سفرنامه گرجستان؛ زندگی پس از جنگ

Image caption خیابان جورج بوش در تفلیس

اکنون سه ماه از جنگ بین گرجستان و روسیه بر سر منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی می گذرد. جنی نورتون، خبرنگار بی بی سی در طول دهه گذشته بارها به این منطقه سفر کرده است. گزارشی که می خوانید شرح حال نخستین سفر او پس از وقوع جنگ است. در بخش اول این گزارش، او از مردم عادی گرجستان می پرسد که درباره وقایع سه ماه گذشته چه فکر می کنند و تا چه حد این وقایع روی آنها تاثیر گذاشته است.

بخش اول

نیمه شب در فرودگاه تفلیس. این اولین سفر من به گرجستان بعد از جنگ پنج روزه گرجستان با روسیه است و نمی دانم آیا اوضاع تغییر کرده است یا نه. اما در حالی که از ساختمان جدید و براق ترمینال رد می شوم، هیچ نشانی از ضربه ای که اخیرا به کشور وارد آمده، دیده نمی شود.

Image caption کارتن شیر و کالاهای دیگر روسی به وفور در مغازه ها دیده می شود

در عوض، چیزهایی که به چشم می خورد، نشان می دهد که چقدر در طول 5 سال گذشته، از زمان انقلاب گل سرخ ساکاشویلی، گرجستان پیشرفت کرده است. این چیزی است که بعد از بروز خشونت و آشفتگی تابستان، به آسانی فراموش می شود.

شهروندان اروپایی برای آمدن به گرجستان دیگر ویزا نمی خواهند. فقط پنج دقیقه طول کشید که از میز بازرسی گذرنامه رد شدم و حتی خانمی که مامور مهاجرت بود به من لبخند زد.

سالهاست از صف های طویل، کاغذ بازی های غیر ضروری ورفتار ارعاب انگیز ماموران مرزی گذشته است که هنوز هم به طور حتم در بیشتر فرودگاه ها و اماکن رسمی روسیه و کشورهای سابق روسیه دیده می شود.

چیز دیگری که برای من شگفت انگیز بود نورپردازی عالی آنجا بود. پیش از انقلاب، قطع برق دائما فضایی غم انگیز به زندگی روزمره می داد. وقتی به تفلیس پرواز می کردی آنقدر تاریک بود که اصلا نمی فهمیدی که شهری آن پایین است.

Image caption پرچم کشورهای اروپایی روی هتل ماریوت در مرکز تفلیس

الان همه جا روشن است، گاهی اوقات زیادی روشن است. انگار می خواهند تمام آن سالهای تاریکی را جبران کنند. برج تلویزیون از بالا تا پایین مثل برج ایفل برق می زند. فواره های جدیدی که سر چهار راه ها نصب کرده اند هر چند ثانیه یکبار با رنگهای مختلف نور افشانی می کنند.

خیابانی که از فرودگاه به شهر می رود، به افتخار یکی از تازه ترین بازدید کننده هایش، خیابان جورج بوش نام گرفته است. عکس خندانی از جورج بوش هم در کنار نوشته تابلوی خیابان که به دو زبان گرجی و انگلیسی است، دیده می شود. هر بازدید کننده ای می تواند به روشنی ببیند که اتحاد گرجستان با چه کشوری است.

همچنین تمام پرچم های اتحادیه اروپا که در سراسر شهر به اهتزاز در آمده است، این پیام را می دهد که گرجستان به روزهای بد و اتحاد جماهیر شوروی پشت کرده است و کاملا رو به سوی غرب دارد.

اما به نظر می رسد که این اقدامات همه را متقاعد نکرده است. سال گذشته تابلوی خیابان جورج بوش جایگزین شد به دلیل آنکه فردی روی سر او دو شاخ گاو کشیده بود.

Image caption علامت جنبش ملی پرزیدنت ساکاشویلی که اهمیت عضویت ناتو برای گرجستان در آن مشهود است

اما مدت زیادی طول نمی کشد تا متوجه تاثیرات جنگ با روسیه شوید. تعداد زیادی بناهای جدید، هتل های لوکس و دفاتر در حال ساخت دیده می شود اما همه آنها نیمه تمام رها شده اند.

جوامع بین المللی دو میلیارد یورو برای بازسازی گرجستان اهدا کردند، اما اینجا در خیابانها انگار همه چیز متوقف شده است و همه منتظرند اتفاقی بیفتد.

راننده من در حالی که از یک ساختمان نیمه تمام می گذریم می گوید:" ما مطمئن نیستیم که جنگ تمام شده است. ما منتظریم ببینیم روسیه چه کار می کند." در طول روزهای بعدی هم دیگران این ترس را دائم به زبان می آوردند.

عدم اطمینان از اینکه فردا چه خواهد شد، زندگی روزمره را تحت الشعاع قرار داده است. از صرافی می پرسم: "اوضاع کار چطور است؟" او انگشت شصت خود را به پایین اشاره می کند و جواب می دهد:" خیلی بد".

Image caption لاری در مقابل دلار هر روز پایین می آید

لاری، واحد پول گرجستان، هر روز در مقابل دلار پایین می آید، قیمت خانه ها در حال کاهش است و برای خودروهای دست دوم اصلا بازاری وجود ندارد. در گذشته می توانستید از اروپا خودروهای دست دوم بیاورید و در گرجستان بفروشید اما بعد از جنگ دیگر خریداری ندارد.

قطعا انعکاس اوضاع خراب اقتصادی جهان به اینجا هم رسیده است اما سخت می توان احساس ورشکستگی که بعد از جنگ رخ داد را انکار کرد. روحیه خوش بینی و لاف زنی با واکنش روسیه در بحران اوستیای جنوبی شکسته شد.

سر راهمان از فرودگاه به خانه، بیرون ورودی مغازه ای توقف کردیم. پر ازاجناس ساخت روسیه است. اما وقتی بعد از ظهر تلویزیون را روشن کردم تمام شبکه های اصلی روسی قطع شده بود. اگر ماهواره داشته باشید می توانید این شبکه ها را دریافت کنید.

این اقدام برای کشوری که دائما درباره روسیه حرف می زند و حدس می زند که قدم بعدی رئیس جمهور مدودف چیست، کار عجیبی است.

همچنین کشوری که به دور انداختن گذشته خود افتخار می کند، بروز دوباره سانسور بسیار نگران کننده است.