انتخاب دیوید مویز؛ فرگوسن هم بی‌تقصیر نبود

حق نشر عکس AP
Image caption دیوید مویز تنها ده ماه روی نیمکت سرمربیگری منچستریونایتد نشست

یکشنبه هفته گذشته در جریان مسابقه اورتون و منچستریونایتد یکی از تماشاگرها پشت نیمکت منچستری‌ها، خودش را به شکل و شمایل عزرائیل درست کرده بود.

نقابِ اسکلت بر صورت داشت، شنل سیاه‌رنگی پوشیده بود و با داس بلندش، به دیوید مویس، سرمربی شکست‌خورده «من‌یونایتد» اشاره می‌کرد. آن عکس بعد از شکست دو-هیچ منچستریونایتد به یکی از تصاویر پربیننده و به یادماندنی تبدیل شد، چرا که با آن باخت، امید منچستر‌یونایتد برای پیشی گرفتن از اورتون و رسیدن به لیگ قهرمانان برباد رفت.

بعد از آن نتیجه تلخ، مدیران منچستریونایتد دیوید مویس را اخراج کردند و عمر این مربی اسکاتلندی در این باشگاه به سر آمد. او برابر تیمی که تا فصل پیش به مدت یازده سال سرمربی‌اش بود، قافیه را باخت.

بازیکنان سابقش طوری با شور و اشتیاق در این مسابقه بازی می‌کردند که تا آن بازی کمتر سابقه داشت. بنابراین زندگی حرفه‌ای دیوید مویس در منچستر در زمین اورتون، یعنی همان جایی که شروع شده بود به آخر رسید. حرفهای ناامید کننده‌اش بعد از این شکست هم نشان داد که تردیدها درباره توانایی‌اش در این باشگاه درست است و نباید انتظار داشت «من‌یو» با او به موفقیت بزرگی برسد.

نفش فرگوسن در شکست‌های منچستریونایتد

تابستان سال پیش مدیران باشگاه از این مربی اسکاتلندی حمایت همه‌جانبه‌ای کردند و به توصیه سرآلکس فرگوسن، قراردادی شش ساله با او بستند، اما بعد از شکست‌های متعدد، از مویس قطع امید کردند.

آنها نگران بودند که باشگاه به مرضی مبتلا شود که درمان‌ نشود. اخراج این مربی پنجاه ساله را شاید بتوان ضربه‌ای به اعتبار آلکس فرگوسن، به شمار آورد.

فرگوسن در چهره مویس، گذشته و جوانی خود را می‌دید. مربی جوانی که می‌توان به او امید بست و میدان داد. به اتکا به پیشنهاد و سفارش او بود که مدیران منچستریونایتد دیوید مویس را انتخاب کردند. اما حالا با این نتایج نامطلوب، مشخص شده که تشخیص و انتخاب فرگوسن اشتباه بوده است.

شاید الان مسئولان باشگاه خود را سرزنش می‌کنند که سرنوشت باشگاهی به این بزرگی را تنها به دست «فرگی» سپرده بودند. کسی که هرچند مربی بسیار موفقی بوده، اما امروز در این ناکامی بزرگ، بی‌تقصیر به نظر نمی‌رسد.

دیوید مویس تصور می‌کرد با آمدن به منچستر ‌یونایتد انتخاب درستی کرده و بعد از بیست و شش سال مربیگری فرگوسن، در این باشگاه راه موفقیت هموار است.

او که تا به امروز هیچ جامی نبرده به جایی آمد که تاکنون بیست بار قهرمان لیگ فوتبال انگلستان شده است. مویس قبلاً در اورتون فقط موفق شده بود دو بار جواز به مرحله مقدماتی لیگ قهرمانان فوتبال اروپا را بدست آورد و کارنامه نسبتاً موفقی در این باشگاه داشت، اما ظاهراً این سابقه خوب برای موفقیت در جایی مثل منچستریونایتد کافی نبود.

او نه تنها افتخاری کسب نکردند، بلکه با شکست برابر اورتون، برای اولین بار در هجده سال گذشته، از رسیدن به لیگ قهرمانان فوتبال اروپا بازماندند.

ترس و نگرانی به جای قاطعیت و امید

با این که مجموعه بازیکنانی که در اختیار مویس بودند، کامل و بدون نقص نبود، اما باید توجه کرد خود او در زمینه نقل و انتقال بازیکن اشتباهاتی کرد. انتظاراتی که در منچستریونایتد از او می‌رفت به مراتب قابل قیاس با باشگاه اورتون نبود.

