ورزش و اعتراض؛ برزیل همچون یک نقطه عطف

حق نشر عکس Reuters
Image caption اعتراض کارگران بی‌خانمان برزیلی به هزینه‌های برگزاری جام جهانی در برزیل.

رویدادهای بزرگ ورزشی گاه و بی‌گاه با مخالفت‌ها و اعتراض‌های متفاوتی همراه بوده‌اند. اما تجربه برزیل در برگزاری جام جهانی ۲۰۱۴ چرخشی به حساب می‌آید که در تصمیم‌گیری‌های ورزشی بین‌المللی شاید به سختی بتوان به دوره قبل از آن بازگشت.

رویدادهای ورزشی بزرگ و اقدامات نمادین برخی از چهره‌های شاخص ورزشی در جهان، به ویژه در دهه‌های اخیر با تحولات و روندهای اجتماعی پیوندی کم‌وبیش پایدار داشته‌اند و نماد یا محملی برای بروز اعتراض‌های سیاسی و اجتماعی بوده‌اند.

در ایران هنوز هم روایت‌های مربوط به گرایش‌سیاسی و اجتماعی غلامرضا تختی، نگاه انتقادی‌اش به حکومت وقت و نیز مرگ او با مایه‌هایی قوی از بحث‌های سیاسی همراه است.

۵ سال پیش نیز که بعد از بالاگرفتن مخالفت‌های گسترده با نتایج اعلام‌شده انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ چند بازیکن تیم ملی فوتبال ایران با دستبند سبز به دیدار تیم کره جنوبی رفتند فوتبال ایران به محملی برای بروز مخالفت‌های سیاسی بدل شد.

پدیده‌ای نه چندان ناآشنا

بازی‌های جام جهانی فوتبال هم که اینک بیستمین دوره آن در جریان است نیز اینجا و آنجا به محملی برای بروز مخالفت‌ها سیاسی و اجتماعی بدل شده‌اند.

سال ۱۹۷۸ که بازی‌های جام جهانی در آرژانتین تحت حاکمیت نظامیان به پایان رسید و جام این دوره نیز به تیم ملی این کشور تعلق گرفت، سزار لوييس منوتی"(César Luis Menotti)، مربی معروف تیم آرژانتین با امتناع آشكار از دست دادن با ژنرال ويدلا، رهبر رژيم كودتايی حاكم بر كشورش شگفتی آفرید و جهانیان بر صفحه تلویزیون‌های خود مایه‌ای قوی از مخالفت در برابر آن رژیم را به تماشا نشستند.

پیش از آن، ماجرای مشت گره‌کرده تومی اسمیت و جان کارلوس در بازی‌های المپیک ۱۹۶۸ بود که توجه‌های بسیاری برانگیخت.

این دو آمریکایی سیاه‌پوست که در دو ۲۰۰ متر به ترتیب مدال‌های طلا و برنز را حائز شده‌ بودند به هنگامی که بر سکوی افتخار ایستادند تا جوایز خود را دریافت کنند سر خود را پایین انداختند و دست‌های خود را با دستکش‌های سیاه به صورتی مشت‌کرده به هوا بلند کردند. آنها با این اقدام کوشیدند تاسی خویش به نماد جنبش سیاهان آمریکا برای رفع تبیعض نژادی را به نمایش بگذارند و جهانیان را بیشتر متوجه این جنبش کنند.

انگیزه‌های مختلف برای اعتراض

با جهانی‌شدن هر چه بیشتر روندهای سیاسی، اجتماعی و ورزشی و با سلطه هر چه بیشتر سود و تجارت بر گستره ورزش‌های بین‌المللی و نیز با درهم‌تنیده‌شدن جهان به لحاظ گردش سریع اطلاعات رویدادهای بزرگ ورزشی نیز بیش از پیش به محملی برای بروز نارضایتی‌ها و در عین حال به نمایش‌گذاشته‌شدن اعتراض‌ها و مخالفت‌های اجتماعی بدل شده‌اند.

