یوهان کرویف؛ از پاک کردن کفش تا انقلاب در فوتبال

حق نشر عکس EPA

هلندی پرنده، لاله طلایی... این‌ها لقب‌هایی است که در طول دوران فعالیت حرفه‌ای یوهان کرویف به او داده شد، بازیکن هلندی که پا به عرصه فوتبال دنیا گذاشت تا چیزی را در معرض تماشای جهانیان قرار دهد که تا پیش از آن دیده نشده بود. ستاره‌ای که با عنوان یکی از تأثیرگذارترین شخصیت های فوتبال از دنیا رفت. یک نابغه به تمام معنا که به آنچه در زمین فوتبال می‌گذشت، معنایی تازه بخشید.

داستان هنریک یوهان کرویف از بیمارستان بورخورزیکهاس در محله لینیسترات آمستردام شروع شد؛ بعد از ظهر روز ۲۵ نوامبر ۱۹۴۷. او فرزند دوم هرمانوس و پترونلا بود، پدر و مادری از طبقه کارگر که صاحب یک مغازه میوه‌فروشی بودند و در حومه آمستردام زندگی می‌کردند. محله‌ای که "یوپی" (نامی که کرویف را با آن صدا می کردند) تا ۱۹ سالگی‌اش را در آن گذراند و اولین حادثه تلخ زندگی یعنی مرگ پدرش را هم وقتی تنها ۱۲ سال داشت در آن تجربه کرد.

کرویف آن زمان با وساطت مادرش که نظافتچی ورزشگاه آژاکس بود توانست به تیم پایه‌ای این باشگاه راه پیدا کند. او بعد از مرگ پدرش برای کمک به خانواده ترک تحصیل و فقط روی فوتبال تمرکز کرد. یوهان کارش را با تمیز کردن کفش بازیکنان تیم اصلی و نگهداری از رختکن آنها شروع کرد. او در تمام رده‌های سنی پائین در آژاکس بازی کرد و زیر دست افرادی مثل رینوس میشل و استفان کواکس برای ورود به فوتبال حرفه‌ای آموزش دید. کرویف تنها با ۱۷ سال سن پیراهن شماره ۸ تیم اصلی آژاکس را پوشید و تحت مربیگری ویک باکینگهام انگلیسی جلوی خرونیخن به زمین رفت.

دوران طلایی بازیگری

حق نشر عکس Getty

کرویف آمیزه‌ای از نبوغ و قدرت بدنی بود و همین او را به یک فوتبالیست تکنیکی بی‌همتا تبدیل می‌کرد؛ فوتبالیستی که ویژگی بارزش ایجاد تغییر در ریتم بازی بود. او بین سال های ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۳، ۳۲۸ مرتبه با پیراهن آژاکس به زمین رفت و ۲۴۶ گل برای این تیم زد. ۷ قهرمانی لیگ هلند و سه قهرمانی در اروپا نتیجه ۹ سال حضور درخشان یوهان در باشگاهی بود که در آن شکل گرفته بود.

کارنامه سرشار از موفقیت کرویف در این تیم هلندی پای او را به نوکمپ باز کرد. با ورود او بارسلونایی که سال‌ها طعم موفقیت را نچشیده بود دوباره روی غلتک افتاد و بعد از ۱۴ سال جام قهرمانی لالیگا را از آن خود کرد. اسطوره هلندی ۵ سال برای بارسا بازی کرد و در ۱۴۳ بازی، ۴۸ گل برای این تیم زد تا از سوی هواداران لقب "ال سالوادور" به معنای نجات‌بخش را بگیرد. او بعد از آن در تیم‌های واشنگتن دیپلماتز و لوانته بازی کرد و سال ۱۹۸۱ دوباره به آژاکس برگشت تا باز هم قهرمانی در لیگ کشورش را تجربه کند. کرویف آخرین سال دوران بازیگری‌اش را در فاینورد گذراند و بعد از آن کفش‌هایش را آویخت و به سراغ مربیگری رفت. او در دوران بازی‌اش موفق شد سه بار در سال های ۷۱، ۷۳ و ۷۴ جایزه توپ طلا را ببرد.

تیم ملی

کرویف سال ۱۹۶۶ برای اولین بار به تیم ملی هلند دعوت شد و این تیم با حضور او یکی از بهترین دورانش را به ثبت رساند. نارنجی‌پوش‌ها در جام جهانی ۱۹۷۴ و با کاپیتانی کرویف به فینال جام جهانی رسیدند اما این دیدار را ۲ بر یک به آلمانی که فرانتس بکن بائر و گرد مولر را داشت، واگذار کردند و به نایب قهرمانی رضایت دادند. عملکرد چشمگیر کرویف در بازی‌های آن سال آلمان عنوان بهترین بازیکن جام را برایش به همراه داشت. او در بازی های یورو ۱۹۷۶ در یوگوسلاوی به همراه تیم ملی کشورش مقام سوم را کسب کرد.

مربی ای که انقلاب به پا کرد

حق نشر عکس AP

دوران مربیگری کرویف هم چیزی از دوران بازی اش کم نداشت. کرویف مربیگری را هم از آژاکس آغاز کرد و با سیستم ۳-۴-۳ ، اول در این تیم وبه طور کل در دنیای فوتبال انقلابی بوجود آورد. او سه سال روی نیمکت آژاکس نشست و دو قهرمانی جام حذفی را به دست آورد و جام قهرمانی جام در جام اروپا را هم روی دستانش بالا برد. کرویف سال ۱۹۸۸ این بار در سمت مربی به بارسلونا برگشت تا برای دومین بار نقطه عطفی در تاریخ این باشگاه رقم بزند. او بنیان‌گذار سبکی از بازی شد که بارسا مدت‌هاست با آن شناخته می شود و با تکیه بر آن به موفقیت می‌رسد. کرویف بین سال های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۶ هدایت بارسا را برعهده گرفت و با ۴ قهرمانی پیاپی در لالیگا، یک قهرمانی در جام حذفی اسپانیا، یک قهرمانی در جام در جام اروپا، سه قهرمانی در سوپرجام اسپانیا و مهم‌تر از همه اولین قهرمانی این تیم در اروپا، توانست نام "تیم رویایی" بارسا را برای همیشه در تاریخ حک کند. بعد از بارسا، کرویف با مربیگری هم خداحافظی کرد و تنها در سال های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۳ مربیگری تیم کاتالونیا را بر عهده گرفت.

سرطان ریه

فوریه سال ۲۰۱۵ کرویف رسما اعلام کرد که سرطان ریه دارد؛ بیماری‌ای که نتیجه سال‌ها اعتیاد سنگین او به سیگار بود. او البته از سال ۱۹۹۱ که کارش به عمل قلب کشید، سیگار را کنار گذاشت و وقتی روی نیمکت می‌نشست به جایش آب نبات چوبی در دهانش می‌گذاشت. با این حال نتوانست جلوی سرطان دوام بیاورد و همان اتفاقی افتاد که یک بار در موردش حرف زده بود: "فوتبال به من همه چیز داد اما سیگار همه چیزم را گرفت."