عربستان٬ برجام و هزارتوی لابی‌های تحریم در واشنگتن

SAUDI DC حق نشر عکس Getty Images
تحریم نفت ایران

سرانجام روز موعود رسید و دور اصلی تحریم هسته‌ای ایران از سرگرفته شد؛ اتفاقی که با اخم و تخم لندن و پاریس و برلین همراه بود٬ ولی دل خیلی‌ها را در تل‌آویو و ریاض و ابوظبی شاد کرد. خروج دونالد ترامپ٬ رئیس‌جمهوری آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران٬ از جمله اقدامات او بود که خیلی سریع با واکنش مثبت اسرائیل٬ عربستان٬ امارات و بحرین همراه شد.

در میان این کشورها٬ تکلیف اسرائیل با برجام از همان روز نخست روشن بود. اسرائیلی‌ها سال‌ها پیش از این توافق درباره برنامه هسته‌ای ایران ابراز نگرانی می‌کردند و در کمپین بین‌المللی برای محدود کردن این برنامه٬ همیشه در ردیف نخست بودند.

اما وضعیت باقی کشورهای منطقه - به ویژه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس - شباهتی به اسرائیل نداشت. در میانشان٬ عربستان که زمانی از برجام حمایت کرده بود٬ در نهایت به یکی از مخالفان اصلی این توافق تبدیل شد و برای برهم‌زدن آن و بازگشت تحریم‌ها تلاش کرد.

اما این تلاش‌ها چقدر جدی بود و آیا اصولا عربستانی‌ها در خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم ایران٬ نقشی جدی بازی کردند؟

بیشتر بخوانید:

صفحه ویژه بازگشت تحریم‌های ایران

قبل از برجام

عربستان در سالهای متمادی مذاکرات هسته‌ای٬ عموما از دیپلماسی و گفت‌وگو حمایت می‌کرد و هرازگاهی٬ مقام‌های عالی‌رتبه این کشور٬ سخنانی در مخالفت با حمله نظامی بیان می‌کردند. در سال‌های نخستین این مذاکرات٬ نه از رویارویی دو کشور در یمن خبری بود و نه در سوریه "جنگ نیابتی" میان تهران و ریاض شکل گرفته بود.

حق نشر عکس AFP
Image caption روابط تهران و ریاض در آغاز بحران هسته‌ای٬ شباهتی به روزهای پایان مذاکرات و برجام نداشت. سعود ال‌فیصل٬ وزیر خارجه و چهره کلیدی عربستان برای دهه‌های متوالی در سال ۲۰۰۳ و اندکی بعد از افشای فعالیت‌های هسته‌ای ایران به تهران سفر کرد

علاوه بر این٬ سیاست خارجی ریاض در دوران ملک عبدالله٬ پادشاه پیشین این کشور٬ از خصوصیاتی تهاجمی تهی بود و همچنان٬ رقابت‌های منطقه‌ای ریاض با تهران و آنکارا٬ پشت تعارف‌های مرسوم خاورمیانه‌ای پنهان بود.

در عین حال همزمان با علنی شدن برنامه هسته‌ای ایران٬ وزن‌کشی رقبا در خاورمیانه تحت تاثیر پایان کار صدام حسین در عراق و طالبان در افغانستان قرار گرفت و شیوه بازی ریاض هم آرام آرام تغییر کرد. به ویژه اینکه خیلی زود٬ نفوذ ایران در عراق به یک واقعیت پذیرفته شده تبدیل شد.

آتش بیار این معرکه در نهایت بهار عربی بود؛ جایی که دو طرف را وسوسه کرد تا حوزه نفوذ خود را به مرزهای ممنوعه گسترش دهند. به همین دلیل وقتی کار مذاکرات هسته‌ای به سال ۲۰۱۵ و توافقی کم سابقه رسید٬ احتمال مخالفت عربستان و متحدان عربش با این توافق٬ یا نارضایتی کلی این کشور از عادی‌سازی احتمالی روابط تهران-واشنگتن٬ بارها از سوی ناظران منطقه تکرار شد.

ابتکار باراک اوباما٬ رئیس‌جمهوری وقت آمریکا این بود که تقریبا دو ماه قبل از امضای برجام٬ سران شش کشور عربی - از جمله عربستان - را به اقامتگاه کمپ‌ دیوید دعوت کرد تا در نشستی به آنها اطمینان بدهد که واشنگتن بعد از توافق با تهران٬ امنیت آنها را فراموش نخواهد کرد.

سرانجام برجام امضا شد و در فاصله کمتر از ۱۰ روز٬ ملک سلمان پادشاه عربستان نیز در دیداری با اشتون کارتر وزیر دفاع وقت آمریکا٬ گفت که کشورش از این توافق حمایت می‌کند. موضع ریاض توسط باقی کشورهای کوچک عربی متحد این کشور تکرار شد.

واقعیت قضیه این بود که عربستان در آن روزها ظاهر را حفظ کرد؛ نه به تنش منطقه‌ای عمق بخشید و نه به تنش با آمریکای اوباما دامن زد.

