سال شورش و شکست؛ ۵۰ سال پس از ۱۹۶۸

پلیس و گاز اشک آور در پاریس حق نشر عکس Getty Images

پنجاه سال پیش در چنین روزی، در فرانسه انقلاب نشد.

پس از یک ماه اعتراضات گسترده و اعتصابات سراسری، ژنرال شارل دوگل که انگار چند ساعتی به آلمان غربی گریخته بود، بازگشت و در سخنرانی رادیویی اعلام کرد که از ریاست جمهوری فرانسه استعفا نمی‌دهد.

ارتش فرانسه خود را برای مقابله با یک انقلاب تمام عیار و حتی جنگ برای پس گرفتن پاریس در صورت تسخیر ساختمان‌های دولتی به دست معترضان آماده کرده بود.

فرمانده نیروهای مسلح در بادن بادن آلمان به ژنرال دوگل اطمینان خاطر داده بود که او پشتیبانی ارتش را دارد.

رییس جمهور فرانسه مجلس را منحل کرد و به کارگران دستور داد اعتصاب را خاتمه دهند، وگرنه وضعیت اضطراری برقرار خواهد شد.

به این ترتیب درست همان روزی که نیم میلیون نفر در خیابان‌های پاریس به خیال خود با شعار "دوگل به سلامت!" پایان ماجرا را اعلام کردند، نظام سیاسی حاکم بر فرانسه خطر انقلاب را از سر گذراند و خود را تثبیت کرد.

شورش: واقع‌بین باش و ناممکن را بخواه

در سال ۱۹۶۸ کشورهای بسیاری صحنه اعتراض‌های مردمی گسترده و کم سابقه بودند. جنبش حقوق مدنی سیاهان در آمریکا، موج جدیدی از مبارزه برای حقوق زنان، جنبش ضدجنگ، جنبش طرفداران محیط‌زیست و اعتراضات گسترده ضد نظام‌های سیاسی کشورهای مختلف در این سال پا گرفتند و به اوج رسیدند.

پنجاهمین سالگرد مه ۶۸

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تامی اسمیت و جان کارلوس هنگام پخش سرود ملی آمریکا در المپیک ۱۹۶۸ مکزیک مشت خود را به نشانه اعتراض به تبعیض علیه سیاهپوستان بالا می‌برند

اغلب این جنبش‌های اعتراضی رهبر و تشکیلات واحد، یک هدف سیاسی مشخص مشترک، یا خط فکری یکسانی نداشتند، اما اصول، روش‌ها، ویژگی‌ها و شکل بروزشان مشابه بود.

معترضان ۶۸ "ضدسیستم"، یعنی علیه وضعیت موجود و نظم حاکم بودند و بسیاری از آنها خود را "انقلابی" می‌دانستند.

مخالفت بنیادی آنها با وضع موجود تنها به مخالفت با جریان‌های حاکم یا حتی کلیت نظام سیاسی خلاصه نمی‌شد، بلکه آنها از ساختارهای کلان اقتصادی و امور بین الملل گرفته تا جنبه‌های شخصی زندگی روزمره همچون روابط جنسی انتقاد می‌کردند، به دنبال رهایی از روندهای غالب بودند و رویای شکل جدیدی از جامعه را در سر داشتند. جامعه‌ای آزاد از هر شکل تبعیض، سرکوب و سلطه که در آن آزادی‌های سیاسی و مدنی به طور حداکثری متحقق شود و شهروندان فارغ از طبقه، نژاد و جنسیت با یکدیگر برابر باشند.

Image caption تظاهرات ضدجنگ ویتنام در لندن

البته که آزادی و برابری، به معنایی که امروزه می‌فهمیم، دست کم از قرن هجدهم و انقلاب فرانسه به بعد پای ثابت شعارهای سیاسی بوده‌اند، اما تحول جدید در این دوره، پیوند دادن اشکال مختلف سلطه و سرکوب و در نتیجه همبستگی برای پیوند دادن اشکال مختلف مقاومت بود.

چنان که یکی از شعارهای ۶۸ می‌گفت: "رهایی انسان همه‌جانبه خواهد بود، یا اینکه هیچ رهایی در کار نیست." بر همین مبنا بود که جنبش دانشجویی در آن دوره تاکید فراوانی بر اتحاد با جنبش کارگری و جنبش‌های ضداستعماری کشورهای دیگر داشت.

معترضان ۶۸ ضداقتدارگرایی و نهادهای اعمال اقتدار دولت همچون پلیس بودند و برخی گرایش‌‌های آنارشیستی داشتند.

