سباستین پینی یرا Sebastian Pinera
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

به عبارت دیگر: گفتگو با سباستین پینی‌یرا Sebastian Pinera

مردم سراسر دنیا مسحور عملیات فوق العاده ایی بودند که برای نجات 33 معدنچی در شیلی انجام گرفت. 5 اوت بود که معدن فروریخت. برای 17 روز ارتباط معدنچیان با دنیای خارج قطع شد. ولی 69 روز بعد، تک تک آنها به سطح زمین برگردانده شدند. حادثه ایی که به راحتی می توانست پایانی فاجعه آمیز داشته باشد، به پیروزی و جشن تبدیل شد. سباستین پینی یرا (Sebastian Pinera)، رئیس جمهوری شیلی، طی عملیات نجات بارها در محل معدن حاضر شد. او روز پایان عملیات در محل حضور داشت و از تک تک معدنچیان هنگام رسیدن به سطح زمین استقبال کرد. آقای پینی یرا مهمان من در این بخش ویژه برنامه "هاردتاک" است. لندن اولین توقف او در سفرش به اروپاست. او امیدوار است بتواند از موفقیت عملیات نجات معدنچیان بهره برداری کند. او گفت: وقتی مردم دنیا از شیلی نام می برند نباید ژنرال پینوشه، دیکتاتور نظامی، برایشان تداعی کند. بلکه باید توانایی این مردم را هنگام اتحاد ببینند. تاریخ پخش: 2010/11/02

پرزیدنت سباستین پینی یرا به برنامه "هاردتاک" خوش آمدید.

خیلی ممنون، برای این فرصت.

لحظه ایی که معدنچیان نجات پیدا کردند، لحظه ایی عالی بود. ولی انتظار نداشتید شاهد چنین لحظه ایی باشید؟

درست است. آن لحظه پراحساسی بود. چون تمام کشور، و شاید تمام دنیا، برای جستجو و نجات کارگران متعهد شده بودند. لحظه شروع را خوب به یاد دارم، 5 اوت بود. ما همان لحظه اول متوجه شدیم که موضوع بسیار جدی است. معدنچیان در عمق 700 متری زیر کوهها گیر کرده بودند.

تلاش برای نجات آنها کار بسیار مشکلی بود. متوجه شدم که شرکتی که صاحب معدن است توانانی عملیات جستجو و نجات آنها را ندارد. همان موقع تصمیم گرفتم که دولت را مسئول و متعهد به عملیات جستجو و نجات کنم. من گفتم این کار را با همان تعهدی انجام می دهیم که برای پسران خودمان انجام می دادیم. گفتم ما از همه منابع و امکانات استفاده می کنیم. و این کار را کردیم.

مشاوران شما گفته بودند که شانس پیدا کردن آنها کمتر از 2 درصد است.

بله. به خصوص در 17 روز اول. ما نمی دانستیم که آنها کجا هستند. ما نمی دانستیم آیا زنده اند یا مرده؟ ولی ما هیچوقت باورمان را از دست ندادیم و به جستجوی خود ادامه دادیم.

در مورد روزی بگویید که محل معدنچیان را پیدا کردند. روزی غیرعادی برای شما بود.

یک روز غیرعادی بود، چون همان روز پدر همسر من فوت کرد. و من تمام شب قبلش را با او گذرانده بودم. آخرین حرفهایش این بود که ناامید نشوید و به جستجو ادامه دهید، آنها زنده اند. وقتی همسرم را دیدم او به من گفت که به محل معدن بروم. او گفت امروز اتفاقی خواهد افتاد.

من به محل معدن رفتم. قبلا چندین بار آنجا رفته بودم. این پنجمین بار بود. روز یکشنبه 21 اوت بود. وقتی به آنجا رسیدم آن یادداشت معدنچیان به دستمان رسیده بود. لحظه بسیار پراحساسی بود. فهمیدیم آنها زنده هستند، در یک سرپناه، همه 33 نفر.