حق نشر عکس Pool
Image caption اوباما در حال دست دادن با محمد بن نایف که در سال 2015 هنوز ولیعهد عربستان بود. رئیس‌جمهور آمریکا از سران عربستان٬ کویت٬ بحرین٬ امارات٬ قطر و عمان دعوت کرد تا به کمپ دیوید بروند و آنجا درباره برجام به آنها اطمینان داد

بعد از برجام

اما در عین حال نگاهی به تحولات بعد از برجام و اظهارنظرهای گاه و بیگاه مقام‌های عربستانی نشان می‌دهد که آنها از همان ابتدا دل خوشی از این توافق نداشتند. مهم‌تر اینکه تحولات منطقه نیز به سرعت بر میزان تنش ایران و عربستان افزود.

در سال ۲۰۱۶ و بعد از حمله "حزب‌اللهی‌ها" به سفارت عربستان در تهران در اعتراض به اعدام شیخ نمر (روحانی شیعه که بعد از اعتراض‌های ریشه‌گرفته از بهار عربی بازداشت شده بود) بحران دیپلماتیک میان دو کشور وارد یک سراشیبی تند شد که تا امروز ادامه داشته است.

از اینجا عربستانی‌ها در هزارتوی پیچیده اما پرقدرت شهر واشنگتن‌دی‌سی٬ به همان راهی رفتند که سالهاست یکی دیگر از مخالفان سرسخت تهران یعنی اسرائیل رفته: لابی با سیاستمداران آمریکایی با هدف اثر گذاشتن بر تصمیمات آنها در قبال جمهوری اسلامی در ایران.

در آمریکا بر اساس قانونی به نام "قانون محدودیت ماموران خارجی" یا FARA دولت‌های خارجی موظفند تا تمامی پول‌هایی که با هدف اثرگذاری بر روی تصمیمات واشنگتن و لابی‌گری هزینه می‌کنند٬ به دولت اعلام کنند. این هزینه‌ها٬ با جزییات در گزارش‌های وزارت دادگستری آمریکا به کنگره این کشور قابل ردگیری هستند.

بر اساس همین اسناد٬ پیداست که عربستان بعد از امضای برجام به شکل قابل توجهی بر میزان پولی که برای این کار خرج می‌کرده افزوده و از رقمی حدود شش میلیون دلار در سال ۲۰۱۴ به نزدیک به ۱۵ میلیون دلار در سال ۲۰۱۵ رسیده است.

البته لابی‌گری عربستان در واشنگتن کار جدیدی نیست و به دلیل دهه‌ها ارتباط تناتنگ دو کشور در صنعت نفت و همچنین خریدهای تسلیحاتی چندین میلیارد دلاری٬ عربستانی‌ها پیشتر هم بارها شرکت‌های روابط‌عمومی٬ وکالت یا لابی‌گری را با هدف جا انداختن دیدگاهی ویژه یا تبلیغ نظرشان٬ استخدام کرده‌اند. اما چنانکه روزنامه کریستین ساینس مانیتور در سال ۲۰۱۶ گزارش داد٬ عمده پولی که در سال ۲۰۱۵ از سوی ریاض در لابی‌های واشنگتن خرج شد تنها یک هدف داشت: تبلیغ دیدگاههای عربستان علیه ایران.

استدلال‌های عربستان این بود که برجام اثری بر سیاست خارجی ایران نداشته و رژیم تهران کماکان در سوریه٬ یمن٬ عراق٬ بحرین و لبنان در مناقشات سیاسی داخلی حضور فعالانه دارد. فارغ از اینکه عربستان نیز خود در تمامی این مناقشات٬ حامی گروههایی است که با گروههای تحت حمایت تهران مخالفند.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که لابی‌های عربستانی بر روی آن متمرکز شدند٬ برنامه موشکی ایران بود که چه به شکل علنی از سوی مقام‌های عالی‌رتبه عربستان و چه از سوی واسطه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای٬ به عنوان تهدید مستقیم این کشور مطرح می‌شد.

عصر ترامپ

در چنین وضعیتی بود که انتخابات آمریکا برگزار شد و کارت‌های بازی بُر خورد و این‌بار گویی٬ با پیروزی دور از انتظار دونالد ترامپ٬ کارت برنده افتاد دست عربستان.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption دونالد ترامپ در اقدامی که در تاریخ ریاست جمهوری آمریکا سابقه نداشت٬ عربستان سعودی را به عنوان نخستین مقصد برای سفر خارجی خود انتخاب کرد

در این زمان٬ تلاش همه جانبه مخالفان برجام - از جمله اسرائیل - مساله خروج آمریکا از برجام را به پرسش رسانه‌ها تبدیل کرده بود و کار به جایی رسیده بود که نامزدهای عمدتا جمهوریخواه٬ هرازگاهی با این پرسش روبه‌رو بودند که با برجام چه خواهند کرد. در میانشان٬ ترامپ که تقریبا در همه زمینه‌ها در مقایسه با باقی نامزدهای حزب جمهوریخواه٬ ستاره نظرات پوپولیستی و جنجالی بود٬ در ارتباط با ایران نیز مخالفت سرسختانه با برجام را انتخاب کرد.

