انتخابات آمریکا برای آسیای میانه چه اهمیتی دارد؟

مرد تاجیک حق نشر عکس Getty Images

با توجه به حضور آمریکا در بسیاری از تحولات جهانی و تاثیری که این حضور از جنبه‌های مختلف بر این تحولات ایجاد می کند. شاید اشتباه نباشد که گفت این روزها همه چشمها در گوشه و کنار این کره خاکی به سوی واشنگتن است، تا ببینند کدام یک از دو نامزد جمهوری‌خواه یا دموکرات زمام امور را در آمریکا در دست خواهند گرفت.

در آسیای میانه هم که شامل پنج کشور تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان و ترکمنستان می‌شود، بسیاری مایلند بدانند که روی کار آمدن هریک از این دو نامزد چه تحولاتی در سیاستهای آمریکا در منطقه به بار خواهد آورد، بویژه در شرایطی که این منطقه با چالشهای جدی امنیتی از به خصوص از ناحیه افغانستان روبروست.

از سوی دیگر، آسیای میانه هم که منطقه‌ای سرشار از منابع انرژی است، به خاطر موقعیت ژئوپلتیک و همسایگی با افغانستان، نفوذ سیاسی و نظامی روسیه و توسعه اقتصادی چین، مشترکات فرهنگی با ایران، وجود دولتهای خودکامه با فقر و فساد گسترده و افزایش افراط‌گرایی مذهبی از اهمیت ویژه ای برای آمریکا برخوردار است.

این منطقه در قرن نوزده میلادی صحنه رقابتهای دو امپراتوری بزرگ وقت، روسیه و بریتانیا بود و در زمان جنگ سرد آماجگاه تبلیغات اسلام‌گرایان علیه نظام کمونیستی محسوب می‌شد. بویژه در زمان جنگ شوروی در افغانستان آمریکا از گروههای مجاهدین علیه نیرویهای شوروی حمایت می‌کرد. اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی روابط آمریکا با کشورهای آسیای میانه در ۲۵ سال گذشته فراز و نشیب‌هایی داشته است.

لوله های گاز

بر اساس سندی که زیر عنوان "سیاست آمریکا در قبال آسیای میانه ۳.۰" که در ماه ژانویه سال جاری از سوی یوجین رومر، ریچارد سکلسکی و پال استرونسکی در سایت بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی منتشر شد، سیاست آمریکا در قبال آسیای میانه بعد از فروپاشی شوروی سه مرحله را در بر می گیرد.

مرحله اول از آغاز دوران استقلال این کشورها تا سال ۲۰۰۱، یعنی تا حمله یازده سپتامبر است که باعث شد تحولات جدی در سیاست جهانی رخ دهد. به نوشته مؤلفان این سند، در این دوران آمریکا حفاظت از تسلیحات کشتار جمعی بازمانده از اتحاد شوروی، کمک به استقلال و تمامیت ارضی کشورهای منطقه و شکستن انحصار روسیه بر لوله‌های انتقال نفت و گاز منطقه را از اولویتهای سیاست خارجی خود در آسیای میانه قرار داده بود.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption رئیس جمهور ترکمنستان در مراسم افتتاح خط لوله شرق-غرب

این دوران مصادف با درگیرهای داخلی تاجیکستان و قدرت یافتن طالبان در افغانستان بود. درواقع، بسیاری معتقدند که در این دوران حکومت بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا، به افغانستان که تازه از چنگ شوروی رها شده بود، پشت کرد و این کشور جنگ زده را به حال خود گذاشت، چیزی که باعث شد جنبش طالبان بخش اعظمی از قلمرو این کشور را تصرف کند.

بسیاری در واشنگتن این فرصت را برای ساخت لوله های انتقال گاز از ترکمنستان به شبه قاره هند از طریق افغانستان از یک سو و به ترکیه و اروپا از طریق قفقاز از سوی دیگر غنیمت می شمردند. مذاکراتی نافرجام هم البته در این خصوص با طالبان با میانجیگری آمریکاییان صورت گرفت.

