چمدان: مدیر تشریفات آخرین شاه ایران اهل 'تجمل' نیست

پرنده مورد علاقه خسرو اکمل قرقاول است. او چندین مجسمه قرقاول دارد. در سفرهای متعددش به گوشه کنار جهان مجسمه‌های گوناگونی از این پرنده زیبا را در فرم و حجم های مختلف جمع آوری کرده است.

بعد از گفتگو با او کمی در مورد قرقاول تحقیق کردم. به لحاظ رنگارنگی و زیبایی پرها، قرقاول دست کمی از طاووس ندارد. هر دو پرنده در دوران ساسانیان از نمادهای به کار رفته در هنر ایرانی بودند. از همان هنگام و شاید پیش از آن لقب "پرندگان بهشتی" گرفته اند. با این حال، پر طاووس در اکثر مواقع تداعی کننده "تجمل و تمول" است اما قرقاول 'بیچاره' را کباب می کنند؛ هر چند غذایی که با آن تهیه می شود اغلب "تشریفاتی و اعیانی" محسوب می‌شود.

اینکه حالا میان "تشریفات و تجمل" فرقی هم وجود دارد، اولین سوال من از خسرو اکمل، مدیر سابق تشریفات دربار ایران بود.

شاید پیش از پرسیدن این سوال، باید برای آقای اکمل توضیح می دادم که تحقیقات اجتماعی اخیر در ایران نشان داده اند که چطور واژه ها در گذر زمان بار معنایی متفاوتی به خود می گیرند. در تحقیقی خواندم که واژه " طاغوت و طاغوتی" که در سالهای نخست پس از انقلاب ۵۷ باری به شدت منفی داشت، در سالهای اخیر اطلاقش موجب "مباهات و تفاخر" می شود. شاید باید می گفتم که ریشه سوال من هم در همسان شدن معنای "تجمل و تشریفات" در ادبیات امروز است. اینکه می‌گویند پرتقال درشت خریدن و چند مدل غذا سر سفره گذاشتن چطور "باید و الزام" شده اما در کنار آن اجرای "صحیح و درست" یک رسم باستانی اهمیت ذاتی خود را از دست داده است.

خسرو اکمل معتقد است که "تشریفات یعنی اجرای درست یک برنامه" و در این میان "گران قیمت" بودن و "خرج و برج زیادی" لزوما نقشی ندارد مگر برای "شو آف" کردن. واژه "شو آف" (Show Off) در معنی همان "به رخ کشیدن" خودمان است. این واژه هم مثل بسیاری از دیگر واژه های غیرفارسی، "احتمالا" به خاطر کاربرد فراوانش در گفتگوهای روزانه میان ایرانیان خارج از کشور، کم کم مصطلح شده و ناگفته نماند که در بسیاری از مواقع خیلی بهتر از معادل فارسی‌اش منظور را می‌رساند.

به نظر آقای اکمل، اینکه یک میز شام یا یک سفره ایرانی "درست" چیده شود و هر کدام از اجزای آن نمایانگر بخشی از سنت و آیین پذیرایی ایرانی باشد، یعنی "تشریفات" به درستی اجرا شده؛ و این لزوما ربطی به گران قیمت بودن ابزار و تشکیلات سر سفره ندارد. در مقابل، حتی اگر صد نوع فاشق و چنگال نقره و طلا و غذاهای رنگارنگ بر سر میز و سفره بگذاریم اما هیچکدام نمادی کامل از یک آیین و رسم نباشند و یا از سبک و فلسفه ای مشخص پیروی نکرده باشند، آن وقت "تشریفات" به درستی انجام نشده حتی اگر همه چیز "تجملاتی" به نظر برسد.

این جمله را به نوعی دیگر از نجمیه باتمانقلیچ، محقق و مدرس آشپزی ایرانی، هم شنیده بودم. روزی که برای ضبط چمدان به آشپزخانه او رفته بودم می گفت: "لازم نیست ده رقم غذا سر سفره بگذاریم، کافی است یک نوع غذا را درست و کامل ارایه کنیم." خانم باتمانقلیچ این جمله را هنگامی گفت که از او پرسیدم : "چرا بعد از آش رشته، باقلوا به من تعارف کردید؟" و او گفت که مطابق سنت و آیین "چهار مزاج" ایرانی و شرقی، چون آش و مخلفاتش "سرد" محسوب می شود با خوردن باقلوا که "گرم" است بدن شما به "تعادل و هارمونی" می‌رسد.

آقای اکمل هم در گوشه ای از پذیرایی خانه اش، سماوری روسی دارد که علاوه بر جلوه دادن به آن کنج خانه، عطر چای دارچین در هوا می پراکند و "فکر و ذکر" شما را به تهران قدیم می برد؛ به جایی حوالی میدان بهارستان شاید؛ به باغ سپهسالار؛ یا شاید کمی آنطرف تر، به خیابان ایران و محله آبسردار؛ به محل تولد خسرو اکمل.

بشنوید: گفتگوی خسرو اکمل با برنامه چمدان رادیوی فارسی بی‌بی‌سی

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

Image caption آقای اکمل هم در گوشه ای از پذیرایی خانه اش، سماوری روسی دارد که علاوه بر جلوه دادن به آن کنج خانه، عطر چای دارچین در هوا می پراکند و "فکر و ذکر" شما را به تهران قدیم می برد

موسیقی این گزارش اثری است از اکبر گلپایگانی معروف به گلپا که در سالهای پیش از انقلاب ۵۷ بارها از او به عنوان "حنجره طلایی" نام برده شده است. گلپا اکنون در ایران زندگی می‌کند.

چمدان هر پنجشنبه‌ از برنامه چشم انداز بامدادی رادیوی فارسی بی بی سی پخش می شود و مجالی است برای گفتگو پیرامون تجربه مهاجرت به دور از سیاست. در این برنامه امیر پیام، هر بار به دیدار یک ایرانی مهاجر می رود و از او می پرسد: "اگر یک چمدان خیالی داشتید و همین امروز عازم ایران بودید، چه ویژگی هایی از جامعه میزبان خودتان را در این چمدان می‌گذاشتید؟"