به عبارت دیگر
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

به عبارت دیگر: گفتگو با محمدقسیم فهیم

محمدقسیم فهیم، مهمان برنامه به عبارت دیگر، از چهره های مهم سیاسی در افغانستان پس از طالبان است که رابطه پرفرازونشیبی با حامد کرزی، رئیس جمهوری این کشور، داشته است. معاون اول رئیس جمهوری، ۱۰ سال پس از سقوط طالبان و به رغم حضور گسترده نظامی ناتو، نگران اوضاع افغانستان است. او هشدار می دهد که اگر گروه های مختلف سیاسی با هم متحد نشوند این کشور بار دیگر به زمان حاکمیت طالبان باز خواهد گشت. اما این چگونه ممکن است و چه چیزی باعث این نگرانی شده است؟ تاریخ پخش: ۲۰۱۱/۱۰/۱۱

مارشال محمدقسیم فهیم به برنامه "به عبارت دیگر" خوش آمدید.

تشکر، سلامت باشید.

چه چیزی باعث شد که شما نگران اوضاع افغانستان شدید و حتی از احتمال بازگشت این کشور به دوران طالبان صحبت کردید؟

بسم الله رحمن الرحیم. شما می فهمید (می دانید) که افغانستان مراحل دشوار و سختی را در این سه دهه پشت سر گذاشته است، هر روز حالت ها (شرایط) نسبت به روز دیگر بحرانی تر شده است. اما بعد از ایجاد حکومت موقت در افغانستان، یک ثبات سیاسی در این کشور بوجود آمد، وحدت ملی تامین شد، ادارات دولتی در افغانستان احیا شدند، نهادهای دولتی احیا شدند. در زمان طالبان همه چیز از بین رفته بود. درحقیقت یک زندگی نو در این کشور سروسامان گرفت.

خوب، ما اگر از این گذشته و این که در این ۱۰ سال چه تغییراتی آمده است بگذریم، مشخصا اگر در رابطه با خود نگرانی هایتان صحبت کنید، که چه چیزی باعث شد که بالاخره شما نگران شدید؟

روی (درمورد) این مسئله عرض می کنم. [مسئله این است] تلاش هایی است که فعلا در افغانستان جریان دارد و مبارزات سیاسی است که جریان دارد. از یک طرف در افغانستان جنگ است و شما عوامل جنگ و ساحاتی (مناطقی) که در این کشور جنگ است را می فهمید (می دانید)، هر روز در این مملکت ترور و قتل و کشتار وجود دارد. از طرف دیگر اکثر مردم بسیار کوتاه اندیشانه تلاش می کنند که نظام در افغانستان سقوط کند.

منظورتان از این بعضی کسان کیست؟

اکثر جریانات سیاسی و شخصیت های سیاسی و جوان ها به این فکر هستند، جوان ها طبیعتا می خواهند که هر چه زودتر [همه چیز] به دست بیاید. به این لحاظ، تشویش من در افغانستان این است که اگر (زمانی که ) رژیم کمونیستی در افغانستان سقوط کرد، مجاهدین یک آلترناتیو (جایگزین) بسیار قوی بودند که آمدند جای آن رژیم را پر کردند.

به این مسئله برمی گردیم، جناب مارشال فهیم...

وقتی طالبان در افغانستان سقوط کردند [دولت دیگری وجود داشت]، دولت افغانستان بیرون بود و توسط طالبان رانده شده بود. وقتی که طالبان سقوط کردند دولت به شکل بسیار نرمال (معمولی) آمد و جای آن را پر کرد. امروز اگر خدای ناخواسته در این کشور نظام و دولت سقوط کند من با اطمینان به شما گفته می توانم (می توانم بگویم) که یک گروه متشکل و مطمئن و قابل باور به مردم افغانستان وجود ندارد که بیاید و جای دولت را پر بکند.

اگر منظور شما مخالفان سیاسی دولت باشد که در راس آن آقای دکتر عبدالله قرار دارد و کسان دیگری که درواقع همرزمان سابق شما بودند اگر آنها باشند، آنها خواستار اصلاحات در دولت هستند نه سقوط دولت.

