به عبارت دیگر
پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

به عبارت دیگر: گفتگو با محمدیونس قانونی

محمدیونس قانونی، مهمان برنامه به عبارت دیگر، در سال های اخیر وزیر کشور، وزیر معارف و رئیس مجلس نمایندگان افغانستان بوده است و پیش از آن از همرزمان نزدیک شاه مسعود. او از مسئولان بلندپایه حزب جمعیت افغانستان، رئیس حزب افغانستان نوین و رهبر جبهه تفاهم ملی است. در جریان کنفرانس بن که بلافاصله بعد از سرنگونی طالبان برای تعیین ساختار حکومت جدید و جلب کمک های مالی، نظامی و سیاسی بین المللی تشکیل شد او بعنوان مذاکره کننده ای ماهر و سخنرانی قابل درخشید. ولی از آن کنفرانس چه حاصل شد؟ و از دید او کنفرانس پیش رو، موسوم به کنفرانس بن دوم، برای افغانستان چه دربر خواهد داشت؟ برای گفتگو با او به محل اقامت موقتش در لندن رفتم. تاریخ پخش: ۲۰۱۱/۱۱/۲۹

آقای یونس قانونی، به برنامه "به عبارت دیگر" خوش آمدید.

تشکر می کنم.

آقای قانونی، شما در کنفرانس اول بن در سال ۲۰۰۱ بعنوان رئیس هیات جبهه متحد در کسب نتایجی که حاصل شد، دستاوردهایی که در کنفرانس حاصل شد، نقش بسیار بارز و موثری داشتید. ۱۰ سال از آن موقع می گذرد، چقدر راضی هستید از آن چیزی که بدست آمده است؟

بدون شک، کنفرانس یک آغاز جدید برای مردم افغانستان بود. ما به دستاورد قابل لمسی در کنفرانس بن دست یافتیم. اساس صلح گذاشته شد، اجماع ملی بوجود آمد، اجماع بین المللی بوجود آمد، زمینه برای تاسیس یک افغانستان جدید و رفتن به توسعه در عرصه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، و از همه مهم تر رفتن به سوی دمکراسی واقعی در افغانستان، مساعد شد. همه آن مواردی بود که در کنفرانس بن اول روی آنها توافق صورت گرفت.

اما متاسفانه در پایان ۱۰ سالی که از بن اول سپری می شود، با توجه به مجموع امکانات و فرصت های طلایی که در اختیار زعامت (رهبری) افغانستان وجود داشت، تصور ما این است که به نتایجی که باید می رسیدیم نرسیده ایم.

چرا؟ مشکل کجا بود؟

فهم (برداشت) من این است که دنیا بالای (روی) تیمی در افغانستان سرمایه گذاری کردند که این تیم در تطبیق (اجرای) مفواد موافقتنامه بن ناکام بدر آمدند. این عمده ترین دلیل بود. ما اگر واقعا می خواستیم و می توانستیم از این فرصت های طلایی استفاده می کردیم (بکنیم) نیاز به یک تیم نیرومند در دولت داشتیم. این نهاد دولت بود که باید از این زمینه ها استفاده می کرد، مطابق با موافقتنامه بن باید در زندگی مردم و در ساحه های (عرصه های) مختلف تغییر بوجود می آورد. تیمی که در راس دولت قرار داشت تیم ناکام بود.

