به عبارت دیگر
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

به عبارت دیگر: گفتگو با حُسن بانو غضنفر

دولت افغانستان افتخار می کند که 68 زن نماینده در پارلمانش دارد و در زمره معدود کشورهایی است که وزارت خاص زنان دارد. ولی آیا این ظواهر زیبا و جهان پسند بازتاب واقعیت موقعیت زنان افغانستان است. جواب حُسن بانو غضنفر، مهمان برنامه به عبارت دیگر، که بالاترین مسئولیت را در امور زنان در دولت افغانستان دارد به این سوال چیست؟ تاریخ پخش: 2011/04/05

حُسن بانو غضنفر، سرپرست وزارت امور زنان افغانستان، به برنامه "به عبارت دیگر" خوش آمدید.

تشکر بسیار زیاد. سلام و احترامات خود را خدمت شما و بیننده های گرامی شما تقدیم می کنم.

خیلی متشکرم. خانم غضنفر، وقتی آدم از بیرون به افغانستان نگاه می کند، کشوری با 68 نماینده زن در پارلمان، وزارت زنان، و شخصیت هایی مثل خود شما که در سمت وزارت فعالیت می کنید، خیال می کند که واقعا وضع زنان افغانستان باید خیلی بهتر از کشورهای دیگر باشد. آیا واقعیت این طور است؟

تشکر از سوال شما. ظاهرا خوب چنین است چیزی که شما گفتید. اما نمی توانیم بگوییم که در ساحات دیگر هم ما در همین سرحد مشارکت سیاسی موفقیت هایی داشته ایم. اتفاقا در قسمت مشارکت سیاسی، ما موفقیت بسیار خوبی را بدست آورده ایم. ولی ما از نگاه اقتصادی، فرهنگی، تعلیمی، تحصیلی، سواد زیاد عقب مانده ایم متاسفانه اگر واقعیت ها را بگوییم.

ولی آن عده زنان نماینده هم یعنی واقعا آنجا هستند برای اینکه مثمر ثمر هستند برای اینکه فعال هستند و کمک می کنند به وضعیت زنان افغانستان یا اینکه بطور صوری آنجا هستند؟

من فکر می کنم که این اولین تجربه ما بود پارلمان قبلی، و این دومین تجربه ما در قسمت خانم هاست در پارلمان. یقینا که همیشه در همه کشورها تجربه های اولی و دومی نمی تواند کاملا رضایت بخش و فعال باشد. با آن هم من می توانم از کارکردهای بسیار خوب اعضای پارلمان با وزارت امور زنان در مجموع برای بهبود وضعیت افغانستان گفته می توانم که آنها در سر حد صلاحیت و امکانات و استعداد خود بخاطر بهبود وضعیت زنان کارهایی را انجام داده اند.

ولی، خانم غضنفر، انتقادی که معمولا می شود این است که این اصلاحات یک اصلاحات تحمیلی بود که توسط کشورهای غربی به جامعه افغانستان تحمیل شد و برآمده از جامعه خود افغانستان و خواست مردم افغانستان نبوده است.

من این را نمی پذیرم. بخاطر چی. من خودم را مثال می زنم. مثلا ما ممکن است 45 سال قبل به دنیا آمده ام. و 45 سال قبل کدام تحمیلی بر ما نبود. من در یک ولسوالی بسیار دورافتاده ای به نام ولسوالی آقچه در ولایت جوزجان به دنیا آمدم. وقتی من به دنیا آمدم من دفعا به مکتب رفتم و تمام خواهران من هم به مکتب می رفتند. تمام هم کوچگی های ما که در یک کوچه بودیم همه شان مکتب می رفتند.

ولی، خانم غضنفر، خیلی عذر می خواهم، شما از یک خانواده متمول و روشنفکر افغانستان بودید. همه مثل شما نبودند.

