نقش ایران در مذاکرات صلح تاجیکستان چه بود؟

امسال از امضای توافق‌نامه صلحی که به جنگ داخلی پنج‌ساله (۱۹۹۲-۱۹۹۷) در تاجیکستان پایان داد، ۲۰ سال سپری می شود. این صلح حاصل دست کم ۲۰ دور مذاکرات میان هیئت‌های دو طرف درگیری در خارج از کشور بود که از این میان ۱۳ دور مذاکرات با شرکت هیئت‌های کارشناسی و هفت دور آن با شرکت رهبران دولت و مخالفان وقت دایر شد.

ایران به عنوان کشوری فارسی زبان که مشترکات فرهنگی و تاریخی زیادی با تاجیکستان دارد، نقش بارزی در گفتگوهای صلح میان تاجیکان داشته و میزبان دست کم هفت دور مذاکرات بود. در دو دور مذاکرات در ایران امامعلی رحمان، رئیس جمهوری، و سعید عبدالله نوری، رهبر مخالفان اسلامگرای او، دیدار یک به یک داشتند.

شعار "مرگ بر آمریکا"

دامن پهن کردن آتش جنگ داخلی در تاجیکستان در ابتدای سال ۱۹۹۳ برخی از کشورهای دور و نزدیک را واقعا نگران ساخته بود و در میان این کشورها می توان به ویژه از جمهوری اسلامی ایران نام برد.

هنوز در سال ۱۹۹۳ تهران برای تأمین صلح در تاجیکستان با عدها‌ی از رهبران مخالفان مسلح تاجیک که به آن کشور پناه برده بودند، گفت وگو را آغاز کرد، تا آنها با حکومت تازه تاسیس در دوشنبه سر میز مذاکره بنشینند.

اما آن زمان حکومت‌داران تاجیک به ایران به چشم تردید می‌نگریستند، زیرا خبرهای رسانه‌های روسیه را در مورد این که ایران گویا برای انجام یک کودتا در تاجیکستان سه میلیارد دلار هزینه کرده، باور می‌کردند.

در این ارتباط می‌توان به واقعه دیگری هم اشاره کرد. در بهار سال ۱۹۹۲ بعد از تأسیس حکومت مصالحه ملّی که شامل هشت تن از جانبداران مخالفان هم بود، نورالله هویدالله‌اف، دادستان کل وقت تاجیکستان، به شمال، به ولایت لنین‌آباد (حالا سغد) فرار کرد و ضمن سخنرانی در یک اجلاسیه ولایتی اعلام داشت که او خوب می داند که دو تن از رهبران مخالفان- مقصود اکرامف، شهردار سابق دوشنبه، و حاجی اکبر توره جان زاده، قاضیکلان یا رهبر وقت مذهبی مسلمانان تاجیکستان، ضمن سفر خود به تهران "به کجا رفتند و با کی‌ها دیدار کردند".

آقای هویداللهاف مدعی شد که آقای اکرامف بعد بازداشتش در ابتدای ماه مارس به او گفته است که در ایران به آنها گفته‌اند که روزهای ۱۲-۱۴ آوریل (۱۹۹۲) در دوشنبه "میتینگ (تظاهرات) کلان" دایر میشود که هدف از آن "تبدلات (کودتا) دولتی" بوده است. دادستان کل وقت تأکید کرد که این اطلاع را از شهردار سابق دوشنبه به طور شفاهی گرفته است، اما او از امضا گذاشتن زیر سند بازپرسی سرکشی کرده است.

این اتهام خود را آقای هویدالله‌اف در یک گفت‌وگوی مستقیم تلویزیونی در تابستان سال ۱۹۹۲ نیز تکرار کرد. حاجی اکبر تورخ جان‌زاده دادستان کل را به دروغ گویی متهم کرد. بعد از یک ماه کشته شدن هویدالله‌اف شهردار سابق دوشنبه از بازداشت آزاد شد و اتهام سابق دادستان کل را رد کرد.

بیشتر بخوانید:

درست است که در آخر ماه مارس و بیش از سه هفتهِ ماه آوریل در دوشنبه گردهمایی جانبداران مخالفین در میدان «شهیدان» برگزار شد، اما بهانه اصلی این تظاهرات تحقیر ژنرال نوجوان نوجونف، وزیر داخله، از سوی صفرعلی کِنجهیف، رئیس پارلمان وقت، بود. از این رو، ادعای سابق دادستان کل در مورد این که گردهمایی میدان «شهیدان» در ایران طراحی شده است، صحت نداشت.