آقای قانونی، شما خودتان در آن تیم بودید. و بسیاری از همفکران و همرزمان شما هم در آن تیم بودند. چقدر از مسئولیت این ناکامی را شما بعهده می گیرید؟

بدون شک، تا مرحله ای ما جزئی از این تیم بودیم و خوشبختانه در طلایی ترین دوری (دوره ای) که ما در دولت حضور خود را داشتیم، ما و همکاران عزیز ما. اما متاسفانه با سپری شدن مدت کوتاهی انحراف صریحی از موافقتنامه بن صورت گرفت. توطئه در سطح ملی و بین المللی برای احیای مجدد یا تحمیل مجدد جنگ بر افغانستان از یک سو و به حاشیه کشاندن نیروهایی که در دوران مقاومت حضور داشتند از سوی دیگر آغاز شد. این سبب از این شد که دولت در متن و از اساس ضعیف شود، تصمیم گیری ها به تیمی تعلق گرفت و نمایش بیرونی به تیمی دیگر. از این نقطه نظر من تصور می کنم که این توطئه ها سبب ضعیف شدن دولت و درنهایت سبب عدم تطبیق (اجرای) موافقتنامه بن شد.

شاید در خود کنفرانس بن روی مسائلی که بعدا باعث اشکال شد شما خیلی دقیق نشدید. درست است که گفته می شود که به واقعیت قومی در افغانستان اذعان شد، ولی شاید تقسیم قدرتی که در اینجا صورت گرفت بعدا بازتاب آن واقعیت قومی افغانستان نبود، که بعدا مشکل ایجاد کرد.

ببینید، در یک کنفرانس ۷ یا ۸ روزه نمی توانید اساسی ترین مسائل ریشه ای و بنیادی که در تاریخ افغانستان پیشینه دارد به آن رسیدگی صورت بگیرد. آنچه برای کنفرانس بن در طی یک مدت کوتاه مقدور بود خوشبختانه در آن وجهه (زمینه) توافق صورت گرفت. رفتن به یک مرحله موقت، دوره انتقالی، انتخابات، تصویب قانون اساسی، و نهادهای دولتی وغیره، این ممکن و مقدوری بود که در کنفرانس بن روی آن توافق صورت گرفت. اما مشکل اصلی از انحراف از موافقتنامه های بن صورت گرفت که بعد از موافقتنامه بن بوجود آمد.

ما شانس های دیگری را در تدبیر لویه جرگه قانون اساسی داشتیم، در جرگه های بعدتری که تصمیم را مردم افغانستان می توانست بگیرد. متاسفانه در کنفرانس و یا در لویه جرگه قانون اساسی که قانون اساسی باید به این مشکلات ما رسیدگی می کرد و به واقعیت های تنوع قومی در افغانستان رسیدگی می کرد متاسفانه در لویه جرگه قانون اساسی طوری که لازم بود رسیدگی صورت نگرفت.

ولی من حرفم را تکرار می کنم، آقای قانونی، ولی شما هم مسئولیت داشتید، یعنی در تمام این دوران مسئولیت داشتید و همفکران شما مسئولیت داشتند، هنوز هم در دولت آقای کرزی از همفکران و همرزمان شما هستند و مسئولیت مستقیم دارند. بهرحال شما چه تلاشی کردید برای این که این انحرافی که به نظر شما داشت صورت می گرفت نگذارید صورت بگیرد؟

ما از آغاز با تمام صمیمیت و صداقت پروسه دولت سازی در افغانستان را برمبنای روحیه مشارکت ملی و درنهایت همبستگی ملی حمایت کردیم. ما هر تشکیلاتی را که در دوران مقاومت علیه طالبان وجود داشت، تشکیلات موازی را، از بین بردیم و تمام سرمایه ها را روی نهاد کلان دولت سازی گذاشتیم. بعدها احساس کردیم که تیمی در متن نظام آمد دیسانت شد (از خارج افغانستان آمده بودند) و آنها نه در استقامت (در راه) منافع ملی بلکه [در راه] منافع جناحی و گروهی خود گام برمی دارند.

