هیلاری کلینتون؛ تغییری که اوباما وعده می داد

معرفی هیلاری کلینتون، رقیب شکست خورده انتخابات مقدماتی حزب دموکرات برای پست وزارت امور خارجه آمریکا از سوی باراک اوباما عمدتا با واکنش های مثبتی در جهان روبرو شده است.

اهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل انتخاب هیلاری کلینتون از سوی آقای اوباما به عنوان وزیر امور خارجه دولت آینده آمریکا را موجب تقویت روابط اسرائیل و آمریکا دانسته و گفته است که او (سناتور کلینتون) دوست اسرائیل و مردم یهود است.

خانم کلینتون چهره ای شناخته شده در جهان است و هشت سال بانوی اول آمریکا در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون بود و پس از آن نیز از ایالت نیویورک وارد مجلس سنا شد.

او قصد داشت به اولین رئیس جمهوری زن آمریکا تبدیل شود اما حضور باراک اوباما، سناتور جوان و سیاهپوست با شعار "تغییر" مانع از آن شد که هیلاری کلینتون این بار در هیات رئیس جمهوری وارد کاخ سفید شود.

پس از ناکامی خانم کلینتون در رقابت های مقدماتی حزب دموکرات، برخی گمانه زنی ها حاکی از این بود که آقای اوباما، هیلاری کلینتون را به عنوان معاون خود انتخاب خواهد کرد اما باراک اوباما با انتخاب جو بایدن، یک عضو دیگر مجلس سنا به حدس و گمان ها پایان داد.

برای پست وزارت امور خارجه آمریکا از روزهای اول، چندین نام بر سر زبان ها بود. از جان کری، نامزد ناکام دموکرات ها در انتخابات سال 2004 و بیل ریچاردسون، عضو دولت بیل کلینتون و نامزد انتخابات امسال به عنوان افرادی نام برده می شد که بیشترین احتمال را برای تصاحب این سمت داشتند اما سرانجام باراک اوباما، هیلاری کلینتون را به عنوان نامزد منتخب خود برای وزارت خارجه آمریکا معرفی کرد.

این انتخاب از سوی جناح چپ حزب دموکرات و گروه های ضد جنگ مورد استقبال واقع نشده است. آنها به سخنان و اظهارات خانم کلینتون در دوران رقابت های انتخاباتی اشاره می کنند و می گویند این انتخاب نمی تواند نشان دهنده شعار تغییری باشد که آقای اوباما وعده آن را داده بود.

برخی پا را از این فراتر گذاشته و می گویند انتخاب خانم کلینتون از سوی باراک اوباما به منزله تاکید حضور چهره های تندرو در دولت آتی آمریکا است. این افراد ادامه حضور رابرت گیتس، وزیر دفاع دولت جورج بوش و معرفی ژنرال جیمز جونز به عنوان مشاور امنیت ملی را در همین راستا می دانند.

هیلاری کلینتون سیاستمداری با دیدگاه های مشخص است و در برخی مواقع این دیدگاه ها با مواضع رئیس جمهوری منتخب چندان هماهنگ نیستند.

به عنوان مثال در دوران رقابت های انتخاباتی، هنگامی که باراک اوباما سیاست خود را در قبال ایران تشریح کرد و گفت در صورتی که در انتخابات برنده شود، سیاست گفتگوی مستقیم بدون پیش شرط را در قبال ایران در پیش می گیرد، خانم کلینتون او را به شدت مورد انتقاد قرار داد و این سیاست او را زیر سئوال برد و اوباما را در عرصه سیاست خارجی کم تجربه معرفی کرد.

خانم کلینتون حتی در آن دوران در یک گفتگوی تلویزیونی گفت در صورتی که ایران به اسرائیل حمله هسته ای کند و او نیز رئیس جمهوری آمریکا شده باشد، آماده است به ایران حمله کند. او افزود که آمریکا این قدرت را دارد که ایران را "کاملا محو" کند.

خانم کلینتون که دیدگاه نسبتا تندرویی در برابر ایران دارد، سیاست جورج بوش در برابر ایران را سیاست شکست خورده ای دانسته و گفته بود باید در برابر ایران سیاست "چماق وهویج" را در پیش گرفت.

تفاوت دیدگاه های خانم کلینتون و رئیس جمهوری منتخب تنها محدود به حوزه ایران نمی شود و شامل دیگر حوزه های مهم و تاثیرگذار از جمله پاکستان و هند هم می شود. اگرچه اکنون که رقابت های انتخاباتی دیگر به پایان رسیده، او باید مجری سیاست های رئیس جمهوری منتخب باشد.

چالش اصلی برای خانم کلینتون در این شرایط، گرفتن رای اعتماد از نمایندگان برای عهده دار شدن سمت وزارت خارجه آمریکا نخواهد بود. او وزارتخانه ای را تحویل می گیرد که با چالش های مهمی روبرو است. نحوه رو در رو شدن با این چالش ها است که عقلانیت این انتخاب باراک اوباما را نشان خواهد داد.

مطالب مرتبط