اصلاحات یک موضوع است و کار کردن بر (برای) سقوط موضوعی دیگر. ما هم طرفدار آمدن اصلاحات هستیم، آن برادران ما هم طرفدار اصلاحات در افغانستان هستند، و تلاش می کنیم تا اصلاحات بوجود بیاید.

یعنی پس شما می گویید یک عده قصد دارند دولت را سقوط بدهند...

من منظورم از سقوط دادن... دکتر عبدالله اینقدر فهم سیاسی دارد...

درمجموع مخالفان سیاسی دولت را می گویم.

اگر دکتر عبدالله در راس گروه "تغییر به امید" است اما الحمدالله این فهم سیاسی را دارد، وزیر خارجه در افغانستان بوده است، او می فهممد (می داند) که مشکلات ساختن دولت چیست و مشکلاتی که دولت افغانستان با آن مواجه است را می فهمد (می داند)، و مجموعا مشکلاتی که شخصیت های سیاسی با آن مشکلات مواجه هستند، آنها این مشکلات را دقیقا می فهمند (می دانند). اما یک تعداد افراد و اشخاصی وجود دارند که تلاش می کنند که پایه های دولت را به اصطلاح لرزان بسازند.

رابطه شما با مخالفان سیاسی افغانستان فعلا چگونه است؟

رابطه بسیار برادرانه، رابطه نزدیک، رابطه دوستانه است، و هیچ نوع مشکلی بین ما و آنها وجود ندارد. حتی هم صحبت ها و هم نشینی هایی هم که ما داریم با آن برادرهایی است که یک عمری با همدیگر یک جا بوده ایم.

یعنی در جلسات شما منظم شرکت می کنند؟

در جلسات با هم می نشینیم، آنها خانه ما می آیند و ما خانه آنها می رویم و گپ ها (صحبت ها) را در تلفن با هم شریک می سازیم و هیچ مشکلی نداریم.

یعنی شما هم بعنوان معاون اول رئیس جمهوری افغانستان در دولت هستید و درعین زمان با مخالفان؟

من معاون اول ریاست جمهوری افغانستان هستم، یعنی در دولتی بودن و معاون اول رئیس جمهور بودن ما، نه تنها خودم می خواهم دوستان من هم می خواهند، که قطعا در این جمع برنامه های دولت باشند. شما که از مخالفت می گویید، ما از بس که با آنها از نزدیک زندگی کرده ایم و در تفاهم هستیم و با هم نزدیک هستیم، اصلا ما مخالف همدیگر نیستیم.

۱۰ سال پیش، پس از کشته شدن احمدشاه مسعود، شما رهبری عملیات علیه طالبان را به عهده گرفتید و تعهد شما این بود که شما با همراهانش اینجا راه مسعود را ادامه می دهید. ولی امروز انتقادی که از شما وجود دارد این است که شما راه کاملا جدای خود را دارید و همراهان او هم راه جدای خود را دارند.

این طوری نیست. همراه نزدیک احمدشاه مسعود یا به اصطلاح همکار نزدیک احمدشاه مسعود بوده ام، از روز اولی که جهاد در افغانستان آغاز شده است. از سال ۱۳۵۸ که جهاد مسلحانه در جبهه پنجشیر آغاز شده است، من همراه احمدشاه مسعود بوده ام و تا روزی که ایشان به شهادت رسیدند. هر راهی را که احمدشاه مسعود ترسیم کرده باشد من در آن راه شریک بوده ام. بعد از این که آمرصاحب شهید شد و حالت طوری آمد (شرایط طوری شد) که افغانستان آزاد شد، من قدم به قدم این راه سیاسی را عملی کردم. حکومت موقت تشکیل شد، دولت انتقالی آمد، قانون اساسی بوجود آمد، ما تمام تدابیر را گرفتیم، بالاخره زمینه انتخابات مساعد شد، تمام اسلحه و امکاناتی که در اختیار داشتیم همه را در چوکات اردوی ملی (قالب ارتش ملی) افغانستان و دولت افغانستان قرار دادیم. دیدگاه سیاسی آمرصاحب شهید تا یک مرحله همین بود.

