به عبارت دیگر
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

به عبارت دیگر: گفتگو با محمود جبریل

برای بسیاری از مردم لیبی مرگ معمر قذافی آغاز دوره نوینی است، ولی آغاز چه نوع دوره ای؟ دوره ای از دمکراسی واقعی و قانونمندی؟ یا یک دوره تیره تر، دوره ای از تنش ها و درگیرهای داخلی؟ اینجا به اردن که حالا میزبان کنفرانسی درمورد آینده اقتصاد خاورمیانه است، آمده ام تا محمود جبریل، نخست وزیر دولت موقت انتقالی لیبی، را ببینم. قذافی مرده است و چالش های پیش رو عظیم، ولی او دارد از قدرت کنار می رود. چرا؟ تاریخ پخش: ۲۰۱۱/۱۱/۰۱

محمود جبریل، به برنامه "هاردتاک" خوش آمدید.

متشکرم.

آیا این "طلب عدالت" است که تعیین کننده لیبی بعد از قذافی خواهد بود، یا "طلب انتقام"؟

امیدوارم که "طلب عدالت" باشد. چیزی داریم به اسم "عدالت انتقالی" تا اگر کینه ای هم وجود دارد همه خواسته های مردم برای جبران خسارت را در نظر بگیرد. بعد از ۴۲ سال تجربه تلخ چنین دیکتاتوری که در تاریخ خاورمیانه بی سابقه بوده است، نمی توان مردم را سرزنش کرد. با این حال، من روی آگاهی و هوشیاری مردم لیبی حساب می کنم که بتوانند بین گذشته و آینده تمایز قائل شوند.

پس ما اینجا چه درسی باید از کشته شدن معمر قذافی بگیریم؟ چون هرچه اطلاعات بیشتری از نحوه کشتن او به دستمان می رسد می بینیم بیشتر شبیه یک کشتن غیرقانونی است. او اول دستگیر شد، بعدش هم کشته شد.

بگذارید اینجا یک لحظه صبر کنیم چون دراین مورد کمی سردرگمی بوجود آمده است. روزی که قذافی کشته شد من با دادگاه بین المللی کیفری در ارتباط مدام بودم. این دادگاه در همان لحظه از من خواست که طبق مقررات عمل کنیم. کالبدشکافی انجام شد، همه پزشکان و مسئولان قانونی آنجا بودند. و این کلمه به کلمه آن چیزی است که پزشک قانونی به من گفت...

چون شما به جهانیان گفتید که قذافی در جریان تبادل آتش بین نیروهای شما و نیروهای دیگر کشته شد...

این کلمه به کلمه آن چیزی است که پزشک قانونی به من گفت. وقتی او را در آن لوله سیمانی فاضلاب پیدا کردند او ضربه خورده بود و زخمی شده بود، چون ظاهرا بین او و سربازان مزدورش با مبارزان ما زد و خورد صورت گرفته بود، بیشتر افرادی که اطراف او بودند موریتانیایی بودند. این چیزی است که به من گفته شد.

در مسیرم به اینجا، اردن، به مصراته رفتم تا مطمئن شوم آنچه که پزشک قانونی به من گفته است حقیقت داشته است.

با همه احترام به صحبت های شما، ویدئوهایی از آن وقایع به دست رسیده است بطوری که می دانیم او وقتی از آنجا بیرون آمد زخمی بود، ولی یک آدم زنده بود.

او زنده بود.

و حالا می دانیم که، ظاهرا یکی دو ساعت بعد، او دیگر یک آدم مرده بود.

نه، فکر نمی کنم یکی دو ساعت طول کشیده باشد، فقط ۱۰ یا ۱۵ دقیقه بود، چون داشتند او را به بیمارستان جبهه می بردند.

