به عبارت دیگر
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

به عبارت دیگر: گفتگو با کریم قصیم

کریم قصیم، مهمان برنامه به عبارت دیگر، که در سال های قبل از انقلاب ایران علیه حکومت شاه فعالیت می کرد در بحبوحه انقلاب به ایران برگشت و در کنار حرفه پزشکی فعال تمام عیار سیاسی شد. او حالا 30 سال است که عضو شورای ملی مقاومت است و اگرچه مجاهد خلق نیست ولی بارها به اردوگاه اشرف رفت و آمد کرده و برای حفظ آن در عراق فعال است. چرا شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق می خواهند اردوگاه اشرف را حتی به قیمت خون همرزمان خلع سلاح شده خود نگه دارند؟ تاریخ پخش: 17/05/2011

آقای کریم قصیم به برنامه "به عبارت دیگر" خوش آمدید.

سلام به شما.

آقای قصیم، ماه گذشته اردوگاه اشرف شاهد صحنه های بسیار دلخراشی بود، 34 نفر کشته شدند، و اولین بار هم نبود که این اتفاق می افتاد. عقل سلیم حکم می کند که عراق بعد از صدام حسین جای امنی برای مجاهدین نیست. فکر می کنید چرا رهبری مجاهدین، طی این 7 یا 8 سال گذشته، تلاشی برای خارج کردن اعضایش از عراق نکرده است؟

مسئله اشرف و حضور اشرفی ها در عراق از سالیان دراز ه ست و یک سال و دو سال اخیر نیست. شهر اشرف، من ترجیح می دهم شهر اشرف [را بکار ببرم]، برای اینکه دیگر آنجا اردوگاه نظامی نیست، بلکه از 8 سال پیش مبارزان بی سلاح آنجا زندگی می کنند، و از 25 سال پیش که در عراق هستند ازجمله در این قرارگاه سابق و شهر کنونی -چون الان توسط اشرفی ها بصورت یک شهر مصفا و بسیار زیبایی تغییر یافته و ساخته شده است- از قوانین متعدد بین المللی و حتی از قوانین متعدد داخلی عراق برای حضور در آنجا و برای ادامه زندگی و فعالیت در آنجا در چهارچوب قانون برخوردار است.

آن چیزی که شما اشاره کردید در مقدمه "به قیمت خون ریزی"، آنچه که من می دانم و از تجربه 30 ساله می دانم، اشرفی ها و شورای ملی مقاومت به ریختن یک قطره خون مبارزانش هم راضی نیستند. مطمئن باشید که برای نگهداری تک تک این افراد مایلند از همه چیز مایه بگذارند. کما اینکه الان هم به هر دری می زنند که مجروحانشان را که بیش از 300 نفر هستند به پزشک برسانند.

ولی آقای قصیم، ببخشید من حرفتان را قطع می کنم، شما قبول دارید که این اولین بار نبود این اتفاق افتاد، درست است؟

بار دوم است که این جنایت انجام می گیرد.

بار دوم است، بار اول هم عده ای کشته شدند. و قبول دارید که ممکن است که این اتفاق باز هم بیافتد، به دلیل اینکه نظامی که بر عراق حاکم است نمی خواهد...

قانونی نیست...

من نمی دانم قانونی است یا نیست، ولی نظامی که بر عراق حاکم است نمی خواهد که سازمان مجاهدین در آنجا باشد و می خواهد که آنها از کشورش خارج بشوند. درنتیجه این اتفاق ممکن است که باز هم بیافتد. سوال مشخص من این بود که چرا رهبری مجاهدین تا حالا تلاشی برای خارج کردن این افراد نکرده است؟

یک کمی صبر بفرمایید، حتما خواهم گفت. واقعیت این است که مجاهدین در امر مسائل اشرف فقط و فقط در چهارچوب قوانین داخلی و بین المللی کار می کنند. بالاترین مقامات حقوقدان بین المللی و ازجمله تعداد زیادی از حقوقدانان عراقی ناظر بر فعالیت های مجاهدین هستند. یعنی مشاوران مجاهدین و اشرفی ها افراد صرفا سیاسی یا مبارز نیستند، بلکه حقوقدانان درجه یک داخلی و بین المللی هستند. شما نام پروفسور داوید در بلژیک را ممکن است شنیده باشید. ایشان یکی از برجسته ترین حقوقدانان بین المللی است و هر گامی که اشرفی ها در این سال ها برداشته اند با مشورت و درواقع گرفتن نظریه کارشناسی از این حقوقدانان بوده است.

