مرکل ۴ سال دوام می‌آورد؟

حق نشر عکس Getty Images

آنگلا مرکل برای بار چهارم صدراعظم آلمان شد. او در ۴ سال آینده با وظایف و چالش‌های داخلی و بین‌المللی متفاوتی از گذشته روبروست و تدوام صدارتش لزوما قطعی تلقی نمی‌شود.

با صدراعظمی خانم مرکل، سردرگمی و ابهام سیاسی بی‌سابقه‌ای که در پی انتخابات پارلمانی ۶ ماه پیش در آلمان پیش آمد پایان یافت.

نگرانی از قدرت‌گیری بیشتر راست پوپولیست که برای اولین بار به گونه‌ای قدرتمند به پارلمان آلمان راه یافته سبب شد که دو حزب عمده کشور یعنی اتحادیه مسیحی خانم مرکل و حزب سوسیال دموکرات نهایتا به ادامه ائتلاف قبلی رضایت دهند. آلترناتیو یا یک دولت اقلیت بود یا انتخابات مجدد که هیچ‌کدام نمی‌توانستند برای احزاب یادشده یا برای ممانعت از قدرت‌گیری راست پوپولیست مفید باشند.

اما خود کیفیت رایی که برای صدراعظمی به مرکل داده شد هم ضعیف بود و نشانه‌ای از یک دوره متفاوت و دشوارتر برای او. مجموعا ۳۵ نماینده از دو حزب شریک در ائتلاف از دادن رای به مرکل خودداری کردند. او به این ترتیب حائز ۳۶۴ رای شد که تنها ۹ رای از حد نصاب ۳۵۵ رای بالاتر است. در دور قبلی، یعنی در سال ۲۰۱۳ او در کسب رای اعتماد برای صدراعظمی ۱۴۶ رای بیشتر از حد نصاب آورد.

ائتلافی که مثل گذشته نیست

حق نشر عکس AFP
Image caption مرکل این بار با ائتلافی سرکار دارد که گرچه حزبش همچنان محور اصلی‌ آن را می‌سازد، اما سوسیال دموکرات‌ها تقریبا با اکراه وارد ائتلاف شده‌اند

مرکل این بار با ائتلافی سرکار دارد که گرچه حزبش همچنان محور اصلی‌ آن را می‌سازد، اما سوسیال دموکرات‌هایی که تقریبا با اکراه وارد ائتلاف شده‌اند آن شریک راحت دوران قبل نیستند.

آنها ریزش بخش بزرگی از آرای خود را ناشی از شرکت در ائتلاف‌ قبلی می‌دانند که بخش عمده کارنامه مثبت دولت به حساب مرکل و حزبش نوشته شد و سر سوسیال‌دموکرات‌ها بی‌کلاه ماند. آنها اصولا شرکت در ائتلاف بزرگ به عنوان شریک کوچک را مایه بی‌رنگ شدن سیما و شاخص‌های خود تلقی می‌کنند. و حالا که دوباره زیر فشار الزامات ملی وسیاسی و برای ممانعت از قدرت‌گیری راست پوپولیست به نسخه جدیدی از همان ائتلاف تن داده‌اند تمام سعی و تلاششان این است که مهر خود را بر تصمیمات اساسی و مردم‌پسند این دولت بزنند و آنها را به اسم خود تمام کنند.

این در حالی است که چه در خود حزب خانم مرکل و چه در حزب خواهر نزدیک به آن در ایالت بایرن ، یعنی حزب سوسیال مسیحی (شریک سوم ائتلاف) بخشی از قدرت‌گیری پوپولیست‌ها ورای تصمیم مرکل به بازکردن مرزهای آلمان در سال ۲۰۱۵ در برابر سیل پناهجویان، به کم‌رنگ‌شدن شاخصه‌های محافظه‌کارانه این احزاب نیز نسبت داده می‌شود.

از این رو، مرکل از سوی بخشی از بدنه حزب خود و به خصوص از سوی حزب خواهر زیر فشار است که علاوه بر سفت و سخت‌کردن شرایط ورود پناهجویان بیشتر، رویکردها و سیاست‌های دولت را هم طوری سمت و سو دهد که واجد ارزش‌های محافظه‌کارانه و سنتی حزب باشند و بخش محافظه‌کار جامعه به جای روکردن به پوپولیست‌ها دوباره احزاب مسیحی محافظه‌کار را ماوای خود بیابد.