اما آنچه موجب شد بسیاری این ادعا را باور کنند که ایران از مخالفان دولت حمایت می‌کند، این بود که در گردهمایی میدان "شهیدان" (۱۹۹۲) مخالفین اسلامی و دمکرات بعضی شعارهایی شبیه شعارهای انقلاب اسلامی ایران را سر می‌دادند، از جمله، شعار «مرگ بر آمریکا» را. این زمانی بود که هنوز جنگ داخلی تاجیکستان شروع نشده بود.

یکی از اشتباهات دیگر مخالفین در آن دوران پخش مستقیم برنامه «خبر» تلویزیون دولتی ایران در تاجیکستان بعد از پیروزی معترضان میدان "شهیدان" و تأسیس حکومت مصالحه ملّی بود. پخش این برنامه از طریق تلویزیون دولتی تاجیکستان نه تنها در داخل کشور، بلکه بیرون از آن نیز به نارضایتی‌ها و نگرانی‌ها دامن زد. به خصوص در مسکو و تاشکند، زیرا در دوران حکومت مصالحه ملّی پخش برنامه‌های تلویزیونی این دو جمهوری شوروی سابق در قلمرو تاجکستان متوقف شد.

در داخل حکومت مصالحه ملّی نیز عناصر ایران هراسی وجود داشتند که می‌خواستند تاجیکستان با روسیه و ازبکستان روابط حسنه داشته باشد، نه با یک جمهوری اسلامی، حتی اگر آن یک کشور همزبان باشد. در این گیرودار، برخی از کشورهای دور و نزدیک هم از نفوذ ایران در جمهوری فارسی‌زبان تازه به استقلال رسیده تاجیکستان نگران بودند، از این رو، علیه تهران جنگ اطلاعاتی را شروع کرده و اخبار ضد و نقیض پخش می‌کردند.

این که آیا واقعا ایران در ناآرام کردن وضعیت تاجیکستان در ابتدای سالهای ۹۰ قرن گذشته دست داشت یا نه، حتی امروز، بعد از سپری شدن یک ربع سده هم دلایل موثق ارائه نشده است. بنا بر این، در این باره چیزی گفتن مشکل است.

سفر پریماکوف

در تابستان سال ۱۹۹۳ بعد از حمله مسلّحانه نیروهای مخالفین به دیدبانگاه شماره ۱۲ نیروی مرزبانی روسیه، مستقر در دیهه سرغار، در مرز تاجیکستان و افغانستان، برخی گروه‌ها در مسکو به این نتیجه رسیدند که مدیریت جنگ در تاجیکستان دارد از دستشان در می‌رود.

این خطر را راهبران حکومت کانستیتوتسیانی (مبتنی بر قانون اساسی) تاجیکستان نیز به خوبی درک کردند. امکان داشت جنگ داخلی جنبه چریکی کسب کند که در نتیجه، آتش این جنگ را خاموش کردن یا دشوار می‌شود یا ده‌ها سال طول می‌کشد.

برای خاموش کردن آتش جنگ در تاجیکستان نخستین گام عملی را آکادمیسین یوگنی پریماکوف، خاورشناس معروف و مدیر سرویس اطّلاعات خارجی روسیه، برداشت. او بعد دو هفته حمله به دیدبانگاه شناره ۱۲ نیروی مرزبانی روسیه به افغانستان رفت، تا موضوع جنگ داخلی و ضرورت برقراری صلح در تاجیکستان را با راهبران دولت اسلامی افغانستان بررسی کند.

آقای پریماکوف در دیدار با برهان‌الدین ربانی، رئیس جمهور وقت، و احمدشاه مسعود، وزیر دفاع وقت افغانستان، توافق کرد که باید هرچه زودتر صلح در تاجیکیسان برقرار شود، زیرا ادامه جنگ نه به سود مسکو است و نه به سود کابل.

با میانجیگری این دو رهبر بلندپایه دولت اسلامی افغانستان نخستین ملاقات پریماکوف با رهبر مخالفان دولت تاجیکستان، سعید عبدالله نوری، برگزار شد و او هم آمادگی خود را برای آغاز مذاکرات اعلام کرد.

سپس، مدیر سرویس اطّلاعات خارجی روسیه از کابل مستقیماً به تهران رفت، تا مسئله مذاکرات صلح تاجیکان را در آنجا با مقامهای بلندپایه ایرانی بررسی کند و رضایت ایشان را برای آغاز مذاکرات جلب کند.