در واقع اینک چند سالی است که در پیشاپیش هر رویداد ورزشی بین‌المللی، به ویژه بازی‌های المپیک، مخالفت‌ها و اعتراضی‌هایی شکل می‌گیرند. المپیک سال ۲۰۱۲ در چین یا سال ۲۰۱۳ در سوچی روسیه نیز از این روند مبرا نبوده‌اند. هنوز هم برخی فعالان اجتماعی و زیست‌محیطی در چین و روسیه به دلیل مخالفت‌هایشان در ارتباط با این بازی‌ها در بازداشت هستند.

موضوع این مخالفت‌ها هم یا نارضایتی از افزایش قیمت‌ها است یا اعتراض به به حاشیه‌رانده‌شدن و فشار بر فقرا برای بیرون‌کردنشان از حول وحوش محل بازی‌هاست، یا مسئله تخریب محیط زیست است که تدارک و برگزاری بازی‌های بین‌المللی رقم می‌زند.

بعضا هم مردم این یا آن شهر به خیابان آمده‌اند یا انواع دیگری از مخالفت‌ها را بروز داده‌اند تا مانع از میزبانی شهر یا کشورشان برای این یا آن بازی بین‌المللی بشوند.

نمونه‌ای نسبتا به یادماندنی از بروز اعتراض‌ها در آستانه بازی‌های المپیک را شهر برلین در اوایل دهه ۱۹۹۰ تجربه کرد. این شهر که از رهگذر وحدت دو آلمان با افزایش سریع اجاره‌ها روبرو شده بود حالا بیم آن را داشت که با برگزاری بازی‌های المپیک بیش از پیش هزینه‌ها در شهر افزایش یابد و بخشی از بودجه آن به جای فائق آمدن بر مشکلات ناشی از وحدت دو بخش شهر، برای آماده‌سازی بازی‌های المپیک صرف شد. اعتراض‌های گسترده مردمی که در کارزاری با نام «Nolympia» بروز پیدا کرد نهایتا بی‌نتیجه نماند و دولت محلی به رغم صرف ۵۶ میلیون مارک برای تبلیغ جهت میزبانی المپیک از ادامه تلاش‌ خود در این زمینه چشم پوشید.

وقتی پای همه‌پرسی به میان می‌آید

سال ۲۰۱۰ نیز در آستانه برگزاری المپیک زمستانی در کانادا، شهر ونکوور در این کشور شاهد تظاهرات و مخالفت‌های ساکنان بومی و هواداران محیط زیست بود.

اعتراض آنها از جمله متوجه این موضوع بود که به رغم تبلیغات دولت که بازی‌هایی با مولفه‌های قوی زیست‌محیطی برگزار خواهد کرد، هزاران قطعه درخت ریشه‌کن شدند، بی‌خانمان‌ها از شهرهای محل برگزاری بازی‌ها بیرون رانده شدند و مکان‌های کم‌هزینه و مناسبی که برای نگهداری آنها در نظرگرفته شده بود نیز آماج ضربات کلنگ قرار گرفتند.

شاید همین تجارب بود که برخی از شهرها و کشورها را به در پیش‌گرفتن احتیاط سوق داد.

شهر مونیخ آلمان قبل از هر گونه تلاشی جهت دریافت مجوز میزبانی المپیک‌ زمستانی ۲۰۲۲ صلاح را در آن دید که از مردم همه‌پرسی کند که عملا با جواب منفی روبرو شد. به خصوص هزینه ۵۰ میلیارد دلاری روسیه برای المپیک زمستانی ۲۰۱۳ و آسیب‌های زیست‌محیطی ساخت و سازها و آماده‌سازی‌ها برای این بازی‌ها نه تنها مونیخ که شهرهایی مثلا استکهلم را هم از تقاضا برای میزبانی بازداشته است.

مقام‌های شهر کراکو لهستان نیز که به برگزاری بازی‌های ۲۰۲۲ در شهرشان بی‌تمایل نبودند اخیرا پس از شکست در یک همه‌پرسی پرونده ماجرا را بستند و در کشوی میز گذاشتند.

اعتراض و مخالفت در آستانه یا همزمان با رویدادهای ورزشی بین‌المللی البته به قاره آمریکا و اروپا محدود نمانده است. مخالفان در بحرین نیز در سال‌های گذشته اینجا و آنجا به هنگام برگزاری بازی‌های اتوموبیلرانی فرمول یک حضور پررنگ رسانه‌های جمعی جهان را فرصتی یافته‌اند تا مقاومت و مخالفت خود را برای اصلاحات دمکراتیک به نمایش بگذارند. آخرین تظاهرات از این دست در فروردین امسال در منامه روی داد و بازتابی نسبتا گسترده در جهان داشت.