آن یادداشت چطوری از اعماق زمین به دست شما رسید؟ قبل از اینکه شما به محل معدن برسید یا بعد از آن؟

10 دقیقه قبل از رسیدن من بود. معدنچیان یادداشت خود را به مته حفاری چسپانده بودند. وقتی مته بیرون آمد، یک نفر آن را دید. آن را با خودم اینجا هم دارم.

شما یادداشت را همیشه با خودتان دارید؟

از آن وقت، همیشه با من است.

آن را به ما نشان دهید. این اصل یادداشت است یا کپی آن؟

این کپی است. اصل آن را روی میز کارم در "لامونه را" دارم، در ساختمان ریاست جمهوری. در یادداشت نوشته شده: حالمان خوب است، در سرپناه هستیم، همه 33 نفر. یعنی تمام اطلاعاتی که لازم داشتیم. از آن لحظه به بعد موج شادی و مسرت همه جا را گرفت. مردم از خوشحالی اشک می ریختند. لحظه بسیار پراحساسی بود.

من فکر می کنم بیشتر خبرهای بی المللی خبرهای بدی هستند، مثل 11 سپتامبر، زلزله، یا خبرهایی از این دست. ولی این داستانی بود که شروعش یک تراژدی بود ولی پایانش یک موهبت الهی.

خوب، شما این خبر را گرفتید که آنها زنده اند، که خبر فوق العاده و شگفت انگیزی بود. ولی حالا شما باید آنها را از اعماق 700 متری زمین بیرون می آوردید. چطور با چنین مسئولیتی برخورد کردید؟

ما برنامه ریزی کرده بودیم که چطور آنها را نجات دهیم. من خیلی مطمئن بودم که آنها زنده اند. تمام آن مدت نوعی صدای درونی به من می گفت که آنها زنده اند. هربار که به محل معدن می رفتم، خانواده کارگران، همسران، پدران، مادران آنها به من می گفتند که آنها زنده اند، تسلیم نشو.

ولی شما باید تردید هم کرده باشید. چون حالا که ما اینجا نشسته ایم می دانیم که چه اتفاقی افتاده است. ولی در آن مرحله، بعد از آن همه مدت بی خبری، شما هم حتما تردید هایی داشتید.

شاید. ولی ایمانم از تردیدهایم قویتر بود. برای همین ما از پیش برنامه ریزی کرده بودیم که چطور آنها را نجات دهیم. یادم است وقتی با وزیر انرژی دیدار کردم، او گفت که ما برای نجات آنها سه نوع تکنولوژی داریم. ولی باید تصمیم می گرفتیم کدام یک را بکار بگیریم. چون ماشین ممکن است اشتباه کند ولی ما نباید اشتباه می کردیم. از همان لحظه اول رویکرد ما همینطور بود که هر کاری که از دست ما بعنوان انسان ساخته است را انجام دهیم. در عین حال من یک انسان معتقد هستم. ما به درگاه خدا دعا کردیم. و بسیار ممنونم، چون به دعای ما مستجاب شد.

شما می گویید که این سه امکان تکنولوژی را بکار بردید. گفته بودند که عملیات ممکن است 4 ماه طول بکشد. ولی درنهایت 69 روز طول کشید. در آن 69 امین روز بود که شما در معدن در محل عملیات ایستاده بودید. تصاویری داریم از لحظه هایی که اولین کارگران ظاهر می شوند: فلورنسیو آوه لوس، بعد ماریو سپره ودو، فانی لانتس. به ما بگویید اولین لحظه ایی که آنها بیرون آمدند چه احساسی داشتید؟

من و همسرم چند باربه محل معدن رفتیم و لحظه هایی را با خانواده هایشان گذراندیم. آنها برای ما فقط 33 کارگر نبودند. ما همسراها و والدینشان را می شناختیم. برای همین وقتی اولین آنها، فلورنسیو آوه لوس، بیرون آمد، من نتوانستم جلوی احساسات خودم را بگیرم. این لحظه ایی بود که ما برای رسیدن به آن خیلی سخت تلاش کرده بودیم. وقتی متوجه شدیم که به لحظه نجات آنها رسیده ایم، لحظات پراحساسی بود. ما هیچوقت این لحظه را فراموش نمی کنیم.