به این ترتیب، شب ۳۱ ژانویه سال ۱۹۹۳ یوگنی پریماکوف در فرودگاه مهرآباد فرود آمد و صبح روز دیگر با اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت ایران، علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت و معاونش محمود واعظی دیدار کرد.

چنانکه خود پریماکوف در کتاب خود به نام "سال‌ها در سیاست کلان" («Годы в большой политике ») ذکر میکند، ملاقات طولانی او با آقای واعظی خیلی خاطرمان بوده است. او در باره معاون وقت وزیر خارجه ایران چنین می‌نویسد: "گر لباس مسلمانی ایشان را نادیده بگیریم، یعنی پیراهنی با گریبان راست و نداشتن کراوات، او از لحاظ تفکر و اندام ظاهری خود، کاملاً یک تیپ (شخصیت) دنیوی بود."

در این مذاکرات جانب ایرانی از وضعیت متشنج افغانستان ابراز نگرانی کرده و اظهار داشت که رزمندگان مخالف دولت تاجیکستان با هم‌زبانان خود (در افغانستان) ارتباط نزدیک برقرار کرده‌اند و این می‌تواند به ناآرامی بیشتر در منطقه دامن زند.

به نوبه خود یوگنی پریماکوف میگوید که روندهای جدایی طلبی نه تنها برای افغانستان و تاجیکستان، بلکه برای ایران و روسیه نیز خطر دارد. از این رو، باید تهران و مسکو فعالیت خود را در مسئله صلح تاجیکان هماهنگ کنند.

به قول آقای پریماکوف، تهران به این پیشنهاد او "زود لبیک گفت"، زیرا این امر با تلاش‌های ایران برای رهایی از انزوا و مشارکت فعال در روندهای مثبت در عرصه بین‌المللی سازگار بود.

این فرستاده مسکو در کتاب خود بعد از چند سال نوشت در این مذاکرات به جانب ایران پیشنهاد کرده است که در قضیه تاجیکستان از عوامل مذهبی باید صرف نظر شود، وگرنه طرف‌ها موفق نخواهند شد و این پیشنهاد از سوی تهران پذیرفته می‌شود.

نهاد زیر نظر واعظی

اما محمود واعظی سالها بعد در یک مصاحبه خود با سلطان حمد، خبرنگار تاجیک، گفته بود که قبل از سفر پریماکوف به تهران در وزارت خارجه ایران نهاد ویژه‌ای تأسیس شده بود که مسئولیتش را خود او به عهده داشت.

به گفته او، به مسئله صلح تاجیکان اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور وقت، نیز توجه زیادی نشان می‌داد. از این رو، هر گاه به کمک ایشان نیاز پیدا میشد، رئیس جمهوری ایران مستقیماً یاری می‌رساند.

به این ترتیب، بعد دیدار پریماکوف و بررسی قضیه در این نهاد، جانب ایران به این نتیجه می‌رسد که بدون شرکت روسیه که در تاجیکستان نفوذ زیادی داشت، روند صلح تاجیکان به ناکامی مواجه می‌شود. سفر پریماکوف به کابل و تهران درواقع این روند را سرعت بخشیده است.

امتیاز ایران این بود که یک کشور فارسی‌زبان بود و تعدادی از رهبران گروههای مخالف دولت تاجیکستان، مانند حزب نهضت اسلامی، سازمان مردمی "رستاخیز" و حزب دمکرات بعد از سقوط حکومت مصالحه ملّی به آن کشور پناه برده بودند و در آنجا می‌زیستند.

بعد سفر یوگنی پریماکوف به تهران نمایندگان وزارت خارجه ایران با یک نماینده سفارت روسیه در تهران به نام "گودف" ملاقات و مسئله صلح تاجیکان را بررسی کردند. آنگونه که آقای واعظی در مصاحبه خود با سلطان حمد گفته، خود او پس از مدتی با آناتولی کوزیرف، وزیر خارجه روسیه که سال ۱۹۹۳ در تاجیکستان تأثیر زیادی داشت، ملاقات کرده است.

وی می‌گوید: "ما از فرصت استفاده کردیم و با همه گروه‌هایی که اینجا بودند، ارتباط برقرار نمودیم، از جمله با آقای سید عبدالله نوری، خدا رحمتشان کند، با آقای حاجی اکبر توره جان‌زاده، با آقای شادمان یوسف، با آقای شادروان (آتهخان) لطیفی، با آقای (عبدالنبی) ستارزاده و دیگران."