بعد از این که نظام انتخابی در افغانستان بوجود آمد و انتخابات صورت گرفت و آقای کرزی توسط انتخابات به حیث (بعنوان) رئیس جمهور در افغانستان آمد، احمدشاه مسعود بعد از آن از لحاظ سیاسی کدام (هیچ) مسئولیتی را ترسیم نکرده بود. ولی من عملا کل این چیزها را انجام دادم و با مشکلات بسیار عملی کردم. من ناگزیر این مسئله را خدمت شما عرض کنم و به عرض همان دوستان برسانم، دوستانی که دور ماندند و دوستانی که گله دارند توقع آنها این است و آن دوستان ما می گویند که راه احمدشاه مسعود به این خاطر تعقیب نشد که کل ما در حاکمیت نبودیم، اگر همه چیز در دست ما بود خوب در یک جانب بودیم. ولی وقتی که همه چیز مردم افغانستان باز می آید و شریک می شود حق مردم افغانستان است که همه چیز بین مردم افغانستان مساوی تقسیم شود و ما هم حضور خود را داشته باشیم. هیچ وقت حضور ما ضعیف نبوده است.

ولی مسئله دیگری که مطرح می شود این است که وقتی شما در دولت هستید، درست است که حمایت می کنید و به طرف هیات دولت صحبت می کنید، ولی یک مدتی که شما بیرون بودید علیه دولت بودید.

شاید بسیار احمقانه بوده باشد که یک مارشال خودش مارشال باشد و ضد یک دولت و یک نظام باشد. ابدا من ضد نظام نبوده ام، پنح سال در خانه خود آرام نشستم ولی بر بقای کارهای سیاسی خود بودم نرمان (بطور معمول) من کار سیاسی کردم، در این شکی نبود. همین کار سیاسی من سبب شد که آقای کرزی و دیگران باز دوباره [آمدند] و بیشتر ظرفیت و آرامش من سبب شد که دوستان که به اشتباه گذشته شان متوجه شدند و از من تقاضا کردند که من دوباره به همراهشان بیایم. آنها بار بار (بارها) تقاضای کردند، آنها بار بار (بارها) اصرار کردند که همراهشان بیایم مشترک کار بکنم. من کار مشترک خود را بخاطر افغانستان تا آخر زندگی خود دوام می دهم. اگر امروز هم من در دولت نباشم و در خانه خود نشسته باشم، من مخالف دولت و مخالف نظام نمی شوم. همین نامی که به من داده شده است برای من شرم آور است که من با نظام مردم مخالفت بکنم. من مارشال یک مملکت هستم.

در ۱۰ سال گذشته رابطه شما با حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، هم پرفرازونشیب بوده است. شما در دو دوره، موقت و انتقالی، هم وزیر دفاع بودید و هم معاون اول رئیس دولت، و بعدا در سال ۲۰۰۴ که انتخابات ریاست جمهوری شد شما کنار زده شدید. فعلا رابطه شما با آقای کرزی چگونه است؟

رابطه من با آقای کرزی هم رابطه بسیار صمیمانه و دوستانه است و در تمام قضایا در افغانستان دید مشترک داریم، با هم همنظر هستیم و تلاش می کنیم که از این مشکلاتی که در افغانستان سر راه ماست عبور کنیم، مشکلاتی که طبیعی است هر کشور جنگزده مثل افغانستان موانعی پیش رویش وجود می داشته باشد که [تلاش می کنیم] با هم مشترک عبور بکنیم.

یعنی مسائل مهم سیاسی که در کشور وجود دارد اینها را با شما شریک می سازند؟

قطعا. تمام مسائل سیاسی را با تمام جزئیات و ریز آن. ما آنها را مورد تحلیل و ارزیابی قرار می دهیم و بعد از موافقت در روی (درمورد) مسائل تصمیم می گیریم.

احمدولید مسعود، برادر احمدشاه مسعود، در مصاحبه ای با ما گفت که رهبران سابق جهادی که در دولت هستند و بخصوص آنجا از شخص خود شما نام برددند که هیچ گونه نقشی در تصمیم گیری های سیاسی ندارند و نقش ایشان بیشتر سمبولیک است.