آنها ضدسرمایه‌داری، ضدنژادپرستی، ضدامپریالیسم و مخالف "سازش" با سیستم بودند.

یک ویژگی عمده اعتراضات ۶۸ این بود که با وجود چپگرایانه بودن خواسته‌ها و نقدها، بسیاری از معترضان به جریان‌های چپ تثبیت‌شده، یعنی احزاب سوسیال دموکرات و غیرانقلابی از یک سو و احزاب کمونیست طرفدار شوروی از سوی دیگر، بدبین بودند و به جای آنها از امثال چه‌گوارا، هوشی مین و مائو الگو می‌گرفتند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption دانشجویان با تصرف سوربن تصاویر رهبران کمونیست را به دیوار زدند

اختلاف "شصت و هشتی‌ها" و حزب کمونیست فرانسه تا جایی بود که بسیاری معتقدند حزب کمونیست فرانسه به دنبال جلوگیری از وقوع انقلاب بود.

جنبش‌های این مقطع برخلاف جنبش‌های مشابه دوره‌های گذشته، علاوه بر ارزش‌ها و آرمان‌های جمعی، تاکید پررنگی هم بر شکوفایی فردیت و رهایی در جنبه‌های شخصی زندگی داشتند.

به این ترتیب نسل جدیدی از فعالان سیاسی، هنرمندان، فیلسوفان و نظریه‌پردازان علوم اجتماعی متولد شدند که بعد از نیم قرن افکارشان هنوز سهم عمده‌ای در فرهنگ سیاسی جهان دارد.

از سوسیالیسم با چهره انسانی تا مارکسیسم با گرایش گروچو

سال ۱۹۶۸ میلادی با دو شوک بزرگ برای دو ابرقدرت شرق و غرب، یعنی شوروی و آمریکا آغاز شد.

حق نشر عکس AFP
Image caption تلاش شهروندان پراگ برای مقاومت در برابر پیشروی تانک‌های شوروی در شهر

در چکسلواکی، الکساندر دوبچک به قدرت رسید، رهبر کمونیستی که با طرح "سوسیالیسم با چهره انسانی" به دنبال اعطای آزادی‌های سیاسی و مدنی بیشتر و همچنین رفتن از اقتصاد متمرکز به سمت اقتصاد بازار بود.

در ویتنام نیروهای ویت‌کنگ حمله غیرمنتظره وسیعی به نام عملیات عید تت ترتیب دادند که مواضع متعددی، از جمله سفارت آمریکا در سایگون را هدف گرفت.

پیامد این دو شوک ماه ژانویه، مجموعه‌‌ای از اعتراضات دامنه‌دار بود.

در بلوک شرق به جز چکسلواکی، در لهستان و یوگسلاوی هم اعتراضات بی‌سابقه‌ای با خواست آزادی سیاسی برگزار شد.

ضربه عملیات تت هم استراتژی دولت آمریکا در جنگ ویتنام را برای مردم آمریکا زیر سوال برده بود و نیمی از مردم مخالف ادامه جنگ بودند. در چنین موقعیتی جنبش صلح در کشورهای مختلف حول مخالفت با جنگ ویتنام تقویت شد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تظاهرات ضد جنگ ویتنام در مقابل نشست حزب دموکرات در آمریکا

برخی از بزرگترین اعتراض‌ها در آلمان غربی در جریان بود، البته نه فقط در اعتراض به آمریکا و جنگ جاری در ویتنام، که همچنین به بازخواست گذشته آلمان در جنگ جهانی دوم.

برخلاف آلمان شرقی، در آلمان غربی هنوز عده‌ای از قضات، ماموران پلیس و کارمندان دولتی دوران نازی سر کار بودند. وضعیت به ترتیبی بود که حتی رییس جمهور آلمان غربی، هاینریش لوبکه، متهم بود که در طراحی اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها نقش داشته است.

جوانهای معترض به این وضعیت از والدینشان می‌پرسیدند: "موقع جنگ چه کار می‌کردی؟"

از زمانی که پلیس یکی از دانشجویان معترض را هنگام سفر محمدرضا شاه در برلین کشت، آلمان غربی برای ماه‌ها صحنه اعتراض بود، اما در ماه آوریل و با سوءقصد به جان رودی دوچکه، یکی از رهبران جنبش دانشجویی که در روزنامه دست راستی بیلد "دشمن ملت" لقب گرفته بود، اعتراض‌ها شدت گرفت.

