به روز شده:  20:02 گرينويچ - پنج شنبه 13 ژانويه 2011 - 23 دی 1389

ویدیو

خالکوبی برای کشته شدگان در عراق

مدیا پلیر

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

وفا بلال، هنرمند عراقی ساكن نيويورک، اخیرا مركز توجه خيلی از محافل هنری بوده است. بلال اين روزها با دوربينی كه از طريق چند آهنربا و با يك عمل جراحی به پشت سرش متصل شده زندگی می كند. چند وقت قبل از اين عمل جراحی و نصب دوربين، كتايون وزيری برای برنامه تماشای بی بی سی، طی گفت و گويی با وفا بلال، اصلی ترين كارهای اين هنرمند را تا امروز مرور كرده است.

در چند هفته گذشته وفا بلال، هنرمند عراقی ساکن نیویورک، یک چشم سوم پیدا کرده، دوربینی که پشت سرش نصب شده و هر دقیقه یک عکس می گیرد. این عکس ها که گویی تصاویر تصادفی از هر آنچه هنرمند پشت سر می‌ گذارد هستند، مستقیما و با جزئیات مکان و ساعت و دقیقه روی اینترنت قرار می‌گیرند.

وفا بلال، متولد سال ۱۹۶۶ میلادی، ۱۳۴۵ شمسی، در شهر نجف است. زندگی او به عنوان یک شیعه در عراق تحت حاکمیت صدام حسین، از اوایل نوجوانی با شرایط سیاسی کشورش گره خورده بود.

بلال در چهارده سالگی، جنگ عراق با ایران را تجربه می کند: "همه ما گویی شست ‌و شوی مغزی شده بودیم و نظام صدام برایمان ایده آل بود. اما وقتی چند سال گذشت و دیدیم دوستان و اعضای خانواده‌مان یک به یک می میرند، بیشتر به حقیقت ماجرا پی بردیم. جهت‌گیری هنری من هم در نقاشی‌های اولیه‌ ام عوض شد. خیلی سیاسی و درباره رژیم شد. اینکه چقدر رژیم - صدام - نسبت به قشر زیادی از جامعه ظلم می کند".

ریز ۲۱۳

ریز ۲۱۳ اثری است راجع به یکی از روش‌های شکنجه‌ زندانیان سیاسی زندان ابوغریب در زمان صدام حسین

نقطه عطف دیگر زندگی وفا بلال زمانی بود که صدام حسین کویت را اشغال کرد. در آن زمان بلال یکی از دانشجوهایی بود که علنا از شرکت در جنگ خودداری کرد. وی در سال ۱۹۹۰ مجبور به فرار شد. اولین درهم‌آمیختگی سیاست، بدن و درد را می توان در نخستین کارهای وفا بلال در بدو ورودش به آمریکا مشاهده کرد.

ریز ۲۱۳ (Raze 213) پروژه‌ای است راجع به یکی از روش‌های شکنجه‌ زندانیان سیاسی در زمان صدام حسین. خاطراتی که زندانیان سیاسی سابق ابوغریب در کمپ پناهندگان برایش تعریف کرده بودند دستمایه اصلی این اثر است.

به گفته این افراد یک روش شکنجه به نام "اسیدریزان" در زندان ابوغریب رواج داشته که در آن زندانی را در یک سلول کوچک قرار داده و با یک سیستم لوله‌کشی از نقاط مختلف و به صورت تصادفی، روی او اسید می ریختند تا زندانی کلا درکش را از واقعیت از دست بدهد. بلال وقتی در دانشگاه نیومکزیکو دانشجو بود، این سلول شکنجه را به طور کامل بازسازی کرد.

