داستان صعود به المپیک؛ کم‌تجربه‌ترین تیم ملی در تاریخ فوتبال ایران

حق نشر عکس .
Image caption پرویز دهداری سرمربی سابق تیم ملی و دستیارش رضا وطنخواه عکس: جعفر تبریزی

فوتبال ایران به المپیک مسکو صعود کرد اما به خاطر تحریم، فرصت چهارمین حضور در المپیک را از دست داد. المپیک لس آنجلس هم از ابتدا تحریم شد. برای المپیک ۱۹۸۸ سئول باز تحریم، مانع از هنرنمایی تیم ملی شد اما این بار، تحریمی که از داخل و توسط برخی بازیکنان اتفاق افتاد.

پس از بازی‌های آسیایی ۱۹۸۶ سئول در شرایطی که همین شهر دو سال بعد میزبانی المپیک را به عهده داشت، چهارده بازیکن تیم ملی فوتبال استعفا دادند. سختگیری‌های انضباطی و اصرار افراطی بر اعمال قوانین اخلاقی توسط رضا وطنخواه دستیار دهداری، مهم‌ترین دلیل استعفا عنوان شد.

تیم ملی چنان از ستاره‌ها خالی شد که برای مسابقات مقدماتی المپیک سئول، حتی باشگاه بنیادشهید هم دو بازیکن در فهرست تیم ملی داشت که هر دو نیز بازی کردند.

سال‌ها پس از درگذشت دهداری، ناصر محمدخانی با ابراز پشیمانی از استعفا گفت: "آقای دهداری به من گفت ناصر تو ۲۷ سال بیشتر نداری. در تیم ملی بمان و کاپیتان باش. اما قبول نکردم و چه اشتباه بزرگی کردم."

مرتضی یکه هم گفت: "اگر زمان برگردد، دست دهداری را می‌بوسم و می‌گویم هر چه شما بگویید."

استعفای کل تیم هم باعث نشد تا کشور از وجود تیم ملی اعلام بی‌نیازی کند. دهداری برای جایگزینی، بازیکنانی گمنام، سرباز و حتی از دستجات پایین‌تر را از سراسر کشور فراخواند. تیمی که پس از پایان بازی‌های آسیایی مهر تا اسفند ۶۵ هیچ رقابت تدارکاتی نداشت. تیمی که می‌توان آن را کم‌تجربه‌ترین تیم ملی در تاریخ فوتبال ایران نامید و باید در انتخابی المپیک با کویت روبرو می‌شد.

احمدرضا عابدزاده از باشگاه تام اصفهان در ۲۰ سالگی سنگربان تیم ملی بود و نخستین بازی ملی‌اش را انجام داد. او پس از بازگشت از کویت، راهی خدمت سربازی شد تا از دروازه تیم ژاندارمری دفاع کند.

نادر میراحمدیان و سیامک رحیم‌پور در قلب خط دفاعی قرار گرفتند. این نخستین بازی ملی میراحمدیان، بازیکن باشگاه بانک ملی بود که در همین بازی نخست، بازوبند کاپیتانی تیم ملی را هم به بازو بست. او بعداً به پرسپولیس پیوست و سپس راهی مجارستان شد تا برای واشاش بازی کند.

رحیم‌پور از شاهین اهواز برای دومین بار پیراهن تیم ملی را می‌پوشید. جواد زرینچه بازیکن تیم بوتان بود که در سال ۶۵، به خدمت سربازی رفت تا برای ژاندارمری بازی کند. او نیز به اتفاق محمد علوی عضو باشگاه ماشین سازی تبریز، اولین بازی ملی‌اش را انجام داد.

سیروس قایقران از ملوان بندرانزلی در ۲۵ سالگی به عنوان مطرح‌ترین بازیکن ایران، برای هشتمین بار پیراهن تیم ملی را می‌پوشید که بیشترین بازی ملی در جمع ملی‌پوشان به حساب می‌آمد.

حق نشر عکس .
Image caption احمدرضا عابدزاده در ۲۰ سالگی درون دروازه تیم ملی ایستاد

عبدالصمد مرفاوی از باشگاه دارایی اولین بازی ملی و محمد ژاله مستقیم هم اولین و آخرین بازی ملی‌‌اش را انجام داد. ژاله مستقیم، هافبک چپ تیم بنیادشهید بود.