ما از آغاز تا به امروز پیوسته بر رفتن به خط منافع ملی تاکید کرده ایم، اعتراض کرده ایم، صدا بلند کرده ایم، حرف داشته ایم، و به همین دلیل بود که ما از حکومت جناب آقای کرزی فاصله گرفتیم، و ما مجبور به استعفا شدیم. از این لحاظ، فعلا هم تلاش ما بر این است که ما بتوانیم خط منافع ملی و مشارکت ملی در افغانستان را برجسته بسازیم. دوستان ما بدون شک، چنانچه شما فرمودید، یک تعداد از دوستان ما در نظام حضور دارند، اما با صراحت می خواهم عنوان بکنم که حضور در نظامی چیزی است و پولیسی سازی (سیاستگذاری) و تصمیم گیر چیز دیگری است. دوستانی که به ما تعلق دارند در تصمیم گیری های اساسی شریک نیستند. از این نقطه نظر، مسئولیت اساسی به دوش کسانی است که مسئولیت پولیسی سازی (سیاستگذاری) و سیاستگذاری کلان دولت را دارند...

شما، آقای قانونی، شخص شما در موقعیت بسیار مناسبی بودید برای اعمال نفوذ در جهتی که مطابق میل شما بود و یا این که در کنفرانس بن تصمیم گیری شده بود، بعنوان وزیر داخله (وزیر کشور). ولی شما از آن سمت استعفا کردید.

بدون شک. وزارت کشور، یا وزارت داخله به اصطلاح ما، ۶ ماه عمر داشت، دوره کوتاه اداره موقت. دلیل استعفای من هم این بود که ما پروسه وحدت ملی و مشارکت ملی را بعنوان یک ارزش کلان در افغانستان تقویت و حمایت کنیم. از این نقطه نظر، این خودگذری (گذشت) ما و صداقت ما را نسبت به پروسه دولت سازی و مشارکت کلیه اقوام به نمایش می گذارد. این یک حسنی داشت که باید جناح ما پاداش از این می گرفت نه این که مجازات و مورد توبیخ قرار می گرفت.

حالا قرار است که کنفرانس دومی موسوم به کنفرانس بن دوم هفته آینده تشکیل بشود. به نظر شما، دولت افغانستان تا چه اندازه برای این کنفرانس آماده است؟ چه برنامه و استراتژی مشخصی دارد؟

تصور من این است که کنفرانس بن دوم باز هم می تواند یک شانس برای مردم افغانستان بوده باشد. ما باز هنوز می بینیم که جامعه بین المللی آماده به دوام همکاری با مردم و دولت افغانستان است. تا جایی که من اطلاع دارم هنوز متاسفانه حکومت افغانستان آمادگی های لازمی که باید برای کنفرانس بن دوم گرفته شود متاسفانه نگرفته اند. هیات افغانستان در کنفرانس استانبول که خیلی کمک می کرد به کنفرانس بن متاسفانه ضعیف درخشیدند، اگر که (به این دلیل) یکی از همسایه های ما در این کنفرانس توانستند بیشتر امتیاز بگیرند تا هیات افغانستان. از این نقطه نظر من فکر می کنم...

منظورتان پاکستان است.

بدون شک. تصور من این است که کنفرانس بن یک شانس خوب است، اما متاسفانه حکومت ما تا هنوز در گام اول یک پولیسی (سیاست) و یک برنامه دولتی در افغانستان ارائه نکرده است، هنوز شورای ملی افغانستان بعنوان بزرگ ترین نهاد دمکراسی در افغانستان درجریان برنامه حکومت و اجندای (برنامه) حکومت در کنفرانس بن قرار ندارد.

تشویش من این است که اگر هیات افغانستان مانند درخشش در کنفرانس استانبول ضعیف عمل کنند، از کنفرانس بن (دوم) هم توقع و انتظار بیشتری نخواهیم داشت (نمی توانیم داشته باشیم).