چنین رویکردهایی با مقاومت سوسیال‌ دموکرات‌ها روبرو خواهد شد. این که رویکرد پراگماتیستی مرکل بتواند مثل سابق کارایی داشته باشد و میان این فشارها و مطالبات متناقض پل بزند سوال بزرگی است که آینده و تداوم ائتلاف تا حد زیادی به آن بستگی خواهد داشت.

در عرصه داخلی ائتلاف از یک سو با یک وضعیت اقتصادی روبروست که به لحاظ سطح اشتغال و موازنه مثبت تجاری برای بسیاری از کشورهای اروپایی یک رویاست، هر چند که منتقدان، کاهش فاحش بیکاری را به گسترش کارهای نیمه‌وقت و پاره‌وقت و فاقد تامین اجتماعی و نیز به نازل‌بودن سطح دستمزدها لازم ربط می‌دهند.

کشورهای جنوب اروپا و حتی فرانسه نیز تقصیر بحران مالی و اقتصادی خود را به گردن همین ویژگی‌های اقتصاد آلمان می‌اندازند. استدلال این است که سطح پایین‌تر دستمزدها، پایین‌بودن نسبی قدرت خرید و کشش کم بازار داخلی آلمان عملا اقتصاد کشورهای همسایه را که واردکننده کالا از آلمان هستند از صدور متقابل و متوازن کالا به این کشور بازمی‌دارد.

حق نشر عکس EPA
Image caption مرکل در ۱۲ سال زمامداری‌اش به عنوان استاد خونسردی و حل پراگماتیک مسائل شناخته شده است

حالا از آمریکا هم ندای مشابهی بلند شده و ترامپ در کنار اعمال تعرفه‌های گمرکی بالا بر تولیدات فولاد و آلومینیوم تهدید کرده است که بر صنایع خودروسازی آلمان هم محدودیت‌های مشابه‌ای اعمال خواهد کرد. در مجموعه مناسبات دو طرف که روزگاری هسته‌ اصلی مناسبات اقتصادی، نظامی و سیاسی آلمان را شکل می‌داد با دولت جدید ترامپ با علامت سوالی بزرگ روبرو شده است. بر چنین متن و فضایی مسئله حفظ یا عدم حفظ برجام نیز به معضلی در مناسبات برلین و واشنگتن بدل شده است.

مناسبات متوازن با روسیه نیز کار آسانی نخواهد بود. تدوام بحران اوکراین عادی‌کردن مناسبات با این کشور و برداشتن تحریم‌ها علیه آن را که خواست اقتصاد آلمان است با مشکل مواجه می‌کند. در عین حال مناسبات تنگاتنگ انرژی میان آلمان و روسیه در مورد ایجاد یک خط لوله گاز دیگر از کف دریای شمال به موضوعی برای اختلاف میان برلین از یک سو و کشورهای شرق اروپا و واشنگتن از سوی دیگر، بدل شده است. آمریکا با صدور گاز مایع خود در صدد است که مانع گسترش حضور گازی روسیه در اروپا شود، در حالی که آلمان به مناسبات تنگاتنگ‌تر با روسیه در زمینه انرژی فکر می‌کند.

اروپایی که از ماستریخت گریزان است

ائتلاف جدید در آلمان با اروپایی روبروست که دیگر به سختی حاضر به ادامه سیاست‌های ریاضتی تعیین‌شده در قرارداد ماستریخت است. آلمان در ده سال گذشته راه برون‌رفت از بحران مالی و اقتصادی را تمکین کشورهای بحران‌زده اروپا (یونان، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال، و ...) به این سیاست‌های ریاضتی و بستن سفت‌تر کمربندها دانسته است و همه را به رعایت آن مقید کرده است.

ولی امانوئل مکرون در فرانسه حالا ماه‌هاست که منتظر تشکیل دولت جدید در آلمان است تا اصلاحاتی را در اتحادیه اروپا به سوی سیاست‌های اقتصادی انبساطی در دستور کار قرار دهد. پیروزی پوپولیست‌های بدبین به اروپا در ایتالیا هم کار را برای ادامه سیاست‌های انقباضی در حوزه یورو دشوارتر می‌کند. در توافقات ائتلاف آلمان در این زمینه‌ها به دلیل اختلافات طرفین فرمولبندی‌ها ژله‌ای‌تر از آن است که خود منشا اختلاف نشود و به راحتی بتوان از آن موضع آلمان را احراز کرد.