ریاست جمهوری ترامپ گویی فرصتی بود برای همه مخالفان برجام. در میانشان عربستان هم کوتاه نیامد. این کشور برای لابی در واشنگتن از شبکه پیچیده‌ای از شرکت‌ها و بنیادهای مختلف با بودجه‌های گوناگون بهره برد. محاسبه مجموع پول‌هایی که این شبکه به طور مستقیم از ریاض دریافت کرده و رقم را در وزارت دادگستری ثبت کرده نشان می‌دهد که در نخستین سال ریاست جمهوری دونالد ترامپ٬ میزان پولی که ریاض به عنوان هزینه لابی به شرکتهای آمریکایی پرداخته در یک افزایش معنادار٬ به حدود ۲۷ میلیون دلار رسیده است.

نگاهی به این اسناد نشان می‌دهد که به عنوان مثال یک شرکت به نام "ام اس ال گروپ" که در سه سال بعد از برجام بالای شش میلیون دلار از عربستان دریافت کرده٬ محتوایی حاوی نکاتی علیه فعالیت ایران در منطقه تهیه کرده که به شکل منظم در میان سیاستگذاران آمریکایی توزیع شده‌اند. یکی از نمونه‌ها از چنین محتوایی که هم‌اکنون در وب‌سایت وزارت دادگستری آمریکا در دسترس است٬ یک بولتن تبلیغاتی است که در آن خبرهای مثبت گوناگون درباره سران عربستان گنجانده شده و همچنین ایران "بزرگترین کشور حامی تروریسم" خوانده شده است.

یک نمونه دیگر٬ سندی است از اطلاعات دسته‌بندی شده کوتاه درباره حضور ایران در یمن و برنامه موشکی ایران که توسط یک شرکت حقوقی به نام "هوگن لاولز" تهیه شده است. مجموعه‌ای از ارقام درباره حملات موشکی گروه حوثی‌ها در کنار زمینه این جنگ٬ رابطه حوثی‌ها با ایران و اطلاعاتی که در نهایت ایران را کشور بی‌ثبات کننده منطقه معرفی می‌کند در این متن پنج صفحه‌ای گنجانده شده‌اند.

Image caption تصویری از یکی از برگه‌های اطلاعات که توسط شرکت‌های آمریکایی تهیه می‌شوند و در اختیار سیاستمداران و افراد با نفوذ در واشنگتن قرار می‌گیرند

اسنادی از این دست عموما در اختیار سیاستمداران با نفوذ - از کارمندان کاخ سفید و کنگره گرفته تا مقامات و نمایندگان و سناتورها - قرار می‌گیرند تا در بحث‌ها٬ مصاحبه با رسانه‌ها یا حتی سخنرانی‌ها به اطلاعات درون این اسناد استناد کنند. این کمپین همزمان با مطالبی در رسانه‌ها منتشر می‌شدند٬ دنبال شدند.

این فعالیت‌ها در کنار سخنرانی‌ها و اظهارنظرهای علنی مقام‌های عربستانی علیه برجام٬ شاید بخش کوچکی از کمپین سراسری ضد برجام بود که بار قسمت مهمی از آن عملا بر دوش دولت اسرائیل و هوادارانش در واشنگتن قرار گرفته بود.

اما وقتی روز عمل فرارسید٬ کلید آخرین معمای تحریم ایران در دست شاه عربستان بود: نفت. که البته او نیز مشکلی نداشت تا این کلید را در اختیار واشنگتن بگذارد. به همین دلیل هم در آخرین پله٬ عربستان اعلام کرد که در پی تحریم ایران٬ تولید نفت را افزایش می‌دهد تا هم ثبات بازار حفظ شود و هم جلوی افزایش قیمت گرفته شود.

اینکه عربستانی‌ها در نهایت موفق شوند که ایران را در منطقه به عقب برانند یا نه٬ پرسشی است که پاسخش می‌تواند منشا اختلاف‌نظرهای فراوان شود. اما در بررسی اهداف کوتاه مدت دیپلماسی ریاض در واشنگتن٬ تضعیف جدی برجام و تحریم دوباره ایران٬ یک پیروزی است که عربستان آن را با برخی کشورهای دیگر از جمله اسرائیل و امارات شریک است. به بیان دیگر عربستانی‌ها که زمانی در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم٬ برای دهه‌های متوالی مقهور قدرت دیپلماسی و لابی‌گری اسرائیلی‌ها در واشنگتن بودند و بارها بازی را به تل‌آویو باختند٬ در دهه‌های نخست قرن ۲۱ نشان دادند که در نهایت راه و چاه را یاد گرفته‌اند و از پس مناسبات نظم بین‌الملل - دست‌کم در آمریکا - بر می‌آیند.