آمریکا مبتکر طرح بنیاد لوله گاز از ترکمنستان به اروپا از طریق قفقاز و ترکیه نیز بود که هدفش رفع وابستگی از خطوط انتقال گاز روسیه و ایران بود. ولی این طرحها به جایی نرسید، هرچند مؤلفان "سیاست آمریکا نسبت به آسیای میانه" مدعی هستند که روسیه دیگر انحصاری بر جریان نفت و گاز آسیای میانه ندارد.

پایگاههای نظامی

حمله یازده سپتامبر باعث شد آمریکا سیاست خود را در منطقه عوض کند. بعد از این حادثه کشورهای منطقه به جنگ آمریکا و متحدانش با تروریسم در افغانستان کمک کردند و قلمرو خود را برای انتقال نیرو و تجهیزات به افغانستان در اختیار پایگاههای آمریکایی گذاشتند و بهره فروان مالی گرفتند. در این دوران اهمیت آسیای میانه در سیاست خارجی آمریکا به طور قابل توجهی بالا رفت، هرچند امنیت در محور این ارتباطات بود.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption سرباز آمریکایی در مقابل یک پایگاه نظامی آمریکا در قرقیزستان که بعدا تعطیل شد

در این دوران دو واقعه مهم در منطقه رخ داد: انقلاب لاله‌ای در قرقیرستان و کشتار اندیجان که در روابط آمریکا با کشورهای منطقه بی‌تاثیر نبود. اولی به برکناری عسگر آقایف، رئیس جمهوری قیرقستان منجر شد ولی رویداد دوم به ناکامی انجامید. دولت اسلام کریمف اعتراضات اندیجان را بشدت سرکوب کرد و خون بسیاری ریخته شد.

به دنبال انتقادات بین‌المللی، از جمله آمریکا، از این حوادث، ازبکستان از آمریکا خواست پایگاه خان‌آباد را تخلیه کند. در نتیجه، روابط واشنگتن با این کشور عمده منطقه تیره شد. با این حال، آمریکا کمکهای فراوانی به نیروهای امنیتی و نظامی کشورهای منطقه کرد که به باور بسیاری این امر به تقویت جایگاه رهبران خودکامه منطقه منجر شده است.

با خروج بخش عمده ای از نیروهای امریکایی از افغانستان و حضور آمریکا در آسیای میانه کمرنگ شد. مؤلفان "سیاست آمریکا در آسیای میانه" می گویند با توجه به افزایش نفوذ روسیه و چین و چالش افراط گرایی در آسیای میانه زمینه برای آغاز مرحله دیگری از فعالیتهای واشنگتن در منطقه آغاز شده است. اما این فعالیتها بستگی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دارد و این که چه کسی زمام امور را در واشنگتن در دست خواهد گرفت.

برنامه جمهوریخواهان

در برنامه انتخاباتی حزب دموکرات شاید توجه چندان اشکاری به آسیای میانه نشده است، اما به نظر می‌رسد جمهوریخواهان در مقایسه دستکم در این زمان تمایل بیشتری به این منطقه در برنامه‌های خود نشان داده‌اند.

از جمله در برنامه کلی جمهوریخواهان آمده است که "ما خواهان توجه بیشتر در دیپلماسی، تجارت و برنامه‌ریزی راهبردی آمریکا در قبال ملل اورآسیا هستیم که قبلا جزئی از امپراتوری اتحاد شوروی بودند. آنها که در میان دو همسایه خودکامه قرار گرفته‌اند، در راه به سوی نهادهای دمکراتیک مردد هستند."

"ما اصرار می‌ورزیم که دولت و متحدانمان در جهت همگرایی جماهیر آسیای میانه با اقتصاد جهانی از طریق سرمایه‌گذاری خارجی که با خود اصلاحات اقتصادی وسیاسی و تقویت قانون مداری را به همراه خواهد آورد، اقدام کنند. این پیشرفتها نه تنها به بهبود شرایط زندگی در این منطقه وسیع کمک می‌کند، که از جذابیت ایدئولوژیهای تندرو و خطرزا برای این منطقه هم می‌کاهد."

حق نشر عکس Getty Images
Image caption دونالد ترامپ

شاید برای اولین بار باشد که موضوع روابط آمریکا با آسیای میانه در برنامه انتخاباتی یکی از احزاب سیاسی ایالات متحده به این گونه درج شده، و این را می توان نشانه‌ای از توجه بیشتر آمریکائیان به این منطقه تعبیر کرد.