صادقانه بگویم من شخصا آرزو داشتم او زنده بود. می خواستم بدانم که چرا او این کار را در حق مردم لیبی کرد، آرزو داشتم که شاکی او در دادگاه می شدم. چون این سوالی است که در ذهن همه مردم لیبی است که چرا. آیا مردم لیبی شایسته این نوع رفتار بودند، این همه سرکوب و قتل و دیگر خشونت ها در تمام این ۴۲ سال؟

الان جامعه بین المللی و کشورها و سازمان های زیادی خواستار یک تحقیق همه جانبه در مورد مرگ قذافی هستند. اگر نتیجه این باشد که نیروهای وفادار به دولت موقت شما او را کشته اند، آیا شما از این مسئله عمیقا متاسف خواهید بود؟

نه. البته دوست ندارم که تصویر ما خدشه دار بشود، ولی بگذارید در این مورد خیلی منصف و تا اندازه ای هم بی طرف باشم. هزاران هزار نفر توسط قذافی کشته شدند و تا قبل از شروع این شورش های لیبی هیچ کسی از جامعه بین المللی صدایش درنیامد. فقط در زندان ابوسلیم ۱۲۷۰ نفر در عرض یک ساعت و نیم کشته شدند و ما هیچ صدایی از جامعه بین المللی نشنیدیم. حالا این مرد، که با اجماع جامعه بین المللی یک قاتل محسوب می شود، در تبادل آتش کشته شده است. حالا همه خواهان رسیدگی هستند و ابراز همدردی با این مرد می کنند.

پزشک قانونی به من گفت که او در تبادل آتش کشته شد، او حتی نمی دانست که آتش مبارزان او را کشت یا آتش نیروهای محافظ خودش.

ولی مسئله همدردی با او نیست، مسئله این است که لیبی جدید با استاندارهایی متفاوت از دوره قذافی عمل کند. بدون شک قذافی مسئول کشتار و شکنجه هزاران نفر و خشونت علیه آنها بود، جنایت های او ثبت شده است، ولی دولت شما قرار است استانداردهای خیلی متفاوتی داشته باشد.

من این مسئله را کاملا درک می کنم. ولی لازم است بدانید که بعد از سقوط رژیم قذافی مبارزان در یک حالت تشویش بودند، و فرماندهان شورای ملی انتقالی هم هنوز کنترل کامل امنیتی را به دست نگرفته بودند. اینجا و آنجا بعضی تخلفات و اعمال ناقض حقوق بشری صورت گرفته است. بعد از سقوط طرابلس تخلفاتی صورت گرفت ولی کسی راجع به آنها صحبتی نکرد، فقط عفو بین الملل بود که چند گزارش منتشر کرد، وگرنه کسی این موضوع را مطرح نکرد. در یک انقلاب انتظار چنین چیزی می رود. ولی چرا شخص قذافی مخصوصا علم شده است؟

آخرین نکته در این مورد، ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، خواهان یک تحقیق همه جانبه شده است، مقامات کاخ سفید هم ابراز نگرانی کرده اند و گفته اند لازم است رسیدگی کاملی صورت بگیرد. آیا حاضرید حالا یک تحقیق کامل را شروع کنید و اجازه بدهید که یک تیم بین المللی روی این تحقیق شما نظارت کند؟

بله. ما مشکلی با این مسئله نداریم. ولی در مورد جسد، براساس قوانین اسلامی جسد که دفن شد دیگر تمام است و نمی شود دیگر آن را بررسی کرد. ما گزارش پزشک قانونی را داریم. من خودم جسد را دیدم و می توانم شهادت بدهم هیچ کبودی روی صورتش یا بدنش نبود، ابدا. اگر کسی می خواست با قذافی خشونت کند همان موقع در آن کامیون بهترین فرصت را داشت، قبلا از این که کشته شود آنها می توانستند بگیرند هزار بار او را بزنند.

جسد هنوز آنجاست، در سردخانه یک قصابی در مصراته.

درست است. فکر می کنم قرار است ظرف ۴۸ ساعت آینده دفن بشود.