حرف شما بجاست، ولی من یگانه نفر نبودم که آن وقت به مکتب می رفتم. اکثر فامیل های من به مکتب دسترسی داشتند. و بعد از مکتب مثلا هر کسی نمی تواند فاکتولته (دانشگاه) بخواند حداقل یک کاری برای خود پیدا می کرد انجام می داد. اما من اگر بطور عموم برای شما بگویم اینکه یک عده زنان روشنفکر هستند و یا به یک درجاتی رسیده اند من این را تحمیلی از طرف کشورها خارجه نمی دانم، بلکه مردم افغانستان، شما می فهمید (می دانید) که خراسان زمین سالیان سال قبل یک کشور بسیار بافرهنگ و باستانی بود و مردمان خردمندی مثل مولانای بلخ داشته مثل ابی سینای بلخی داشته، ریاضی دان های معروف، ستاره شناس های معروف، علمای معروفی داشته است که امروز تمام غرب را درس می دهند. و غربی ها از آثار آنها استفاده می کنند. پس معلوم است که افغانستان یا خراسان زمین یا سرزمین شرق گهواره تمدن، فرهنگ، علم و دانش همیشه بوده و او نمی تواند که برای فرزندان قرن بیست خود هم آنها را بی نصیب از این بگذارد. بنابراین افرادی که در قرن بیست هم زندگی می کردند در افغانستان و در اطرافش یقینا که به علم و فرهنگ و دانش می پرداختند. اینکه ما یک سلسله مشکلات پیدا کردیم این در 30 سال اخیر در اثر جنگ ها و مهاجرت ها بوده است. و قبل از آن هم ما ذخیره فرهنگی بسیار بزرگ و وسیع در سراسر افغانستان داشتیم. می توانم مثال های بسیار زنده برای شما بگویم.

این کاملا درست است، خانم غضنفر. آن اشاره ای که شما به وضعیت تاریخی آن مناطق دارید می کنید، ولی این را هم قبول کنید که تمام اینها همیشه شامل حال مردها شده است و به ندرت زنانی بودند که در زمره این مشاهیر ادب و فرهنگ آن خطه بودند. حالا کاری به آن نداریم. الان بحث ما سر این است که حالا که چه تحمیلی چه غیرتحمیلی 10 سال از این اصلاحات در افغانستان می گذرد، وزارت شما برای اینکه اولا این اصلاحات قابل قبول بکند برای جامعه و دوما اینها را به اجرا بگذارد دقیقا چه کار کرده است؟

وزارت امور زنان اساسا یک وزارت پلیسی ساز (سیاستگذار) است. و وزارت پلیسی ساز (سیاستگذار) معلوم است که پلان (برنامه) کاری باید داشته باشد، پلیسی ها (سیاست ها) داشته باشد، مقررات داشته باشد. و همچنان در پهلوی از این هماهنگ کننده است، نظارت کننده است، کنترل کننده است. پس وظیفه ما از ذهنیت سازی آغاز می شود.

ما 2 سال قبل پلان (برنامه) کاری ملی 10 ساله برای زنان تصویب کردیم که این پلان (برنامه) دارای 6 شاخص بسیار عمده برای زنان افغانستان بود، مثل تعلیم و تربیت، توسعه اقتصاد زنان، مشارکت سیاسی زنان، صحت (بهداشت) برای زنان، حقوق برای زنان، از این قبیل چیزها بود که همین شاخص های عمده داخل پلان ها (برنامه ها) و برنامه های وزارتخانه ها گردید.

و حال وزارت امور زنان وظیفه دارد که بر همه این پلان ها (برنامه ها) را که شامل پلان (برنامه) وزارتخانه ساخته است باید اینها جامه عمل بپوشند یعنی بودجه برایشان نهادینه شود، اینها در عمل پیاده شوند. و در پهلوی این وزارت امور زنان وظیفه ذهنیت سازی را هم بر عهده دارد. یعنی ذهنیت عامه را انکشاف (پیشرفت) بدهد. یعنی مردها و زنها هر دو ذهنشان باید انکشاف (پیشرفت) بکند، سوادشان انکشاف (پیشرفت) بکند تا همدیگر را بپذیرند.