این دید آن برادران است. به هیچ صورت نقش من در دولت سمبولیک نیست. کسی که از لحاظ شخصیتی و از لحاظ اعتبارات و از لحاظ مرجع بودن بر خود مردم افغانستان که خود شما می دانید یک شخصیت باشد و در دولت باشد و معاون اول رئیس جمهور باشد و آن معاون اول رئیس جمهور هم که انتخابی باشد، هیچ امکان ندارد که نقش او سمبولیک باشد. این شاید دید شخصی آنها باشد. من به هیچ صورت حضور خود را و نقش خود را سمبولیک نمی دانم، حضور خود را در افغانستان حضور برجسته می دانم و خود را قطعا در قضایای افغانستان مسئول می دانم و بیشترین اوقات خود را در خدمتگزاری و کار صرف می کنم.

پس شما این نظریه را هم رد می کنید، این انتقاد که مجاهدین و رهبران سابق در دولت آقای کرزی کنار زده شدند و به آنها اجازه داده نشده است تا سهم خود را در دولت داشته باشند.

نه. من در این رابطه یک نظر خاص خود را دارم. هنوز یک کندک اردوی ملی (یک گردان ارتش ملی) ساخته نشده بود [که آمدند] و تنها اردویی (ارتشی) که ثبات را در افغانستان تامین کرده بود و [عبارت از] مجاهدین افغانستان بود را گرفتند و لغو کردند. وقتی که آن اردو (ارتش) لغو شد افغانستان یک دروازه باز شد. وقتی که مجاهدین نبودند و اردو (ارتش) لغو شد [زمانی بود که هنوز] یک کندک اردوی ملی (یک گردان ارتش ملی) تشکیل نشده بود. دیگر (پس از آن) طالبان از هر گوشه ای که بودند و مخفی بودند و در بیرون بودند، در یک فضای باز آهسته آهسته آمدند و بی ثباتی را بوجود آوردند. شما می فهمید (می دانید) که از هشت سال به این طرف دیگر جنگ و جنجال است و هنوز اردوی (ارتش) افغانستان تکمیل نشده است. بر این اساس درد دل ما این از دنیا و از دولت انتقالی همان دوره این است که به ناحق فشار آوردند. حالا هم انتقاد می کنم از این که اردوی (ارتش) مجاهدین را لغو کردند. اگر اردوی (ارتش) مجاهدین تا امروز می بود و به تدریج لغو می شد تا اردوی (ارتش) ملی تکمیل می شد، این وضعیتی که فعلا در افغانستان است این وضعیت نمی بود.

ولی در سطح رهبری اینجا در کابینه چطور؟

در سطح رهبری اینجا مجاهدین حضور دارند، نماینده های احزاب مختلف وجود دارد. این یک نیاز در افغانستان است، یک ضرورت است. امروز جامعه ایجاب می کند که از احزاب مختلف و از گروه های مجاهدین و از شخصیت های سیاسی در کابینه دولت افغانستان و در ترکیب دولت افغانستان و در والی های افغانستان و در قوماندان های زون های پلیس (در فرماندهی های بخش های پلیس) و زون های اردو (بخش های ارتش ) یک پرینسیپ (اصول و قوانین) خود را دارد و در اینجا اکثرا حضور دارند. ولی من باز هم تاکید می کنم، منظور من این است که تضعیف اردوی (ارتش) مجاهدین در افغانستان بود [که مشکل ایجاد کرد]، [اردویی که] که ثبات را در افغانستان محکم و قائم کرده بود.