مجید نامجومطلق از استقلال به اتفاق کریم باوی از باشگاه شاهین، دیگر بازیکنان حاضر در ترکیب اصلی در این مسابقه بودند. تیمی که از حیث تحول ناگهانی، در تاریخ فوتبال ایران نظیر ندارد.

در طرف مقابل، کویت با تیمی مجرب به زمین آمد. بازیکنانی نظیر فیصل الدخیل زننده گل تساوی به چکسلواکی در جام جهانی ۱۹۸۲ در ترکیب کویت حضور داشتند.

فیفا به خاطر شرایط جنگی در ایران، اجازه میزبانی نمی‌داد و به همین دلیل، ایران قید حضور در مسابقات مقدماتی جام جهانی را زده بود اما عراق با وجود محرومیت از میزبانی به دلیل مشابه، به جام جهانی صعود کرد.

اسفند ۶۵، دوحه به عنوان زمین خانگی ایران انتخاب شده بود. کویت پذیرفت هر دو بازی رفت و برگشت در قطر انجام شود. ایران در بازی رفت میزبان بود.

بیژن طاهری گل اول را به ثمر رساند. آقای گل لیگ بنگلادش و ستاره تیم محمدان در دوران سرمربی‌گری ناصر حجازی که با همین تیم، در جام باشگاه‌های آسیا دروازه پرسپولیس را گشوده بود. این گل در دقیقه ۶۴ با شلیک زیبای او وارد دروازه خالد الشمری شد.

کویت گل تساوی را زد اما یک دقیقه به پایان بازی، کریم باوی توانست پیروزی را نصیب ایران کند؛ این یعنی برتری با گل خورده در خانه خودی.

در بازی برگشت که در همان ورزشگاه به انجام رسید، دهداری به ترکیب تیم برنده دست زد و سعید جانفدا را به میدان فرستاد. او سال بعد وقتی با تیم ملی به اردوی آلمان شرقی رفته بود، از سفارت هلند درخواست پناهندگی کرد.

حمیدرضا آصفی سخنگوی سابق وزارت خارجه در این باره می‌گوید: "اواسط دهه ۶۰ سفیر ایران در آلمان ‌شرقی بودم. تیم ملی را برای برپایی اردوی تدارکاتی دعوت کردم اما در فرودگاه آمستردام یکی از ملی‌پوشان به هلند پناهنده شد. مرحوم دهداری وقتی پیش ما رسید، گفت یکی از بازیکنانم گم شده. به او گفتم گم نشده، احتمالاً پناهنده شده."

در بازی برگشت با کویت، مهدی فنونی‌زاده هم از ابتدا به میدان رفت تا دهداری نسبت به بازی قبلی، علوی و ژاله مستقیم را در فهرست ذخیره‌ها قرار دهد.

در این بازی مثل دیدار رفت، علیرضا اسدی از باشگاه بنیادشهید به عنوان یار تعویضی به زمین رفت تا در دومین و آخرین بازی ملی‌اش حضور پیدا کند. او حالا دبیر فدراسیون فوتبال ایران است.

فرشاد پیوس، ناصر محمدخانی، عبدالعلی چنگیز و حمید علیدوستی مهاجمانی بودند که تیم ملی به دلایل مختلف از جمله استعفا و سلیقه سرمربی، از وجودشان بی‌بهره ماند و چه بسا اگر در ترکیب تیم ملی قرار می‌گرفتند، ایران راهی مرحله بعدی می‌شد.

بازی با تساوی بدون گل رو به اتمام بود اما پنالتی دقیقه ۸۹ و به گل نشستن این ضربه توسط فیصل الدخیل، رویای راهیابی به دور بعد را نقش برآب کرد؛ گرچه کویت هم نتوانست راهی المپیک شود.

از قاره آسیا عراق برغم این که درگیر جنگ با ایران بود، سومین حضور پیاپی‌اش را در المپیک جشن گرفت. همانطور که، برخلاف ایران، به جام جهانی ۱۹۸۶ هم صعود کرده بودند.

تیم ملی ایران با پیوستن بازیکنانی نظیر فرشاد پیوس، به فاصله دو ماه عنوان سوم جام ملتهای آسیا را کسب کرد. دهداری با وجود ناکامی در مسابقات مقدماتی المپیک، استخوان‌بندی تیمی را شکل داد که در سال ۱۹۹۰ قهرمان بازیهای آسیایی شد.