز دارند که اقتصاد رایج در فوتبال امروز جهان را بشناسند و برای دستیابی به آن حتی قید نتیجه گیری را هم بزنند اما ظاهرا یا چنین مدیرانی وجود ندارند یا برای رسیدن به چنین جایگاهی با موانع بزرگ سیاسی روبرو هستند.