حداقل ما در قرنها قبل در دین مقدس اسلام حقوق زنان به رسمیت شناخته شده است، تحصیل و تعلیم برای زنان به رسمیت شناخته شده است، همین را تبلیغ بکنیم که مردهای ما آگاه شوند که آموزش علم برای زن و مرد فرض است. پس ما ذهنیت سازی یکی از کارهای بسیار بسیار عمده ما است. و در قدم بعدی کاری را که وزارت امور زنان مستقیما انجام می دهد منع خشونت علیه زنان است که ما قدم هایی را به ارتباط منع خشونت علیه زنان برداشته ایم که از آن جمله یکی تصویب قانون منع خشونت علیه زنان است و در قدم دوم کمیسیون منع خشونت علیه زنان است که اخیرا براساس قانون منع خشونت علیه زنان به فعالیت در مرکز و 10 ولایت دیگر آغاز کرده است که عن قریب در 34 ولایت ما این کمیسیون ها را می داشته باشیم تا این که خشونت هایی را که در اطراف و اکناف ولایات واقع می شود آن را مورد بررسی قرار بدهند و یک راهکاری مطابق وضعیت همان منطقه برایش بوجود بیاورند و ما هم در حال ساختن پلیسی ها (سیاستگذاری ها) مختلف، مقررات مختلف هستیم تا اگر بتوانیم کاهشی در منع خشونت علیه زنان بوجود بیاوریم.

بسیار خوب، حالا شما اشاره کردید درواقع آن چیزی که شما می گویید خانم غضنفر دستاورد عمده شما ذهنیت سازی و تصویب قانون منع خشونت علیه زنان است. یعنی چیزی فراتر از آن انجام نداده اید که شما انگشت بگذارید و بگویید این دستاورد ما طی این حداقل طی این 6 سال گذشته است.

من می توانم فراتر از آن برای شما بگویم، فراتر از آن هم انجام داده ایم.

چکار کرده اید؟

برای مثال تنها قانون منع خشونت نیست. بلکه ما یک سلسله قوانین برای بهبود وضعیت زندگی زنان روی دست داریم که از آن جمله تصویب شده اش قانون منع خشونت و قانون سرپرستی اطفال یتیم و بی سرپرست و مقررات برای تنظیم کار زنان تجارت پیشه که شما خبر دارید یک پدیده جدید در 10 سال اخیر است که 300 خانم تجارت پیشه کمپانی های (شرکت های) خود را ثبت کرده اند است. و همچنان در پهلوی از این ما 30 تعمیر (ساختمان) در 30 ولایت کشور توانستیم در جریان 10 سال بسازیم که آن هم یک دستاورد بسیار عمده می باشد اگر بتوانیم با دیگر وزارتخانه ها این را بطور مقایسه ای ببینید.

یا مثلا 16 باغ زنانه در 16 ولایت کشور بوجود آمده است که اینها تنها باغ و تنها تعمیر (ساختمان) نیستند بلکه در اینجا خانم ها جمع می شوند، سواد می آموزند، حرفه می آموزند، محافل ملی و بین المللی را تجلیل می کنند، تبادل افکار می کنند، تفریح و استراحت می کنند. در اینجا مجموعه سپورتی (ورزشی) وجود دارد، مارکت (بازار) فروش برای صنایع دستی زنان وجود دارد، مسائل حرفه ای را خانم ها می آموزند و سطح آگاهی خود را از همه مهمتر بالا می روند که این بلند بردن سطح آگاهی شان یکی از برنامه های ذهنیت سازی ما است که این جریان دارد.

اما تنها وزارت امور زنان موظف به این نیست که برای زنان کار بکند، 24 وزارتخانه دیگر هم برای زنان کار می کنند، بطور مثال براساس پلیسی (سیاست) شمولیت دختران در مکاتب فعلا در به 37 فی صد (درصد) تعدادشان رسیده است، یا در موسسات تحصیلات عالی 20 فی صد (درصد) تعداد دخترها رسیده است. یا مثلا 15 فی صد (درصد) معلمین آنها را زنان تشکیل می دهند. پس شما می خواهید از من بشنوید که دستاوردهای ما خیلی زیاد است که من از آن جمله خیلی خلاصه برای شما نام بردم.

