روزنامه های تهران، قربانیان سیاست، پیامد مونیخ

روزنامه های صبح امروز تهران، دوشنبه ۳۰ بهمن گزارش های اصلی صفحه اول خود را به انعکاس سخنان رهبر جمهوری اسلامی اختصاص داده اند. روزنامه های اصولگرا تاکید آیت الله خامنه ای بر خطر ارتجاع را مهم دیده اند و روزنامه های دیگر اشاره وی به موفق نبودن روند عدالت در کشور.

اما مقالات و گزارش های اصلی روزنامه ها سقوط هواپیمای عازم یاسوج است همراه با مقالاتی که علت از دست رفتن ۶۶ نفر را کهنگی هواپیماها در نتیجه تحریم دانسته و اشاره کرده اند که این هم حاصل سیاست خارجی کشورست. آماده کردن شورای امنیت سازمان ملل برای تصویب قطعنامه ای علیه مداخلات جمهوری اسلامی در کشورهای منطقه از جمله نکته هایی که روزنامه ها آن را با اهمیت دیده اند.

حق نشر عکس آسمان آبی
Image caption تیتر و کارتون فیروزه مظفری. آسمان آبی

نوسازی ناوگان هوایی، اولویت گریزناپذیر

اصغر فخریه‌ کاشان در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: وقتی هواپیماها قدیمی می‌شوند قطعات آنها از خط تولید خارج می‌شود. یعنی آنکه دیگر شرکت سازنده قطعات این نوع قطعات را تولید نمی‌کنند و هواپیماهای نو و تجهیزات مورد نیاز آنها را می‌سازند. لذا دستیابی به قطعات قدیمی سخت می‌شود. در نتیجه اتکای شرکت‌های ایرانی به آن قطعاتی است که در بازارهای بین‌المللی می‌توان پیدا کرد که گاهی حتی خود سازندگان هم ندارند.

قایم مقام وزارت راه و شهرسازی در این مقاله تاکید کرده: شرایط شرکت‌های هوایی چندان خوب نیست. آن ها در سال‌های گذشته اجازه گرفتند که شرکت‌ها با یک سرمایه اندک هواپیمای دسته دوم بخرند و با دو یا سه هواپیما یک خط هوایی راه بیندازند. حالا بنیه مالی پشتیبانی، آموزشی، حمایتی و توانایی تأمین خدمات و قطعات مورد نیاز را ندارند. این عوامل لزوم نوسازی هر چه زودتر ناوگان هوایی کشور را گوشزد می‌کند. این تصور که هواپیما یک کالای لوکس است و فقط گروه خاصی از آن استفاده می‌کنند، غیرعقلانی است.

مقاله روزنامه ایران یادآور شده که: اگر هرچه زودتر عمر متوسط هواپیماهای کشور کم نشود، با گذشت زمان شرایط سخت تر خواهد شد. در حال حاضر در برخی از شرکت‌ها نظیر شرکت هواپیمایی ایران ایر متوسط عمر هواپیماها ۲۰ سال که در برخی دیگر حتی به ۲۵ سال می‌رسد و این یعنی زنگ خطر. متوسط عمر ناوگان هوایی در جهان حدود ۱۰ سال است. حتی در کشورهای حاشیه خلیج فارس این شاخص به کمتر از ۱۰ سال هم می‌رسد.

پرنده‌هاي زمين‌گير

محمد‌حسين‌ جهان‌پناه در مقاله ای در شرق نوشته: سالی که گذشت قرار بود ايمن‌ترين سال در تاريخ هوانوردي دنيا باشد و بود. در تمام سال ۲۰۱۷ در تصادفي خوش‌يمن فقط چهل‌‌واندي نفر بر اثر سوانح هوايي جان خود را از دست دادند. هرچند که به لطف سانحه مرگبار آنتونوف ۱۴۸ روسي و اي‌تي‌آر۷۲ ايراني ‌يکباره در مدت دو ماه بيش از ۱۳۰ نفر به اين آمار افزوده شد تا در پايان سال شمسي جاري به تجربه مشابهي نرسيم.