یعنی پس شما خواستار تشکیل چنین اردویی (ارتشی) هستید که متشکل از نیروهای سابق مجاهدین باشد تا اوضاع را از حالت کنونی بیرون بیاورد؟

خود من شخصا طرفدار این هستم که همین اردویی (ارتشی) که فعلا ساخته شده است، همین اردوی (ارتش) افغانستان، خوب تجهیز شود، سلاح خوب به آنها داده شود، قوای هوایی (نیروی هوایی) داشته باشد، قوای توپچی (نیروی توپخانه) داشته باشد، قوای زرهی (نیروی زرهی) داشته باشد، و لجستیک مطمئن داشته باشد. اردوی (ارتش) افغانستان امروز براساس قرارداد قراردادی ها نان می خورند، و اگر یک روز مزاحمتی [ایجاد] شود شاید دیگر نان به قطعه (واحد) آنها نرسد. اگر این چیزها واقعا با عظمت و با یک حیثیت بوجود بیاید، این اردو (ارتش) می تواند در آینده افغانستان کاری بکند، آنها با جمع پلیس و نیروهای امنیتی افغانستان موثر واقع می شوند. این دیگر از آن یک حالتی (شرایطی) که من در گذشته به شما گفتم، من آن حالت (شرایط) را به این شرایط ترجیح نمی دهم. اگر این کار نشود خودبخود نیروهایی که از این وطن دفاع کرده اند و جنگ کرده اند و آن مجاهدینی که تا دیروز از این وطن دفاع کرده اند، آنها امروز هم آماده به قومانده (فرماندهی) هستند و آماده هستند که جان خود را فدا بکنند و از این وطن دفاع بکنند.

۱۰ سال پیش، بعد از این که در نتیجه حملات به رهبری آمریکا رژیم طالبان در کابل در افغانستان سرنگون شد، امیدواری های زیادی بوجود آمد. همه مردم امیدوار بودند که بالاخره یک آینده بهتری در انتظار آنها خواهد بود. ولی امروز همه امیدها به یاس تبدیل شده است. فکر می کنید مشکل در کجا بود؟ در ضعف رهبری بود و یا این که مشکل در اداره بود؟ مشکل در چه بود؟

قطعا شما که می گویید در اینجا فساد اداری هست، در اینجا مثلا کم کاری هست، در اینجا کارشکنی ها وجود دارد. ولی من فکر می کنم که با این فضای افغانستان این طبیعی است.

انتقادهایی هم متوجه حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، است. آیا فکر می کنید که فرد مناسبی است؟

در شرایط فعلی، آقای حامد کرزی به یک مدت مشخصی به حیث (بعنوان) رئیس جمهوری افغانستان انتخاب شده است. از لحاظ دیدگاه شخصی، از لحاظ دلسوزی، از لحاظ علاقمندی به وطن و افغانستان، آقای حامد کرزی قطعا یک شخصیت مطمئنی است که آدم سر آن هیچ تردید کرده نمی تواند (نمی تواند بکند). از لحاظ روش های کاری و این که مردم توقع معجزه را دارند این که آقای حامد کرزی معجزه کند و تمام مشکلات افغانستان را حل بکند، با نظر به مشکلاتی که من پیشتر خدمت شما یادآوری کردم، طبیعی است که جنجال های خود را دارد.

یعنی فکر می کنید که از توان او خارج است؟

اکثر چیزها از توان یک نفر در شرایط فعلی خارج است. قضیه افغانستان یک قضیه بسیار پیچیده است. اینجا مداخلات کشورهای همسایه محسوس است و شما می بینید. پیشتر هم من گفتم که ثبات سیاسی و ثبات امنیتی و ثبات اقتصادی هنوز در افغانستان تحکیم نشده است و اطمینان بوجود نیامده است. از همه مهم تر اینجا تمام دنیا یعنی چندین کشور حضور دارند و هر کدامشان در قضایا به روش خودشان و به منافع خودشان حرکت می کنند. اینجا جای قابل کنترل بسیار جدی نمی باشد و این توقع معجزه را از آقای کرزی نباید داشته باشند.

آقای کرزی قرار است پیمان استراتژیک یا سند استراتژیک با آمریکا امضا کند که بخشی از این سند هم در رابطه با پایگاه های دائمی آمریکا در افغانستان خواهد بود که آمریکا تلاش دارد که اینجا پایگاه هایی داشته باشد. نظر شما در این رابطه چیست؟

امضا کردن پیمان استراتژیک با آمریکا اشکالی ندارد، به یک شرط. شرط آن این است که منافع ملی افغانستان در نظر گرفته شود، حاکمیت ملی افغانستان حفظ باشد، و از همه مهم تر دنیا در ساختار دولت افغانستان کمک کند که دولت افغانستان یک ساختار بهتر پیدا کند. در آن صورت امضای معاهده هیچ نوع تردیدی ندارد و این در جهان یک تعامل است، در هر جایی. افغانستان می تواند با آمریکا معاهده استراتژیک داشته باشد، افغانستان می تواند با انگلستان (بریتانیا) معاهده استراتژیک داشته باشد، افغانستان می تواند با هندوستان و با هر کشور دیگر [معاهده استراتژیک داشته باشد].