آقای قانونی، ظاهرا سه موضوع اصلی که قرار است که در کنفرانس مطرح بشود آن طور که نماینده آلمان در امور افغانستان و پاکستان گفته است، عبارتند از: انتقال مسئولیت به نیروهای افغان در سال ۲۰۱۴، کمک دراز مدت جامعه جهانی و سرمایه گذاری در بخش خصوصی، و تقویت و تثبیت روند سیاسی و گرفتن نوعی ضمانت از کشورهای همسایه برای این که در این روند دخالت نکنند. با موضوع اول شروع بکنیم، بعضی از همفکران شما معتقدند که، نه فقط معتقدند بلکه بعضی از آنها مطمئن هستند که، سال ۲۰۱۴ نیروهای نظامی افغانستان آماده قبول مسئولیت نخواهند بود، بنابراین از دید آنها یک اوضاع بسیار خطرناکی در سال ۲۰۱۴ بوجود خواهد آمد. نظر شما در این زمینه چیست؟

باور من هم این است که سال ۲۰۱۴ اگر از هم اکنون طی دو سال آینده آمادگی های لازم گرفته نشود [یعنی] هنوز نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان به مرحله خودکفایی نرسیده است و ترک گفتن پیش از موقع افغانستان فاجعه ای را برای مردم افغانستان به بار خواهد آورد. فهم (برداشت) من از وضع امنیتی و دفاعی در افغانستان طوری است که متاسفانه از ۱۰ ساله فرصت ها و امکانات استفاده مناسب صورت نگرفت، ما در مرحله دفاع خودکفایی نرسیده ایم. از این نقطه نظر بدون شک وقتی نیروهای خارج از افغانستان بیرون می شوند خروج جامعه بین المللی از افغانستان تنها خروج نظامی نخواهد بود، خروج سیاسی هم است، خروج اقتصادی هم است. از این لحاظ ما که به مرحله خودکفایی نرسیده ایم یک فاجعه ای را به نمایش می گذارد که خدا نکند که مردم افغانستان با این مواجه شوند.

شما تصور بفرمایید که هنوز افغانستان یا دولت افغانستان صرف بخش کوچکی از بودجه عادی خود را می تواند تکافو (تامین) بکند. در حالی که مصارف نظامی در افغانستان بیش از ۵ الی ۶ بیلیون دلار (میلیارد دلار) مصرف دارد. ما قادر به این نخواهیم بود که این تشکیلات پرحجم پلیس و اردوی ملی (ارتش ملی) افغانستان را به تنهایی پیش ببریم. از این نقطه نظر، فهم (برداشت) من این است که هم اکنون که فرصت دو سال در پیش رو است ما باید از همین حالا اقداماتی را برای پر کردن خلاء برای سال ۲۰۱۴ آغاز کنیم و فهم (برداشت) من این است که ترک گفتن بی موقع یک اشتباه بزرگ و غیرقابل جبران خواهد بود.

ولی برخلاف نظر شما، هر دو طرف قضیه، یعنی هم دولت آمریکا و هم آقای کرزی، آنها مصمم هستند و بارها هم اعلام کرده اند که به هر قیمتی نیروهای ناتو از افغانستان خارج خواهند شد. بعضی از همفکران شما صحبت از این می کنند، یا حتی در تلاش برای یک نوع بسیج عمومی هستند برای ایجاد آن هسته های مقاومت هستند برای این که آنها مطمئن هستند که بلافاصله بعد از خروج نیروهای ناتو طالبان تلاش بیشتری برای دستیابی به قدرت خواهند کرد. شما بعنوان اپوزیسیون و بعنوان یکی از رهبران شاخص اپوزیسیون چه کار می خواهید بکنید؟

نگاه من هم این است که اگر آمادگی لازم برای سال ۲۰۱۴ گرفته نشود، فهمی (دانشی) که ما از برنامه های آی‌اس‌آی پاکستان در افغانستان داریم، آنها آمادگی به جنگ های استراتژیک به سال ۲۰۱۴ می گیرند. تصور آنها این است که سال ۲۰۱۴ پایان حضور نظامی جامعه بین المللی در افغانستان است، نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان قادر به دفاع نیستند. تا آن فاصله شخصیت های تاثیرگذار در افغانستان از طریق ترور و از طریق انفجار حذف خواهند کردند و برای عملیات استراتژیک سال ۲۰۱۴ آمادگی می گیرند.