و باز، این کار شما هم قابل درک نیست، این که شما برخلاف رسوم مسلمانان جسد را در یک سردخانه نگه داشته اید و اجازه داده اید که مردم لیبی بیایند و جسد نگاه کنند. فکر می کنید این روش مناسبی برای برخورد با این قضیه بود؟

از نقطه نظر قوانین اسلامی، بله، حق با شماست. طبق قوانین اسلامی جسد باید هر چه سریعتر دفن بشود، این برای احترام به مرده است. ولی اگر از دید دیگری به این قضیه نگاه کنید، از دید کسانی که ۴۲ سال شکنجه شدند، مسئله فرق می کند. آنها آرزو داشتند قذافی را در زندان و در دادگاهی منصفانه تحت نظارت بین المللی می دیدند. ولی حالا که چنین فرصتی از آنها گرفته شده است، خواست خدا این بود و نمی دانم چه کسی به او شلیک کرد، ولی حداقل یک نگاه کوتاه به صورت او برای مردم لازم بود. حالا او قرار بود ظرف ۳ یا ۴ روز دفن شود، یا حتی احتمالا ظرف یکی دو روز.

شما هم در آداب و رسوم غربی خودتان چنین چیزی دارید، این که به مرده خود احترام می گذارید و آخرین بار او را می بینید. مرده را در یک جعبه زیبا می گذارید و همه به جسد او که می رسند می ایستند و به او نگاه می کنند. حالا چرا این حق را از مردم لیبی بگیریم؟ شما هم همین کار را می کنید.

البته خانواده قذافی کاملا از لیبی نرفته اند، چون ما هنوز نمی دانیم سیف الاسلام قذافی کجاست. آخرین اطلاعاتی که شما از او دارید چیست؟ فکر می کنید او را دستگیر خواهید کرد؟

امیدوارم که او را دستگیر کنیم. ولی هیچ گزارشی نداریم که صددرصد تایید شده باشد. گزارش داریم که او هنوز در زلیتن است، شهری خیلی نزدیک به مصراته. گزارش داریم که او تیر خورده و بدجوری زخمی شده است، در درگیرهای سرت، همان درگیری هایی که پدر و برادرش را آنجا گرفتند. گزارشی داریم که حکومت نیجر هم آن را تایید کرده است، این که عبدالله السنوسی، همراه و دستیار سیف الاسلام، که همراه او از صحنه درگیری ها فرار کرد، موفق شده است که خودش را به نیجر برساند.

پس عبدالله السنوسی الان در نیجر است؟

بله. این را حکومت نیجر تایید کرده است که الان در شمال نیجر است. امیدوارم گزارش اول درمورد محل سیف الاسلام موثق باشد و تایید آن را هم بگیریم.

حالا بیایید درمورد روزهایی که پیش رو دارید صحبت کنیم. برای همه شما که امروز در لیبی در قدرت هستید چالش های پیش رو عظیم است. شما خودتان کمی قبل از مرگ قذافی به مجله تایم گفتید که ما داریم در جهت یک جنگ سیاسی پیش می رویم و قوانین بازی بطور مشخصی تعریف نشده است چون ما از یک جنگ ملی و فیزیکی مستقیما وارد یک جنگ سیاسی شده ایم، جنگی بدون هیچ مرزی. و گفتید تا قبل از تاسیس یک حکومت جدید در لیبی این اتفاق نباید می افتاد. به نظر می رسد که شما خیلی نگرانید؟

من نگران بودم و هنوز هم نگرانم، صادقانه بگویم. حالا که قذافی رفته است امیدوارم که همه این گروه های مبارز که در خیابان ها هستند متوجه بشوند که دیگر وقت آن است که کشور را از نو بسازیم، وقت آن است که همه سلاح هایشان را زمین بگذارند و به شغل های قبلی خودشان برگردند، اگر دکتر یا مهندس یا حسابدار یا در هر شغلی که هستند.