ولی با وجود این سرکوب شده اند، آقای قصیم.

اجازه بدهید. باید بروید سراغ دولتی که قرار بود دولت دمکراتیکی باشد و ایالات متحده که سیستم قبلی را سرنگون کردند برای اینکه یک دمکراسی، در گیومه البته، سرکار بیاورند. این چه دمکراسی است که با تانک و زره پوش و 2500 نفر آدمی که تا دندان مسلح است به یک کمپ پناهندگان ایرانی حمله می کند و تعداد زیادی [را می کشند]، اگر آنها نایستاده بودند آمده بودند که کل این قرارگاه را با 3500 نفر صاف کنند. دستور این بود.

چندی پیش در همین لندن، دوستان ما یک کنفرانس مطبوعاتی داشتند، یک کنفرانس مهمی داشتند و اسناد سری را اینجا منتشر کردند و در اختیار خبرنگاران گذاشتند، شاید شما هم مطلع باشید که نشان می دهد عاملین این طرح و آمرین این طرح در درجه اول در سپاه قدس و در دستگاه رژیم جمهوری اسلامی هستند و آمرین و عاملین میدانی آن در اتاق آقای مالکی هستند. بنابراین صحبت از این نکنیم که "مجهول" حرف بزنیم که "آنها کشته شدند یا می شوند"، آنها را کشتند، آنها را با زور نظامی کشتند.

اتفاقا، آقای قصیم، این موضوع این استدلال را به مراتب محکم تر می کند که بایستی اعضای مجاهدین خارج شوند. تمام این اتفاقی که افتاد و این کشته شدن ها در سطح جهانی محکوم شد و همه این را محکوم کردند...

بعنوان جنایت علیه بشریت.

حالا به هر دلیلی و به هر عنوانی که است ولی محکوم شد. همه این را محکوم کردند، حتی آنهایی که مخالف مجاهدین بودند هم این را محکوم کردند. ولی با این حال این سوال کماکان مطرح است که این اتفاق باز هم می تواند بیافتد. شما خودتان گفتید که آنها قصدشان این بود که تمام اردوگاه را با خاک یکسان کنند و همه 3500 نفر را بکشند...

بله همینطور است. ولی چرا نتوانستند؟ بخاطر مقاومتی که با دست خالی در مقابل این شد.

پس رهبری مجاهدین درقبال جان آنها مسئول است؟

به هیچوجه. جانی مسئول یک جنایت است، نه مقتول و نه کشته شده.

ولی اگر آنها را دم توپ نگه دارند، آماده نگه شان دارند که بیایند و آنها را بکشند، چه کسی مسئول جان آنهاست؟

اگر همین الان یک واحد توپ و تانکی وارد یک کمپ پناهندگان در انگلیس بشود مسئول چه کسی است؟ پناهندگان هستند؟ یا مسئول کسانی هستند که خلاف تمام قوانین داخلی و قوانین بین المللی یک چنین جنایتی را طراحی می کنند و با قمض عین (چشم پوشی) قدرت های جهانی اجرا می کنند. مسئول کسانی هستند که بسیاری از قوانین [را نقض می کنند]، قوانین حفاظت مجاهدین، قوانین پناهندگی، اصل مقدس "آر تو پی" (مسئولیت برای حفاظت) این یک اصلی است که برای تمام ابنای بشر معتبر است. و نیروی آمریکایی ها در همان نزدیکی بودند. آنها روز قبل از آن با وجود اینکه می دانستند که لشکرکشی شده است و 5 روز قبل از آن لشکرکشی شروع شده بود.

خیلی خوب.

حالا اجازه بفرمایید، من باید به پرسش شما جواب بدهم.

اگر لطف کنید و جواب بدهید.

رهبری مجاهدین از 8 سال پیش، از سال 2003، از زمانیکه قرارداد سلاح در مقابل حفاظت را طرفین امضاء کردند، یعنی آمریکایی ها و مجاهدین، از همان موقع به معاون فرماندهی کل نیروهای ائتلاف که این قرارداد را امضاء کرد گفتند که اگر شما نمی توانید حفاظت ما را به عهده بگیرید اگر توانایی این را و یا به هر دلیلی مایل نیستید، بایستی ما را در حفاظت قانون به جای دیگری منتقل کنید، یا به آمریکا یا به اروپا، به کشورهای دمکراتیک، نه به جایی که جان و مال و زندگی ما در خطر است یعنی در ایران، در ایرانی که حاکمش ولایت فقیه است.