بسیار خوب، خیلی متشکرم. البته شما اشاره کردید به درصد بسیار بالای دختران در مدرسه و غیره. ولی اینها را واقعا نمی شود به حساب دستاورد وزارت زنان گذاشت، برای اینکه این اتفاقی بود که در گذشته هم بود. در گذشته من خودم شخصا در سال 1995 در کابل بودم و آن موقع عده دانشجویان دختر در دانشگاه کابل 60 درصد بود. و این سال 1995 زمان حکومت مجاهدین بود، پیش از آن به مراتب بیشتر بود.

ولی آن به صفر رسیده بود، بعد آن براساس تشویق ما و کار ما تعدادشان بیشتر شد. هیچ وقت مثلا در جلسه مشورتی ملی صلح زنان شرکت نداشتند، حداقل 20 فی صد (درصد) درصد شرکت نداشتند. براساس تشویق وزارت امور زنان بود که در جلسه ملی صلح مشورتی اخیرا 25 درصد (فی صد) خانم ها شرکت کرده اند. و همین که بیداری خانم ها هست، همین که آنها خشونت هایی را که در فامیل ها واقع می شوند می آیند ثبت می کنند این هم دستاورد وزارت امور زنان است. من برای شما اینطور می گویم که در هر وزارتخانه به ارتباط بهبود وضعیت زنان کار می شود آن دستاورد وزارت امور زنان است. بخاطر چی؟ بخاطر از اینکه ما پلان ها (برنامه ها) و پلیسی های (سیاست های) خود را شامل حال وزارتخانه ها می سازیم و وزارتخانه ها وظیفه دارند که آن را تطبیق بکنند.

بطور مثال، مثال عمده و آشکار برای شما می دهم. وزارت انکشاف (توسعه) در دهات در قریه جات کار می کند دستگاه های خرده ریزه را برای خانم ها فعال می سازد یا هر آنچه که خانم ها شورای زنان پیشنهاد می کنند برایشان همان را انجام می دهند آن درواقع دستاورد امور زنان است. بخاطر چی؟ بخاطر اینکه ما قدرت اجرایی نداریم. ما پلیسی های (سیاست های) خود را به این وزارتخانه ها می دهیم تا در عمل پیاده کنند.

متشکرم. اگر اجازه بدهید می خواهم من هم سوالم را بکنم. شما اشاره کردید به مسئله برنامه ریزی و پلان (برنامه) که داشتید. این پلان (برنامه) شما چه وقت تصویب کردید و به اجرا گذاشتید؟ 2 سال پیش بود، درست است؟

بله، ما مدت 3 سال روی این پلان (برنامه) کار کردیم و بعد از اینکه نظریات تمام خانم ها را جامعه مدنی را حقوق بشر را و نهادهایی که برای زنان کار می کنند در جریان 2 سال از 2000 خانم نظرخواهی شد و این پلان (برنامه) پذیرفته شد. مثلا در این پلان (برنامه) گفته می شود که تا 5 سال آینده باید تمام وزارتخانه ها 30 فی صد (30 درصد) اشتراک زنان را بالا ببرند. تا 10 سال آینده وزارت معارف 100 فی صد (100 درصد)، بعضی از وزارت ها 40 فی صد (40 درصد)، بعضی وزارت ها 35 فی صد (35 درصد). نظر به پروفایل کاری خود تعداد خانم ها را بیشتر بسازند.