برای کسانی هم که بیکار هستند ما در فکر ایجاد فرصت هایی هستیم، ما نهادها و سازمان هایی را برای آنها تاسیس می کنیم. یک وزارتخانه تاسیس می کنیم مخصوص گروه های مبارز و مجروحان و کسانی که خسارت دیده اند، و همین طور سازمان دیگری که به آنها کمک کند تا آنها را به جامعه و زندگی اجتماعی برگرداند، آنها را به اقتصاد جامعه برگرداند، به آنها وام بدهد و دوره های آموزشی بگذارد، و آنها را بطور آرام و ملایم به جامعه برگرداند.

شما از سلاح گفتید، واقعیت این است که امروز دهها هزار سلاح داخل لیبی است و خیلی از آنها معلوم نیست کجا هستند، سلاح های خیلی قوی. ولی سلاح های دیگری هم هست که می دانیم در دست گروه های شبه نظامی و در دست بخشی از نیروهای مبارز شماست، که این نیروها هم ظاهرا به دستور مقامات دولت مرکزی، یعنی حاکمان جدید لیبی، عمل نمی کنند. این حقیقت دارد؟

تا اندازه ای این طور است.

این خیلی نگران کننده است، این طور نیست؟

نگران کننده است، ولی نگاه کنید کسان زیادی در خیابان ها اسلحه به دست دارند، احتمالا مردان مسلح در همه مناطق طرابلس حضور دارند، ولی آیا تا این لحظه شنیده اید کسی را کشته باشند؟

تا این لحظه.

تا این لحظه شنیده اید کسی را کشته باشند؟

همان طور که می دانید نشانه هایی از برخوردهای محدود و پراکنده بوده است...

مواردی از نقض حقوق بشر صورت گرفته است، این را قبول دارم، ولی این در زندان ها اتفاق افتاده است. ولی آیا کسی از این مبارزان را دیده اید که در خیابان ها مردم را بکشند.

ولی سوالی که خطاب به خود شماست، شمایی که چندین ماه نخست وزیر دولت موقت بوده اید، این است که چرا موفق نشده اید دستور و خواست خود را به همه نیروهای مسلح که قرار است به شما وفادار باشند، و همین طور به کل کشور، اعمال کنید؟

عذر و بهانه آن همیشه این بوده است و تا دیروز هم این بود که آزادسازی لیبی کامل نشده است. این دلیلی است که هر بار آنها مطرح می کنند. بعلاوه این که ما مردان مسلحی در طرابلس داریم که از شهرهای مختلف آمده اند و همه ادعا می کند که این پایتخت ماست و ما باید امنیت پایتخت را تامین کنیم، می گویند وظیفه تامین امنیت پایتخت فقط در حوزه اختیارات شورای نظامی طرابلس نیست.

همانطور که می دانید، بعضی ها، برای مثال اسماعیل الصلبی که از جنگجویان اسلامگرا و یکی از رهبران شورشیان بنغازی است، گفته است که اختیارات شما را به رسمیت نمی شناسد. او گفته است خیلی از کسانی که در راس شورای ملی انتقالی لیبی هستند یا در حکومت قذافی خدمت کرده اند یا این که، از دید او، نماینده لیبی جدید نیستند.

من اعتباری برای اظهارات او قائل نیستم، او اختیاراتی ندارد، وگرنه من هم به روش درستش جواب می دادم.

صادقانه بگویم وجود هزاران مرد وفادار به او که سلاح به دست دارند، برای او اختیارات می آورد.

خوب اگر این طور باشد صدها هزار مرد در سراسر لیبی هستند. اظهارنظر همه جا دیده می شود، شب و روز، فیسبوک را ببینید. صادقانه بگویم من اگر قرار بود به هر اظهار نظری که اینجا و آنجا می شود اهمیت بدهم، نمی توانستم یک ساعت هم کار بکنم.