مسئله این نیست. از آن زمان تا کنون که 8 سال می گذرد، تعداد فرماندهان آمریکایی در عراق چندین بار عوض شده است، تا آخرین فرمانده تا ژنرال پترایوس و تا بعدی، اگر اشتباه نکنم ژنرالی به نام نیک تاکن، هر بار که ژنرال و فرماندهی عوض شده است، آن نامه و آن مشخصات [ارائه شده است] که اگر نمی توانید [از ما حفاظت کنید] ما حاضر به خروج هستیم، حاضر به رفتن هستیم. آخرین بار هم دو روز قبل از این کشتار بوده است. فرماندهی به آمریکایی ها اطلاع داد، ما را منتقل کنید، خطر جنگ است، حمله می کنند، کشتار می کنند.

بسیار خوب، آقای قصیم، شما جواب سوال من را دادید، ولی کماکان من یک سوال دیگر از شما می کنم و آن این است که شما می گویید که دولت آقای مالکی جنایت کرده است...

علیه بشریت، آقای ژنرال وزلی کلارک می گوید جنایت جنگی کرده اند.

بسیار خوب، به هر شکلی. و آمریکایی ها هم که ضامن حفاظت از مجاهدین بودند هم در این زمینه اغماض کردند، این اتفاق باز هم می تواند بیافتد. برنامه سازمان مجاهدین خلق برای اردوگاه یا شهرک اشرف در آینده چیست؟

خانم رجوی در سخنرانی بزرگداشت شهدای این حمله در محل اوور، اگر مطالعه کرده باشید، صریحا گفتند ما به این زمین نچسبیده ایم، ما برای آزادی ایران اینجا هستیم، ما به این زمین نچسبیده ایم، اگر نمی توانند قوانین بین المللی را [رعایت کنند]، اگر نمی توانند حفاظت اشرف را تامین کنند، اگر نمی توانند به قوانینی که ما از آن برخوردار هستیم و بصورت کتبی تک تک اعضای شهر اشرف کارت مربوطه را به امضای آمریکایی ها دارند، اگر نمی توانند اجرا کنند، هواپیما بیاورید با خرج خودمان ما را ببرند.

مسئله انتقال اشرفی ها مسئله ای نیست که، آنها توریست نیستند که هر کسی از یک طرف بدود و فرار کند، آنها پهلوانان آزادی ایران هستند. آنها به سنت آزادیخواهان باستانی ایران در آنجا هستند، همانطور که سیاوش در توران بود، شهر ساختند، یک سنت باستانی ایرانیان را بازسازی و از نو ساخته اند. تمام اینها با خودش حقوقی می آورد. در قوانین مدنی عراق، ساختن یک شهر و ساختن یک خانه به نام اعیانی، افراد را صاحب حقوقی می کند، و آنها یک شهر ساخته اند. سال به سال این شهر آبادتر شده است. الان هر کسی آنجا می رود صحبت از بهشت می کند.

بسیار خوب، حالا اگر به استناد تمام صحبت هایی که شما درمورد قوانین بین المللی می کنید، بهرحال عراق مجبور بشود این قوانین را رعایت بکند...

من می توانم دهها قانون بی المللی را اینجا برای شما بشمارم، مدرکش را هم همراه آورده ام.

تردید ندارم که این قوانین وجود دارد، درمورد پناهندگان همه دنیا وجود دارد. حالا بحث سر این است که آنها پناهنده هستند یا نیستند...

آنها مسلما پناهنده هستند.

حداقلش این است که آمریکایی ها متعهد شده اند حافظ جان این اعضاء باشند. حالا برفرض که این قوانین رعایت بشود و آنها در اردوگاه اشرف، یا شهرک اشرف به قول شما، بمانند. یک ارتش 3500 نفری خلع سلاح شده در یک محوطه محدود می خواهد چه نوع مبارزه ای را علیه جمهوری اسلامی ایران از پیش ببرد؟

مبارزه ای که تا آن موقع کرده است، مبارزه ای که اگر به ضدش توجه کنید دشمن آنقدر از آن هراس دارد که تمام نیروی قدس را صرف این می کند، تمام سپاه قدس را که درواقع یک روزی قرار بود از راه کربلا به قدس برود، این همان سپاه است که الان بخش عظیمی از عراق را در اشغال و تصرف سیاسی و عملیاتی خودش گرفته است و این طرح جنایتکارانه را در تهران ریخته است و عاملین بغدادیشان را برای اجرا به میدان فرستاده اند.