از همان روز اول نتوانست مثل فرگوسن طوری صحبت کند که فضای مثبت به وجود آورد. مثلاً پیش از بازی با لیورپول در اولدترافورد، ورزشگاه اختصاصی منچستریونایتد، گفت بخت لیورپول برای قهرمانی بیشتر است.

این ابراز ناامیدی هیچ‌وقت در زمان فرگوسن دیده نشده بود و شنیدن چنین حرفی قبل از چنین مسابقه‌ای از زبان فرگوسن، محال به نظر می‌رسید. حتی براندن راجرز، سرمربی لیورپول، هم از شنیدن این حرف تعجب کرد.

راجرز می‌گفت اگر تیمش در قعر جدول هم بود، هرگز تا این حد منفی نسبت به تیم خود صحبت نمی‌کرد. مویس از همان بدو ورود، طوری رفتار می‌کرد که انگار نگران نقش بزرگی است که در دست گرفته و هرگز آن قاطعیتی که پیشتر از او در اورتون سراغ داشتیم، در باشگاه جدیدش تکرار نشد.

عملکرد بد در نقل و انتقالات

شاید بشود گفت جدایی‌اش از «من‌یو» از زمانی آغاز شد که نتوانست بازیکنان مناسبی برای تیمش بخرد. عملکرد نامطلوبی که «اد وودوارد» معاون اجرایی کم‌تجربه باشگاه هم نتوانست به آن کمک کند.

مسئولان باشگاه تا پیش از آمدن او خرید دو بازیکن خوب را تدارک دیده بودند. تیاگو آلکانترا از بارسلونا و همینطور ازکوئل گری از بنفیکا که مویس هر دو خرید را متوقف کرد.

بعد از این دو پروژه خرید بازیکنانی مثل سسک فابرگاس، هافبک بارسلونا و لیتون بینز، مدافع چپ اورتون و حتی کریستیانو رونالدو، ستاره رئال مادرید هم مطرح شد که هیچ کدام از آنها به نتیجه‌ای نرسید.

در نتیجه او سرآسیمه دست به خرید ناموفقی زد و با مبلغی بیش از بیست و هفت میلیون پوند مارون فلینی، هافبک بلژیکی اورتون را استخدام کرد. بازیکنی که کمتر به کار منچستریونایتد آمد و ظاهراً تنها به صرف این که امکان خریدش وجود داشت، جذب شد.

این مشکلات حتی در زمان خرید خوان ماتای اسپانیایی از چلسی هم مشاهده شد. بازیکنی که در ازای سی و هفت میلیون پوند به منچستر آمد، اما مشخص نبود چه جایی در برنامه‌ها و ترکیب اصلی منچستریونایتد دارد.

دستیارانی ناآشنا به منچستریونایتد

این قابل درک است که مویس مثل بیشتر مربیان دیگر، دستیاران همیشگی خودش را از باشگاه قبلی به باشگاه جدید آورد، اما عجیب این بود که او حتی مربی باتجربه‌ای مثل مایک فیلِن، دستیار سابق فرگوسن را هم مرخص کرد.

اتفاقات بعدی نشان داد که این تصمیم چقدر غیرمنطقی بود. مربی قابل اعتمادی که در دوران موفق «فرگی» نقشی کلیدی داشت و می‌توانست در لحظات دشوار، به مویس کمک کند.

بنابراین حتی حضور کسانی مثل رایان گیگز، ستاره باتجربه باشگاه، در کنار او هم نتوانست به تیم کمک کند. در نهایت این احساس به وجود آمد که ستاره‌های باشگاه چندان از شرایط تمرینات راضی نیستند. گفته می‌شد جلسات تمرینی او طولانی و خسته‌کننده بود.

کاملاً در تضاد با جلسات کوتاه و مفید فرگوسن و دستیارانش. به همین خاطر آن بُرندگی تیم فرگوسن جای خودش را به یک ابزار کند از کار افتاده داد. بعضی‌ها بازیکنان منچستریونایتد را مقصر می‌دانند که نتوانستند خود را با تمرینات متفاوت مویس تطبیق دهند، اما نکته این است که ستاره‌هایی که به کارآیی شیوه گذشته عادت کرده‌اند، چطور می‌توانستند خود را با شیوه ناکارآمد جدید تطبیق دهند.