اگر زمانی برسد که همه گروه های شورشی مختلف سلاح های خود را تحویل ندهند و به آن نوع زندگی که شما توضیح دادید برنگردند و درنتیجه بخواهید با استفاده از زور خلع سلاحشان کنید، آن وقت چطور؟

این چالشی برای شورای ملی انتقالی خواهد بود.

این اتفاق خواهد افتاد؟

واقعا نمی دانم. ما ظرف چند روز آینده خواهیم دید، این که آیا شورای ملی انتقالی موضع قاطع و محکمی اتخاذ می کند و از آنها می خواهد که سلاح هایشان را زمین بگذارند و به ارتش یا پلیس یا شاخه سومی که گارد ملی است ملحق بشوند، و این که آیا آنها از این دستور اطاعت خواهند کرد یا نه. باید منتظر باشیم و ببینیم.

به نظر می رسد که شما دارید خودتان را از همه اینها کنار می کشید. شما که برای چندین ماه نخست وزیر شورای ملی انتقالی بودید، چند روز قبل گفتید وقتی آزاد سازی لیبی رسما اعلام شود، البته همین حالا که ما داریم صحبت می کنید قرار است این اتفاق بیافتد و این اعلامی برای پایان جنگ است، شما گفتید که کنار می کشید، از قدرت دست می کشید.

بله. درست است.

چرا؟

فکر می کنم حالا نقش بهتری برای من هست که ایفا کنم. سعی می کنم نهادها و سازمان های جامعه مدنی در لیبی را توسعه بدهم، سعی می کنم به این جوانان کمک کنم تا برای روز انتخابات آماده شوند. من فکر می کنم و هنوز هم اعتقاد دارم که لیبی می تواند الگویی برای بهار عرب شود. جوانان مبتکر واقعی این انقلاب بودند، و اگر ما به آنها کمک کنیم تا رهبری خودشان را ایجاد کنند و سکوی سیاسی خودشان را توسعه دهند، سکوی سیاسی که بازتاب رویاهای خودشان است نه رویاهای ما، و خودشان را سازماندهی کنند، در این صورت ما نسل جدیدی از رهبری را در خاورمیانه خواهیم داشت.

این یک دیدگاه خوشبینانه است. و دیدگاه بدبینانه این است که اگر نگاه کنیم به سخنان لیزا آندرسون، پروفسور علوم سیاسی در دانشگاه آمریکایی قاهره، او می گوید مشکل این است که شورای ملی انتقالی و رهبری جدید لیبی حتی یک نهاد معتبر در کل کشور ندارد. مردم لیبی هیچ چیزی ندارند که واقعا آنها را به هم گره بزند.

فکر می کنم این یک اظهارنظر گمراه کننده است. آیا لیبی در ۴۲ سال گذشته هیچ نهاد معتبری داشته است که حالا در عرض این هشت ماه داشته باشد. برای ۴۲ سال ما فقط یک نفر را داشتیم، نه هیچ نهادی، نه قانونی، هیچی، ابدا. حالا او از ما می خواهد که این را ظرف هشت ماه بدست می آوردیم.

یکی از کسانی که اختیارات شما را به چالش کشیده است، عبدالحکیم بالحاج است. او گذشته ای طولانی در گروه جنگجویان اسلامگرا دارد و بعد هم در جنگ های شورشی حضور داشت و فرد عالیرتبه ای در میان نیروهای شورشی بود، و حالا هم بازیگر مهمی در طرابلس است. او گفت که شاید حتی خودش برای پست نخست وزیری وارد رقابت شود. مردی مثل او اگر قرار باشد برای چنین مقامی وارد رقابت بشود، فکر می کنید صلاحیتش را دارد؟

من نمی توانم هیچ شهروند لیبی را از رقابت برای کسب هر پست و مقامی در کشورش محروم کنم، این یک حق طبیعی برای همه مردم لیبی است. تنها لازمه آن از نظر من این است که این کار باید از طریق انتخابات صورت بگیرد و با یک روش دمکراتیک، نه از طریق سلاح و جنگ، بلکه از طریق صندوق انتخابات. در چنین شرایطی، همه مردم لیبی باید حق این را داشته باشند که در این روند شرکت کنند.