همین تلاش خستگی ناپذیر ولایت فقیه برای از بین بردن اشرفی ها و برای از بین بردن اشرف، آنها به هیچوجه نمی خواهند که اشرفی ها زنده بمانند یا در حفاظت جابجا بشوند، آنها می خواهند اشرفی ها را از بین ببرند، می خواهند نابود کنند، بکشند.

بسیار خوب، سوال مشخص من این بود که این افراد، 3500 نفر آدمی که خلع سلاح شده اند و در گذشته شعارشان این بود که بصورت مسلحانه می خواهند بروند و رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون بکنند...

گذشته را به گذشته بسپارید.

حالا که سلاح دستشان نیست و خلع سلاح شده اند و در یک محوطه ای هستند که مسدود است...

در محاصره نظامی است، 28 ماه است.

در محوطه ای که در محاصره نظامی است، آنها چه نوع مبارزه ای می توانند علیه جمهوری اسلامی ایران از پیش ببرند.

صرف حضور اشرفی ها در آنجا بعنوان نماد مبارزان آزادی، همانطور که در داستان های باستانی شاهنامه اگر بخوانید سیاوش در غربت دور، در توران مایه افتخار و مایه هیجان و مایه مبارزه خواهی و آزادیخواهی ایرانیان بود. برای همین هم بود که شاه توران با وجود اینکه این فرد را مهمان کرده بود، سند مهمانی داده بود، زمین به او داده بود و آنجا شهر ساخته بود:[شهر] "سیاوش گِرد"، شهر سیاوش لشکر کشیدند و فردی که دست به سلاح نبرده بود آنجا گردن زدند. برای چه؟ برای تشعشع اثراتش، برای تاثیر بخشی. شهر اشرف در نزدیکی، صد کیلومتری ایران است. جوانانی که از ایران به این شهری می پیوندند، خانواده هایی که تحت تاثیر این شهر هستند. زمزمه آزادیخواهی و دمکراسی طلبی و جدایی دین از دولت که از طرف این شهر در میان کل جامعه عراق پخش می شود. بنیادگراها را البته ناراضی می کند و بنیادگراها نیرویی نیستند که به خیال ایالات متحده یک نظام دمکراتیک و قوانین مربوطه را رعایت کنند.

شما فکر نمی کنید، آقای قصیم، که اگر این افراد از عراق خارج بشوند، در کشورهای اروپایی یا جاهای دیگر حداقلش این است که می توانند بطور خیلی علنی تر و راحت تر و آزادتر فعالیت سیاسی بکنند تا اینکه در کمپی بمانند که محاصره شده است؟

تا آنجایی که من مجاهدین را می شناسم و الان بیش از 30 سال است که با آنها آشنایی دارم، نه خاک عراق آنها را از مبارزه وامی دارد نه سرزمین و سختی. یک جایی در دنیا، هرجایی باشند. آنها از استرالیا تا ایران هستند، و همه جا همه نوع سختی را به تن خریده اند برای پیشبرد امر آزادی و رسیدن به آن هدفی که 30 سال است از آن دست نمی کشند. ولایت فقیه نه، حرف آنها با ولایت فقیه همان حرفی است که جوانان ایران و جوانان قیام در خیابان ها می گویند. چه می گویند؟ آنها می گویند مرگ بر اصل ولایت فقیه.

بسیار خوب، آقای قصیم، شما می توانید بگویید که اعضای سازمان مجاهدین و تمام کسانی که در اردوگاه اشرف، یا شهرک اشرف، هستند، آنها مثل هر جای دیگری کاملا آزاد هستند و دسترسی به اینترنت و ماهواره دارند و مثل هر جای دیگر آزادانه عمل می کنند.

یکی از بزرگترین مراکز اینترنت و کامپیوتر کل اپوزیسیون ایران، شاید بزرگترینش، در اشرف است.

آنها آزادانه هر موقع که اراده بکنند می توانند پاسپورتشان را بردارند و خارج بشوند؟

نخیر، بخاطر اینکه عراقی ها نمی گذارند...

ولی سازمان مجاهدین مزاحم آنها نمی شود؟

سازمان مجاهدین، وارد شدن به آن سخت است، خروج از آن بسیار آسان است.

