از اتا تا استکهلم؛ آیا اروپا در اوج تهدیدهای تروریستی است؟

صحنه‌ای از یک حمله تروریستی در دهه 1970 میلادی حق نشر عکس AFP
Image caption دهه ۱۹۷۰ میلادی دوران خبرساز گروه‌های "تروریستی" اروپا بود

در یک دهه اخیر، مهاجمان جهادی‌ها توجه‌شان را روی آسیب پذیری شهروندان در شهرهای اروپای غربی متمرکز کرده‌اند. اگر زندگی روزمره برای بسیاری از شهروندان بازی با خطر شده، احتمال آنکه واقعا یک شهروند کشورهای غرب اروپا، قربانی چنین حمله‌ای شود چقدر است؟ و آیا این احتمال در سال‌های اخیر، بیشتر شده یا کمتر؟

حمله‌های تروریستی در اروپای غربی، بدون تردید مرگبارتر شده است.

از زمان جنگ جهانی دوم تا به حال، سه مورد از مرگبار ترین حمله‌هایی که روی زمین اتفاق افتاده، در ۱۶ سال اخیر بوده است. (منظور از روی زمین این است که مثلا بمبگذاری در هواپیما مثل حمله لاکربی را در نظر نگیریم):

  • بمبگذاری در قطار مادرید، اسفند ۱۳۸۲، تعداد کشته‌ها ۱۹۱ نفر، زخمی‌ها بیش از دوهزار نفر
  • رشته حمله‌های پاریس، آبان ۱۳۹۴، کشته‌ها ۱۳۰ نفر، زخمی‌ها ۳۶۰ نفر
  • حمله نیس (زیرگرفتن شهروندان با کامیون در فرانسه)، تیر ۱۳۹۵، کشته‌ها ۸۶ نفر، زخمی‌ها ۴۶۰ نفر

تا سال ۱۳۷۸ (۲۰۰۰ میلادی)، روال معمول حمله‌های تروریستی، تعداد زیاد حمله‌ها با تلفات پایین بود.

اتا (سرزمین باسک و آزادی)- گروه مسلح جدایی طلب مارکسیستی در اسپانیا و فرانسه - که حالا دارد سلاح‌ها را زمین می‌گذارد، طی ۴۰ سال فعالیتش، بیش از ۸۰۰ نفر را در ۳۳۰۰ حمله کشته است. یعنی به طور میانگین تلفات یک کشته در هر چهار حمله.

اما اواخر دهه ۱۳۶۰ (یا ۱۹۹۰ میلادی) با وجود اینکه شمار حمله‌های پر تلفات افزایش یافته است، شمار قربانیان حمله‌های تروریستی در مجموع کاهش چشمگیری داشته است.

در اواخر دهه ۱۳۴۰ تا اواخر دهه ۱۳۵۰ (دهه‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰) متوسط تعداد کشته‌شدگان حمله‌های ترویستی ۱۵۰ نفر در سال بوده است. از اواخر دهه ۱۳۶۰ (۱۹۹۰) تا به حال، متوسط تعداد کشته‌شدگان به سالی ۵۰ نفر رسیده است. با توجه به اینکه حمله‌های پاریس و بروکسل باعث افزایش شدید تعداد کشته‌شگان در دو سال اخیر شده و میانگین را بالابرده است.

حق نشر عکس AFP
Image caption تشدید تدابیر امنیتی در پاریس بعد از حمله‌های تروریستی دو سال پیش

درباره تعریف "تروریسم" اتفاق نظر وجود ندارد. سایت مرکز داده‌های تررویسم جهانی، که آمار و اطلاعات همه حمله‌های انجام شده در جهان را ثبت می‌کند، برای آنکه حمله‌ای را "تروریستی" بخواند سه معیار دارد، که حمله باید:

  • دارای انگیزه‌های سیاسی، اجتماعی یا دینی باشد
  • طوری طراحی شده ‌باشد که پیامش نه فقط برای قربانیان، بلکه برای گستره وسیع‌تری از مخاطبان باشد
  • طبق معیارهای شناخته شده جهانی، خارج از چارچوب یک اقدام جنگی (نظامی) قرار بگیرد

اینکه معیارهای بالا، در مورد همه حمله‌های انجام شده در سال‌های اخیر صدق می‌کنند یا خیر، مسئله‌ای بحث برانگیز است. اما آمارها به روشنی نشان می‌دهند که احتمال کشته شدن شهروندان اروپایی توسط مهاجمان مسلح، در چهار دهه اخیر به شکل چشمگیری کم شده است.

بریتانیا در دوره ناآرامی‌های ایرلند شمالی، تبدیل به کشوری خطرناک شده بود. شانس کشته شدن شهروندان این کشور در حمله‌های ترویستی یک در ۲۵ هزار بود. در فرانسه‌ دو سال پیش، که سالی خونینی در تاریخ معاصر این کشور بود، این احتمال، یک در ۴۰۰ هزار بود.

در سال ۱۳۸۰ (۲۰۰۱ میلادی) سال وقوع رشته حمله‌های یازدهم سپتامبر در آمریکا، احتمال کشته شدن شهروندان این کشور در حمله تروریستی یک در ۱۰۰ هزار بود.

این آمار البته همه داستان را نمی‌گوید. بین تروریست‌های امروز و تروریست‌های دهه‌های قبل، تفاوت‌های چشمگیری وجود دارد.

در سال‌های آخر دهه ۱۳۴۰ و اوایل ۱۳۵۰ (دهه ۱۹۷۰ میلادی) انگیزه‌های مهاجمان شبهه نظامی جهان‌بینی آنها بود. دیدگاه‌های غالبا رادیکال مارکسیستی. آنها روی هدف‌های مهم که نمادهای سرمایه‌داری بودند تمرکز می‌کردند.

گروه‌های اصلی فعال در اروپا، مانند اتا در اسپانیا و فرانسه، گروه دایرکت اکشن در فرانسه، فراکسیون ارتش سرخ (بادر ماینهوف) در آلمان یا بریگارد سرخ در ایتالیا، با شوروی روابطی داشتند یا آنکه مستقیم تحت حمایت مسکو بودند.

هیچکدام از این خصوصیت‌ها در جهان امروز صدق نمی‌کنند. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که گروه‌های جهادی‌، از راه کشتار برای رسیدن به رهبری جنگی مقدس رقابت می‌کنند.

اما اگر تنها به اعداد نگاه کنیم، تهدید‌هایی که امروز اروپایی‌ها را تهدید می‌کند، از آنچه والدینشان تجربه کرده‌اند بیشتر نیست.

موضوعات مرتبط