خانم غضنفر، چرا اینقدر دیر؟ الان وزارت زنان چندین سال است که وجود دارد چرا شما صبر کردید این همه مدت و بعد پلان (برنامه) خودتان را دادید؟ چرا از اولی که وزارت زنان تشکیل شد شما به فکر این پلان (برنامه) نبودید؟

بله، شما ببینید، وقتی یک وزارت نو ایجاد می شود، در هیچ گوشه دنیا نمی تواند دفعتا پلان (برنامه) خود را آماده بسازد. بله، سابق هم بی پلان (بدون برنامه) نبوده است. آنها سابق هم وزارت پلان های (برنامه های) یک ساله خود را تصویب می کرد بعدا روی همان کار می کرد. ولی برای ساختن یک پلان (برنامه) بسیار قوی برای 10 سال ضرورت است که 3 سال سر از آن کار شود. وزارت امور زنان وقتی ایجاد شد وظیفه داشت که در 34 ولایت نمایندگی های خود را داشته باشد. مصروف (مشغول) تشکیلات خود بود، مصروف (مشغول) یک سلسله کارهای بسیار مهم که در اولویتش قرار داشت بود. طبیعی است که سر پلان (برنامه) هم فکر می کرد. ولی پلان (برنامه) برای زنان افغانستان که در تاریخ افغانستان برای اولین بار ساخته می شود به هیچ وجه نمی تواند در 6 ماه یا یک سال ساخته شود. یقینا که 2 یا 3 سال ضرورت داشت که این پلان (برنامه) کاملا آماده شود و این پلان (برنامه) به تمام ولایات برود. نظرخواهی شود. و من فکر می کنم کاملا دقیق است که پلان (برنامه) بعد از 3 سال تصویب شد. همین الان من در کنفرانس کشورهای اسلامی "او آی سی"، که عضوش هستم، 54 کشور در آنجا حضور دارند. در آنجا دهها کشور هنوز پلان (برنامه) کاری ندارند. از طرف جلسه "او آی سی" برایشان پیشنهاد می شود که شما لطفا وزارت امور زنان تان را، یعنی وزارت امور زنان لطفا خود شما دست بکار شوید و یک پلان (برنامه) برای زنان بسازید. ما فقط 2 سال قبل در جلسه قاهره برای ما توصیه شد که لطفا کل وزارت های امور زنان در تمام کشور پلان (برنامه) ملی داشته باشید. و ما پلان (برنامه) ملی خود را همان لحظه دفعتا مصوبه اش را برایشان تقدیم کردیم. و من از 8 کشور عضو "سارک" هم اطلاع دارم این چیزها همیشه مقایسه ای می شود. من می خواهم با شما مقایسه کنم. و در مقایسه هم بگویم که در هیچ کشور دنیا هم چنین نیست که وزارت تولد می شود دفعا پلان (برنامه) می سازد.

بسیار خوب، حرف شما را قبول می کنم.

اختیار دارید که قبول نکنید، تحقیق بکنید.

تحقیق کرده ایم خانم غضنفر، قبل از اینکه با شما صحبت بکنیم.

عرض کنم که یک صحبت دیگر این است که شما درمجموع یک جایی شما در مصاحبه ای گفته اید شما اصولا چه در دوران تحصیلاتان و چه در زمان کاری تان همیشه به دنبال موفقیت صددرصدی بوده اید و هیچوقت به 99 درصد قانع نبوده اید. حالا شما فکر می کنید که زنان افغان به کارنامه وزارت شما در امور زنان نمره 100 می دهند؟

برای من این اهمیت ندارد که دیگران به من چند نمره می دهند. من پلانی (برنامه ای) را که پیش روی خود می گذارم آن را که خودم صددرصد انجام بدهم من آن وقت خودم که وجدانا راضی باشم آن وقت من نمره خود را صددرصد می دانم. آنها بهبود وضعیت زنان را می خواهند و بهبود وضعیت زنان مربوط به کار 24 وزارتخانه است، نه تنها به وزارت امور زنان. وزارت امور زنان به حیث یک وزارت پلان ها (برنامه ها) و پلیسی ها (سیاست ها) و کارهای خود را درقبال زنان کاملا صددرصد انجام داده است و شما می توانید طی یک مصاحبه ای از نزدیک شما ببینید پلان های (برنامه های) ما چه بوده است و ما بالاتر از پلان (برنامه) کار کرده ایم. و اینکه زنان مثلا در فقر اقتصادی بسرمی برند آن گناه ما نیست. یا اینکه 12 فی صد (12 درصد) باسواد هستند آن گناه ما نیست. ما معاونت سواد حیاتی (آموزش پایه) داریم ما وزارت معارف داریم وزارت تحصیلات عالی داریم عدلیه (قضایی) داریم صحت (بهداشت) داریم. و هر وزارتخانه باید کار خود را انجام بدهد و وزارت امور زنان در واقعیت امر پلیسی (سیاست) خود را در این ارتباط به کل وزارتخانه ها داده است.