وقتی ماریو آن همه تکه صخره را در ته کپسول با خودش آورد.

ماریو آن همه تکه صخره با خودش آوره بود. من یکی از این تکه ها را برای دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، آوردم، و یک تکه برای ملکه الیزابت دوم.

عملیات فوق العاده ایی بود. 24 ساعت طول کشید و همه چیز خوب پیش رفت. شما گفتید که دعاهای شما برآورده شد. فکر می کنید که نجات آنها یک معجزه بود؟

معجزه، واژه خیلی بزرگی است. ولی فکر می کنم که این فقط تلاش بشری نبود. من از همان لحظه های اول گفتم که هرچه از دست بشر ساخته باشد ما انجام می دهیم. ولی نهایتا زندگی و سرنوشت آنها در دست خداست. و این اعتقاد را هم خانواده ها داشتند، چون همه آنها بسیار با ایمان بودند. من نمی گویم که معجزه بود، ولی فکر می کنم دست هایی پشتمان بود، دست هایی قدرتمند.

آنچه که معدنچینان در این 69 روز تجربه کرده اند سخت بوده است، و حالا آنها با چالش هایی روبرو هستند.

چالش های زیادی. بعد از 70 روز، آنها همان معدنچیان نیستند. مثل اینکه دوباره متولد شده باشند. مردم شیلی هم دیگر همان مردم قبلی نیستند، دولت شیلی هم همینطور. ما حال متوجه شده ایم که اگر متحد باشیم می توانیم به هدف های بزرگی برسیم. معدنچینان باید زندگی جدیدی را شروع کنند. مردم شیلی و دولت شیلی باز هم با چالش های جدیدی روبرو خواهند شد.

می خواهم صحبت را روی خود معدنچیان نگه داریم. شما به آنها دوره 6 ماهه کمک های روانشناسی پیشنهاد کرده اید. شما یکی از معدود افرادی هستید که با تک تک معدنچیان هم صحبت کرده اید. چه چیزی در مورد آنها توجه شما را جلب کرده است؟ توصیه شما به آنها چه بوده است؟

وقتی آنها آن زیر گیر افتاده بودند، من خودم بارها تلفنی و یا از طریق ویدئو با آنها صحبت کردم. و بسیار خوب به یاد دارم که یکی از آنها، لویی سوسو، گفت آقای رئیس جمهور من اینجا فرمانده هستم. وقتی وظیفه ام را اینجا انجام دادم، فرماندهی را به رئیس جمهور واگذار می کنم. و این زمانی است که همه 33 نفر سالم به سطح زمین برسند. و وقتی او بیرون آمد، باز هم لحظه بسیار پراحساسی بود، گفت ببین...

او آخرین معدنچی بود که بیرون آمد، لویی سوسو...

بله. او گفت من فرماندهی را به شما واگذار می کنم، چون وظیفه ام را به انجام رساندم. یک رهبر خوب تا زماینکه همه همراهانش صحیح و سالم خارج بشوند، مسئولیتش را ترک نمی کند. و او انجام داد.

من نقل قولی از او بکنم: من فرماندهی را به شما واگذار می کنم و امیدوارم این دیگر هرگز اتفاق نیافتد.

بله.

او گفت من به شیلیایی بودنم افتخار می کنم... و وقتی شما به این مسئله فکر می کنید که حادثه ایی این چنین دیگر اتفاق نیافتد چه چیزی مد نظر شماست؟ در این مورد، چه کسی را مقصر می دانید؟ صاحبان معدن؟ ناظران اجرایی؟ یا دولت؟

ما نمی توانیم ضمانت کنیم که در آینده هیچ حادثه ایی رخ نخواهد داد. ولی ما می توانیم یک چیز را ضمانت کنیم و آن اینکه ما تمام آنچه را که ضروریست انجام می دهیم تا در کشور معادن ایمن تری داشته باشیم.

