13:21 گرينويچ - جمعه 24 اکتبر 2008 - 03 آبان 1387

چارلز داروین آدم را به یاد عمر خیّام می اندازد!

ریچارد داکینز

ریچارد داکینز (Richard Dawkins) از شارحان و مفسّران و مبلّغان دو آتشه چارلز داروین.

آدم اگر ایرانی باشد و چیزهایی دربارۀ تاریخ یکی دو قرن اخیر بداند، نمی تواند از بعضی از انگلیسیها دلخوری نداشته باشد، امّا من از یک چیز بیشتر انگلیسیهای امروز خوشم می آید، و آن این است که اگر چیزی مخالف عقیده شان بگویم، نمی خواهند با مشت بکوبند توی دهنم، یا اگر این چیز با اعتقادات مذهبیشان منافات داشته باشد، نمی خواهند با یک ضربه شمشیر سرم را از تن جدا کنند و فقط ترس از قانون باشد که این ثواب بزرگ را انجام ندهند و به نفرت ابدی از من و هفت پشت آینده ام اکتفاء کنند.

رفته بودم به قهوه خانه لهستانی سر کوچه که جایتان خالی، طبق معمول یک چایی لیمو با یک برش کیک ساده بخورم که خوشبختانه باز همسایه انگلیسی همدندان و همعصایم را آنجا دیدم. او هم داشت طبق معمول خودش قهوه و کیک پنیرش را می خورد. کتابی را که همراهم داشتم و اگر تنها بودم، چند صفحا ای از آن را می خواندم، گذاشتم روی میز و با هم شروع کردیم به احوالپرسی.

برای شنیدن برنامه این هفته پایین را کلیک کنید

شما نسخه مناسب فلش را ندارید .فایل پخش نمی شود

تازه ترین نسخه فلش را دانلود کنید

پخش فرمت های دیگر صوت و تصویر

بعد از نالیدن از هوای ملال آورآن روز، دیدم او چشمهایش را به عنوان کتاب من دوخته است و لبخند معنی داری توی صورتش پیدا شده است. با شناختی که ازش دارم، گفتم: "لابد شما از ریچارد داکینز (Richard Dawkins) خوشتان نمی آید؟"

چارلز داروین

چارلز داروین (Charles Darwin) واضع "فرضیه تکامل" و نویسنده کتاب "بنیاد انواع".


این را هم بگویم که "ریچارد داکینز" به اصطلاح از شارحان و مفسّران و مبلّغانِ دو آتشه "چارلز داروین"، واضع "فرضیه تکامل" است و این کتاب "داکینز" که من داشتم می خواندم، مجموعه چند مقاله است با عنوان اصلی "واعظ شیطان" و عنوان فرعی "تأمّلاتی درباره امید، دروغ، علم، و عشق".

همسایه انگلیسی با خون سردی گفت: "من از ریچارد داکینز بدم نمی آید. چند تا از کتابهایش را هم خوانده ام، و از سبکش هم خوشم می آید، امّا با عقیده هایش مخالفم." من هم لبخندی معنی دار زدم و گفتم: "من هم با جنبه الحادی(atheistic) و بی خدایی نوشته هایش موافق نیستم، چون خود 'داروین' هم ملحد نبود، در واقع 'اگنوستیک' (agnostic) بود!" این را که گفتم، همسایه انگلیسی سرش را آرام تکان داد و گفت: "من هم اگر یک روزی دیگر نتوام مسیحی بمانم، مثل شما اگنوستیک خواهم شد!"

تامس هاکسلی

تامس هاکسلی (Thomas Huxley) زیست شناس اگنوستیک انگلیسی.

این را هم بگویم که در فارسی از قدیم، خیلی پیش از آنکه تامس هاکسلی (Thomas Huxley)، زیست شناس انگلیسی، کلمه "اگنوستیک" را در سال 1870 با دو کلمه یونانی بسازد، به معنای آن وارد بودیم و به آن می گفتیم "لاادری"، یعنی "نمی دانم"، یعنی "خدا خودش می داند که هست یا نیست، من نمی دانم!" چایی لیمو و کیک ساده من که آمد، موضوع صحبت هم عوض شد، امّا من به یادم آمد که در چند جا خوانده بودم که در سال 1859 که کتاب "بنیاد انواع" داروین در انگلستان در آمد، خیلیها نسخه ای از آن را خریدند و نخوانده، برای ثوابش آن را انداختند توی آتش.

عمر خیام

عمر خیام که در قدیم رباعیات او را با انبر برمی داشتند و توی آتش می انداختند.

بعدها، یعنی بعد از مرگ داروین که دیدند، نخیر، این کتاب ماندنی است، بعضیها دامن همّت به کمر زدند تا "داروین" را "تطهیر" کنند. یک خانم مبلّغ مسیحی که اصلاً داروین عیادت نکرده بود، چو انداخته بود که در موقع مرگِ او، به گوش خودش، از زبان او، شنیده است که از حضرت مسیح طلب آمرزش می کند و می گوید ای کاش این کتاب کفرآمیز را ننوشته بودم. آدم از این قضیه به یاد "رباعیات عمر خیّام" می افتد که در قدیم آن را با انبر برمی داشتند و برای ثوابش توی آتش می انداختند و بعضیها هم برای تطهیرخیّام، هی به اسم او رباعیهای خداپسند قالب می زدند:
ناکرده گنه در این جهان کیست؟ بگو!/ آن کس که گنه نکرد، چون زیست؟ بگو!
من بد کنم و تو بد مکافات دهی، / پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو!

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.