بسیار خوب. صحبت شما این است که وزارت زنان درواقع یک وزارتی است که برنامه و پلیسی (سیاست) تهیه می کند. یک وزارتخانه اجرایی نیست. آیا هیچوقت تلاش کرده اید از پارلمان اختیارات بیشتری بگیرید که شما بتوانید امکانات و اختیارات اجرایی هم داشته باشید.

خوب، ما شاید بتوانیم یک مقدار اختیارات اجرایی هم بدست بیاوریم. ولی ما هر کاری بکنیم این تداخل در وظایف دیگر وزارتخانه ها می باشد. شما مثلا چه وظیفه ای را برای ما پیشنهاد می کنید که من برای شما دلیلش را بگویم که چرا ما آن وظیفه را به عهده خود نگرفته ایم. ساختن مکتب است؟ ساختن پنتون (دانشگاه) است؟ یا کلینیک برای زنان است؟ یا اینکه ما از نگاه عدلی و قضایی زنان را مورد بازپرس قرار بدهیم.کدام یک را شما به ما پیشنهاد می دهید؟

اتفاقا، خانم غضنفر، همین بحثی که الان کردید از نگاه عدلی و قضایی، بسیاری از زنان به شما مراجعه می کنند ولی بسیاری هم مراجعه نمی کنند، برای اینکه می گویند که ما دادخواهی نمی بینیم از طرف وزارت زنان وقتی که مراجعه می کنیم، درنتیجه فرقی به حال ما نمی کند که ما مراجعه بکنیم به آنجا یا نه. چرا نمی توانید در این زمینه یک مقداری فعال تر باشید و بیشتر به خواست زنان عمل بکنید؟

ما در این قسمت بسیار فعال هستیم، 4300 قضیه که در سال گذشته به ما مراجعه شده است ما 4000 قضیه آن را حل و فصل کرده ایم. و این را من بالاتر از محاکم می دانم. شاید که ما بیشتر و خوبتر از محاکم به قضایا رسیدگی کنیم، اما نه مستقیم، از طریق محاکم ما دوسیه ها (پرونده ها) را پیگیری می کنیم ما برای آنها وکلای مدافع می گیریم کسانی که به ما مراجعه می کنند. خانمی که مراجعه نکرده باشد از کجا می داند که پرابلم (مشکل) او چگونه حل می شود و از خانم هایی که مراجعه کرده اند شما لطفا بپرسید که چگونه ما به آنها رسیدگی کرده ایم، درحالیکه وظیفه ما هم نیست که ما مستقیم رسیدگی کنیم. بعد از اینکه محاکم برای چه وجود دارند، محکمه فامیلی بخاطر چه است، سارنوالی (دادستانی) بخاطر چه است؟ و محاکم باید این کار را انجام بدهند. ما صرف ممد (کمک) هستیم، ما زمینه ساز هستیم، ما هماهنگ کننده هستیم و ما هماهنگی خود را همیشه اجرا کرده ایم. آیا شما فکر می کنید که معضلات مردها در عدلیه و قضاییه گویا هیچ معضلی ندارند؟

چرا آنها مشکلات دارند، حتما دارند. خانم غضنفر، شما در وزارت امور زنان واقعا مستقل هستید؟

بله، واقعا مستقل هستیم.