حاجی اکبر توره جان زاده بعد از حدود ۱۵ سال در یک مصاحبه با هفته‌نامه "ملت" می‌گوید که سال ۱۹۹۳ وقتی که به تهران آمد، با مقام‌های ایرانی همیشه در تماس بود، به خصوص با آقای ولایتی.

آقای ولایتی، آن گونه که آقای توره‌جان‌زاده میگوید، دائم از باب صلح در تاجیکستان سخن می‌گفته است، هرچند قازیکلان (رهبر مذهبی مسلمانان) سابق تاجیکستان زیاد خواهش شنیدن این گونه حرف‌ها را نداشته است: "خلاصه، آقای ولایتی تأکید می‌کردند که به این که ما در مذاکرات چه می‌خواهیم، کاری ندارند، اما به عنوان کشور دوست مذاکره را راه حل مشکلات تاجیکیسان می‌د‌انند."

او همچنین می‌گوید که بعداً به تهران نزد محمدشریف همتزاده، رهبر سابق حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، آمد و در ملاقاتی یکجایه با آقای ولایتی او را نیز متقاعد کرده‌اند که برای آغاز مذاکره با حکومت تاجیکستان راضی شود.

به این ترتیب، بعد این ملاقات حاجی اکبر توره جان زاده به افغانستان رفته و در آنجا سید عبدالله نوری، رهبر مخالفان دولت تاجیکستان را متقاعد میکند که نزاع تاجیکستان به جز امضای توافق صلح راه حل دیگری ندارد.

آقای توره جان زاده میگوید: "خوشبختانه استاد (همتزاده) راضی شدند و قرار (تصمیم) ریاست حرکت نهضت اسلامی در باره تأسیس هیئت مذاکره کننده تحت ریاست بنده قبول شد."

آغاز روند صلح

بعد انجام این سلسله ملاقات‌ها وزارت خارجه ایران به پطرس غالی، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، مراجعه کرده و خواستار شرکت فعال این سازمان در مذاکرات میان جانب‌های درگیر جنگ داخلی تاجیکستان شد.

آقای غالی عصمت کیتانی را نماینده خود در مذاکرات صلح تاجیکان تعیین کرد و به این ترتیب، روند مذاکرات زیر چتر سازمان ملل شروع شد و در آن نمایندگان ازبکستان، قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان و پاکستان نیز شرکت داشتند.

دور یکم مذاکرات میان تاجیکان در ماه آوریل سال ۱۹۹۴ شروع شد و هیئت دولت را در این مذاکرات شکورجان ظهورف، وزیر وقت کار و تأمین اجتماعی، رهبری می‌کرد. از این رو، مخالفین هم حاضر نشدند سطح هیئت خود را بالا ببرند. با میانجیگری دیپلمات‌های ایرانی در دوشنبه امامعلی رحمانف، رئیس جمهوری تاجیکستان، تصمیم گرفت که معاون خود عبدالمجید داستی‌یف را رئیس هیئت حکومتی تعیین کند.

آقای داستی‌یف سال‌ها بعد در کتاب خود "ستاره غالب" نوشت که با درخواست مخالفین، سازمان ملل متحد، روسیه و ایران، که برای شرکت در مذاکرات نمایندگان سطح بلندپایه حکومت را طلب می‌کردند، آقای رحماناف او را به مذاکرات فرستاد.

وی نوشت: "...طرف‌های درگیر پس از شکست و کشمکش‌های زیاد اولین بار در این تاریخ ننگین، یعنی جنگ شهروندی ملت، آتشبس موقتی اعلان نمودند."

به قول او، هدف از این آتش‌بس پایان دادن به "همدیگرکُشی ملت" و در حالت آتش‌بس، یعنی وضعیت غیرجنگی، برگزار کردن همه‌پرسی برای تصویب قانون اساسی و انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان بوده است.

قضیه رضوان صدیراف

بعدها، این آتش‌بس چندین بار دیگر تمدید شد و در ماه اکتبر آن سال رهبران هیئت‌های حکومتی و مخالفین به توافق رسیدند که در نوبت اول تبادل ۲۷ نفری از اسرای جنگی را انجام دهند. در روند تبادل اسیران که در آغاز ماه نوامبر همان سال باید صورت می‌گرفت، مشکلاتی به میان آمد که در رفع آن سهم علی‌اشرف مجتهد شبستری، سفیر ایران در تاجیکستان، بزرگ بود.