ولی بسیاری از کسانی که از سازمان مجاهدین خارج شده اند داستان های کاملا متفاوتی نقل کرده اند.

بعد از خروج دیگر، بعد از اینکه جدا شده اند؟

بله، دقیقا. آنها تمام سختی هایی که در سازمان مجاهدین خلق کشیده اند حتی بسیاری از آنها صحبت از این می کنند که در زندان بوده اند به دلیل اینکه با رهبر سازمان مجاهدین خلق مخالفت کرده اند.

بهتر است آدم برود و از کسانی که اندکی بی طرفی می توانند داشته باشند بپرسد، از ایالات متحده و از سرویس های هفت گانه ای [بپرسد] که با تک تک مجاهدین اشرفی در خلوت و به دور از شبکه تشکیلات و خارج از اردوگاه، آن زمان مجاهدین به آن اردوگاه و قرارگاه می گفتند، خارج از قرارگاه مجاهدین با تک تک اشرفی ها مصاحبه کرده اند، و باید رک گفت که خیلی تلاش کردند که این سیستم را از هم متلاشی کنند. تحت عناوین در باغ سبز و سرخ نشان دادند که نمی دانم می آیید به آمریکا این و آن می گیرید، پناهندگی با امکانات می گیرید. تقریبا 7 یا 8 درصد را از مجاهدین کندند ولی یک نفر از آنها را هم البته به خارج نیاوردند، تا همین امروز هم حتی یک مریض را هم یک سرطانی وخیم را هم به خارج نیاورده اند.

اما واقعیت این است که در مراحل بسیار سخت، هر وقت که نبردی در چشم انداز است هر وقت که احتمال آن می رود، تا آنجایی که من می دانم یک سنتی است در میان مجاهدین که آقای رجوی با آنها جلسه می گذارد و به تک تک آنها می گوید بقول معروف چراغ ها را خاموش کنید و هر کس نمی خواهد همراهی کند خداحافظ. هیچگاه و هیچ لحظه نمی شود یک نفر را برای چنین نبرد سنگین و سهمگینی سال ها نگه داشت. شما غافل هستید! باید دستتان در این آتش باشد تا متوجه باشید که هیچ رزمنده ارتش آزادیبخش مجاهدین را نمی شد در جنگ ها نگه داشت و به زور نگه داشت و هیچ فرد و هیچ اشرفی شهر اشرف را هم نمی شود.

بسیاری از جوانان از داخل کشور، شما سن و سال برخی از این شهدا را ببینید، بسیاری از آنها از ایران آمده اند و می آمدند، اگر این باز می ماند و محاصره نظامی نمی داشت. و چه بسا در سال هایی که ایالات متحد آمریکا این حفاظت را به عهده داشت و چنین مشکلاتی وجود نداشت تعداد زیادی پیوستند و به هیچوجه مانعی نبود.

بسیار خوب، دولت ایران اخیرا بعد از این ماجرای کمپ اشرف مجددا اعلام کرده است که 90 درصد اعضای مجاهدین هیچ مشکلی ندارند اگر بخواهند به ایران برگردند و کسی هم مزاحمشان نمی شود. تنها عده ای، شاید کمتر از 100 نفر در رهبری مجاهدین هستند که آنها به اصطلاح پرونده های سختی دارند و می توانند مورد بازخواست قرار بگیرند.

از این توطئه های تبلیغاتی 30 سال است که ما زیاد شنیده ایم، حکم عفو این و آن را دادن گفتنش آسان است. ولی پیشاپیش رهبری اشرفی ها فکر این را هم کرده بود. سه امکان را آنها به بحث گذاشتند. اولین آن رفتن به ایران است، با ضمانت کتبی آقای خامنه ای، "آقا" برای آنهایی که طرفدارش هستند، و ضمانتی کتبی سازمان ملل و حضور نماینده سازمان ملل برای حداقل امنیت و آزادی های دمکراتیک و حداقل امنیت محل سکونت، امنیت زندگی، عدم دستگیری و غیره. اگر این امنیت از طرف سازمان ملل تضمین بشود و از طرف "آقای" آنها امضاء بشود، بسیار خوب. این که تز اول است از کل سه تز.