تجربه متفاوت برزیل

برزیل به عنوان کشوری شناخته می‌شود که مردمش رابطه و علاقه‌ای شدید به ورزش و به ویژه، فوتبال دارند. سال ۲۰۰۷ که برای میزبانی المیپک ۲۰۱۶ و جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ قرعه به نام برزیل افتاد، رهبری کشور مطمئن بود که بر بستر علاقه‌ یادشده مردم، به خوبی نمایشی از اقتدار و مدیریت و همراهی جامعه با این رویدادهای ورزشی را به نمایش خواهد گذاشت و بیش از پیش نقش برزیل به عنوانی بازیگری توانا در صحنه بین‌المللی جدی گرفته خواهد شد.

اعتراض‌های اخیر در برزیل اما نشان داد که تصورات و برآوردهای رهبری کشور لزوما با واقعیت تطبیق نداشته‌اند.

حزب کار برزیل از سال ۲۰۰۲ قدرت را در این کشور در دست دارد و توانسته است بیش از هر دولت دیگری در تاریخ معاصر برزیل در کاهش فقر و فاقه موفق باشد. با این همه، هزینه‌ ۱۵ میلیارد دلاری برای برگزاری بازی‌های جام جهانی که بعضا در ساخت استادیوم‌های یک بار مصرف صرف شده، به علاوه فساد و ریخت وپاش در آماده‌سازی کشور برای این بازی‌ها سوال‌ها و ابهام‌هایی را برای بسیاری از شهروندان پیش آورد.

این سوال مطرح شد که در هنگامه‌ای که سیستم آموزشی و درمانی کشور به شدت نیازمند سرمایه‌گذاری‌های جدید است آیا هزینه‌کردن نجومی برای بازی‌های جام جهانی توجیهی دارد.

همچنین این احساس که جامعه در تدارک و آماده‌سازی بهینه و کم‌آسیب‌تر کشور برای بازی‌ها مورد مشورت و مشارکت قرار نگرفته نیز محملی برای نارضایتی‌های بیشتر اقشار مختلف شد و بروز تظاهرات و اعتصاب‌های مکرر و دامنه‌داری در در پی آورد که در تاریخ بازی‌های ورزشی کم‌سابقه‌اند.

این گونه بود که خانم دیلما روسف، رئیس جمهور برزیل از بیم بروز اعتراضات در مراسم افتتاحیه بازی‌ها از سخنرانی در این مراسم صرفنظر کرد، سب بلاتر رئیس فیفا آماج سوت و اعتراض قرار گرفت و نزدیک به شصت درصد مردم فوتبال‌دوست برزیل هم در نظرسنجی‌های مختلف نظر دادند که هیچ پیامد مثبتی از بازی‌های جاری برای کشورشان متصور نیستند.

بازگشت غیرممکن به دوره قبل از برزیل

در مجموع به نظر می‌رسد که برگزاری بازی‌های بین‌المللی بیش از پیش محملی برای مخالفت‌ها و اعتراضی‌هایی می‌شود که گرچه بعضا به طور مستقیم با این بازی‌ها مرتبط نیستند، اما در اکثر موارد به نگرانی از ریخت‌و پاش‌ها، آسیب‌های زیست‌محیطی، بروز بی‌اعتنایی به مسائل حادتر و مبرم‌تر اجتماعی و سیاسی و نیز مطالبه بیشتر دمکراسی و مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها برمی‌گردند.

به ویژه با توجه به تجربه پر تلاطم برزیل در برگزاری جام جهانی امسال و نیز افتضاحات مختلف ناشی از سپردن میزبانی جام جهانی ۲۰۱۸ به قطر، به سختی می‌توان تصور کرد که نهادهای بین‌المللی ورزشی و مسئولان شهرها و کشورها به رویه‌های تاکنونی خود ادامه دهند و به افکار عمومی جهان و مصلحت‌ها و منافع عمومی در سطح منطقه‌ای و کشوری بی‌اعتنا بمانند.