به نوشته این روزنامه نگار: حادثه تلخ و مرگبار صبح ديروز اي‌تي‌آر ۷۲ شرکت آسمان در نوع خود دومين حادثه هوايي ايران در چند روز گذشته بود. روز جمعه گذشته نيز يک هواپيماي فوکر ۱۰۰ شرکت قشم‌اير در فرودگاه مشهد دچار حادثه شد؛ حادثه‌اي که خوشبختانه تلفاتي دربر نداشت و تنها با خروج هواپيما از باند فرودگاه در نتيجه باز نشدن ارابه به پايان رسيد. بااين‌حال هر دو هواپيماي دخيل در اين حوادث از جمله پرحاشيه‌ترين هواپيماهاي سال‌هاي اخير ايران بودند.

شرق در نهایت نوشته: همين ATR هاي آسمان که بيش از نيمي از ناوگانش، از جمله همين هواپيماي دخيل در حادثه براي سال‌ها به خاطر نبود قطعات و نقص موتور زمين‌گير بودند؛ تا همين چندوقت پيش که هواپيما با هزار دردسر تعمير شده به خط پرواز بازگشت. هواپيماي دخيل در اين حادثه ۲۴ سال داشت، هرچند که سيکل پرواز واقعي آن به‌خاطر زمين‌گيربودن طولاني کمتر از اينها بود.

قربانیان سیاست

بهار در گزارش اصلی خود نوشته: جریان مخالف دولت یک بار دیگر با موج سـوارى بر روى حادثـه اى تلخ به دنبال انتقام گیرى از رقباى سیاسـى خود رفتند. حال که عده اى از سقوط هواپیما و از دسـت رفتن جان انسانها به دنبال صید ماهىهاى سیاسى هستند و از آن به عنوان فرصتى براى پیروزى در کشـمکش ها و رقابت هاى جناحى کودکانه استفاده مى کنند اگر بخواهیم با عینک سیاسـت به این فاجعه بنگریم باید گفت که از دست رفتن جان سرنشینان این هواپیما ارتباط مسـتقیم با سیاسـت هاى تندروانه اى دارد که سـالها در کشـور حاکم بوده است و به نوعى این عزیزان قربانى سیاسـت و سیاسـتمداران هستند.

این روزنامه توضح داده که: سـال ها ایـران تحت تاثیر تحریم هاى شـدیدى در حوزه هواپیمایى بود که از اثـر آن امکان خرید هواپیماهاى جدید و قطعات مورد نیاز براى هواپیماها وجود نداشـت. تحریمى که ارتباط مسـتقیمى با سیاسـت خارجى داشـت. سیاسـت خارجى که بر اسـاس آن منافع ملى قربانى چارچوب هایـى غیرقابل تعریف اسـت که محاسـبه 'هزینـه - فایـده ' در آن هیـچ جایگاهى در آن ندارد.

بهار به این جا رسیده که: سیاسـتى که برگزیده شد و بر اسـاس آن کمتریـن توجه به گفتگو و پذیرش قواعد بین المللى مى شود و در عمل سیاسـت «دیوارکشى به دور کشور» بود. آنـان که در این روزها به یکباره دلواپس ناوگان هوایى کشور شده اند چرا هیچگاه به ریشه این ماجرا نمى پردازند و نقد خود را به آن سمت نمى برند؟ آیا کهنه بودن هواپیماها و میانگین بالاى عمر ناوگان هوایى به وزارت راه و شهرسـازى مرتبط اسـت و یا باید ریشه آن را در جاى دیگرى جستجو کرد؟

دلآزرده و خسته از حادثه

شهروند در گزارش اصلی خود نوشته: هواپیماها؛ آدم‌ها در حوادث مختلف قربانی می‌شوند و خسارت مالی بسیاری به‌بار می‌آید. اخبار را مردم مدام مرور می‌کنند تا حادثه‌ای فراموش می‌شود، اتفاق دیگری رخ می‌دهد. زمین هر روز آبستن حادثه است و هر روز اتفاقی در پی اتفاق دیگر روی می‌دهد و موجی از ناامیدی و بی‌اعتمادی در پی‌اش پدید می‌آید. دیروز وقتی هواپیمای تهران-یاسوج سقوط کرد و جان ٦٦ نفر از سرنشینان را گرفت، ٤٣ روز از حادثه سانچی می‌گذشت.