از این لحاظ، این سوال عمدتا متوجه به دولت افغانستان است که خلاء و نبود حضور نظامی دنیا را چگونه پر می سازند. من فکر می کنم دولت افغانستان بی برنامه است. اگر واقعا دولت بی برنامه باشد مردم افغانستان مجبور خواهد بودند که زمینه را برای دفاع در برابر تهاجم استراتژیک طالبان بگیرند و به هیچ صورت انتخاب مردم ما بازگشت به گذشته تاریک نیست.

شما مسئولیت را به گردن دولت می اندازید. نظر دولت بهرحال این است که، برخلاف تمام آن بدبینی هایی که وجود دارد، نیروهای نظامی افغانستان برای قبول مسئولیت قادر خواهند بود و آماده خواهند بود و نیروهای ناتو هم کشور را ترک خواهند کرد. شما بعنوان اپوزیسیون می گویید که نه این طور نیست. سوال من این است، آقای قانونی، که اپوزیسیون چکار می خواهد بکند؟ یک، برای این که جامعه جهانی و بخصوص دولت آمریکا را قانع کند که سال ۲۰۱۴ سال خوبی برای ترک افغانستان نیست. دو، درقبال این خلائی که بوجود خواهد آمد می خواهد چکار بکند؟ شما چه تلاشی دارید برای آن می کنید؟

تلاش اول ما این نیست که ما تشکیلات موازی با دولت در افغانستان شکل بدهیم، این راه حل نیست، تازه آغاز مشکلات متعدد دیگری در افغانستان خواهد بود. تلاش ما در گام اول این است که خود دولت افغانستان به این باور برسد که قادر به دفاع بدون حضور جامعه بین المللی در افغانستان نیستند. خوشبختانه ما در این مسیر گام های مثبتی را برداشته ایم. ثانیا تمامی تلاش ما در عرصه سیاسی این است که جامعه بین المللی متوجه شوند به این که ترک گفتن بی موقع افغانستان بزرگ ترین اشتباهی خواهد بود که جامعه بین المللی در افغانستان مرتکب خواهد شد.

من خوشحال هستم که ما نتایجی را از این تحرکات سیاسی و فعالیت های سیاسی می بینیم، تازه شما متوجه هستید که دنیا هم درواقع به فکر تجدید نظر در انتقال مسئولیت های امنیتی در افغانستان است. من امیدوار هستم که در امتداد این تلاش ها ما به نقطه ای برسیم که زمینه را برای این مساعد نسازیم که افغانستان یک بار دیگر پایتخت تروریسم و محل صدور تروریسم به بیرون از افغانستان شود.

بسیار خوب. بند دوم از اهدافی که قرار است در کنفرانس بن دوم دنبال بشود یا نکاتی که قرار است بررسی بشود مسئله کمک های درازمدت جامعه جهانی است. مشکل بزرگ در اینجا این است که جامعه جهانی ظاهرا دیگر آن اعتماد گذشته را نسبت به دولت آقای کرزی ندارد، به دلیل فساد بسیار وسیع دستگاه های دولتی. یعنی در اینجا هم ممکن است که این مسئله در کنفرانس بن دوم با شکست روبرو بشود.

این برمی گردد به برنامه هایی که دولت افغانستان ارائه می کند. متاسفانه در کنفرانس بن ترکیبی که سهم می گیرند ترکیب عمدتا حکومتی و یا درکل دولتی است. نقش جامعه مدنی و اپوزیسیون و احزاب سیاسی در این کنفرانس کمرنگ تر خواهد بود. از این لحاظ، فهم (برداشت) من این است که اجندایی (برنامه ای) را که جانب دولت افغانستان ارائه خواهد کرد می باید اجندایی (برنامه ای) بوده باشد که دوام همکاری جامعه بین المللی برای افغانستان را تضمین بکند.