اما این همه ماجرا نیست. به باور بسیاری، آنچه در این برنامه کلی آمده، با موضع‌گیری دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‌خواهان در قبال روسیه و سیاستهایش در آسیای میانه در تضاد است.

آقای ترامپ در ابراز نظرهای خود از آقای پوتین بارها ستایش کرده و خواهان همکاری نزدیک با او در مسایل منطقه ای شده است. این در حالی است که آقای پوتین با اهداف "جاه‌طلبانه" منطقه‌ای‌اش، از جمله در قبال آسیای میانه که آن را حوزه نفود خود می‌داند، مانعی جدی در برابر فعالیتهای واشنگتن در این منطقه محسوب می شود.

نگرانی از ترامپ

از دیگر سو، به گفته تحلیلگران دونالد ترامپ چندان آشنایی با منطقه آسیای میانه ندارد. برای رهبران کشورهای منطقه نیز او فردی غیرقابل پیش‌بینی و غیرمطمئن محسوب می شود. در حالی که هیلاری کلینتون، نامزد دموکراتها، دستکم دو بار در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ به عنوان وزیر خارجه آمریکا به کشورهای منطقه سفر کرده است.

پولاد آخندف، تحلیلگر ازبکستانی، شاید به همین دلیل معتقد است که در صورت پیروزی دونالد ترامپ، توجه آمریکا به آسیای میانه کاهش خواهد یافت و "منطقه به روسیه و چین واگذار خواهد" شد. اما در صورت پیروزی خانم کلینتون، او دستکم در مسیر سیاستهای باراک اوباما گام خواهد زد. مهمترین بخش این سیاستها کمک به همگرایی کشورهای آسیای میانه و مقابله با نفوذ چین و روسیه است که چالشی جدی برای کاخ سفید در آینده خواهد بود.

سیدمحیی‌الدین دوست‌محمدیان، تحلیلگر تاجیک نیز، نتایج اتخابات آمریکا را برای کشورهای پساشوروی بسیار مهم می‌داند و می گوید پیروزی خانم کلینتون به سود کشورهای آسیای میانه خواهد بود.

وی می گوید: "کلینتون حداقل وضع موجود را حفظ خواهد کرد و مسایل حقوق بشر یتیم نخواهد ماند. پیروزی جمهوری خواهان، برعکس، اعتراف نفوذ به اصطلاح طبیعی روسیهِ پوتینی بر کشورهای آسیای میانه را در پی خواهد داشت."

حق نشر عکس Getty Images
Image caption هیلاری کلینتون

برای آقای دوست‌محمدیان، پیروزی دونالد ترامپ آینده ناروشن‌تری برای آسیای میانه در پی خواهد داشت. وی معتقد است که در صورت پیروزی آقای ترامپ آسیای میانه "دوباره به میدان تاخت و تازهای روسیه" تبدیل می‌شود.

وی می‌گوید: "برای خانم کلینتون دمکراسی و حقوق بشر، خاصه زنان، خیلی مهمند. او جزء معدودترین آمریکاییها است که صدها حامی حقوق بشر را شخصا می‌شناسد. اجرای کموانسیون ۱۹۵۱ و اعلامیه حقوق بشر بهتر می‌شود و موضع آمریکا در برابر رژیمهای خودکامه روشنتر می شود."

"در حاشیه منافع آمریکا"

حقوق بشر و سرکوب مخالفان در کشورهای آسیای میانه که به داشتن رهبران خودکامه و مادام‌العمر معروف است، از مسایلی حساس در روابط آمریکا با این کشورها محسوب می شود. منتقدان خانم کلینتون می گویند او در سفرهای پیشین خود نتوانسته است این مسایل را به طور جدی و مؤثر با رهبران این کشورها مطرح سازد.

با توجه به این، برخی از کارشناسان می گویند که تغییرات جدی ای در روابط آمریکا با کشورهای آسیای میانه پس از انتخابات ۸ نوامبر به وجود نخواهد آمد.

سلطان حمد، تحلیلگر تاجیک، معتقد است که هردو نامزد اهمیت مناسبات حسنه با اینکشورها را در حفط منافع آمریکا در منطقه خوب درک می کنند.