پیش از آن حادثه هم افکار مردم درگیر زلزله احتمالی تهران و زلزله مهیب کرمانشاه بود که جان بیشتر از ٦٠٠نفر از هموطنانمان را گرفت؛ اینها تنها حوادثی است که در نیمه دوم‌سال رخ داده است. بسیاری تحت‌تأثیر این اتفاقات قرار گرفته و در شبکه‌های اجتماعی مدام درباره چرایی تکرار این اتفاقات می‌نویسند. روانشناسان معتقدند تبعات روانی این حوادث در کشور افزایش خشونت، استرس، احساس ناامنی و نگرانی است.

در عین حال با افزایش سطح آگاهی در جامعه، بسیاری این روند را به سوء‌مدیریت‌ها ارتباط می‌دهند و جامعه‌شناسان می‌گویند سرانجام این راه به زوال اعتماد و سرمایه اجتماعی می‌انجامد. از سوی دیگر روانشناسان اجتماعی معتقدند این موج احساس بی‌امنی گرایش به خودکامگی و خودمحوری را بیشتر می‌کند.

این ملک بلاخیز

سوشیانس شجاعی‌فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در صفحه طنز شهروند نوشته: تا موقعی که این متن به دست شما برسد، حتما تا الان انواع و اقسام کمیته و ستاد و کمیسیون در باب موضوع سانحه هوایی تشکیل شده! فرقی هم نمی‌کند چه حادثه‌ای باشد. مثلا در همین فقره، مسئول کیفیت هواپیماها و امنیت پروازها می‌شود رئیس کمیته تحقیق! کسی که معتقد به ضد زلزله بودن ساختمان‌ها با عکس احمدی‌نژاد و امضاکننده تفاهمنامه با فلان جا برای خواندن دعا جهت کاهش بلایا بود، رئیس ستاد بحران کشور است!

به نوشته این طنزنویس: همیشه وقتی حادثه‌ای غم‌انگیز در ابعاد ملی رخ می‌دهد، در شهرونگ بحث بر سر این است که ما به‌عنوان طنزپرداز که در ذات کارمان شادی‌آفرینی و خنداندن مردم است، باید چکار کنیم؟ صفحه روز بعد را عادی ببندیم یا غمنامه و طنز تلخ! اتفاقا این طنزها هم گویا خوب طرفدار دارد! انگار مخاطب هم این نقش همدردی در غم‌ها را از ما به جای نقش معترض ولی شادی‌آفرین پذیرفته.

شهروند در نهایت نوشته: آن‌قدر هم اتفاقات غم‌انگیز پشت سر هم اتفاق می‌افتد که استثنا دارد به قاعده تبدیل می‌شود! خودمان هم نمی‌دانیم که باید در این فضا، به نقص‌ها اشاره کنیم و بخندانیم، یا این‌که مثل همین متن، مویه کنیم و اندوهمان را عیان کنیم و حتی چنان بنویسیم که اشک شما در بیاید.

حق نشر عکس قانون
Image caption کار وحید جعفری. قانون

«پيش‌نويس» خطرناك

جاويد قربان‌اوغلي در شرق نوشته: در دوسالي که از اجراي برجام مي‌گذرد، اقدامات و تحرکات بي‌وقفه آمريکا به‌خصوص پس از ورود ترامپ به کاخ سفيد، اسرائيل و عربستان عليه ايران از طريق ديپلماسي آشکار و پنهان، تهديد و تطميع ديگر کشورها براي همراه يا متحد کردن آنها درباره آنچه در نظر آنها «خطر ايران» ناميده مي‌شود، در حال تبديل‌شدن به اقداماتي در سطح جهان و از طريق مجامع بين‌المللي است.

"مقامات مسئول ايران بارها به درستي گفته‌‌اند هدف برجام انحصارا حل‌وفصل برنامه هسته‌اي ايران بود. اين گزاره به آن معناست که موضوعات موشکي و تحولات منطقه را نمي‌توان به برجام پيوند زد و از آنها در جهت تضعيف يا توقف برجام سوءاستفاده کرد. از سوي ديگر شاهد آن هستيم که همين موضوعات دستاويز آمريکا براي ورود به برجام، تهديد به خروج از آن و فشار به اروپا شده است. سخن اينجاست در حالي که ايران در مهم‌ترين چالش ديپلماتيک دو دهه اخير خود توانست از طريق مذاکره آمريکا را در فعاليت‌هاي هسته‌اي به عقب‌نشيني وادار كند و موفقيت بزرگ ديپلماتيک به ارمغان آورد، چرا بايد از ورود به مذاکره با کشورهاي اروپايي درباره موضوعاتي که اتفاقا از دست پر و منطق نيرومند برخوردار است، پرهيز کند؟"

