توصیه پوتین به اردوغان: احیای تفاهمنامه آدانا

حق نشر عکس Reuters
Image caption زمانی که رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین در برابر خبرنگاران ایستاده بودند، نشانه های ناخشنودی را می‌شد در چهره آقای اردوغان حس کرد

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه پیشنهادی به همتای ترک خود رجب طیب اردوغان داده که واکنش مثبت او را در پی داشته و در صورتی که به موفقیت بینجامد، میتواند گام بلندی برای نزدیک کردن سوریه به صلح و آرامش شود.

آقای اردوغان چهارشنبه گذشته (دوم بهمن) با مجموعه‌ای از خواسته‌ها به مسکو رفت که در صدر آنها، موافقت با تسلط ارتش ترکیه بر باریکه‌ای سی کیلومتری در امتداد مرز این کشور با سوریه در شرق رود فرات بود، باریکه‌ای که آقای اردوغان از آن با عنوان منطقه‌ای امن برای دور کردن "تروریستها" یاد می‌کند، قلمرویی ممنوعه برای نیروهای مسلح مرتبط با حزب کارگران کردستان (پ ک ک) که بخشی از شهرهای زیر حاکمیت شاخه سوری پ ک ک در آن جای می‌گیرد.

ولادیمیر پوتین مانند قبل به این خواسته پاسخ منفی داد و با دیگر خواسته‌های آقای اردوغان هم مخالفت کرد، از جمله با درخواست لغو شرط دریافت روادید ورود به روسیه برای شهروندان ترکیه. آن هم در حالی که ترکیه و روسیه کمتر زمانی این قدر به یکدیگر نزدیک بوده‌اند. روسیه‌ای که همین سه چهار سال پیش تا آستانه قطع رابطه کامل با ترکیه پیش رفته و شهروندانش را از ورود به این کشور منع می کرد، اکنون میزان مبادلات تجاری سالیانه اش با ترکیه به بیست و شش میلیارد دلار رسیده و شهروندانش میان گردشگران خارجی در ترکیه صدرنشینند.

در یک سال گذشته شش میلیون شهروند روسیه به ترکیه سفر کرده‌اند. طرح‌های بزرگی همچون خط لوله گاز میان روسیه و ترکیه که قرار است از کف دریای سیاه بگذرد و احداث رآکتور آب سنگین در ترکیه را نیز باید به نشانه‌های نزدیکی کم سابقه و چه بسا بی سابقه ترکیه و روسیه افزود.

عصر چهارشنبه که رجب طیب اردوغان و ولادیمیر پوتین در برابر خبرنگاران ایستاده بودند، نشانه های ناخشنودی را می‌شد در چهره آقای اردوغان حس کرد که با وجود این همه نزدیکی به روسیه نتوانسته در یکصد و ده دقیقه گفتگو با او، حتی یک پاسخ مثبت از او بگیرد. در مقابل، ولادیمیر پوتین با لحن و چهره سرد همیشگی‌اش، به جای آنکه خواسته‌ای از ترکیه داشته باشد، از جایگاهی برتر وارد شد و توصیه‌ای مطرح کرد.

تفاهمنامه آدانا

توصیه پوتین بازگشت به تفاهمنامه آدانا بود، تفاهمنامه‌ای که بیش از بیست سال پیش میان ترکیه و سوریه امضا شد و دو کشور را از روابطی تیره و پر تنش وارد عصر دوستی و باز شدن درهایشان بسوی یکدیگر کرد. بر اساس این تفاهمنامه، سوریه می بایست پ ک ک را که سالها بود رهبری و اعضایش را در خاک خود پناه داده بود، سازمانی تروریستی بشناسد، اردوگاههایش را برچیند و اعضایش را از خاک خود بیرون کند. سوریه به این تفاهمنامه عمل کرد و مدت کوتاهی پس از امضای این تفاهمنامه بود که عبدالله اوج آلان، رهبر پ ک ک در آفریقا دستگیر و به ترکیه تحویل داده شد.

تفاهمنامه آدانا که ایران و مصر هم در آن زمان نقش میانجی را برای انعقادش بازی کردند، مبنایی شد تا رابطه ترکیه و سوریه از دشمنی به دوستی بدل شود و به بالاترین سطح خود در همه جوانب سیاسی، تجاری و فرهنگی برسد. حتی رهبران دو کشور هم با یکدیگر دوستی خانوادگی برقرار کردند. تا اینکه سوریه دستخوش نا آرامی شد و همه این دستاوردها از میان رفت.

گویا تفاهمنامه آدانا بندهای محرمانه‌ای نیز دارد که از جمله آنها این است که به ترکیه اجازه می دهد برای تعقیب اعضای مسلح پ ک ک یا شاخه های این حزب، بدون اجازه گرفتن از سوریه، نیروهای عملیاتی‌اش را تا عمق پنج کیلومتری خاک این کشور بفرستد.

آقای اردوغان در فردای بازگشت از مسکو طی سخنانی در دانشکده افسری، از پیشنهاد آقای پوتین استقبال کرد و از عزم خود برای احیای تفاهمنامه آدانا سخن گفت و به حق ورود نیروهای عملیاتی ترکیه به خاک سوریه هم در چارچوب این تفاهمنامه اشاره کرد، در واقع در چارچوب همان "بند محرمانه" توافق که می‌تواند او را به خواسته‌اش در ایجاد "باریکه امن" برساند.

