13:21 گرينويچ - جمعه 24 اکتبر 2008 - 03 آبان 1387

«به آخر پنجاه هزار سال فقط پنجاه سال مانده است!»

"چین جمعیتش به جای یک میلیارد و سیصد میلیون، می شد صد و هشتاد میلیون."

فکر می کنید اگر با همین پیشرفتهایی که بشر تا امروز در همه زمینه ها داشته است، جمعیت دنیا به جای هفت میلیارد، یک میلیارد می بود، مردم دنیا الآن چه حال و روزگاری می داشتند و مصیبتها و غصّه هاشان چه قدر کمتر می بود و راحتیها و خوشیهاشان چه قدر بیشتر؟

حالا برای اینکه تصویری در ذهن داشته باشیم، می گویم که در این صورت چین جمعیتش به جای یک میلیارد و سیصد میلیون، می شد صد و هشتاد میلیون؛ جمعیت بریتانیا به جای شصت و یک میلیون، می شد نه میلیون؛ و جمعیت ایران به جای هفتاد میلیون، می شد ده میلیون.

برنامه این هفته را اینجا بشنوید

شما نسخه مناسب فلش را ندارید .فایل پخش نمی شود

تازه ترین نسخه فلش را دانلود کنید

پخش فرمت های دیگر صوت و تصویر

نمی دانم الآن شما تا این موضوع را شنیدید، توی دلتان دارید چی به من می گویید، امّا همسایه انگلیسی من در قهوه خانه لهستانی سرکوچه، نگاه عاقل اندر سفیهی به من کرد و گفت: «چرا داری فرض محال می کنی؟ بله، تا دویست سال پیش کل جمعیت دنیا تقریباً یک میلیارد بود، یعنی چهار صد میلیون کمتر از جمعیت امروز چین، امّا بیشتر آن پیشرفتهایی که تو اشاره کردی، مال همین دویست سال اخیر است!»

"یکی از راههای علمی جلوگیری از افزایش جمعیت استفاده شرعی از چیزی است که حالا تقریبا در تمام دنیا به آن می گویند کاندوم!"

هوش به خرج دادم و گفتم: «منظورت این است که همه این افزایش سریع جمعیت، نتیجه همین پیشرفتهاست؟» همسایه انگلیسی سرش را جنباند و گفت: «هم بله، هم نه!» و بحثمان سر «بله ها» و «نه ها» یک ساعتی ادامه پیدا کرد و به هیچ نتیجه ای هم نرسید، امّا هر دو خوشحال بودیم که علتهای بیماری افزایش جمعیت را خوب تشخیص داده ایم و راه درمانش را هم خوب می دانیم، و غیر از ما چند میلیون آدم دیگر هستند که خیلی بهتر از ما این درد را تشخیص داده اند و خیلی بهتر از ما راههای درمانش را می دانند، امّا در برابر چندین میلیارد آدمی که با استفاده از دستاوردهای «دانش» امروز، ولی با «جهل» آدمهای ده بیست هزار سال پیش زندگی می کنند، هیچند و تقّلاشان عین تقّلای یک مشت مورچه است در چنگ یک سیلاب وحشتناک، سیلابی که عالم را در اقیانوس جهل غرق کند خواهد کرد و دیگر حضرت نوحی هم نخواهد بود که برای نجات بشر کشتی به آن بزرگی بسازد!

"اگر دنیا به جای این سازمان دول نامتحد، یک سازمان بین المللی بشریت می داشت، شاید زندگی بشر از این وضعیت کابوسی در مِی آمد!"


همین الآنش نصف این هفت میلیارد جمعیت دنیا از سر سفره یا خوان نعمت زمین گرسنه پا می شوند! با وجود این انگار گوش هیچکس بدهکار حرف حسابی آنهایی نیست که می گویند اگر حساب کار به دستمان نیاید، تا پنجاه سال دیگر جمعیت دنیا دو برابر خواهد شد، یعنی چهارده میلیارد نفر! خدا بدهد برکت! نخیر، خدا این برکت را از ما بگیرد، انشاء الله!

به همسایه انگلیسی گفتم: «می دانی، رفیق، با فکر و حساب آدمهایی مثل من و تو، اگر دنیا به جای این «سازمان ملل متحد» که در اصل «سازمان دول نامتحد» است، یک «سازمان بین المللی بشریت» می داشت و این سازمان حکم می کرد که از امروز هیچ زن و شوهر جوانی حق ندارند که بیش از یک بچه داشته باشند، بیست و پنج سال دیگر جمعیت دنیا نصف حالا می شد و زندگی بشر از این وضعیت کابوسی در می آمد!»

"خیلی از آدمها باور نمی کنند که برای طبیعت هیچ فرقی با قورباغه ندارند!"


و همسایه انگلیسی گفت: «مگر ندیدیم که چین می خواست این کار را بکند و خیلی هم سخت گرفت، ولی از پس مردم برنیامد؟» و من در جواب او ساکت ماندم، امّا پیش خودم فکر کردم که طاعون جهل بشر فقط وقتی درمان خواهد شد که تک تک آدمهای روی زمین بدانند که تافته ای جدا بافته از بقیه حیوانات نیستند و برای طبیعت هیچ فرقی با دینوسور و قورباغه و مگس ندارند، و حالا که برعکس حیوانات به شهوت رانی معتاد شده اند و فصل را فراموش کرده اند، این را بدانند که اگر همین طور بی گدار و بی کاندوم به آب بزنند و فکر پنجاه سال دیگر نباشند، لازم نخواهد بود که برای روز قیامت و صحرای محشر پنجاه هزار سال انتظار بکشند!

آرشیو

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.