"دشمنان ايران در حال تکميل و اتصال حلقه‌هاي در حاضر گسسته و منفصل اجماع عليه ايران به بهانه برنامه موشکي و نفوذ و بي‌ثبات‌سازي منطقه هستند. اين پروژه در حال شدت‌گرفتن است و در صورت ارائه چنين قطع‌نامه‌اي به شوراي امنيت، حتي در شرايط وتوي آن توسط روسيه يا چين، اصل اتهام به سوژه‌اي تقريبا پذيرفته‌شده تبديل خواهد شد، هرچند ترديد وجود دارد روسيه و چين در چنين فضايي از «حق وتو» براي شکست چنين قطع‌نامه‌اي استفاده کنند. "

درخشش ظریف در نشست مونیخ

حسن بهشتی‌پور در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: چند نکته اساسی و مهم در سخنرانی وزیر خارجه ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ مطرح بود. نخست آنکه او تأکید کرد که شکست سیطره داعش به معنای پایان یافتن افراط‌گرایی نیست. زیرا این ایدئولوژی هنوز نفرت‌افکنی‌اش را در منطقه ادامه می‌دهد. دوم اشاره به این نکته بود که خواست ایران ایجاد یک منطقه قوی است و به دنبال هژمون شدن نیست. دیگر که صلح فراگیر و تأمین امنیت در منطقه در سایه تلاش جمعی به دست می‌آید که می‌تواند تأمین کننده امنیت نسل‌های آینده باشد.

"به جای شکل‌گرایی و ائتلاف‌های شکلی به دنبال شبکه‌سازی امنیتی باشیم. مفهوم این پیشنهاد این است که کشورها با انعقاد قراردادهای مشترک یک شبکه همکاری امنیتی را بنیان بگذارند. هفتمین فراز قابل توجه سخنرانی ظریف طرح مجدد پیشنهاد تشکیل مجمع گفت‌وگوی منطقه‌ای بود با این اشاره که او این پیشنهادها را سال گذشته نیز مطرح کرد اما متأسفانه همچنان بی پاسخ مانده است. حال آنکه پس از برجام کشورهای منطقه خلیج فارس می‌توانستند به جای فرو رفتن در نگرانی‌های بیهوده برای عواقب منطقه‌ای برجام، پای گفت‌وگو بنشینند و با طرح تضمین‌های امنیتی متقابل به نگرانی‌های خود و افتادن در دام رقابت‌های تسلیحاتی پایان دهند."

"در مجموع با توجه به مواضعی که با شدت و ضعف از سوی برخی مقام‌های شرکت کننده در این کنفرانس از جمله مواضع ضد ایرانی نتانیاهو و الجبیر مطرح شد، آنچه در سخنرانی وزیر امور خارجه کشورمان لحاظ شد، این بود که ظریف به جای آنکه یکایک آن مواضع ضد ایرانی را پاسخ دهد و سلبی برخورد کند، از موضع ایجابی سخنرانی کرد. نکاتی را مطرح کرد که نشان دهنده صلح خواهی و امنیت جویی ایران است و نشان داد که ایران راهکارهایی منطقی برای تأمین امنیت منطقه و جهان دارد و می‌تواند از آن دفاع کند."

ایران و کنفرانس مونیخ

صلاح‌الدین هرسنی در مقاله ای در جهان صنعت نوشته: رفتار‌های ایران‌ستیزانه نشست اخیر مونیخ با اظهارات مک‌مستر مشاور امنیت ملی آمریکا شروع شد که خواهان آن بود که باید علیه تهران به جهت رفتار‌های بی‌ثبات‌کننده و ایجاد بحران در منطقه اقدام کرد. البته نگرش مک‌مستر همواره از زبان سایر اعضای کابینه ترامپ و برخی از افراد رادیکال و ایران‌ستیز کنگره تحت تسلط جمهوریخواهان نیز شنیده شده است و اینکه از زبان مک‌مستر و با شدت و حدت بیان شده‌، جای هیچ تعجبی نیست.