ولی در مواردی اخیرا در مسئله خانه های امن، خانه های امن شما بهرحال می خواهید این را از عهده سازمان های غیردولتی بگیرید و مستقیما زیر نظارت وزارت زنان قرار بدهید و این چیزی است که مورد خواست رئیس جمهوری است، و شما دارید در عمل به خواست رئیس جمهوری عمل می کنید و نه لزوما منافع زنان. این انتقادی است که به شما می شود.

نخیر، به نظرم شما هنوز از یک سلسله قضایا به نظرم اطلاع ندارید، شما باید یک لطف می کردید همان استراتژی را که در جریان 2 سال وزارت امور زنان، روسای خانه های امن، اعضای محترم جامعه مدنی، نماینده محترم کمیسیون مستقل حقوق بشر بوجود آوردند، که البته یک جایی با همکاران حقوقی که از وزارت عدلیه هم همکار ما بودند، یک جایی بوجود آوردند. و آنها هستند که به ما تفویذ کردند این استراتژی است که برای ما تفویذ می کند که ما نظارت خانه های امن را به عهده داشته باشیم، رهبری خانه های امن را به عهده داشته باشیم. و این را خواهانش خود ما هم هستیم. چرا که ما باید بفهمیم که در خانه های امن چه می گذرد، چرا که شما می بینید که یک سلسله شایعات در مطبوعات است. براساس از آن ما باید مستقیما دخیل باشیم. تا کنون هم ما همکاری داشتیم، با خانه های امن، ولی به شکل صددرصدی تحت رهبری ما قرار نداشته اند. براساس از این استراتژی رهبریت واحد بوجود می آید که این را وزارت امور زنان 2 سال قبل، قبل از اینکه رئیس جمهور در این مورد چیزی بگویند خود وزارت امور زنان پذیرفته و پیشنهاد کرده است، نه تنها پذیرفته است، بلکه این را به جامعه مدنی پیشنهاد کرده است و با صحبت و نظرخواهی درمورد از این مسئله در این 2 سال هیچ کس بی خبر نمی ماند وقتی که روی یک قانون دو سال کار می شود. همه که متفقا نظر دادند که وزارت امور زنان رهبری بکند و بالاتر از آن چیزی وزارت امور زنان نخواسته است. باید رهبری کسانی و نهادهایی را که برای زنان کار می کنند وزارت امور زنان به عهده خود داشته باشد، بعد از اینکه حال توانایی از این را پیدا کرده است، حال یک سلسله کارهای داخلی خود را دارد به اتمام می رساند.

خانم غضنفر، وقت ما بسیار تنگ است، من می خواستم یک سوالی در مورد مذاکره با طالبان بکنم از شما، برای اینکه این موضوعی است که بخصوص مورد نگرانی بسیاری از زنان است. برای اینکه ما عملکرد طالبان را در گذشته دیده ایم. حالا که صحبت از این می شود که باید با طالبان مذاکره شود و احیانا آنها در دولت و حکومت شریک بشوند، بسیاری از زنان نگران هستند. جا داشت که وزارت امور زنان در این زمینه موضع گیری مشخصی و نظر مشخصی ارائه می داد و ظاهرا این کار را نکرده اید شما. شما واقعا نگران نیستید که احیانا طالبان در حکومت بیایند؟

بله، طوری که شما می فرمایید فکر می کنم که شما باز هم در اینجا معلومات ندارید و لازم است که شما همه روزه با ما داخل مذاکره شوید و یک سلسله معلومات ها کسب کنید به ارتباط کار وزارت امور زنان، من که فکر می کنم.

حالا بهرحال شما این معلومات را در اختیار ما بگذارید، اینجا موقعیت مناسبی است برای اینکه شما به ما بگویید که دقیقا موضع امور زنان درمورد مذاکره با طالبان چیست.