آقای حمد این فرضیه را که در صورت پیروزی ترامپ آمریکا به آسیای میانه پشت خواهد کرد و این کشورها به دامان روسیه سوق داده می شوند، رد می کند و می گوید: "او در تصمیم گیری اش در مسایل مهم مختار نخواهد بود. به او چنین اجازه نخواهند داد. فکر می کنم او نقطه نظر اطرافیانش را در نظر خواهد گرفت."

حق نشر عکس .
Image caption عادل کائوکنف

عادل کائوکنف، سیاست شناس و مدیر مرکز همکاریهای چین و قزاقستان در آلماتی، نیز معتقد است که سیاستهای آمریکا در قبال آسیای میانه پس از انتخابات عوض نخواهد شد. به گفته او، در هر ابرقدرتی سیاست بر مبنای تمایلات کوتاه مدت این یا آن رهبر شکل نمی گیرد و وابسته به مجموعه‌ای از عوامل مانند منافع ملی، گروههای لیبریال، تاجران بزرگ و اقشار دیگری از مردم است.

آقای کائوکنف می گوید: "منطقه ما در حاشیه منافع آمریکا واشنگتن قرار دارد و بدین رو سیاست آمریکا فاقد نیروی جنبش است. از این رو، صرف نظر از این که چه کسی زمام امور را در دست می گیرد، کلینتون یا ترامپ، برای آسیای میانه تغییرات بغایت ناچیزی رخ می دهد. یادمان باشد که زمان روی کار آمدن باراک اوباما هم چه انتظاراتی داشتیم، اما تغییرات انقلابی به وجود نیامد."

مقابله با چین و روسیه

رهبران منطقه درباره انتخابات آمریکا ابراز نظری نمی کنند. یک دیپلمات که نخواست نامش افشا شود، می گوید که برای این کشورها کمکهای مالی آمریکا، بویژه برای تقویت نیروهای امنیتی و مراقبت از مرزها، مهم است، ولی نه برنامه های "دردسرساز" مربوط به دمکراسی و حقوق بشر؛ درست برعکس نمایندگان جوامع مدنی که می‌خواهند آمریکا بیشتر به مسایل حقوق بشر و مبارزه با فساد گسترده توجه کند.

به نظر می رسد بخش اعظمی از مردم در آسیای میانه چندان تمایلی به بحث و بررسی مسایل سیاسی و همین طور، انتخابات آمریکا، ندارند، افراد دارای گرایشهای مذهبی می گویند که از دونالد ترامپ با توجه به سخنانش در باره مسلمانها خوششان نمی آید. با توجه به حضور میلیونها کارگر مهاجر آسیای میانه در روسیه، مردم بیشتر رویدادهای سیاسی این کشور را دنبال می کنند، جایی که میلیونها دلار به خانواده های مهاجر سرازیر می شود.

حق نشر عکس .
Image caption آلکساندر کنیازف

آلکساندر کنیازف، تحلیلگر از قرقیزستان، هرچند تایید می کند که سیاستهای آمریکا پس از انتخابات در قبال آسیای میانه چدان تغییری نخواهد کرد، ولی با اشاره به سند موسوم به "سیاست آمریکا در قبال آسیای میانه ۳.۰" (که بالاتر ذکرش رفت)، تاکید می کند که مقابله با نفوذ روسیه و چین در محور این سیاستها باقی خواهد بود.

وی می گوید: "هیچ تفاوتی در سیاستهای دو نامزد نیست، اهداف و منافعشان یکی است، ولی روشها و ابزارهای دستیابی به آن فرق می کند. در هردو صورت ماهیت اهدف آمریکا در منطقه از مقابله با نفوذ چین و کاهش نفوذ روسیه است، همچنین اجازه ندادن به گسترش نفوذ ایران."

در این سند مؤلفان آمریکایی بصراحت گفته اند که آمریکا با توجه به امکانات محدودی که در آسیای میانه دارد، باید در روابط با این کشورها واقع بین باشد و از اهداف جاه‌طلبانه که پیامدی جر نومیدی نخواهد داشت، پرهیز کند. کشورهای منطقه به روابط دوستانه با آمریکا علاقمند هستند، اگر این روابط با نفوذ چین و روسیه متعادل شود.