میراث متنوع اوباما در سیاست خارجی: از نوبل تا پهپاد، از 'بی‌عملی' تا دیپلماسی

تحلیل‌گران یکی از نقاط قوت سیاست خارجی باراک اوباما را تقویت همکاری‌های دیپلماتیکش با اروپا می‌دانند حق نشر عکس Getty Images
Image caption تحلیل‌گران یکی از نقاط قوت سیاست خارجی باراک اوباما را تقویت همکاری‌های دیپلماتیکش با اروپا می‌دانند

هنوز یک سال هم از انتخاب باراک اوباما به ریاست‌جمهوری آمریکا نگذشته بود که جایزه نوبل صلح را به او دادند. قبل از آن‌که دست‌آورد دیپلماتیکی داشته باشد. انگار بیشتر تشویقی برای برآوردن انتظارها بود؛ نه تحسینی برای آن‌چه انجام داده است.

هشت سال پیش باراک اوباما با شعار امید و تغییر، به ریاست‌جمهوری آمریکا رسید و فرمانده کل قوای این ابرقدرت شد.

بیشتر بخوانید از: میراث اجتماعی باراک اوباما

زمانی کاخ سفید را تحویل گرفت که دستگاه سیاست خارجی آمریکا با چالش‌های متنوعی در گوشه‌گوشه جهان روبه‌رو بود: از مناقشه هسته‌ای ایران و بحران رو به فزونی اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها گرفته تا حضور آمریکا در دو جنگ در جریان در عراق و افغانستان؛ از نگرانی از تغییرات اقلیمی تا قدرت‌گرفتن بیشتر روسیه.

اما کمتر رئیس‌جمهوری مانند باراک اوباما، با چنین سایه سنگینی از وعده‌ها و انتظارات بزرگ، از پله‌های قدرت بالا رفت.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption هشت ماه بعد از آغاز به کار این چهل و چهارمین رپیس‌جمهوری آمریکا، جایزه نوبل صلح را به او دادند.

در همان نخستین ماه‌های ریاستش در نطقی در قاهره وعده بازسازی روابط با جهان اسلام داد؛ وعده‌‌ای برای تغییر در روابط ایالات متحده با کشورهای اکثرا مسلمان. اما این تغییرات بودند که به سراغ آمدند.

اعتراض‌ها و شورش‌ها در کشورهای عربی درگرفت که بعدتر بهار عربی خوانده شد؛ تغییراتی که هم متحدان واشنگتن و هم دشمنانش را تکان داد؛ از قضا در همان قاهره.

آرین طباطبایی، استادیار مطالعات امنیتی در دانشگاه جورج‌تاون، در واشنگتن، می‌‌گوید "بهار عربی"، آغازی برای سردرگمی‌‌های دولت باراک اوباما در قبال کشورهای عربی و اسلامی بود: "از یک سو پای هم‌‌پیمانان واشنگتن هم در میان بود. مثلا در مصر، معترضان می‌‌خواستند حسنی مبارک و نظام سیاسی ساقط شود؛ یا در بحرین اعتراض‌‌ها در گرفت، و آمریکا نمی‌‌خواست این هم‌‌پیمان‌‌های خود را ضعیف کند؛ اما از طرف دیگر هم سال‌‌هاست آمریکا از توسعه دموکراسی در جهان حمایت کرده است. این چالشی برای دولت اوباما بود."

آرین طباطبایی می‌‌گوید این سردرگمی باراک اوباما هنوز هم در سیاست خارجی‌‌اش پیداست: "از یک طرف آمریکا در لیبی مداخله کرد ولی از طرف دیگر هنوز نمی‌‌داند در سوریه دقیقا دارد چه می‌‌کند و چه می‌‌خواهد بکند."

Image caption آرین طباطبایی می‌گوید 'بهار عربی' آغازی برای سردرگمی‌‌های دولت باراک اوباما در قبال کشورهای عربی بود.

سردرگمی سوریه

آقای اوباما در این هشت سال ریاست‌‌جمهوری‌‌اش، دو وزیر خارجه داشت: هیلاری کلینتون و جان کری.

موضوع سوریه آن‌‌قدر چالش‌‌برانگیز و پیچیده بود که هر دو این وزرای خارجه اوباما در زمانی که او هنوز رئیس‌‌جمهور بود، یا عمومی یا خصوصی از عمل‌‌کرد آمریکا در سوریه انتقاد کردند.