نگرانی های همسایه ها چطور؟ بخصوص ایران و پاکستان در این رابطه نگرانی های بسیار جدی دارند.

از همین (به همین دلیل) کوشش می کنیم این تشویش ها رفع شود، و بر آمریکا هم لازم است که اطمینانی را به آن کشورها ایجاد بکند که آن کشورها تشویش زیاد از این ناحیه نکنند، هم افغانستان این باور را ایجاد کند و هم آمریکا. آنها طبعا ممکن است منافعشان را در خطر ببینند در صورتی که اگر از افغانستان به ضد آنها استفاده منفی شود. در غیر از این، این پیمان برای همسایه ها کدام (هیچ) ضرر ندارد و در منطقه کدام (هیچ) مشکل ندارد. اما اگر آنها منافعشان را در ضرر ببینند قطعا مزاحمت خود را می کنند و در این مسئله مداخله می کنند.

به گفته شرکای غربی شما مثل این که نشانه هایی از چنین دخالت ها حالا وجود دارد، ایران را متهم کرده اند و گفته اند به شورشیان افغان کمک می کند.

ما هیچ سند نداریم. ایران هنوز از دولت افغانستان حمایت می کند و عملا در این ۱۰ سال از دولت افغانستان حمایت کرده است، روابط دیپلماتیک دارد، روابط صمیمانه و دوستانه دارد، و این چیزهایی را که غربی ها می گویند که ایران با مخالفین دولت افغانستان همکاری می کند ما کدام (هیچ) نشانه ای و سندی در این رابطه نه دیده ایم و نه داریم و نه به این باور هستیم. ایران فقط تشویش خود را دارد از لحاظ مشکلاتی که با آمریکا دارد. اما پاکستان عملا در قضایای افغانستان مداخله می کند، شما می بینید.

برنامه مذاکره با طالبان هم با مشکلات بسیار زیادی روبرو بوده است و بخصوص بعد از کشته شدن رئیس شورای عالی صلح که به گفته آقای کرزی خودش درواقع قربانی صلح در افغانستان شده است. فکر می کنید که آینده این برنامه چه خواهد شد؟

ما این داعیه صلح را به هیچ صورت از دست نمی دهیم. ما داعیان صلح در این کشور هستیم، مدعیان صلح هستیم که صلح را به این مملکت بیاوریم. این بار با در نظر داشت مشکلات قبلی و تجربه اولی که در یک سال داشته ایم، با در نظر داشت از آن یک مکانیزم و شکلی را ما می خواهیم بوجود بیاوریم که این دعوت را دوام بدهیم. اگر رد می شود یا قبول (چه رد شود چه قبول شود)، وظیفه ما است که این دعوت را دوام بدهیم.

شما می فهمید (می دانید) صلح را در یک کشور در دو ناحیه می آید (از دو روش بدست می آید)، یا بسیار زور و قوت می باشد که توانمندی می باشد که همه را مجبور می سازید و به زور می آورید تا در یک به اصطلاح قیمومیت (حاکمیت)، زندگی کنند، و یا از راه تفاهم می باشد (بدست می آید). شما مشکلات به قیمومیت درآوردن (تحت حاکمیت درآوردن) را می فهمید (می دانید) و راه رسیدن به آن سدر افغانستان جنگ است. از راه تفاهم هر پیشنهادی که به نام طالب و طالبان شد طالبان رد کردند. طالبان یا مردمی مستقل نیستند و مربوط (مرتبط) به گروه ها و دستگاه های استخباراتی (اطلاعاتی) همسایه هستند که به آنها اجازه نمی دهند [با دولت افغانستان تفاهم کنند]، چون منافع آنها در همین خواهد بود که در افغانستان اوضاع مغشوش باشد. ولی ما حد اعظم تلاش خود را می کنیم.

