ایرج خدری٬ بازیکن سابق تیم ملی بسکتبال ایران درگذشت

Image caption ایرج خدری (۱۳۹۵-۱۳۵۰)

ایرج خدری٬ بازیکن سابق تیم ملی بسکتبال ایران در ۴۵ سالگی در بیمارستانی در تهران درگذشت.

آقای خدری پس از آنکه در مسابقه‌ای در سال ۱۳۷۷ به‌شدت آسیب دید دیگر نتوانست به زمین بسکتبال باز گردد.

خودش در گفت‌وگویی با تلویزیون ایران گفته بود که هر دو پایش از مچ فلج شده بودند.

او به علت دشواری در حرکت نتوانست ورزش را ادامه دهد و برای تامین معاش خانواده‌اش به دستفروشی در میدان امام حسین تهران روی آورد.

این بازیکن متولد کرمانشاه که در خرمشهر و بندرعباس بزرگ شده بود٬ با قد ۲۰۸ سانتیمتری خود خیلی زود در نوجوانی به عضویت تیم‌های ملی امید و بزرگسالان ایران در آمد.

در دهه هفتاد خورشیدی از بندرعباس به تهران مهاجرت کرد و برای تیم فتح تهران بازی کرد. در سال ۱۳۷۷ در جریان بازی‌های لیگ قهرمانی کشور در مشهد با کمر به زمین افتاد و نخاعش آسیب دید، این آسیب دیدگی باعث شد که برای همیشه از ورزش دور شود.

آقای خدری چند ماه پیش به خبرگزاری فارس گفت: "با وجود اینکه وضعیت خوبی نداشتم، مسئولان تیم فتح قرارداد را یک طرفه فسخ کردند و گفتند خانه‌ای که در اختیارتان است را هم باید تخلیه کنید. همان زمان پزشکان به من اعلام کردند که شاید با یک حرکت ساده هم دچار قطعی نخاع شوم. با وجود اینکه در مسابقات سوم شده بودیم، حتی مدال و حکم مرا هم ندادند و هیچ خبری از مسئولان تیم فتح نبود."

او به دلیل قامت خود مورد توجه تهیه‌کنندگان فیلم قرار گرفت و توانست در چند فیلم هم بازی کند٬ از جمله دایان باخ٬ من زمین را دوست دارم و علی سنتوری.

آقای خدری می‌گفت مدتی نیز به ورزش‌های بوکس و پرتاب وزنه می‌پرداخته و زمانی هم از او دعوت شده که دروازه‌بان تیم فوتبال پرسپولیس شود٬ اما بسکتبال را ادامه داد.

او می‌گفت که با توجه به قامت استثنایی‌اش تهیه کفش و لباس برایش دشوار بود و به خبرگزاری فارس گفته بود: "شماره پای من ۵۴ بود و زمانی که بازی می کردیم مانند الان نبود که همه چیز پیدا شود و مدتی را بدون کفش بسکتبال بازی می‌کردم تا اینکه برای مسابقات چیزی شبیه کفش را با برادرم درست کردیم و کسی هم متوجه نشد. پس از اینکه برای مسابقات جوانان به ژاپن رفتیم با پول خودم دو جفت کفش خریدم و مدتی پوشیدم."

آقای خدری می‌گفت بخشی از هزینه زندگی او را "کمیته امداد امام خمینی" تامین می‌کرده و اما برای تامین مخارج بیماری ام‌اس همسرش در چند سال اخیر مجبور بوده که دستفروشی هم بکند.

از او یک پسر ۱۰ ساله و یک دختر ۵ ساله مانده است.