برای تطبیق این (عملی شدن این)، تصور من این است که فرصت طلایی برای مردم افغانستان و برای دوستان بین المللی افغانستان انتخابات سال ۲۰۱۴ در افغانستان است. ما برای آینده افغانستان و برای تضمین دوستی و تعهد متقابل بین افغانستان و جامعه بین المللی به دولت نیرومندی نیاز داریم که فساد اداری در آن باید به حداقلی کاهش پیدا بکند، و این فرصت زمان انتخابات است. اجرای به موقع انتخابات در افغانستان و بوجود آمدن یک تیم جدیدی که بتواند دربرابر تمامی چالش هایی که ما در گذشته داشته ایم و یا در آینده بالقوه تصور می شود پاسخ بگوید. من فکر می کنم که هم ما و هم دوستان بین المللی ما تلاش داشته باشیم که تا انتخابات سال ۲۰۱۴ به موقع و شفاف و روشن اجرا شود و در نتیجه از این یک تیم جدیدی که دارای اعتبار ملی و اعتماد بین المللی باشد بوجود بیاید.

بسیار خوب، حالا بخش سوم اهداف این کنفرانس بن دوم، چون ظاهرا آنها کماکان این را تایید می کنند براساس صحبت هایی که دارد می شود اگرچه هنوز برنامه خیلی مشخصی داده نشده است، ولی هدف سوم تثبیت روند سیاسی و گرفتن ضمانت از همسایگان برای دخالت نکردن در افغانستان است. شاید دشوارترین بخش آن باشد، از این نظر که خود شما و بسیاری از اپوزیسیون افغانستان همواره تاکید کرده اند بر نقش مخرب پاکستان در افغانستان. یعنی درواقع هیچ بدی که بر سر افغانستان می آید نیست که شما دست پاکستان و سازمان اطلاعات پاکستان را در آن نبینید، از ترورهای شخصیت های گرفته که شما اسمش را قتل های زنجیره ای گذاشته اید تا حمایت مستقیم و تسلیح طالبان. آیا گرفتن چنین ضمانتی از پاکستان، به نظر شما، اصلا میسر است؟

کاشکی چنین نمی بود. متاسفانه واقعیت های گذشته افغانستان نشان می دهد که در بی ثباتی و در تحمیل جنگ در افغانستان دست آی‌اس‌آی پاکستان قویا مطرح است. فکر می کنم که بدون ایجاد فشار سیاسی و اقتصادی و نظامی لازم آی‌اس‌آی پاکستان نه آماده دادن برای تضمین برای افغانستان خواهد بود و نه هم آماده برای تغییر استراتژی. تلاش ما این است که از منافع مشروع کشورهای همسایه مان تعریفی داشته باشیم و به آن احترام بگذاریم، و در بدنه آن همسایه ها باید براساس احترام متقابل به منافع مشروع افغانستان احترام بگذارند. از این طریق است که ما از طریق ایجاد فشار بتوانیم استراتژی تروریست پرور و تحمیل جنگ در افغانستان را که توسط آی‌اس‌آی پاکستان دنبال می شود تغییر بدهیم. بدون فشار سیاسی و اقتصادی، لزوما همه فشارها به معنای جنگ نخواهد بود، ما به هیچ صورت نمی توانیم برای افغانستان یک آینده روشنی را ببینیم.

شما شاهد این هستید که آی‌اس‌آی پاکستان پیوسته با تعقیب یک استراتژی که از گذشته های دیر دنبال کرده است، بی ثباتی و حکومت سازی و یا نفوذ در حکومت افغانستان، سه نوع از استراتژی است که افغانستان همیشه دنبال کرده است. این استراتژی باید تغییر کند. اشتباه ما افغان ها پیوسته در این بوده است که با ابزار بیشتر مواجه بوده ایم، بحث طالبان را مطرح ساخته ایم در حالی طالبان ابزار اجرایی استراتژی پاکستان در افغانستان است. از این لحاظ به نظر من، ما و دوستان بین المللی در یک دید استراتژی باید تلاشی را به خرج بدهیم که استراتژی پاکستان درقبال افغانستان و در ارتباط با تروریسم و اکستریمزیم (بنیادگرایی) تغییر بدهیم.