در ادامه مقاله آمده: واشنگتن از نقش‌‌یابی تهران در چهار پایتخت کلیدی خاورمیانه یعنی‌ دمشق، بغداد، بیروت و عدن که آمریکا در آنها منافع حیاتی دارد، سخت نگران است و نمی‌خواهد که نقش تهران در مناسبات این پایتخت‌ها گسترش یابد. پس باید برای خنثی کردن و عقیم ساختن راهبرد‌های ایران اقدامی شود و این جز از طریق ائتلاف‌‌سازی با مجموعه‌های عبری- عربی ممکن نیست.

جهان صنعت در نهایت نوشته: نشست امنیتی مونیخ پاسخی به این نیاز تل‌آویو که باید خطر ایران را بزرگ کرد، به همین خاطر بود که نتانیاهو با نمایش مضحک در این نشست تلاش کرد که نقش اصلی را در سناریوی ضد‌ایرانی واشنگتن بازی کند. از سویی ریاض نیز بر مهار و انزوای ایران، اصرار دارد چرا که این کشورها معتقدند که اگر قدرت راهبردی ایران از طریق ائتلاف با تل‌آویو یا واشنگتن واپایش و مهار نشود، زمینه برای گسترش قدرت راهبردی ایران اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

حق نشر عکس شهروند
Image caption کارتون جواد علیزاده. شهروند

همه‌پرسی چیز چندان شگفتی نیست

مهدی بهلولی در مقاله ای در شهروند نوشته: همه‌پرسی، همان رفراندوم، چیز چندان شگفت‌انگیزی نیست. خب، یک جایی می‌رسد که دو تا نگرش روبه‌روی هم قرار می‌گیرند و هیچ‌کدام حاضر نیستند پس بکشند، همه‌پرسی می‌آید وسط و تکلیف را روشن می‌کند که مردم چه می‌خواهند و چه باید کرد. یک جایی باید تکلیف برخی تصمیم‌ها و رویکردهای محل چالش و اختلاف روشن شود. این یک واقعیت است و فرادستان سیاسی کشور هم باید آن را بپذیرند که با وجود تریبون‌های بسیار که در دست دارند - که به آسانی می‌توانند شبانه‌روز دیدگاه‌های خودشان را در آنها مطرح کنند و مردم هم بشنوند - اما باز بخشی از مردم جور دیگری می‌اندیشند.

این آموزگار برای نمونه یادآور شده: هنگامی که علیرضا کریمی کشتی‌گیر به عمد به حریف روس می‌بازد تا در مرحله بعد به حریف اسراییلی برنخورد منطق پشت این باخت دستوری به یک جوان ٢٣ساله که با‌هزار امید و آرزو و با سال‌ها تلاش و تمرینِ نفسگیر به آن مرحله رسیده است، نزد بخش چشمگیری از مردم پذیرفته شده نیست. خیلی از مردم جور دیگری می‌اندیشند و بر این باورند که باید اجازه داد تا طرف کشتی‌اش را بگیرد.

مقاله شهروند به این جا رسیده که: این کشور، کشور شادی نیست. در مدرسه و دانشگاه و پارک و خیابان و محل کار و... نشان چندانی از شادی نیست. پیروزی‌های ورزشی به‌ویژه در رشته‌ای همچون کشتی که ریشه‌های دیرینه در وجود ما دارد می‌تواند بر سرزندگی و شادی و غرور ما بیفزاید، و در برابر و به همین میزان باخت دستوری می‌تواند بر روحیه بسیاری از ما اثر منفی بگذارد و بر ناامیدی‌ها بیفزاید. نباید فراموش کنیم از دل ناامیدی، آبادانی و بهروزی و خوشبختی بیرون نمی‌آید.

نومیدی جمعی

امیرحسین جلالی در سرمقاله روزنامه آسمان آبی نوشته: این روزها مشکلات، ناامیدی جمعی در جامعه ایجاد کرده است. مردم ما مدام به حال بد و سوگواری‌های متعدد دچار می‌شوند و در این میان خیلی‌ها در این فکر هستند که برای نجات مردمی که هر روز با اخبار بد درگیر می‌شوند چه باید کرد. از نظر روانشناسی، در این مواقع برای خروج از بحران روش‌های فردی وجود ندارد؛ جامعه به یک اتفاق مثبت اجتماعی نیاز دارد که بتواند مشکلات پیش‌آمده را هضم کند.