ولی خانم رجوی شرایط دیگری هم برای این گذاشته اند. خانم رجوی می گویند که علاوه بر اینکه این افراد تعقیب و شکنجه و زندانی نشوند، حق آزادی بیان و حق تظاهرات بی قید و شرط هم داشته باشند. به عبارت دیگر یعنی درواقع اینکه رژیم خودش را تغییر بدهد. برای اینکه این همان است که مردم الان 2 سال است دارند مطالبه می کنند.

بله. اگر انتظار دارند که یک عده مبارز آزادی جان بر کف بگذارند و وارد آن صحنه ای که همه را می کشند، زندانیان را به اینصورت وحشتناک مورد تعرض قرار می دهند، کهریزک درست می کنند، جوانان خیابان و جوانان قیام را به صلابه می کشند، در چنین صحنه ای قرار است مبارزان راه آزادی که 30 سال است سابقه مبارزه دارند، حداقل 30 سال است که سابقه مبارزه دارند بسیاری از آنها به 40 سال هم می رسد، در این سن و سال بلند شوند و خودشان را در اختیار رژیم قرار بدهند، خیلی معذرت می خواهم! شما سوالتان جدی است، من هم پاسخم جدی است. یا با سازمان ملل یا اینکه آدم بایستی به مبارزه تا ایران آزاد و ایران آزادی ادامه بدهد. راه دیگری نیست. راه های دیگر هم پیشنهاد کرده است خانم رجوی. سه تا راه پیشنهاد کرده است، شما اطلاع دارید اگر مایل باشید.

بفرمایید، چه راههایی است؟

راه دوم این است که با حفظ حداقل قوانین بین المللی و محافظت ایالات متحده آمریکا یا یک نیروی سازمان ملل، یونامی (هیأت همیاری سازمان ملل برای عراق)، نیروهای مربوطه این حفاظت را بدهند و محاصره جمع بشود و مجاهدین در اشرف بمانند. راه سوم هم این است که انتقال با حفاظت و سازمان یافته باشد، ولی اگر خرج دارد مخارجش را هم خود مجاهدین به عهده می گیرند. بنابراین مسئله اصلی مجاهدین نه ماندن در عراق است، نه رفتن به اروپاست، و نه رفتن به ایران زیر حاکمیت ولایت فقیه است. مسئله اصلی مجاهدین، مسئله اصلی اینجا، همه با هم دست بسته ایم، انگشتان بسته ایم و تمایز عقیده نداریم، با تمام ملت ایران و با تمام آزادیخواهان و از جمله با شما، آزادی ایران است. اگر آزادی ایران را می خواهیم باید به یک صورتی پیکار آزادی ادامه پیدا کند. در خارج، در اشرف، یا در ایران، به یک صورتی باید ادامه پیدا بکند.

ولی انتقادی هم که به سازمان مجاهدین می شود برای اصرارش برای ماندن در اشرف...

اصراری نیست. اصلا کلمه اش را خانم رجوی بکار می برد که ما اصراری نداریم، اصراری نداریم که در آنجا بمانیم. سه امکان دادیم.

ولی ما صحبتش را کردیم بهرحال سازمان مجاهدین 8 سال فرصت داشته است که افرادش را از کمپ اشرف خارج بکند و آنها را خارج نکرد.

هیچگاه نتوانستند، همیشه به آمریکایی ها گفتند، سال به سال.

فکر نمی کنید مجاهدین خلق نگران هستند که این تشکیلات به این شکل منسجمش که الان وجود دارد از هم بپاشد؟

بزرگترین بخش تشکیلات مجاهدین در خارج از کشور است، از استرالیا تا ایالات متحده آمریکا، حتی شنیده ام که اخیرا در آلاسکا هم رفت و آمد می کنند. نه، نگرانی از این نیست. هیچ کس را نمی شود در این روزگار با جبر و زور خلاصه در یک سازمانی که این همه مبارزه سیاسی اش خطر دارد نگه داشت. آنها با عشق و علاقه به آزادی ایران همه خطرها را می پذیرند. کسانی که نمی کشند خداحافظی می کنند و می روند. عرض کردم ورود به سازمان مجاهدین تا آنجایی که من می دانم بسیار سخت و خروجش بسیار سهل است.

بسیار خوب، آقای قصیم، حالا وزیر دادگستری عراق اعلام کرده است که تا پایان سال سازمان مجاهدین باید از عراق خارج بشود. برنامه سازمان مجاهدین برای یک سال آینده چیست، می خواهد چه کار بکند؟ حالا فرض کنیم که تلاش هایی برای ماندنش هست.