بسیار خوب، من همین لحظه برایتان می گویم خدمت شما همین لحظه ارائه می کنم. پیشنهاد ما این بود که حتما در میز مذاکره خانم ها موجود باشند. چرا که از موضوع خانم ها آنها بتوانند واقعا دفاع بکنند. و این خانم ها را هم ما پیشنهاد کردیم که از اصناف مختلف و از اقشار مختلف باشند، یعنی از جامعه مدنی، از حقوق بشر، از خانم هایی که در دولت هستند، غیردولتی هستند، باید مختلط یک تعدادی از خانم ها باید در میز مذاکره موجود باشند تا از موضوع زنها دفاع بکنند. و ریاست جمهوری همین کار را پذیرفت و فعلا 10 نفر از خانم ها عضویت از این کمیسیون را دارند و همیشه برای ما وعده این داده می شود که این مذاکره در سایه قانون، براساس ماده 22 قانون اساسی افغانستان پیش برده می شود، و دستاوردهای خانم ها به هیچ صورت نمی تواند که پایمال شود یا عقبگرد شود پیشرفت خانم ها.

خوب است که در یک مورد همگی متفقا تایید می کنند که دستاوردهای 10 ساله خانم ها می گویند بله دستاوردهای 10 ساله خانم ها به عقب نمی گردد البته ما تشویش های خود را داریم و عمل خود را هم در این راستا اجرا می کنیم و هیچ وقت هم آرام ننشسته ایم و همیشه در تماس و جستجو در این باره هستیم.

ولی شما علت اینکه من واقعا این سوال را کردم و به این شکل سوال کردم از شما، خانم غضنفر، این بود که بسیاری از زنان معتقدند که اصولا مذاکره با طالبان بی معنی است و هیچ نفعی به حال زنان ندارد که هیچی بلکه به ضرر زنان تمام می شود چون آنها موضع شان در مقابل زنان کاملا روشن است و پایبند قانون اساسی افغانستان هم نخواهند بود و شرایط شان هم این است که ما هیچ وقت این قانون را قبول نمی کنیم. در چنین شرایط وقتی مذاکره با طالبان می شود انتظار این بود که اشخاصی مثل شما و وزارتخانه ای مثل شما موضعی خیلی مشخصی بکند که ما مذاکره نکنیم این انتقادی است که دیگران به شما می کنند. صحبت شخص من نیست در اینجا، خانم غضنفر. حالا اجازه بدهید من یک سوال آخر را از شما بکنم راجع به خودتان شخص خود شما. خانم غضنفر، شما فوق لیسانس زبان و ادبیات دارید، دکترای زبانشناسی دارید، 23 سال در دانشگاه تدریس کردید، کتاب نوشته اید، شعر سروده اید، آیا الان با این سمتی که گرفته اید یعنی اینکه آن کار ذوقی تان را بطورکلی کنار گذاشته اید و یک سیاستمدار تمام و کمال شدید.

نخیر. من هنوز خود را سیاستمدار نمی دانم، من فکر می کنم بعد از اینکه آدم سیاستمدار باشد باید سالیان درازی شاید باید آبدیده شود در این راستا، من خود یک شخص فرهنگی بودم در راستای تدریس کار می کردم. نظر به ضرورت احساس کردم .. ke یک مدتی هم در خدمت سیاست درمورد خانم ها باشم. ولی به هیچ صورت کار فرهنگی را کنار نگذاشته ام. من تا مدتها پنتون در تدریس مصروف (مشغول) بودم ولی در این اواخر بخاطر مصروفیت های مسئولیت های زیاد خود من در پنتون تدریس نمی کنم ولی اسیستنس های (دستیارهای) من تدریس را پیش می برند. و کار فرهنگی من هم کماکان ادامه دارد البته به شکل یک کم ضعیف ترش. ولی شاید وقتی که کارهای سیاسی من یک ذره کمتر شود یعنی اینکه من در راس وزارت نباشم پس من دوباره به کارهای فرهنگی برگشت خواهم کرد و کارهای تعلمی و تحصیلی و تدریس خود را هم حتما ادامه خواهم داد.

خیلی متشکرم خانم حُسن بانو غضنفر، سرپرست وزارت امور زنان افغانستان، از شرکتتان در برنامه "به عبارت دیگر". ممنون از شما.