به نوشته این روانپزشک: در هر کشوری زلزله و طوفان و سقوط هواپیما و بحران وجود دارد، اما آنچه زمینه را فراهم می‌کند که مردم از این مسائل آسیب ببینند این است که چنین مسائلی را به بلایای طبیعی نسبت نمی‌دهند، بلکه آن را از بی‌مسئولیتی مدیران و ناکارآمدی آن‌ها می‌بینند و درنهایت فکر می‌کنند دست‌شان به جایی بند نیست. در این مواقع چون از دست آن‌ها کاری برنمی‌آید، بیشتر ناامید می‌شوند و در خود فرومی‌روند؛ ضمن این‌که مشکلات اقتصادی هم به این مسائل اضافه شده است.

سرمقاله آسمان آبی افزوده: ناامیدی روزبه‌روز در جامعه رخنه می‌کند و این آسیب‌پذیری بیشتر می‌شود؛ درست مانند خانواده‌ای که تکیه‌گاه خود را از دست داده و شکننده شده است. این روزها به وضعیت نگران‌کننده مدیریتی دچاریم و تا زمانی‌که این مسئله حل نشود، ناامیدی در جامعه وجود دارد. حتی اگر مسئولان هم در این دوره تلاشی انجام دهند، باز هم، همه با عینک بدبینی به آن نگاه می‌کنند؛ به‌همین دلیل، دولت و مسئولان باید بالاخره جایی خود را ثابت کنند که مردم متوجه شوند جان‌ومال‌شان در این کشور اهمیت دارد.

عتیقه‌ها

حق نشر عکس قانون
Image caption کارتون محسن ظریفیان. قانون

پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: ما ایرانی‌ها عتیقه‌دوستیم. نگاه کنید به مسئولان و مدیران، اغلب عتیقه. نگاه کنید به بافت شهری فرسوده، عتیقه. اتوبوس و مینی‌بوس‌های شهری؟ عتیقه. حتی می‌گویند اولین منشور حقوق‌ بشر را ما داریم که مال کوروش بوده و به آن می‌نازند...، اما منشور حقوق‌بشرمان عتیقه محسوب می‌شود. آب‌وهوا و جنگل و کوه هم عتیقه است و از آن فقط یک خاطره در ذهن مردم مانده و باقیش خورده شده.

به نوشته این طنزنویس: اینکه می‌گویند ایرانی‌ها خیلی خونگرم هستند و رفیق و میهمان‌نواز و لوطی، این هم عتیقه است، چون الان ماها جای لوطی‌گری و فلان، همش داریم از هم سبقت می‌گیریم؛ توی رانندگی و توی زندگی و توی همه‌چی. حتی صداوسیمای ما هم عتیقه است و برنامه‌های قدیمی را دارد پخش می‌کند. سیاست‌مداران ما هم عتیقه هستند و هنوز امیدوارانه‌ترین شعارهایشان برگشت به گذشته است. به نظر ما همین که یک هواپیما صحیح و سالم بلند می‌شود و بعد می‌نشیند زمین و کسی کشته نمی‌شود باید تعجب کنیم. همین که آفتابه می‌خریم، دسته دارد باید تعجب کنیم. همین که یک مدیر و یک کارگر وقتشان را واقعا بگذارند برای کارکردن، باید تعجب کنیم.

طنز شرق به این جا رسیده که: ما می‌گوییم جای هر روز آه‌کشیدن که این‌قدر آدم در سقوط هواپیما، این‌قدر در زلزله، این‌قدر در ریزش ساختمان، این‌قدر در تصادف رانندگی، این‌قدر آلودگی هوا، این‌قدر در آفتاب مهتاب، این‌قدر در خطای پزشکی، این‌قدر در اتوبوس اردوی مدرسه، این‌قدر از ترس از صدای موتور‌ هزار، این‌قدر از نفس‌کشیدن در تهران و خوزستان و سیستان‌وبلوچستان جان دادند، نگاه کنیم به خودمان. خود عتیقه‌مان. ببینیم حالا باید چه‌کار کنیم؟