ولی سوالی که حالا مطرح شده است، که خود رئیس جمهور هم می گوید، که صلح با چه کسی؟ با طالبان که با کشتن کسانی که در راه صلح کار می کنند درواقع پاسخ داده اند؟ و یک نظر دیگری که مطرح شد که باید با خود پاکستان مذاکره شود. شما چگونه می خواهید شما با پاکستان مذاکره کنید؟

در این رابطه من به شما یک موضوعی را تشریح می کنم، و آن این که طالبان زمانی یک قوت (نیرو) بودند، تشکل داشتند، رهبری داشتند، من فعلا به این باور نیستم. طالبان تشکل خود را از دست داده اند، یک قوت (نیرو) نیستند، توان نظامی ندارند، آنها همه ویژگی هایی که یک گروه سیاسی داشته باشد را از دست داده اند و به شکل انفرادی [کار می کنند]، اگر هم گروه هایی هستند گروه هایی هستند که مزدور و گروه های وابسته و گروه هایی هستند که به هیچ منطق به خیر افغانستان برابر نیستند، از آنها توسط دستگاه استخبارات "آی اس آی" و پاکستان استفاده ابزاری می شود. پس طالبان موجودیت سیاسی بارز ندارند، دولت افغانستان باید به صراحت این را و موقف (موضع) خود را اعلام بکند که با پاکستان مذاکره بکند که مشکلات را حل بکند تا این گروه های ابزاری و مزدورش از بین برود.

یعنی فکر می کنید که این نتیجه خواهد داد، مذاکره با پاکستان، باز آن تجربه دوران آخر دکتر نجیب الله نخواهد شد؟

قطعا نتیجه می دهد، اگر پاکستان مذاکره کند و اگر پاکستان خواسته ها و منافعی که در افغانستان دارد و با تفاهمی که با دولت افغانستان داشته باشد مشکلاتشان حل شود و قابل قناعت شود. پاکستان طبعا در افغانستان منافع دارد، همان منافعشان از راه گفتگو و تفاهم [مطرح شود]. شما می فهمید (می دانید) که وقتی که کشور با کشور صحبت بکنند وقتی به نتیجه می رسند که چیزی را می دهند و چیزی را می گیرند. که این واقعیت هایی است که کمی در افغانستان مشکلاتش تلخ تر است. اگر به این نتایج صادقانه برسند و اگر جامعه جهانی و دنیا سر پاکستان فشار بیاورد، من یقین دارم که پاکستانی ها تن به مذاکره می دهند و دست از حمایت گروه های وابسته و مزدور برمی دارند.

با توجه به مشکلاتی که شما مطرح کردید که هم در داخل و هم در سطح منطقه آنجا وجود دارد، شما وضعیت افغانستان پس از سال ۲۰۱۴ را چگونه می بینید؟ تا به قول شما به زمان حاکمیت طالبان برنگردد، چه کارهایی باید صورت بگیرد ؟

افغانستان به نظر من از زمانی که طالبان شکست کردند (خوردند)، یک مرحله و یک فاز را طی می کند که فاز ثبات و آوردن نظام و حکومت و قانونیت و ساختن ادارات، این کار بسیار دشوار و کلانی بود که این دوره گذشت. بعد از سال ۲۰۱۴ افغانستان در مسیر انکشاف (توسعه) قرار می گیرد که باید افغانستان را به طرف انکشاف و به طرف استخراج معادن و به طرف ساختار و به مسائل اقتصاد رشد اقتصاد برد. البته اگر دنیا کمک بکند افغانستان در یک مرتبه بهتر قرار می گیرد، اگر دنیا کمک نکند، و من به افغانستان بعد از سال ۲۰۱۴ را هم به همین قسم (شکل) افغانستانی که امروز است می بینیم.

مارشال محمد قسیم فهیم، تشکر از شرکتتان در برنامه "به عبارت دیگر". تشکر.

تشکر از شما. سلامت باشید.