فکر می کنید این خطر وجود دارد که یک گروه اسلامی و بنیادگرایان اسلامگرا بتوانند در لیبی جدید قدرت اصلی را به دست بگیرند؟

فکر می کنم که جامعه لیبی یک جامعه میانه رو است، به دلیل ماهیت شاخه ای از اسلام که به آن معتقد است، و آن یک اسلام میانه رو است. ما در لیبی از مکتب مالکی هستیم. فکر می کنم که مکتب مالکی ذاتا و ماهیتا خیلی میانه رو است. البته این به این معنی نیست که جریان های فکری دیگر از روند سیاسی مستثنی و محروم شده اند.

اتفاقا بعضی ها می گویند که مستثنی و محروم شده اند. محمد عبدالملک از افراد عالیرتبه اخوان المسلمین لیبی می گوید که اسلامگرایان هم مثل لیبرال ها و دیگران حق دارند که از طریق روندی دمکراتیک در آینده لیبی شرکت کنند، ولی آنها سعی می کنند ما را راه ندهند و ما را دور نگه دارند، و این همان سیاستی است که قذافی در محروم و مستثنی کردن اسلامگراها داشت.

چه کسی آنها را راه نداده است؟

او می گوید کسانی مثل شما، سکورلارها و تکنوکرات ها، کسانی که قبلا در رژیم قذافی کار می کردند؟

هیئت دولتی که ما داریم با خود من ۱۶ عضو دارد که ۴ نفر آنها از اخوان المسلمین هستند. این من بودم که مصطفی عبدالجلیل، رئیس شورای ملی انتقالی، را متقاعد کردم که اخوان المسلمین باید در این شورا حضور داشته باشد. می توانید صحت این موضوع را با او تایید کنید. من مخالف مردم لیبی نیستم، این طبیعت و ماهیت من نبوده و نخواهد بود، چون این مخالف افکار من است.

اجازه بدهید درمورد کمک های غرب به لیبی سوال کنم. شما زمان زیادی صرف سفر به لندن و پاریس کردید و با مقامات اعضای ناتو دیدار کردید. ناتو اعلام کرده است که به عملیاتش تا آخر ماه اکتبر پایان می دهد. روسیه سعی می کند شورای امنیت سازمان ملل را متقاعد کند که رسما به حکم قطعنامه ۱۹۷۳ پایان دهد. آیا شما نگران نیستید چنین سرعتی در پایان عملیات ناتو برای لیبی مخرب باشد، باتوجه به همه صحبت هایی که درمورد شمار سلاح های موجود و پتانسیل بی ثباتی در کشور داشتیم. آیا می خواهید نوعی از نیروهای حامی بین المللی برای ماه های آینده در داخل لیبی حضور داشته باشند؟

نه، در داخل لیبی نه، به این شک دارم. چون مردم لیبی در داخل کشور این را قبول نخواهند کرد. من بارها تکرار کردم هم به دوستانمان در سطح بین المللی و حتی به خود سازمان ملل وقتی که درمورد نیروهای امنیتی سوال کردند، ما گفتیم نیازی به آن نداریم، و اگر به آن نیاز پیدا کردیم به آنها خواهیم گفت.

ولی برگردیم به مسئله ناتو، من صحبت های تلفنی زیاد و جامعی با آقای راسموسن، دبیرکل ناتو داشتم. استدلال من این بود که مفاد قانون اساسی ما تاکید کرده است که حکومت موقت باید ظرف یک تا سه ماه تشکیل شود، این که شما حداقل سه ماه به ما فرصت بدهید یعنی تا زمانی که بتوانیم حکومت جدید را تشکیل بدهیم. او گفت که تمایل اعضای ناتو به یک دوره هفت تا ده روزه است. و متاسفانه این کاری است که کردند.