البته این مسئولیت صاحبان معادن بود، چون آنها تمام قوانین شیلی را رعایت نکرده بودند. ولی در عین حال این مسئولیت دولت شیلی هم است، چون ما نتوانستیم اطمینان حاصل کنیم که قوانین اجرا شده است.

با صاحبان معادن صحبت کرده اید؟

نه.

ولی به آنها گفته شده است تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. و شما گفته اید که آنها کوتاهی کرده اند.

بله. فکر می کنم آنها کوتاهی کرده اند و مسئولیت دارند. آنها قوانین شیلی را رعایت نکردند. کارهایی را که توصیه شده بود انجام ندادند. مثلا در تمام معادن باید یک راه دوم خروجی دومین راه خروجی تعبیه شده باشد، ولی آنها این کار را نکرده بودند.

ولی گفته می شود در سال 2007 به علت مرگ چند معدنچی این معدن بسته شد و به آنها گفته شده بود که پیش بینی های ایمنی را بکنند.

و آنها این کار را نکردند.

و آنها این کار را نکردند و با وجود این آنها یک سال بعد از آن، اجازه یافتند که معدن را دوباره راه بیاندازند. و این تقصیر ناظران اجرایی است. اینطور نیست؟

بله. سال 2008 دولت قبلی سرکار بود. ما تصمیم داریم کل ساختار نظارت و اجرا را تغییر دهیم. اما بگذار چیزی به شما بگویم. ما داریم امکانات مورد نیاز ناظران را افزایش می دهیم تا بتوانند بطور کارآمدتری نظارت کنند. ما بودجه سازمان های نظارتی را 3 برابر می کنیم. ما این تغییرات را انجام می دهیم چون از این حادثه درس گرفته ایم. ما قوانین را بازنگری می کنیم تا بتوانیم از قوانین درجه یک جهانی اقتباس کنیم. این تغییرات فقط روی کاغذ نخواهد بود، بلکه تغییر در عمل و در زندگی واقعی مردم خواهد بود. به همین دلیل ما می خواهیم توانایی خود را برای اجرای این قوانین افزایش می دهیم.

جیمی سانشس، یکی از این معدنچیان که گرفتار شده بود، گفت که این کار همیشه خطرناک بوده است. وقتی کسی صدمه می بیند بهتر است شکایت نکند وگرنه اخراج می شود. یک فرهنگ سکوت حاکم است. و این یکی از دلایلی است که معدنچیان درخواست کرده اند دولت شیلی یکی از پیمان های سازمان بین المللی کارگری را تصویب کند. پیمان نامه 176 این سازمان در مورد سلامت و ایمنی کارگران است. ملحق شدن به این پیمان نامه به معدنچیان اطمینان خاطر می دهد بدون ترس حرفشان را بزنند. شما این پیمان نامه را تصویب خواهید کرد؟

بله. ولی اگر ترسی وجود دارد یا فرهنگ ترس... سارا، من می توانم ضمانت کنم که این دیگر تمام شده است. چون ما رسم جدیدی را در کشور بنیان گذاشته ایم. ما تلاش جدیدی را در کل کشور بوجود آوردیم، روش جدیدی را در جهت حمایت از زندگی، شرافت، و سلامت کارگرانمان، برای تبدیل شدن به یک کشور توسعه یافته. ما باید استانداردهای درجه یک جهانی را به کار گیریم، و ما این کار را ظرف 90 روز آینده خواهیم کرد.

پس بطور قطع شما به پیمان نامه 176 سازمان بین المللی کارگری در مورد معادن می پیوندید؟ این چیزی است که کارگران معدن خواهان آن هستند، چیزی که اتحادیه ها هم درخواست کرده اند.

شیلی تمام قوانین بین المللی را تصویب کرده است، و این هم یکی از آنهاست که تصویب خواهد کرد.

پس شما آن را تصویب خواهید کرد. این یکی از آن قوانینی است که تصویب نشده است و برای همین درخواستش را کرده اند.