وفا بلال به گفته خودش در بسیاری از کارهای اولیه به تاریخ هنر ارجاع می‌ دهد: "من بستری که اثر در آن معنی پیدا میکند را تغییر می دهم تا بتوانم آن را به زمان حال بیاورم و بعد، از آن طریق، ایده‌ای را به کار اضافه می‌کنم. در عین حال کارها اینتراکتیو هستند، یعنی نقش انفعالی اثر هنری را معکوس کرده و آن را به اثری فعال تبدیل می کنند. آنها بدن بیننده را هم فعالانه درگیر می‌کنند و از حالت انفعالی در می‌ آورند و او دیگر بیننده منفعل یک اثر هنری روی دیوار نیست". در این آثار، بدن تماشاگر، جایی که حضور دارد و نسبتش با اثر هنری به عواملی مهم برای برقراری ارتباط با آن بدل می شود.

وفا بیلال

وفا بلال تفنگ پینت بال را به یک دستگاه دوربین‌دار وصل کرد و مردم می توانستند از طریق اینترنت به او شلیک کنند

یکی دیگر از نقاط عطف زندگی بلال که در کارهایش تبلور پیدا کرده، مرگ برادرش، حاجی، بر اثر انفجار موشک در یک ایست بازرسی در سال ۲۰۰۴ در شهر کوفه‌ است. پس از مرگ حاجی، پدر بلال هم خیلی زود از دنیا می رود. کار بعدی او، اثری بسیار کنایی، طنازانه و البته متاثرکننده درباره‌ مرگ شهروندان عراقی در جنگ‌های معاصر است.

وفا بلال اثرش را چنین تشریح می کند: "تفنگ پینت بال را برداشتم و به یک دستگاه دوربین‌دار وصل کردم. بعد این دستگاه را به اینترنت وصل کردم. به طوری که مردم می توانستند از هر جای دنیا تفنگ را به طرف من نشانه بروند و شلیک کنند. ۲۴ ساعت شبانه‌روز، به مدت یک ماه کامل. بدون وقفه. در آخر ۶۵۰۰۰ گلوله شلیک شده بود، از ۱۲۵ کشور دنیا و ۸ میلیون کلیک روی وبسایت این پروژه".

به گفته بلال، در این اثر از یک طرف بحث کشتن از راه دور مطرح می شود و از طرف دیگر پینت بال، اسلحه، و در نهایت هم اینترنت، یعنی همه مختصات مهم جنگ های معاصر: "من در حقیقت می‌خواستم فاصله بین منطقه جنگ یعنی عراق و منطقه‌ آرامش یعنی آمریکا را نشان بدهم. به نظرم آن سربازهای آمریکایی که از راه دور بمب‌ها را کنترل می‌کنند، با چیزی که روی زمین در جریان است هیچ ارتباطی برقرار نمی‌کنند. یک صفحه شبیه بازی های کامپیوتری جلوی آنهاست، نشانه می‌روند و شلیک می‌کنند".

جهادگر مجازی

وفا بلال با هک کردن یک بازی کامپیوتری، شخصیت خود را وارد آن کرد

توجه به زیباشناسی و سیاست نهفته در همین بازی‌های کامپیوتری الهام‌بخش "جهادگر مجازی"، اثر دیگری از وفا بلال است. اثری بسیار جنجال‌برانگیز که کارش حتی به تظاهرات آمریکایی‌های محافظه‌کار در مقابل گالری هم کشید.

وفا بلال داستان این اثر را چنین بازگو می کند: "در سال ۲۰۰۵ شنیدم که القاعده یک بازی کامپیوتری به اسم "شب دستگیری بوش" ساخته است. در این بازی نیروهای القاعده با سربازان آمریکایی می‌جنگند و در نهایت با بوش رودررو می‌شوند و به او شلیک می‌کنند. دولت آمریکا این بازی را پروپاگاندای تروریستی برای یارگیری بیشتر، تعبیر کرده بود. برای من جالب بود که سازمانی برای یارگیری یا منتقل کردن پیامش علیه یک سازمان دیگر بازی کامپیوتری بیرون داده است. از قضا این ایده خیلی شبیه بازی‌ای بود که قبلا آمریکا درست کرده بود. اما گویی وقتی دولت آمریکا این کار را کرده بود برای کسی اهمیت نداشت".