جنبش‌های مشابهی در ژاپن، ایتالیا و بریتانیا نیز در جریان بود.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption مقابله پلیس توکیو با دانشجویان معترض به پهلو گرفتن ناو هواپیمابر اتمی آمریکا در یکی از بنادر ژاپن

در ۱۵ مارس روزنامه لوموند در مقاله‌ای نوشته بود چنان کسالتی بر جامعه فرانسه حاکم است که کسی حال اعتراض‌های مشابه دیگر کشورها را ندارد. این برداشت از وضعیت به زودی شدیدا غلط از آب در آمد و جنبشی عظیم فرانسه را هم در بر گرفت.

جنبشی که وضعیت موجود و حتی نقد وضعیت موجود را ریشخند می‌کرد. یکی از دیوارنوشته‌های مه ۶۸ انشعابات مارکسیستی و گروچو مارکس، کمدین آمریکایی را به هم می‌دوخت و می‌گفت: "من مارکسیست هستم، با گرایش گروچو".

وقایع فرانسه؛ سنگر خیابان‌ها را می‌بندد، اما راه‌ها را می‌گشاید

۲۲ مارس ۱۹۶۸: گروهی از دانشجویان ساختمان اداری دانشگاه نانتر را در اعتراض به برخورد با فعالان ضدجنگ اشغال می‌کنند. پلیس به محل دانشگاه می‌رود و پس از چند روز کلاس‌ها تعلیق می‌شود.

۱ مه: روز جهانی کارگر در فضایی تنش‌آلود برگزار می‌شود. شایعه شده که یک گروه دانشجویی دست راستی در صدد حمله به دانشگاه نانتر است.

۲ مه: ساختمان اتحادیه دانشجویی در سوربن آتش می‌گیرد. دانشجویان دست راستی‌ها را مقصر می‌دانند و به دنبال سازماندهی تظاهرات متقابل در برابر تجمع دست راستی‌ها هستند.

۳ مه: رییس دانشگاه نانتر دانشگاه را می‌بندد. رییس دانشگاه سوربن پلیس را به دانشگاه راه می‌دهد و دانشجویان با پرتاب سنگ مقابل ماموران مقاومت می‌کنند. بیش از صد نفر زخمی و صدها نفر بازداشت می‌شوند. سوربن تعطیل می‌شود.

۵ مه: دانشجویان با اشغال ساختمان اداری نانتر یک نشست عمومی برگزار می‌کنند. پلیس نانتر را محاصره می‌کند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption سرکوب خشن معترضان افکار عمومی را با آنها همراه کرد

۶ مه: با فراخوان اتحادیه دانشجویان هزاران نفر به سمت سوربن تحت کنترل پلیس راهپیمایی می‌کنند. دانشجویان در برخورد با ماموران سنگرهایی در خیابان برپا می‌کنند. صدها دانشجو و صدها مامور پلیس زخمی و صدها نفر بازداشت می‌شوند. اعتراضات به دیگر شهرها سرایت می‌کند.

۱۰ مه: دوباره راهپیمایی بزرگی با حضور هزاران نفر برگزار می‌شود که به برخورد با پلیس می‌انجامد. دانشجویان با برپا کردن سنگرها اماکنی را به اشغال خود درمی‌آورند. سرکوب خشن پلیس باعث می‌شود که افکار عمومی به حمایت از دانشجویان معترض جلب شود.

۱۳ مه: اتحادیه‌های کارگری و احزاب چپگرا برای حمایت از دانشجویان فراخوان یک اعتصاب سراسری ۲۴ ساعته را می‌دهند. جمعیتی بین ۸۰۰ هزار تا یک میلیون نفر در پاریس راهپیمایی می‌کنند. با اعلام نخست وزیر سوربن بازگشایی می‌شود و بلافاصله دانشجویان اشغال دائمی دانشگاه را اعلام می‌کنند. سوربن صحنه جلسات عمومی بحث سیاسی می‌شود.

۱۴ مه: ژنرال دوگل برای سفری رسمی راهی رومانی شد.

۱۵ مه: دانشجویان سالن تئاتر ملی را، به عنوان یکی از نمادهای فرهنگ بورژوازی، اشغال می‌کنند و آن را به مرکزی برای جلسات عمومی و تولید آثار فرهنگی انقلابی بدل می‌سازند.

حق نشر عکس AFP
Image caption بعد از نمایش فیلمی از ژان لوک گدار در جشنواره فیلم کن، دست اندرکاران سینمای فرانسه اعلام کردند که در همبستگی با معترضان این جشنواره را نیمه کاره پایان می‌دهند

۱۶ و ۱۷ مه: اشغال کارخانه‌ها به دست کارگران و اعتصاب‌های کارگری وسعت می‌گیرد.