بله. اما کاری که ما می کنیم این است که از کارگران می خواهیم هر وقت مشکل ایمنی وجود دارد حرفشان را بزنند. همینطور از کارفرمایان می خواهیم که بیشتر احتیاط کنند. ولی این کافی نیست. در نهایت این دولت است که مسئولیت دارد. دولت مسئولیت دارد که نه تنها استانداردها را تعیین کند بلکه اطمینان حاصل کند که این استانداردها در عمل اجرا می شود. و ما به شدت در این زمینه تلاش می کنیم.

به خاطر داشته باشید که دولت ما فقط 7 ماه است سرکار آمده است. و در این مدت یکی از شدیدترین زلزله ها در تاریخ بشر را داشتیم. چالش های بسیاری روبروی ماست. ولی، سارا، باور کن که ما تسلیم نخواهیم شد. ما تلاش می کنیم تا قوانین کار را بهتر کنیم. و این کار را با همان ایمان و تعهدی که با آن معدنچیان را نجات دادیم انجام خواهیم داد.

با وجود تمام هزینه هایی که این کار برای صاحبان معادن ایجاد می کند؟

فکر می کنم وقتی ما جان انسانها را نجات می دهیم هزینه ایی نکرده ایم بلکه سرمایه گذاری کرده ایم. اگر ما فرهنگ واقعی حمایت از جان انسان ها را داشته باشیم، صنعت معادن ما خیلی بسیار بهتر از اینها خواهد بود.

شما گفتید دولت شما مدت کوتاهی در قدرت بوده است، ولی شما قبول کردید که معدنچیان از دولت شکایت کنند. آیا دولت هم کوتاهی کرده است.

دولت ممکن است کوتاهی کرده باشد. از این جهت که اطمینان حاصل نکرد که قوانین واقعا اجرا می شوند. و معدنچیان هم از دولت شکایت نمی کنند بلکه از هر کسی که مسئول بوده است شکایت می کنند.

گفته می شود آنها می خواهند سوآن ستبان را برای اخذ غرامت 27 میلیون دلاری به دادگاه بکشانند. چقدر فکر می کنید آنها بتوانند این مبلغ را بگیرند.

نمی دانم. این تصمیمی است که دستگاه قضایی خواهد گرفت. اما آنچه که می توانم به شما بگویم این است که ما از همان لحظه های اول تمام آنچه را که در توان داشتیم بکار گرفتیم. من در اکوادور بودم که خبر حادثه را شنیدم و متوجه اهمیت موضوع شدم. من از وزیر معادن که با من بود درخواست کردم بلافاصله به شیلی برگردد و از مسئولان دیگری خواستم که به محل حادثه بروند. ما بلافاصله عملیات جستجو و نجات را شروع کردیم، نه یک هفته بعد، همان شب. کارمان را با ایمان ادامه دادیم و از تمام منابعی که داشتیم استفاده کردیم.

من به بسیاری از دولت های دوست، از جمله بریتانیا، آمریکا، و کانادا، تلفن کردم تا درخواست کمک کنم. نهایتا کمک ها بسیار سودمند بود. ولی بگذار چیزی برایت بگویم. تکنولوژی کپسول فینیکس تکنولوژی خود شیلی ها بود. مهندسان شیلی آن را ساخته بودند. و تکنولوژی خیلی موفقی بود.

از شما به دلیل اینکه دستتان در کار است بسیار تمجید شده است. ولی شما می دانید که از شما انتقادات بسیاری هم شده است. کسانی هستند که می گویند، ببینید شما خودتان را با چنین موفقیتی همراه کرده اید و حضور مشهودی در این جریانات داشته اید، چون منافع سیاسی برای شما داشته است.

سارا، درست است من خودم را متعهد به نجات معدنچیان کردم. 4 بار به محل معدن رفتم قبل از اینکه حتی بدانم آنها زنده اند یا مرده. پس این انتقاد منصفانه نیست.