بلال ادامه می دهد: "من بازی را دانلود کردم و متوجه شدم ایده‌ اولیه از القاعده نبوده بلکه یک بازی آمریکایی به نام "در جست‌وجوی صدام" پیش از آن ساخته شده بود. در آن بازی عراقی‌ها همه صدام هستند و یونیفورم یک شکل هم دارند و تنها یک کلمه حرف می‌زنند و آن هم کلمه ای بی‌معنی است. آخرین مرحله بازی زمانی است که صدام را می‌کشی! من فهمیدم آن بازی سال ۲۰۰۳ منتشر شده اما نکته‌ای برای کسی نداشته، چرا که اگر یک عراقی دیگر را هم کشتی، کشته‌ ای! آیا برای کسی مهم است؟"

بمب گذاری انتحاری پدیده‌ عجیب و غریبی که ما اینجا می‌شنویم نیست، که آدم‌ها خودشان را برای رسیدن به ۷۲ باکره منفجر کنند!

وفا بلال

وفا بلال برای "بیشتر کردن آگاهی‌ نسبت به ماهیت بازی‌های کامپیوتری" و طرح "چرایی وجود بمبگذاران انتحاری در کشوری که پیش از آن هرگز چنین پدیده ای نداشته"، دست به هک کردن بازی زد و خودش را به عنوان جهادگری مجازی به آن اضافه کرد. این شخصیت جدید در جریان بازی متوجه کشته شدن برادر و پدرش در جریان اشغال عراق توسط آمریکا می شود. به تعبیر وفا بلال او بدنش را در بازی قرار داد و به بازی کن این اختیار را داد تا او را کنترل کند و اگر خواست حتی او را کنار جورج بوش بفرستد تا خودش را منفجر کند.

وفا بلال واکنش ها به این اثر را چنین توصیف می کند: "مشخصا دولت آمریکا از این کار خوشش نیامد. اما من توانستم حرفم را بزنم که بازی‌های کامپیوتری با این نسل - جوان - آمریکایی ها چه می‌کند، و چه طور از آنها سربازانی خوب می سازد. این نکته را هم توانستم بگویم که بمب گذاری انتحاری پدیده‌ عجیب و غریبی که ما اینجا می‌شنویم نیست، که آدم‌ها خودشان را برای رسیدن به ۷۲ باکره منفجر کنند! این خیلی تفسیر احمقانه‌ ای است! آمریکا کشوری را اشغال کرد، اما امنیت مردمش را تامین نکرده است. ضمنا طبیعی است که مرگ این برادرها، پدرها، دخترها و پسرها، مردم را خشمگین می‌کند و آنها را به مبارزینی افراطی تبدیل می کند. در نهایت دولت آمریکا و همه عصبانی شدند و نمایشگاه ۲ بار در مدت ۲ روز بسته شد".

شاید اثر ماقبل آخر این هنرمند و استاد دانشگاه نیویورک بتواند با وضوح بیشتری نگاه او را به حوادثی که در کشورش می گذرد، بیان کند. اثری درباره‌ رنج و اندوه کشته‌شدگان دو طرف در جنگ عراق. اما رنجی که در آن مرگ آمریکایی‌ها دیده می‌شود و مرگ عراقی‌ها از چشم همگان پنهان است.

در این اجرای زنده که ۲۴ ساعت طول کشیده، وفا بلال بدن خودش را به بومی تبدیل می‌کند که روی آن، بر نقشه‌ بدون مرز عراق، به ازای هر کشته‌ آمریکایی یا عراقی یک نقطه در نزدیکی محل مرگ آنها خالکوبی می‌شود. برای پنج هزار کشته‌ آمریکایی از جوهری که هیچ وقت پاک نخواهد شد استفاده شده و برای صدهزار کشته‌ عراقی از جوهر سبز نامرئی که فقط زیر نور ماورای بنفش دیده می شود.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.