دو برادری که پدر و مادرشان را کشته بودند در زندان به هم رسیدند

این دو برادر در سال ۱۹۹۵ به حبس ابد محکوم شدند حق نشر عکس Getty Images
Image caption این دو برادر در سال ۱۹۹۵ به حبس ابد محکوم شدند

برداران منندز که ماجرای کشتن پدر و مادرشان در دهه ۹۰ میلادی یکی از بزرگترین پرونده‌های جنایی آمریکا بود دوباره در زندان با هم ملاقات کرده‌اند. این دو برابر به اتفاق هم با شلیک چندین گلوله پدر و مادر ثروتمندشان را به قتل رساند‌ند و هر دو به حبس ابد محکوم شده‌اند.

پرونده اریک منندز، ۴۷ ساله و لیل منندز، ۵۰ ساله، که در سال ۱۹۸۹ پدر و مادر خود را کشتند در سال‌های دهه ۹۰ جامعه آمریکا را شگفت زده کرده بود. این دو پس از آن که در دادگاه مجرم شناخته شدند به علت آن که مشترکا در این قتل‌ها شرکت کرده بودند از قرار گرفتن در کنار هم در زندان منع شده بودند اما اکنون با گذشت بیش از دو دهه از آن ماجرا روز چهارشنبه در زندان سن دیگو با یکدیگر روبرو شدند و آن طور که گزارش شده هر دوی آنها با دیدن یکدیگر به گریه افتادند.

سخنگوی سازمان زندان‌های جنوب کالیفرنیا به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته این دو نفر مانند همه زندانیان دیگر می‌توانند با هم تعامل و مراوده داشته باشند.

اریک و لیل که در زمان این واقعه به ترتیب ۱۸ و ۲۱ سال سن داشتند پس از آن که عزمشان را برای قتل والدین‌‎شان جزم کردند در خانه ویلایی این خانواده در بورلی هیلز لس‌آنجلس از فاصله نزدیک به حوزه و کیتی، پدر و مادرشان بارها شلیک کردند به طوری که یکی از افسران پلیس لس‌انجلس به آسوشیتدپرس گفته بود این یکی از فجیع‌ترین صحنه‌های قتلی بوده که تاکنون دیده بوده است.

این دو برادر از سال ۱۹۹۶ تاکنون یکدیگر را ندیده بودند.

در جریان رسیدگی به این پرونده دادستان‌ها مدعی شدند که اریک و لیل به طمع ثروت پدر و مادرشان آن دو را کشته‌اند اما وکلای آنها می‌گفتند این دو برابر این کار را به انتقام سوء‌استفاده‌های جنسی که والدین‌شان از آنها کرده بودند انجام داده‌اند؛ ادعایی که هیچ‌گاه در دادگاه اثبات نشد.

حق نشر عکس California Department of Corrections
Image caption اریک (چپ) و لیل منندز ۲۲ سال بود که همدیگر را ندیده بودند

پدر این دو برادر، حوزه منندز، یک مدیر موفق در هالیوود بود، به او شش بار از فاصله نزدیک شلیک شده بود.

مادر آنها هم به ۱۰ جای مختلف بدنش شلیک شده بود.

این دو ابتدا به پلیس گفتند که پیکرهای پدر و مادرشان را بعد از این که به خانه بازگشته‌اند بی‌جان و خونین یافته‌اند.

ماروین دی یانونه، افسر اعزام شده به این صحنه قتل در آن ایام به آسوشیتدپرس گفته بود: "من ۳۳ سال است که در این حوزه کار می‌کنم و در این سالها تنها چند مورد مشابه قتل دیدم که این چنین فجیع بوده‌اند."

این دو برادر پس از آن بازداشت شدند که دوست دختر روانشناسی که اریک منندز را روندرمانی می‌کرد به پلیس گفت او دکترش را تهدید جانی کرده است.

نوارهای جلسات رواندرمانی با این دکتر روانشناس که طی آنها از ماجرای این قتل‌ها سخن به میان آمده بود، بعدتر در دادگاه به عنوان مدرک مورد استفاده قرار گرفت.

دادگاه این دو برادر ابتدا در سال ۱۹۹۳ تشکیل شد اما دو بار به بن بست رسید تا این که بالاخره در سال ۱۹۹۵ دادگاه سوم اریک و لیل را قاتل شناخت و به حبس ابد محکوم کرد.

این دو پس از روانه شدن به زندان برای ۲۰ سال از هم جدا شدند چرا که یکی از کارآگاهان پرونده توصیه کرده بود که اگر این دو کنار هم قرار گیرند ممکن است نقشه فرار از زندان بکشند.

اما فوریه امسال لیل منندز از زندان ایالتی مول کریک در شمال کالیفرنیا به زندان آر.جی. دانوان در شهر سن دیگو (جنوب کالیفرنیا) منتقل شد, جایی که بردارش اریک آنجا بود.

انتقال لیل به این زندان در پی آن صورت گرفت که درجه خطرناک بودن او تقلیل یافت و برای انتقال به زندان سن دیگو مجاز شناخته شد.

زندان سن دیگو ۳۹۰۰ زندانی مرد دارد و با وجود این که این دو در یک زندان بودند اما در بندهای جداگانه نگه‌داری می شوند و از ماه فوریه تا روز چهارشنبه گذشته اجازه دیدار پیدا نکرده بودند.

بنابر گزارش رابرت رند، روزنامه نگاری که از سال ۱۹۸۹ این دو برابر و پرونده آنها را دنبال می‌کرده اریک و لیل روز چهارشنبه به محض روبرو شدن با یکدیگر گریه کردند.

به گفته این روزنامه‌نگار، با وجود این که این دو برادر در دو زندان متفاوت نگهداری می‌شدند به آنها حتی اجازه تماس تلفنی هم داده نمی‌شد.

اما با وجود این، آقای رند می‌گوید این دو برادر از طریق نامه ارتباط‌شان را حفظ کرده بودند و حتی با کشیدن صفحه شطرنج و مهره‌های آن از طریق نامه شطرنج بازی می‌کردند.

لیل سال گذشته به شبکه ان‌بی‌سی گفته بود از طریق نامه توانسته ارتباط بسیار قوی با بردارش برقرار کند.

او همچنین درباره مادرش گفته بود: "من عاشق مادرم بودم و هنوز برای از دست دادنش گریه می‌کنم اما هنوز هم نمی‌توانم او را ببخشم."

"او (مادرم) احتمالا دلایلی داشته که تصمیم گرفته این قضایا را پنهان نگه‌داره و لب باز نکنه که چی چیزی در حال جریانه. زندگی او و در پی مرگش زندگی همه ما خاتمه یافت تنها به علت تصمیم مادرم برای وفاداری به عهدش... کدام مادری چنین کاری می‌کند؟"

موضوعات مرتبط