یعنی پیام شما به ناتو این است که شما خیلی شتابزده عمل کردید و تصور نکنید که صلح و ثبات برقرار شده است؟

ما هنوز حکومت جدید تشکیل نداده ایم تا بتواند کنترل اوضاع را به دست بگیرد.

آیا می خواهید ناتو واقعا تاملی بکند و خودش را متعهد نکند که به همه عملیاتش تا آخر ماه اکتبر پایان بدهد؟

فکر می کنم که کانال دیگری داریم به اسم "دوستان لیبی". فکر می کنم آنها از نزدیک بر لیبی نظارت خواهند کرد و اگر لازم دانستند می توانند همان نقش را به عهده بگیرند. فکر نمی کنم نیازی به آن باشد، ولی فقط محض احتیاط.

قبل از این که بحث را تمام کنیم، دو نکته سریع درمورد بازسازی لیبی. اول، کار بازسازی فیزیکی است. خسارات بزرگی به سراسر کشور وارد شده است، چقدر طول می کشد که همه اینها را از نو ساخت و درست کرد؟

من درمورد خساراتی که در عرض این چند ماه به کشور وارد شده است تخمین هایی زده ام، همین طور در مورد توسعه و احیاء کشور، نظام آموزشی بهتر، یعنی نه فقط احیاء زیربنایی و ساختاری بلکه احیاء خود انسان ها، چون این هم یک نوع دیگر از تخریب و ویرانی است که ما به آن توجه نکرده ایم. برطبق تخمین من ۴۸۰ میلیارد دلار ظرف مدت ۲۰ سال لازم است تا کشور را بسازیم، یعنی صحبت از ۲۴ میلیارد دلار در سال است.

گفتید که می خواهید لیبی در میان کشورهای عربی الگو باشد، و معتقدید که می تواند الگو باشد، الگو برای اصلاحات و دمکراسی و صلح و ثبات، اما این کار خیلی دشواری خواهد بود. این طور نیست؟ نقل قول احمد اونیس، سفیر سابق تونس که مدتی کوتاهی هم وزیر خارجه شد، را بگویم. او می گوید برای همه ما این جاده بسیار صعب العبوری است، جاده اصلاحات در جهان عرب، چون جنگ ما جنگی است بین خودمان و درمقابل همدیگر. فکر می کنید مردم لیبی آمادگی چنین جنگی را دارند؟

فکر می کنم اگر ما شش تا هشت ماه اول را بدون خطر و بسلامت پشت سر بگذاریم آن وقت در آستان ایجاد یک نظام بی سابقه در خاورمیانه خواهیم بود. فکر می کنم ما منابع انسانی داریم، منابع انسانی بسیار ماهر و متخصص، ما پول داریم، ولی ما نیاز به بینش درستی برای توسعه داریم. تکنولوژی همه جا در دسترس است، یک کار ۱۰ ساله را می توان در عرض ۲ سال انجام داد. چالش ما این است که ما جمعیت کمی هستیم با قلمرو وسیع، تکنولوژی می تواند این قلمرو وسیع را به هم وصل کند.

فکر می کنم ما باید هویتی برای اقتصادمان تعریف کنیم. ما این کار را در یک مطالعه و تحقیق بلندپروازانه انجام دادیم، تحقیقی به اسم "لیبی سال ۲۰۲۵"، براین اساس اقتصاد لیبی باید بر پایه و اساس دانش پی ریزی شود. اگر ما اراده آن را داشته باشیم، که فکر می کنم داریم به دلیل این ۴۲ سال گذشته، الان دیگر زمان آن است که این سال های از دست رفته را جبران کنیم.

محمود جبریل، خیلی متشکرم از حضورتان در برنامه "هاردتاک".

متشکرم استیو. مواظب خودتان باشید.