به لحاظ دفاعی نیز رویکردهای دولت جدید آمریکا عملا اروپا را در ایجاد ظرفیت‌های نظامی مستقل و خاص خود که لزوما با ناتو مشترک نباشند جسورتر و پیگیرتر کرده است.

این در حالی است که بخشی از کشورهای شرق اروپا همچنان نزدیکی و اتحاد نظامی با آمریکا را اولویت می‌دهند و لزوما با سیاست‌های جدید بروکسل و آلمان و فرانسه همگام نیستند. آلمان تا کنون به فشار آمریکا به اختصاص دو درصد تولید ناخالص ملی خود به امور دفاعی و نظامی تمکین نکرده است. استدلال برلین این است که ظرفیت‌های نظامی آلمان چنین هزینه‌ای را نمی‌طلبد، ضمن این که کمک به برقراری صلح و امنیت در جهان با هزینه‌ در زمینه توسعه مناطق عقب‌مانده و بحران‌زده قابل انجام است که آلمان در این زمینه سهمی گسترده ادا می‌کند.

حق نشر عکس Getty Images

مسئله پناهجو‌پذیری در اروپا و مهار حرکت پناهجویان از مسیر دریای مدیترانه نیز چه در سطح داخلی و چه در سطح اروپایی همچنان یک معضل برای آلمان باقی خواهد ماند. سقف ۱۸۰ هزار نفر در سال که در توافق ائتلاف برای پذیرش پناهجو تعیین شده بستگی به این خواهد داشت که حرکت پناهجویان در دریای مدیترانه کنترل و مهار شود، دوباره کشورهایی مانند ایتالیا و یونان زیر فشار پناهجویان ورودی با مشکلات عدیده روبرو نشوند و سیاست امتناع کشورهای اروپای شرقی در پذیرش پناهجو هم دستخوش تغییر شود.

شرطی که نمی‌توان بست

در خود کشور نیز بخشی از توافقات ائتلاف برای گسترش امکانات رفاهی و گسترش زیرساخت‌ها، از جمله در زمینه مدارس و کودکستان و بیمارستان و راه‌ها یا کمک به خانه‌سازی مردم است.

بیرون‌آوردن آلمان از عقب‌ماندگی نسبی در عرصه دیجیتال، دسترسی همه جامعه به اینترنت پرسرعت و گسترش دولت الکترونیکی نیز از وظایف مهم ائتلاف عنوان شده است.

حق نشر عکس AFP

ائتلاف در زمینه‌های چرخش بیشتر به سوی انرژی‌های پاک، سیاست‌های دفاعی، کم و کیف تامین بهداشت مردم و به خصوص سقف و مرز پناهجوپذیری هم توافقاتی کرده که در عرصه عمل بدون اصطکاک پیش نخواهد رفت، به خصوص که پای انتخابات‌ محلی هم در میان بیاید و احزاب حاضر در ائتلاف بخواهند با موضع‌گیری‌های خود در این زمینه‌ها به شکار رای در عرصه محلی بروند.

در مجموع ضعفی که صدراعظم در جریان کسب رای اعتماد تجربه کرد، به علاوه معادلات و مطالبات نسبتا متفاوت‌شده در درون خود ائتلاف و تفاوت‌هایی که گستره بین‌المللی و اروپایی به خود دیده دولت جدید آلمان را با وظایف و کارکردی دشوار روبرو می‌کند.

مرکل در ۱۲ سال زمامداری‌اش به عنوان استاد خونسردی و حل پراگماتیک مسائل شناخته شده است. وضعیت دشوار او به علاوه متنوع‌شدن وظایف و چالش‌ها این سوال را موضوعیت می‌دهد که آیا او همه ۴ سال را دوام خواهد آورد یا نه.

ورای شیوه مدیریت و زمامداری او، عاملی که تا کنون تداوم زمامداری مرکل را تضمین کرده فقدان رقیب جدی در درون خود حزبش بوده است. حالا هم کارآیی مدیریت یادشده در برابر چالش‌های جدید و هم امکان بیشتر برای برآمد رقیبانی تازه‌نفس مواردی هستند که شاید زمامداری مرکل را به چالش بکشند و این دوره او لزوما به ۴ سال نکشد. با این همه، منتقدان مرکل چه در دورن حزبش و چه در درون مخالفان، هنوز در تاکید بر رقم‌خوردن چنین سرنوشتی محتاطند.