۱۸ مه: صدها هزار نفر از کارگران و کارکنان شرکت‌های خصوصی و بخش دولتی اعتصاب می‌کنند.

۱۹ مه: جشنواره فیلم کن نیمه کاره تعطیل می‌شود.

۲۲ مه: شمار کارگران و کارکنان اعتصابی به هشت میلیون نفر می‌رسد.

حق نشر عکس AFP
Image caption کارگران راه آهن فرانسه در ایستگاهی در پاریس به اعتصابات سراسری پیوسته‌اند

۲۴ مه: ساختمان بورس اوراق بهادار پاریس به آتش کشیده می‌شود. درگیری‌هایی در شهرهای استراسبورگ، بوردو، نانت و لیون رخ می‌دهد. دوگل در نطقی تلویزیونی وعده همه‌پرسی می‌دهد، اما معترضان در شعارهایشان استعفای او را می‌خواهند.

۲۵ تا ۲۷ مه: مذاکراتی بین دولت، اتحادیه‌های کارگری و اتحادیه اصناف انجام می‌شود و نتیجه مذاکرات افزایش تقریبا ۳۰ درصدی حداقل دستمزد و همچنین بالا بردن متوسط دستمزد است. عده‌ای از معترضان این پیشنهادها را ناکافی می‌دانند و اعتصاب و اعتراض را ادامه می‌دهند.

۲۹ مه: ژنرال دوگل با لغو جلسه هیات دولت مخفیانه به آلمان غربی می‌رود.

حق نشر عکس AFP
Image caption ژنرال دوگل پس از اطمینان از حمایت ارتش از استعفا منصرف شد

۳۰ مه: نزدیک نیم میلیون نفر علیه دوگل تظاهرات می‌کنند. اما او که از پشتیبانی ارتش مطمئن است مجلس را منحل اعلام می‌کند و دستور پایان اعتصاب‌ها را می‌دهد. صدها هزار نفر در حمایت از دوگل تظاهرات می‌کنند.

ژوئن: با وجود تداوم اعتراضات پراکنده عموم کارگران به کار بازمی‌گردند. در انتخابات احزاب نزدیک به دوگل به پیروزی چشمگیری می‌رسند.

شخصی سیاسی است

از قرن نوزدهم و با رونق مارکسیسم، که ماهیت سیاسی روابط اقتصادی را نشان می‌داد و مناسبات سیاسی را بر پایه‌های اقتصادی تحلیل می‌کرد، خطی در میان جریان‌های سیاسی قدرت گرفته بود که مبارزه سیاسی و آزادیخواهی را در ادامه "نبرد طبقاتی" دنبال می‌کرد.

اما جنبش‌هایی که در ۱۹۶۸ به اوج رسیدند منتقد اولویت محض تحلیل طبقاتی و عاملیت طبقه کارگر به عنوان یک نیروی رهایی‌بخش بودند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption دانشجویان یک دانشکده هنر در لندن تحصن کرده‌اند

مبارزه برای حقوق زنان یا مبارزه با نژادپرستی در سال ۱۹۶۸ متولد نشد، اما این سال نقطه عطف روندی بود که مبارزه‌جویی و رادیکالیسم چپگرایان از احزاب با تشکیلات و ایدئولوژی مستحکم، به جنبش‌های سیالی منتقل شد که سرکوب و آزادی را در حوزه‌های مختلفی می‌دیدند: از تختخواب تا دولت.

شروع اعتراضات دانشجویی فرانسه در دانشگاه نانتر، از جمله به این خواسته برمی‌گشت که دانشجویان دختر و پسر بتوانند در خوابگاه با هم بخوابند.

موج دوم فمینیسم که در همین سال‌ها قدرت گرفت از ماهیت سیاسی امور شخصی می‌گفت و دانشجویان رمانتیک فرانسوی عشقبازی را به انقلاب تشبیه می‌کردند.

آرمانگرایی سرخوشانه معترضان و شورش آنها بر فرهنگ هنوز غالب مسیحی و محافظه‌کار چنان بود که اعلام کنند "ممنوعیت ممنوع است".

نسلی که در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم رشد کرده بود فرهنگ جدید خود را می‌‌آفرید و رهایی را در جنبه‌های مختلف زندگی شخصی روزمره جستجو می‌کرد. جستجویی که محدود به فرانسه و مه ۱۹۶۸ نبود، هرچند که در مه ۶۸ فرانسه بیانی موجز و کوبنده پیدا کرد.

شکست: زنده باد قدرت خیال!

انقلابیون ۱۹۶۸ دنبال تغییر جهان بودند و با دستاوردهایی مانند حق سقط جنین، قوانین ضدتبعیض نژادی و حمله ویرانگر به فرهنگ محافظه‌کار، جهان را تغییر هم دادند، اما احتمالا نه آن طوری که می‌خواستند.