مایکل روبین، پژوهش‌گر موسسه فکری "امریکن انترپرایز"، می‌‌گوید بخشی از این دست روی دست گذاشتن خاصیت سیاست‌‌مداران و سیاست‌‌گذاران در پایتخت آمریکاست: "این نخوت در واشنگتن وجود دارد که می‌توانیم تا ابد بحث سیاسی کنیم و دست بر دست بکوبیم و تمام این مدت، وضعیت در میدان ماجرا هم همان‌طور متوقف می‌ماند تا وقتی که ما به یک خط مشی به‌خصوص رضایت دهیم."

این تحلیل‌‌گر که زمانی در پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا کار می‌‌کرده، می‌‌گوید: "وقتی اعتراض‌ها در سوریه شروع می‌شد، راه‌های خیلی بیشتری داشتیم. خیلی از گزینه‌هایمان را از بین بردیم برای این‌که مبادا وضعیت به قدری از مهار ما خارج شود که همان موقعش خارج شده بود."

سیاست ایالات متحده در بحران شش‌ساله سوریه، چه این‌که باراک اوباما برای حکومت بشار اسد خط قرمزهایی اعلام کرد که بعدتر از آن گذشت، و چه نحوه کمک‌رسانی به نیروهایی که آمریکا آنها را "میانه‌رو" می‌خواند، از جناح‌های مختلفی انتقاد برانگیخته است.

هم کسانی که برای دولت اوباما کار کرده‌‌اند و هم کسانی که نظاره‌‌گر تصمیم‌‌ها و اقدام‌‌ها (یا اقدام‌‌نکردن‌‌هایش( بوده‌‌اند، می‌‌گویند نمی‌‌توان بی‌‌میلی او به مداخله متفاوت در سوریه را بدون نگاه به ترجیح‌‌هایش درک کرد.

وعده پایان جنگ در عراق و افغانستان، از شعارهای انتخاباتی باراک اوباما بود؛ هرچند در نهایت تلاش‌اش برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق، با نوعی قهر بین بغداد و واشنگتن به اجرا رسید.

مایکل اوهانلون، پژوهش‌گر ارشد سیاست خارجی در موسسه مطالعاتی بروکینگز، می‌‌گوید هرچند آقای اوباما به درخواست نظام سیاسی عراق از آن کشور عقب‌نشینی کرد ولی باید بیشتر تلاش می‌کرد که آن‌‌جا بماند."

'جنگ‌‌های پنهانِ' رئیس‌‌جمهور منتقد جنگ

بعد از هشت سال ریاست‌‌جمهوری باراک اوباما، تحلیل‌‌گرانی هستند از جمله مایکل اوهانلون که می‌‌گویند این رئیس‌‌جمهوری چهل و چهارم آمریکا "آن‌‌قدرها هم ضد جنگ نبود": "اوباما کسی بود که تعداد نیروهای رزمی آمریکا در افغانستان را سه‌برابر کرد؛ ده برابر رئیس‌جمهور قبلی حمله‌های پهپادی کرد؛ و البته اجازه حمله به مقر بن‌لادن را هم صادر کرد."

به‌خصوص با اوج‌گرفتن تهدیدهایی که آمریکا از جانب افراط‌گرایان اسلامی در نقاط مختلف دنیا می‌دید، آقای اوباما به حمله‌‌های پهپادی متوسل شد؛ ابزاری کمتر پیدا و از دید خودش موثرتر برای حذف تهدیدها.

ناظران می‌گویند با دستورها و مجوزهای باراک اوباما، بیش از هر دوره دیگری، نیروهای نظامی آمریکا در خارج از جنگ رسمی آدم کشته‌اند.

کای برد، تاریخ‌نگار و نویسنده زندگی‌نامه چهره‌های سیاسی، می‌‌گوید این‌‌جا باراک اوباما از یک "خط قرمز" رد شده است: "رویه‌ای برای استفاده نظامی از پهپادها باقی گذاشت که در آینده گریبان خود ما را می‌گیرد. و می بینید که خودش هم متوجه است. او یک حقوق‌‌دان است که خوب به قانون اساسی تسلط دارد. همین اواخر تلاش کرد محدودیت‌هایی برای استفاده نظامی از پهپادها وضع کند. ولی این به‌هرحال دیگر میراثی از اوباما شده است."