خود آقای شبستری در همایشی که (در پاییز ۲۰۱۴) به ابتکار سازمان غیردولتی "گفت وگوی تمدن‌ها" در دوشنبه برگزار شد، این قضیه را مفصل بیان کرد. وی از جمله گفت که طبق توافق میان دولت تاجیکستان و اتحاد مخالفان در دور سوم مذاکرات در اسلام‌آباد باید روز ۵ نوامبر سال ۱۹۹۴ در شهر خارُغ (مرکز استان بدخشان تاجیکستان) تبادل اسرا و زندانیان انجام می‌شد.

اما در روز تعیین شده حکومت ۲۷ اسیر را توسط چرخبال به خارغ فرستاد و آنها را مستقیماً به مقر مجاهدین بردند و بعداً معلوم شد که میانه‌روها اشتباهی جدی را مرتکب شده‌اند. اشتباه این بود که هم نمایندگان سازمان ملل متحد، هم نمایندگان صلیب سرخ و حکومت تاجیکستان باور داشتند که ضمن تبادل اسرا هیچ مشکلی پیش نمیآید، زیرا جانب‌ها توافق کرده‌اند.

اما به طور غیرچشمداشت، رضوان صدیراف، فرمانده کل نیروهای مسلّح مخالفین که با راهبران خود اختلاف نظر داشت، طلب کرد که علی بوکسورِ زندانی از دوشنبه فوراً به خارغ برای تبادل آورده شود.

در نتیجه، قضیه تبادل اسرا دچار بنبست شد و طبیعی است که جانب حکومت طلب کرد که اسرا به دوشنبه برگردانده شوند، هرچند این کار آسانی نبود. برای این کار لازم بود که آنها را از مقر مخالفان در خارغ بیرون آورند.

از بس تبادل اسیران در وقت تعیین شده صورت نگرفت، حکومت نیز می‌توانست طلب کند که اسیران به دوشنبه برگردانده شوند، اما در این هنگام هوای خارغ ابری شده و پرواز چرخ‌بال‌ها و هواپیماها ناممکن گردید.

با استفاده از این وضعیت علی‌اکبر مجتهد شبستری، سفیر ایران، مستقیماً وارد قضیه شده و همراه نیکولاس بورسینگِر، نماینده صلیب سرخ، به شهر "بهارک" افغانستان که ۱۰۰ کیلومتر دورتر از مرز تاجیکستان واقع بود، می‌رود. در این شهر آقای شبستری با رضوان صدیراف که سه سال بعد در شرق تاجیکستان کارمندان برخی از سازمانهای بین‌المللی را گروگان گرفت، به مذاکره می‌پردازد.

آقای شبستری در سخنرانی خود گفت: "در شهر خارغ حیثیت و اعتبار سیاسی و دیپلماتیک خود را به خطر انداختم و اگر موفق نمی‌شدم، وزیر خارجه ایران که از سفر من خبر نداشت، می‌گفت که چرا آنجا رفتی؟"

اما در نتیجه مذاکرات چندروزه رضوان صدیراف، فرمانده برکنارشده مخالفان، به تبادل اسیران راضی شد و بعد یک هفته تأخیر سربازان اسیر افتاده دولتی با جانبداران مخالفین تبادل شدند.

امضای سندهای مهم

چند دور سرنوشت‌ساز دیگر مذاکرات صلح تاجیکان هم در ایران برگزار شد. از جمله، در گفت‌وگوهایی که روزهای ۵-۱۹ ژانویه سال ۱۹۹۷ در تهران دایر شد، جانب‌ها دو سند مهم - پروتکل در باره مسئله گریزه‌ها (فراریان) و اظهارات مشترَک هیئت حکومت جمهوری تاجیکستان و هیئت اتحاد مخالفین تاجیک در باره نتیجه گفت و شنید را تصویب کردند.

بدون شک، "پروتکل در باره مسئله گریزه ها" سند خیلی مهم بود، زیرا در دوران جنگ صدها هزار نفر در داخل و خارج از تاجیکستان فراری شده بودند. این سند برای بازگشت آنها به وطن زمینه‌های حقوقی فراهم آورد.