حق نشر عکس AFP
Image caption مارتین لوترکینگ، رهبر جنبش حقوق مدنی در سال ۱۹۶۸ ترور شد

در فرانسه کمتر از یک ماه پس از اعتراضات ماه مه احزاب طرفدار دوگل با پیروزی در انتخابات در قدرت تثبیت شدند. حزب کمونیست فرانسه به مرور موضوعیت سیاسی خود را از دست داد و حزب سوسیالیست هم بیشتر و بیشتر به سیاست‌های اقتصاد بازار متمایل شد.

۵۰ سال بعد، شاید فرانسه تنها کشور بزرگ غربی باشد که در هر دوره انتخابات ریاست جمهوری آن چند نامزد تروتسکیست و مائوییست هزاران رای می‌آورند، اما واقعیت این است که مرکز ثقل صحنه سیاسی فرانسه به راست گرویده، تا جایی که حزب راست افراطی جبهه ملی یک سوم آرا را دارد.

تصویری که از ۱۹۶۸ فرانسه به یاد مانده تصویر اشغال دانشگاه‌ها و دیوارنوشته‌های شوخ و کوبنده است. اما شورش دانشجویان و جوانان آرمانگرا اتفاقی خارق‌العاده نیست و این نبود که مه ۶۸ فرانسه را به رویدادی بی نظیر تبدیل کرد، بلکه اعتصاب سراسری خودجوش میلیون‌ها کارگر بود که دولت دوگل را لرزاند.

دانشجویان انقلابی ۶۸ بر شعار اتحاد با کارگران تاکید داشتند و کارگران به حمایت آنان اعتصاب کردند، اما واقعیت این است که پس از توافق دولت با اتحادیه‌ها برای افزایش دستمزد، اعتصاب تمام شد و از آن اتحاد جز شعار و خاطره چیزی نماند.

امتیازهایی که کارگران فرانسوی به دست آوردند به طور چشمگیری نابرابری اقتصادی را در فرانسه کاهش داد، اما در عین حال چشم‌انداز احتمالی یک انقلاب دیگر در این کشور وجود ندارد.

نقدهای بنیادی کلان و ایده‌هایی مثل "اقتصاد بیمار است، بگذارید بمیرد" هرقدر هم کوبنده و زهردار باشند، در مواجهه با مسایل مبرم جاری کارایی چندانی ندارند.

همین بود که انقلابیون ۶۸ با شعار "زنده باد قدرت خیال"، توانستند به قول هربرت مارکوزه، فیلسوف آلمانی، با "امتناع بزرگ" هرگونه اقتداری را، از دولت و پلیس و کلیسا گرفته تا حزب کمونیست و رهبران اتحادیه کارگری زیر سوال ببرند و فهم جامعه از خودش را در هم بریزند، اما نتوانستند چشم‌انداز بدیلی ارائه کنند که ورای فرهنگ و زندگی روزمره، و در سطح سیاست کلان، تخیل جمعی و نهادهای عمومی را فتح کند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption در پنجاهمین سالگرد وقایع مه ۶۸، پاریس باز هم صحنه اعتراضاتی بود. اما این بار هرچند که خودروهایی به آتش کشیده شد، کمتر کسی انتظار تغییری بنیادی داشت

تانک‌های شوروی بر بهار پراگ راندند، اعتراضات ایتالیا به یک دهه ناآرامی و درگیری‌های خشونت‌بار انجامید، مارتین لوترکینگ کشته شد، ریچارد نیکسون، از دست‌راستی‌ترین رییس‌جمهورها، در آمریکا به قدرت رسید، جنگ ویتنام هفت سال دیگر ادامه پیدا کرد، و کار جنبش دانشجویی آلمان به انشعاب کشید.

خیلی از فعالان ۶۸، مثل یوشکا فیشر، برنارد کوشنر و دانیل کوهن بندیت، در آرمانگرایی خود "تجدیدنظر" کردند و به سیاستمدارانی درون همان سیستمی بدل شدند که منتقدش بودند.

با این وجود قدرت خیال مه ۶۸ چنان زیاد بود که پس از ۵۰ سال هم هنوز بسیاری از چپگرایان درگیر آن هستند و هم پوسترهای آن در حراجی‌های لندن به بهای چند هزار پوند فروخته می‌شوند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ۵۰ سال پس از اعتراضات مه ۶۸ شعارها و آثار هنری مرتبط با آن هنوز برای بسیاری الهامبخش هستند