خوب، این بعد از قتل استاد ربانی ظاهرا صداهایی از این طرف و آن طرف شنیده شد، ازجمله از طرف خود آقای کرزی، که به نظر می رسید یک نوع تغییر روش نسبت در مذاکره با طالبان دارد صورت می گیرد. صحبت مشخص او این بود که باید از این به بعد با خود پاکستان صحبت بکنیم، یعنی قبول این که این پاکستان است که پشت طالبان هستند و این که اگر با آنها صحبت کنیم این مشکل را می توانیم حل بکنیم. به نظر شما افغانستان بایستی چه نوع مذاکره ای با پاکستان بکند؟

به نظر من مذاکرات استراتژیک، و لازمه این مذاکرات استراتژیک ایجاد فشار لازم و یا ایجاد اراده طرفین به ارتباط تغییر استراتژی است. اگر بحث با دولت پاکستان صورت می گیرد و مبنای از آن تغییر استراتژی ایجاد یک مناسبات دوستانه بین دو کشور براساس منافع متقابل و احترام متقابل باشد فکر می کنم این تغییر استراتژی ما را در مناسبات دوستانه بین افغانستان و بین پاکستان تشویق خواهد کرد. خیلی مهم است که ما به یک رویکرد جدیدی در این مذاکرات وارد شویم. رویکرد سیاسی و نظامی در طول تاریخ مناسبات افغانستان و پاکستان کمک نکرده است.

ما بهتر است به جای این نوع دید با یک رویکرد اقتصادی و سیاسی وارد مذاکره شویم، نقاط نگرانی پاکستان را با شجاعت روی میز بگذاریم، نگرانی های افغانستان را با شجاعت روی میز بگذاریم، تمامی مسائلی که می تواند ما را به یک ثبات کمک بکند، با یک مذاکره جدی و استراتژی ما می توانیم به یک نتایجی برسیم. جنگ از این طریق و با این شیوه ای که تابحال بوجود آمده است، دیدیم که نه به افغانستان کمک کرد و نه به پاکستان. ما بدون یک مذاکره استراتژیک روشن و صریح نمی توانیم مشکل افغانستان و پاکستان را حل بسازیم.

خوب، حالا همه این مسائل ممکن است که در کنفرانس بن مطرح بشود. شما گفتید که دولت هیچ برنامه استراتژیک برای کنفرانس بن دوم ندارد. اپوزیسیون چه برنامه ای دارد؟ یعنی اینجاست به نظر من، آقای قانونی، که اپوزیسیون می تواند بدرخشد، می تواند بگوید که در غیاب یک دولت منسجم بابرنامه و با استراتژی، این ما اپوزیسیون هستیم که در این زمینه فکر کردیم و برنامه و استراتژی داریم و این را به جای دولت ارائه می کنیم یا حتی به دولت کمک می کنیم که این از جانب اپوزیسیون مطرح بشود. ولی شما در این زمینه چه کار کرده اید؟

در مذاکرات یا در کنفرانس بن این دولت است که شرکت می کند، مسئولیت امروزه افغانستان به دوش دولت افغانستان است...