این چیزی است که مردم راجع به شیوه حکومتی شما می گویند. می گویند شما عوام گرای جدید هستید. از همان زمانی که قدرت را به دست گرفته اید. بعضی ها می گویند این شیوه خوبی است و بعضی دیگر تردید دارند. آنها می گویند شیوه شما بعنوان رئیس یک دولت ائتلافی بیشتر در مورد خود پینی یرا است. ممکن است شما بخواهید استدالال کنید که این شیوه لازم است. ولی شما این ادعاها را قبول دارید؟

من مردی هستم که با تعهد و اشتیاق با چالش ها روبرو می شود. و همه زندگی ام همینطور بوده است. و حالا هم آن را تغییر نخواهم داد. اما البته، در مورد حادثه معدن، این یک تلاش جمعی در کل کشور بود. این تلاش دولت نبود، بلکه تمام کشور متعهد شده بود. و من دوست دارم از عده زیادی تشکر کنم. اینجا وقتش نیست. ولی هزاران نفر بودند که واقعا بیشترین تلاششان را کردند تا معدنچیان را نجات دهند.

ولی فقط حادثه معدنچیان نبود. بلکه تصمیمات دیگری هم که شما گرفتید، مثلا واکنش شما به زلزله، یا بستن یک نیروگاه حرارتی نزدیک به یک مجتمع عصب شناسی... آندره زاله ماندس، سناتوری که از مشاوران مبارزات انتخاباتی شما بود، گفته است که رئیس جمهور مقداری حس خوداندیشی دارد. کسانی هستند که دوست دارند فرمان بدهند و کسانی هستند که دوست دارند کارها را به دیگران محول کنند. رئیس جمهور دوست دارد فرمان بدهد تا محول کند.

من می گویم این حقیقت ندارد. تنها راهی که با آن می توان در زندگی به اهداف خود رسید کار تیمی است. ولی اینطور نیست که کار را محول کنم و بعد آن را فراموش کنم. متعهد هستم آن کار انجام شود و باید بر امور تسلط داشته باشم. این شیوه من است. و من به دلیل این شیوه ایی که دارم انتخاب شده ام. و فکر می کنم که یک رهبر واقعی باید دستش توی کار باشد، باید متعهد و مشتاق باشد. و این روش من در زندگی است.

اما یکی از انتقادات این است که شما بعنوان بخشی از یک ائتلاف انتخاب شدید و پابلو رانگرو، سناتور حزب یو دی آی، یکی از حامیان شما، از شما انتقاد کرده است و می گوید مشکل این است که افراط در شخصیت گرایی، پروژه های سازمانی را تضعیف می کند. او می گوید نمی شنوم هیج حزبی بخواهد با دولت ما ائتلاف کند و این موضوع باقی ماندن در دولت را بسیار پیچیده تر می کند. از اینرو شما شاید 4 سال خوبی را در دوران ریاست جمهوری بگذرانید ولی بعد از آن دوباره انتخاب نخواهید شد.

من با این مخالفم. سارا، بگذار چیزی بگویم. بلافاصله بعد از آنچه پابلو رانگرو گفت، 10 رهبر اصلی ائتلاف با آن مخالفت کردند. ولی خوب، مردم آزادی فکر دارند و باید دیدگاه های خود را بیان کنند و من به این احترام می گذارم. ولی فکر می کنم در کشوری مثل شیلی، وقتی کسی بعنوان رئیس جمهور انتخاب می شود، باید رهبری خود را اعمال کند. او نباید فقط بنشیند و ببیند چطور دیگران کارها را انجام می دهند، بلکه باید به امور تسلط داشته باشد. و این شیوه من است و آن را تغییر نخواهم داد.

شما در مورد شیلی صحبت می کنید، در مورد آینده آمریکای لاتین. و شما مبارزه انتخاباتی خود را بر این ایده پایه گذاشتید که فقر را ریشه کن کنید. ریشه کن کردن فقر شدید تا سال 2014 و ریشه کن کردن فقر تا سال 2018. از زمانی که انتخاب شده اید، همانطور که گفتید، دچار زلزله شدید، و بعد هم این فاجعه معدن. می توانید به این هدف بلندپروازانه برسید، ریشه کن کردن فقر؟