حق نشر عکس Getty Images
Image caption نهادهای بین‌المللی می‌گویند حمله‌های نیروهای آمریکایی با پهپادهای نظامی جان چند هزار غیرنظامی را گرفته است. 'جنگ پنهان' که به اعتراض‌ها در کشورهایی که هدف این حمله‌ها بودند و همین‌طور در خود آمریکا منجر شد.

یکی از تمرکزگاه‌های این حمله‌های پهپادی، یمن، بعدتر کانون بمباران ائتلافی به رهبری عربستان هم شد.

همکاری آمریکا با این ائتلاف به انتقادهای داخلی و بین‌المللی از او دامن زد. برخی در کنگره، آمریکا را شریک خون‌ریزی‌ها خواندند و سازمان ملل هم صدایش به اعتراض بلند شد.

آن‌‌قدر که گزارش آمد وکلای دولت آمریکا به مقام‌‌های ارشد هشدار داده اند که دولت ایالات متحده ممکن است در چارچوب قوانین بین‌المللی به شرکت در جنایت جنگی متهم شود.

آرین طباطبایی، استادیار مطالعات امنیتی در دانشگاه جورج‌تاون واشنگتن، می‌‌گوید بخشی از این هم‌‌راهی آمریکا با بمباران یمن، بهایی بوده که واشنگتن برای هم‌‌راه‌‌نگه‌‌داشتن کشورهای عربی خلیج فارس داده است: "این مداخله را باید با توجه به توافق هسته‌‌ای ایران و همین‌‌طور وضعیت سوریه بررسی کرد. دو تصمیم دولت اوباما در حوزه سیاست خارجی که با انتقاد برخی کشورهای عمده عربی روبه‌‌رو بوده است."

به‌صف‌کردن هم‌پیمان‌ها

آمریکا و اروپای غربی در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، هم‌پیمان‌های نزدیکی باقی مانده‌اند؛ که از جمله در پیمان نظامی آتلانتیک شمالی، ناتو، این اتحاد پیداست.

اما در سال‌های ریاست‌جمهوری باراک اوباما، دولت او توانست در مواردی هم‌پیمانان اروپایی‌اش را بیش از پیش پشت سر خود به صف کند. این سیاست به‌خصوص در اجرای تحریم‌ها علیه ایران خود را نشان داد که دامنه‌اش به آسیای شرقی و شبه‌قاره هند هم رسید.

Image caption کای برد، نویسنده زندگی‌نامه چهره‌های سیاسی، می‌گوید باراک اوباما با حمله‌های پهپادی از یک 'خط قرمز' گذشت.

تا جایی که ویلیام دنورس، پژوهش‌گر ارشد در موسسه مطالعاتی "پیش‌رفت آمریکا"، همین را یکی از دست‌آوردهای بزرگ باراک اوباما در سیاست خارجی می‌داند: "نوع رابطه ایالات متحده با متحدانش در اروپا به‌خصوص در دوره وزارت خارجه هیلاری کلینتون خود را نشان داد. این هم‌پیمانی در مبارزه آمریکا با تروریسم هم تفاوت عمده‌ای ایجاد کرد؛ هرچند که البته تروریسم را به طور کامل شکست نداد."

آقای دنورس رابطه آمریکا با چین در دوره آقای اوباما را هم رابطه‌ای سازنده می‌داند؛ به گفته او، "سازنده‌تر از دوره‌های گذشته".

دورِ تند

باراک اوباما در یک سال آخر ریاستش، تحولاتی که در سیاست خارجی در پی آن بود، روی دور تند انداخت. از جمله بعد از نیم قرن خصومت به کوبا سفر کرد و گشایشی در روابط دو همسایه فراهم شد.

همین‌‌طور، در آخرین روزهای دولتش رویه چندین‌ساله دولت آمریکا را برای این یک بار کنار گذاشت و با وتو نکردن، راه داد که یک قطع‌نامه انتقاد از اسرائیل در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شود.

در سال‌هایی که قدرت رقیب آمریکا، روسیه، بر نفوذش در اروپا افزود، دولت باراک اوباما قدم‌های تاریخی دیگری هم برداشت.

از توافق هسته‌ای ایران در پی یک ماراتون دو ساله دیپلماتیک، تا توافق زیست‌محیطی پاریس را هم از کام‌یابی‌های دیپلماتیکش می‌داند. نمونه‌ای برای آن‌چه باراک اوباما، به "استفاده خیر از قدرت آمریکا" تبلیغ می‌کرد.

مطالب مرتبط