ولی شما نمی توانید سلب مسئولیت بکنید، آقای قانونی. اگر دولت کارآمد نیست و برنامه ندارد و شما برنامه دارید، چرا شما ارائه نمی دهید؟

بدون شک، ما نظریات داریم، ما طرح داریم، ما برنامه داریم. در گام اول، تلاش ما و تاکید ما پیوسته به این بوده است که در کنفرانس بن تنها شرکت تیم حکومت از افغانستان نمی تواند نمایندگی کند، ابتدا تیم جامع و فراگیری، مشمول جامعه مدنی افغانستان و اپوزیسیون و احزاب و خصوصا نیمی از جامعه افغانی یعنی زن افغان، باید در این کنفرانس حضور داشته باشند. ثانیا حکومت اجندای (برنامه) مشخص خود را عنوان کند، اگر حکومت نتوانست ما از آدرس (طرف) اپوزیسیون افغانستان طرح و برنامه مشخصی داریم که به موقع مطرح خواهیم کرد.

بسیار خوب، وقت ما خیلی خیلی تنگ است، آقای قانونی، اجازه بدهید به این مسئله تغییر نظام، از نظام ریاستی به نظام پارلمانی صحبت کنیم، که مورد علاقه شماست، شما این مسئله را خیلی دنبال کرده اید و خیلی پیگیر بوده اید، ولی مدتی است که دیگر صحبتی از این مسئله نیست. این به این معناست که شما درواقع دیگر تسلیم شده اید و به این نتیجه رسیده اید که دیگر کاری از دست هیچ کس ساخته نیست و نمی شود نظام را تغییر داد؟

برعکس، این مسئله هیچ وقت [فراموش نشده است]، هیچ وقت این طرحی را که ما ۹ سال قبل امروز، زمانی که قانون اساسی افغانستان تصویب می شد، مطرح ساختیم [فراموش نکرده ایم]، و پیوسته این تفکر را [مطرح کرده ایم]. چون تشخیص ما این است که این به نفع مردم افغانستان است همیشه در مقاطع مختلف آن را پیگیری کرده ایم. امروزه ضرورت برای رفتن به تغییر ساختار در افغانستان و به کنار گذاشتن نظام متمرکز ریاستی که در طی ۱۰ سال ناکام از آب بدر آمد و رفتن به یک تغییر و رفتن به یک سیستم پارلمانی یک نیاز است، یک ضرورت است. ما از این طریق می توانیم هم به دمکراسی کمک بکنیم هم به تنوع قومی در افغانستان کمک بکنیم، هم واقعا فضا را برای یک آینده جدید برای افغانستان باز کنیم.

من امروز خوشحال هستم به این که آن تعداد از دوستان عزیز ما که ۹ سال قبل از امروز تصور می کردند نظام ریاستی مفید است همه به یک صدا اتفاق دارند به این که نظام پارلمانی می تواند جواب بگوید. فعلا هم با تمام جدیت حرف من این است که نظام متمرکز ریاستی فعلی ناکام ماند با وجود تمامی فرصت ها و امکانات وافری که در اختیار داشت، ما به نظام غیرمتمرکز پارلمانی نیاز داریم.

آقای قانونی، ممکن است که خیلی ها ندانند که شما درعین سیاستمدار بودن و فعال بودن در عرصه سیاسی افغانستان نقاش هم هستید و نقاشی های زیادی هم کرده اید. گاهی پس ذهن خودتان فکر کرده اید که شاید بخواهید که این سیاست را و دنیای عجیب و غریبش را کنار بگذارید و بطور تمام وقت یک هنرمند و نقاش بشوید؟

گاهی آرزوی من همین بوده است. اما متاسفانه سیاست در افغانستان طوری است که اگر شما سیاست را کنار بگذارید سیاست شما را کنار نمی گذارد. از این لحاظ من فکر می کنم در کنار مسائل و پیگیری قضایای سیاسی، خوب است اوقات فراغت را به یک فن ظریفی که هنر نقاشی است مصرف بکنم و برای من بسیار دلچسب و خوشایند است که اوقات فراغت خود را برای اعاده آرامش روحی در نقاشی صرف می کنم.

خیلی متشکرم، آقای محمدیونس قانونی، از شرکتتان در برنامه "به عبارت دیگر". ممنون از شما.

تشکر، لطف شما زیاد. خوشحال شدم.