بله، فکر می کنم این هدفی بسیار بلندپروازانه، ولی عملی است. و مهمتر از آن این است که ما تلاش می کنیم تا قبل از پایان این دهه به چند هدف بلندپروازانه دست پیدا کنیم. امیدوارم و در این جهت تلاش خواهم کرد تا شیلی بتواند فقر را از بین ببرد، تا بر توسعه نیافتگی فائق شود و تا جامعه ایی پر از فرصت ها و عدالت اجتماعی برای همه بوجود آید. و این آرزوی من است. و تنها به این دلیل بوده است که من 20 سال اخیر زندگی ام را در کار دولتی گذارانده ام. می دانم که در زندگی شخصی، می توانی زندگی راحتتری داشته باشی، اگرچه زندگی بهتری نیست. ولی در کارهای دولتی، می توانی بهترین ایده ها را دنبال کنی و به بهترین هدف ها برسی.

ولی شما زندگی شخصی بسیار راحتی داشته اید. شما چهارمین مرد ثروتمند شیلی بودید. ثروت شما 1.2 میلیارد دلار تخمین زده شده است. و شما برای اولین بار کارت اعتباری را به شیلی آوردید. شما که یک مرد دست راستی هستید، حالا در کارهایی که انجام داده اید از جهات زیادی از سیاست های احزاب متمایل به چپ بی پرواتر عمل کرده اید.

می دانید که اصطلاحات راست و چپ از انقلاب فرانسه شروع شد. طرف چپ کسانی بودند که می خواستند سر شاه را بزنند و طرف راست کسانی بودند که می خواستند شاه را دوباره بر تخت بنشانند. سارا، من می توانم ضمانت کنم که نه می خواهم سر کسی را بزنم و نه می خواهم هیچ شاهی را بر تخت بنشانم.

ولی این در شیلی امروز به دلیل تاریخ کشور، دیکتاتوری، و ژنرال پینوشه مهم است.

ببین، من همیشه با دیکتاتوری مخالف بوده ام. اگر چه آنها اصلاحات قابل ملاحظه ایی انجام دادند. ولی به دلیل مسائل حقوق بشر و به این دلیل که من فکر می کنم انسان ها باید آزاد زندگی کنند و دمکراسی یک راه طبیعی زندگی بشر است، با دیکتاتوری مخالف بوده ام. چپی ها خیلی وقتها فکر می کنند که آنها تنها کسانی هستند که نگران فقر و برابری اجتماعی هستند. این حقیقت ندارد. اگر من 20 سال از بهترین سال های زندگی را وقف این کار کرده ام و اگر تمام خانواده ام را متعهد به این وظیفه کرده ام، به این دلیل بوده است که می خواهیم دولتی باشیم که واقعا در ریشه کن کردن فقر، کاهش نابرابری، و از بین بردن توسعه نیافتگی، موفق شود. و دولت ما در این مورد بسیار با جدیت و استمرار عمل خواهد کرد.

و اتفاقاتی که در چند ماه اخیر روی داده است، شما را در چگونگی اجرای این سیاست ها تغییر داده است؟

بله. من فکر می کنم همه را در شیلی تغییر داده است.

شما را چطور تغییر داده است؟

وقتی که انسان چنان حادثه ایی را تجربه می کند، حادثه ایی که شروعش یک تراژدی بود و پایانش چنان موفقیت آمیز، انسان تغییر می کند. حالا من خیلی بیشتر از قبل متعهد به اهداف و برنامه ریزی های دولت هستم. و بیشتر از قبل اطمینان دارم که می توانیم به این اهداف برسیم. فکر می کنم درسی که شیلی گرفته است این است که اگر ما با اتحاد و با ایمان از تمام امکانات، تکنولوژی، و علوم استفاده کنیم موفق خواهیم شد. و در عین حال باید وظایف را به تیم هایی از بهترین افراد بسپریم، چون این نهایتا این مردم بودند که باعث موفقیت شدند. به همین دلیل من خیلی خیلی مطئمن هستم که ما به اهداف دیگری هم در شیلی خواهیم رسید: یعنی ریشه کن کردن فقر و ایجاد توسعه.

پرزیدنت سباستین پینی یرو خیلی ممنون برای شرکت در برنامه "هادرتاک".

خیلی ممنون، سارا.