بعدتر، زمانی که مذاکرات به بن‌بست رسید، امامعلی رحمان، رئیس جمهور، به تاریخ ۲۰ فوریه سال ۱۹۹۷ دولت عثمان، سردار ستاد ارتش نهضت اسلامی تاجیکستان و میرزاخوجه نظامف، یکی از فرماندهان بانفوذ منطقه رشت را، همراه خود در یک هواپیما به شهر مشهد برد، تا با سید عبدالله نوری، راهبر اتحاد نیروهای مخالفین، ملاقات کنند.

البته، آقای رحمان را در این سفر چند عضو دیگر هیئت مذاکره کننده از جانب حکومت هم همراهی می‌کردند.

در این گفت وگوها که روزهای ۲۰-۲۱ فوریه با شرکت علی‌اکبر ولایتی، وزیر خارجه ایران، برگزار شد، سه سند مهم به امضا رسید: پروتکل الحاقی به پروتکل در باره وظیفه‌ها و وکالت‌های اساسی کمیسیون آشتی ملی؛ نظامنامه کمیسیون آشتی ملّی و اظهارات مشترَک امامعلی رحمان، رئیس جمهوری تاجیکستان و سید عبدالله نوری، رهبر اتحاد نیروهای مخالفین.

در ارتباط با مذاکرات مشهد باید بر اهمیت تصویب نظامنامه کمیسیون آشتی ملّی تأکید کرد، زیرا پس از چندی این نهاد در تاجیکستان می‌بایست به بنیاد صلح مشغول شود و همان گونه که بعداً دیدیم، این کمیسیون واقعا هم در برقراری صلح و ثبات نقش بارزی اجرا کرد.

روابط امروز ایران و تاجیکستان

در نهایت، یادآوری این نکته مهم است که ایران نخستین کشوری بود که استقلال تاجیکستان را در سال ۱۹۹۱ به رسمیت شناخت و از اولین کشورهایی بود که در شهر دوشنبه سفارتخانه خود را افتتاح کرد.

در دوران پس از جنگ مناسبات تهران و دوشنبه رو به توسعه تدریجی بوده و ایران با وجود تحریمهای بین‌المللی در برخی از طرحهای بزرگ اقتصادی تاجیکستان، مانند ساختمان تونل "استقلال" که جنوب و شمال این کشور را به هم میپیوندد، و نیروگاه "سنگتوده-۲" سرمایه‌گذاری کرده است.

اما این روابط طی دو سال اخیر رو به تیرگی گراییده و اکنون در پایین‌ترین سطح قرار دارد. آن هم در ارتباط با حزب نهضت اسلامی تاجیکستان که زمان جنگ داخلی نیروی اصلی مخالفان را تشکیل می‌داد.

در پی ناآرامی‌های ماه سپتامبر سال ۲۰۱۵ در حوالی شهر دوشنبه که مقامات تاجیک از آن به عنوان تلاش کودتا از سوی عبدالحلیم نظرزاده، معاون پیشین وزارت دفاع، یاد می‌کنند، فعالیت حزب نهضت اسلامی که تنها حزب رسمی مذهبی در قلمرو آسیای میانه‌ بود، ممنوع شد و ده‌ها تن از فعالان این حزب بازداشت و پس از چند ماه برای دوره‌های طولانی به زندان محکوم شدند.

این حزب که بعد از امضای توافقات صلح اجازه فعالیت رسمی یافته و تا انتخابات پارلمانی ماه مارس ۲۰۱۵ دو کرسی در پارلمان داشت، در این انتخابات کرسی‌های خود را در پارلمان از دست داد. محی‌الدین کبیری، رهبر حزب، در پی این انتخابات تاجیکستان را ترک کرد و تا کنون در تبعید به سر می‌برد.

در ماه دسامبر سال ۲۰۱۵ آقای کبیری به همایشی در تهران دعوت شد و دیداری جداگانه با آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، داشت. این دیدار در حالی انجام شد که دولت تاجیکستان حزب آقای کبیری را یک حزب "تروریستی" اعلام کرده بود.

این دیدار خشم مقامات تاجیک را برانگیخت و به تیرگی روابط دو کشور منجر شد، هرچند برخی از تحلیلگران میگویند، که اختلاف دو کشور فارسی‌زبان پیشتر از این، بر سر دارایی‌های بابک زنجانی، سرمایه‌دار ایرانی متهم به فساد در تاجیکستان، که در کشورش تحت بازداشت است، بروز کرده بود.