هلموت کهل؛ نقش صدراعظم سابق آلمان در حل مشکلات ایران و غرب

هلموت کهل حق نشر عکس Reuters
Image caption هلموت کهل، دو روز پیش (۱۶ ژوئن) در سن ۸۷ سالگی درگذشت

نقش هلموت کهل، صدر اعظم سابق المان در تاریخ وحدت اروپا و اتحاد کشورش ماندنی است.

درزمان آقای کهل بزرگترین تلاش‌ها در راه پیشبرد اهداف اتحادیه اروپا و سرانجام یکپارچه شدن دو آلمان صورت گرفت با مرگ او، رسانه‌ها و دولتمردان اروپایی تاریخ چهل سال اخیر اروپا را مرور کردند.

صدر اعظم سابق آلمان در حفظ مناسبات ایران با آلمان و اروپا هم نقشی موثر داشته است.

آقای کهل دو روز پیش (۱۶ ژوئن) در سن ۸۷ سالگی درگذشت.

با اعلام خبر مرگ او برای رسانه‌ها ، دولتمردان و بسیاری از مردم اروپا و بویژه آلمان خاطرات یک دوره پر تحول و در مواردی پر آشوب تاریخ بعد از جنگ دوم جهانی زنده شد؛ بگونه‌ای که بسیاری از مطبوعات اروپا صفحاتی را به شرح این دوره اختصاص دادند‌.

برای ایرانی‌ها وکسانی که به مطالعه حوادث بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران علاقه دارند، شاید جالب باشد بدانند که طی ۱۶ سال صدر اعظمی آقای کهل چگونه آلمان بر خلاف متحدان بزرگ غربی خود از نظام تازه ایران بطور عملی و علنی حمایت کرد و با باز کردن بحثی بنام " دیالوگ انتقادی " رابطه آلمان را با طرف تجاری بزرگ خود ایران حفظ کرده و از این راه مناسبات دنیای غرب را که با ایران انقلابی هر روز تیره تر می‌شد، از نو پی ریزی کرد.

حق نشر عکس EPA
Image caption آنگلا مرکل، صدراعظم فعلی آلمان در دوران صدراعظمی هلموت کهل و در سال ۱۹۹۱ وارد دولت آلمان شد

هلموت کهل ، درسال ۱۹۸۲ در حالیکه انقلاب ایران وارد سومین سال خود شده و در جنگ با عراق درگیر تامین حداقل نیازهای کشور بود صدر اعظم آلمان شد وبرخلاف نگرانی و تصوراتی که وجود داشت سیاست حمایتی هانس گنشر، وزیر خارجه ائتلاف سوسیال دمکرات و دمکرات های آزاد را در مورد ایران تائید کرد و حتی آن را گسترش داد.

هانس گنشر که در دولت هلموت شمید، صدر اعظم سوسیال دمکرات هم وزیر خارجه بود در کابینه هلموت کهل صدر اعظم دمکرات مسیحی که از ائتلاف محافظه کاران و لیبرال‌ها تشکیل شده بود باز هم بعنوان وزیر خارجه نقش مهمی را در تنظیم سیاست خارجی آلمان بازی می‌کرد.

آقای گنشر همواره از مخالفان جدی شاه بود تا حدی که وقتی برای شرکت در جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی دعوت شده بود علنا گفت که " از شاه متنفر است و در جشن های یک دیکتاتور شرکت نخواهد کرد" و تا زمانی که شاه حاکم ا ست اصولا به ایران نخواهد رفت.

به هر حال بجای آقای گنشر، فن هاسل رئیس وقت پارلمان آلمان در راس هیاتی بعنوان نماینده آلمان در آن جشن شرکت کرد.

وقتی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد، آقای گنشر خیلی زود هلموت کهل، صدر اعظم را قانع کرد که دولت آلمان باید از مخالفت و انتقادها علیه حکومت اسلامی پرهیز کرده و برعکس در تحکیم روابط تازه غرب با ایران ابتکار عمل را در دست بگیرد.

گنشر خود بعنوان نخستین وزیر خارجه یک کشور مهم غربی به ایران رفت و این دید و بازدیدها تحت عنوان "دیالوگ انتقادی" ادامه یافت و همه سطوح روابط را از جمله مسائل فرهنگی در بر گرفت.

به این معنی که اگر به‌خاطر حقوق زن یا در سطحی وسیع‌تر حقوق بشر، ایران مورد اعتراض و حملات شدید محافل مدنی و یا دولت‌ها قرار می‌گرفت، آلمان سعی می کرد تا این این مشکلات را از روال عادی خارج کند و در چارچوب برنامه‌ریزی شده و قابل کنترل "دیالوگ انتقادی" قرار دهد؛ نوعی گفتگو که در اصل از سوی دولت‌ها هدایت می‌شد و بعد از کلی سرو صداها نهایتا منظور ایران تامین می‌شد.

حق نشر عکس AFP
Image caption هلموت کهل، صدر اعظم پیشین آلمان و رونالد ریگان، رئیس جمهور سابق آمریکا (۱۹۸۱-۱۹۸۹ میلادی)

این جریان "دیالوگ انتقادی" با ایران که طراح اصلی آن آقای گنشر بود در تاریخ روابط بین الملل یک فصل بسیار قابل توجه است.

ایرانی ها خیلی زود به اهمیت نقش آلمان در ترتیب این صحنه‌ها و حل مشکلات با غرب پی بردند؛ یک مورد قابل توجه نقش حسن روحانی رئیس جمهوری کنونی بود.

آقای روحانی، نایب رئیس وقت مجلس ایران بارها و در مراحل حساس به آلمان سفر کرده بود.

عده‌ای متوجه این نکته شده بودند که حسن روحانی با اینکه سمت‌های بالای دولتی را در اختیار نداشت؛ ولی هر بار بوسیله آقای کهل، صدر اعظم آلمان اعظم به گرمی مورد استقبال قرار می‌گرفت واین نشان می‌داد که آقای روحانی همواره حامل پیام های مهمی از جانب حاکمیت در ایران است که بدون رعایت پروتکل معمول تا این حد مورد استقبال شخص صدر اعظم قرار می گیرد.

البته بیان اهمیت و جزئیاتی از این دیدارها نیاز به فرصت و مناسبت جداگانه‌ای دارد ولی بنظر می‌رسد که آقای روحانی وسیله ایجاد و تحکیم نوعی روابط خاص میان آقای کهل و آقای رفسنجانی شده بود که در حل بعضی مشکلات میان ایران و غرب و از جمله آمریکا هم تاثیر داشت.

من در جریان اسنادی قرار گرفتم که نشان می‌دهد ایران از طریق آقای کهل حتی در مواردی تهدید کرده بود که اگر منظورش برآورده نشود بحران‌ها و خطراتی در اروپا بوجود خواهد آمد که پیامد آن گران خواهد بود.