اما آیا احیای تفاهمنامه آدانا و بنا کردن "باریکه امن" بر اساس آن، به همین سادگی است؟

تفاهمنامه دوم

آنچه آقای اردوغان در سخنرانی خود به آن اشاره نکرد، تفاهمنامه دیگری است که در گرم‌ترین دوره روابط ترکیه و سوریه امضا شد و ارزش قانونی بیشتری نیز نسبت به تفاهمنامه آدانا دارد، تفاهمنامه‌ای که احمد داوود اوغلو و ولید معلم وزیران خارجه ترکیه و سوریه در بیست و یکم دسامبر ۲۰۱۰ (سی ام آذر ۱۳۸۹) در آنکارا امضا کردند و آقای اردوغان که در آن زمان نخست وزیر بود در نهم فوریه ۲۰۱۱ (بیستم بهمن ۱۳۸۹) امضایش کرد، یعنی درست پنج هفته پیش از آنکه سوریه دستخوش ناآرامی گردد و همین آقای اردوغان خواستار سرنگونی نظام حاکم بر این کشور شود.

این تفاهمنامه دوم جهت همکاری دو کشور در مبارزه با تروریسم امضا شد و از جمله بندهایش این بود که هر دو طرف متعهد شدند اجازه ندهند خاکشان گذرگاه اعضای گروههای مسلحی شود که علیه دولت‌های سوریه، ترکیه یا کشور ثالثی فعالیت می کنند.

تفاهمنامه آدانا را یکی از معاونان وزارت خارجه ترکیه به نام اوغوز زیال و سرلشگر عدنان بدر حسن رئیس اداره امنیت سیاسی سوریه امضا کرده بودند در حالی که تفاهمنامه بعدی را دو وزیر خارجه امضا کردند و به نوعی، متمم و تکمله تفاهمنامه آدانا به شمار می رود. هرچند مدت کوتاهی پس از امضای همین تفاهمنامه دوم، ترکیه آن را زیر پا گذاشت و خاک خود را گذرگاه سلاح و نفرات انواع و اقسام گروههای مسلح بسوی سوریه کرد.

ترکیه نمی تواند بدون رعایت تفاهمنامه دوم، تفاهمنامه آدانا را احیا کند. عزم آقای اردوغان بر احیای تفاهمنامه آدانا، معنی‌اش مذاکره ولو با واسطه با بشار اسد است در غیر این صورت تفاهمنامه معنایی ندارد و اجرای بند محرمانه در مورد ورود پنج کیلومتری به خاک سوریه بدون رعایت دیگر بندهای هر دو تفاهمنامه، جز زیر پا گذاشتن موازین بین المللی و اقدام یکجانبه معنای دیگری نخواهد داشت.

هدف ولادیمیر پوتین از توصیه به بازگشت به تفاهمنامه آدانا هم جز باز کردن باب گفتگو میان رجب طیب اردوغان و بشار اسد نیست. هدف او این است که حکومت خودگردان غیررسمی که در مناطق کردنشین سوریه تاسیس شده از سویی با دولت مرکزی سوریه به توافق برسد و کنترل مرز به ارتش سوریه بازگردانده شود و از سوی دیگر هم دولتهای ترکیه و سوریه بر سر اینکه مرز ترکیه گذرگاهی برای نیروهای کرد نشود به توافق برسند.

بدیهی است چنین توافقی به معنی تعهد ترکیه به جلوگیری از عبور سلاح و نفرات مسلح از خاک خود به سوریه هم خواهد شد و در نتیجه، اوضاع به هشت سال پیش و قبل از جنگ داخلی در سوریه بازخواهد گشت.

چنین راه حلی می تواند رضایت آمریکا را هم در پی داشته باشد که نمی خواهد با خروج نیروهایش، کردهای سوریه که تاکنون از پشتیبانی نظامی اش بهره منده بوده‌اند، هدف ارتش ترکیه شوند و موقعیتشان به خطر بیفتد.

اما دستیابی به چنین هدفی، برای رجب طیب اردوغان مانند نوشیدن دارویی تلخ و ناگوار خواهد بود. او که نزدیک به هشت سال است بر طبل سرنگونی بشار اسد کوبیده، با درآمدن از سر مذاکره و احیای توافق و تفاهم با بشار اسد باید اذعان کند که نه تنها به هدفش حتی نزدیک هم نشده بلکه دست به عقب نشینی بزرگی هم از موضع خود بزند.

بدتر آنکه، این انتقاد را هم به خود بخرد که چرا همان روز اولی که در سوریه دخالت کرد، به توصیه آنانی عمل نکرد که او را از "افتادن در باتلاق" پرهیز دادند و پیش بینی کردند که غولی را از چراغ خارج خواهد کرد که شاید دیگر هیچوقت نتواند آن را به چراغ برگرداند. ترکیه‌ای که تقریبا به حل و فصل آنچه مساله کرد نامیده می شود نزدیک شده بود، با مداخله در سوریه باعث شد یک دولت خودمختار کرد دیگر هم در کنارش قد علم کند و کردهای ترکیه هم برای پیشبرد اهداف سیاسی شان انگیزه پیدا کنند و به چالشی بزرگتر از همیشه در برابرش بدل گردند.

موضوعات مرتبط