اگر دولت عراق قوانین را رعایت بکند، اگر به قوانین بین المللی [عمل بکند]، می دانید که اعتبار یک دولت دمکراتیک فقط به قانون اساسی خودش نیست بلکه به رعایت و تعهداتی است که در قوانین بین المللی هم امضا کرده است و باید مراعات کند. اگر این دو وجه قانونی را رعایت بکند مطمئن باشید با مجاهدین مسالمت جو هیچ مشکلی نیست و همه چیز را می شود مذاکره کرد. حتی دو روز قبل از اینکه این حمله جنایتکارانه اخیرا انجام بگیرد و چند روز قبل از آن حمله جنایتکارانه، مرداد سال 1388 نمایندگان دولت عراق با مجاهدین مشغول مذاکره راجع به حل و فصل معضلات و مشکلات بودند، ناگهان صحنه مذاکره را ترک کردند.

این دفعه هم درواقع مشغول مذاکره این مسئله زمین بودند، مجاهدین پیشنهاد دادند که آقا این زمین را که شما مدعی شده اید، که شما بعد از 40 یا 50 سال است که مدعی آن هستید، ما برای سازمان ملل می خریم. شاهد جلسه هم که نماینده یونامی (هیأت همیاری سازمان ملل برای عراق) آنجا بود از این پیشنهاد به غایت استقبال کرد. ناگهان هیات آقای مالکی پا شد رفت و دو روز بعد لشکرکشی شروع شد.

مجاهدین هیچ مشکلی در چهارچوب قانون با حاکمیت و درواقع مشروعیت یک دولت انتخاب شده ندارد، همچنین با دولت عراق. هنوز هم بعد از این حمله جنایتکارانه باز هم حاضر به گفتگو و مسالمت و مذاکره با حضور نماینده سازمان ملل با حضور طرف سوم بوده و هستند. مشکل این نیست، مشکل این است که مجاهدین در معرض طرح کشتار هستند، چه از طرف جمهوری اسلامی و چه از طرف عاملین اجرای این طرح ها که سپاه قدس باشد و عوامل عراقی آن باشد.

خوب، حالا یک موضوعی که مطرح شد و آن تشکیل یک کمیسیون حقیقت یاب در مورد آنچه که اتفاق افتاد...

چه خوب.

یک بحث جدی در این مورد شد و شما بیشتر از من در این زمینه اطلاع دارید...

بله.

این به کجا رسیده است.

بسیاری از طرف های حاضر به اقدام که طرف های بین المللی باشند، طرف های آمریکایی باشند، قضات و حقوقدانان برجسته بارها سال هاست این مسائل را مطرح کرده اند و اعلام آمادگی کرده اند. همین اواخر یک هیاتی از اروپا تحت ریاست آقای استیونسون به عراق رفتند. آنها با تمام مقام های برجسته عراقی، منهای مالکی، ملاقات کردند. تمام این ملاقات ها حول این دور می زد که اروپا حاضر است راه حلی چه جغرافیایی و الزامات مربوطه، 27 کشور اروپا برای حل و فصل مسئله اشرف و انتقال آنها همکاری بکند، و این راه حل را به کمک طرف عراقی و طرف آمریکایی سازمان بدهد و به یک جایی برساند.

اما شرط هر گفتگویی در این باره این است که این لوله های توپی که الان به طرف مجاهدین گرفته شده است، درواقع به طرف زنان و مردانی گرفته شده است، آنجا هزار زن مبارز زندگی می کنند، و این خاکریز دو متری که درست کرده اند با پهنای لازم برای نفربرها و زره پوش ها، این را باید جمع کنند و محاصره را هم بردارند تا ما بتوانیم یک مذاکره مدنی انجام بدهیم.

بسیار خوب، وقتمان تقریبا تمام شده است، آقای قصیم، چقدر امیدوارید که این اتفاق بیافتد؟

اگر دولت مالکی همکاری کند، اگر به چهارراه قانون و مسالمت برگردد شانس و بخت زیادی وجود دارد. ولی اگر برنگردد یک نکته را باید بگویم که مجاهدین ذلت نمی پذیرند، همان حرف رستم را می گویند "که گوید برو دست رستم ببند / نبندد مرا دست چرخ بلند".

خیلی متشکرم، آقای کریم قصیم، از شرکتتان در برنامه "به عبارت دیگر". ممنون از شما.

متشکرم.