سفرنامه گرجستان؛ زندگی پس از جنگ، بخش دوم

Image caption گل فروش در تفلیس

اکنون سه ماه از جنگ بین گرجستان و روسیه بر منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی می گذرد. جنی نورتون، خبرنگار بی بی سی در طول دهه گذشته بارها به این منطقه سفر کرده است. گزارشی که می خوانید شرح حال نخستین سفر او پس از وقوع جنگ است. در بخش دوم این گزارش، او با پناهندگانی که هر روز تعدادشان بیشتر می شود حرف می زند.

یک گروه از مردم که از زمان بروز خشونت ها تا به حال فراموش شده اند، پانصدهزار گرجی هستند که در طول جنگهای جدایی طلبانه دهه 90 مجبور شدند خانه های خود را در ابخاز و اوستیای جنوبی ترک کنند.

پانزده سال بعد، آنها هنوز در خانه های موقتی که در بدو ورود در اختیارشان گذاشته شد، زندگی می کنند. نه آن موقع چیزی داشتند نه حالا چیزی دارند و احساس می کنند به آنها ظلم شده است.

تامریکو الباکیدزه، 47 ساله که رئیس یکی از سازمانهای حمایت از پناهندگان در غرب گرجستان است، می گوید:"گاهی اوقات مردم از من سوال هایی می کنند که واقعا جواب دادن به آنها برای من سخت است. آنها می بینند که از طرف دولت به پناهندگانی که در اثر جنگ همین تابستان آواره شده اند،کمک می شود. آنها می خواهند بدانند پس چرا در طول 15 سال گذشته به آنها کمکی نشده است."

تامریکو قبلا محقق محیط زیست در دانشگاه "ساب تراپیکال" در ابخاز بود. او همراه شوهر، دو فرزند و موج عظیمی از گرجی ها مجبور شد بعد از خاتمه جنگ در سال 1994 ، ابخاز را ترک کند.

Image caption تامریکو الباکیدزه، رئیس گروه حمایت از پناهندگان در شهر کوتیزی

او را در کنفرانسی در تفلیس که از سوی سازمان های پناهندگی سراسر گرجستان برپا شده بود، ملاقات کردم. تامریکو به من گفت که وقتی اولین گروه پناهندگان در ماه اوت به شهر کوتیزی رسیدند، پناهندگانی که از قبل در شهر جا افتاده بودند برای کمک به آنها هجوم بردند. او گفت: "ما می دانستیم که آنها چه می کشند. ما رنج آنها را درک می کردیم."

اما به تدریج نسل اول پناهندگان متوجه کمک های مالی سخاوتمندانه دولت و وعده هایی در ارتباط با فراهم آوردن مسکن برای پناهندگان جدید شدند و آن را با کمک های ناچیزی که به آنها در طول 15 سال گذشته شده، مقایسه می کنند.

تامریکو با اشاره به ادوارد شواردنادزه، رئیس جمهور سابق گرجستان می گوید:" مردم، ما را پناهندگان شواردنادزه خطاب می کنند. انگار ما خودمان برای سرنوشتی که به آن دچار شده ایم مقصریم. این واقعا دردناک است."

Image caption گورام چخلادزه، پناهنده ای نزدیک مرز ابخازیا که خود سازمانی برای کمک به پناهندگان راه اندازی کرده است

گورام چخلادزه، 28 ساله هم پناهنده است. وقتی 13 سالش بود همراه با خانواده اش ابخاز را ترک کرد. آنها در زوگدیدی، شهری آرام و کوچک و هم مرز با ابخاز اقامت گزیدند. گورام در آنجا گرداننده یکی از گروه های حمایت از حقوق پناهندگان است.

او گفت:" وقتی ارتش روسیه به زوگدیدی آمد، مردم وحشت کردند. دیدن آن همه تانک و هواپیمای جنگی خاطرات بدی را از جنگ زنده کرد."

بیش از پنجاه هزار پناهنده از ابخاز در زوگدیدی زندگی می کنند. یعنی درست نیمی از جمعیت شهر. اما آنها در اماکنی موسوم به "مراکز جمع و جور" زندگی می کنند. معنای این عبارت در واقع این است که آنها در کارخانه های قدیمی، دفاتر متروک و بناهای قدیمی زندگی می کنند. آنها در شرایط بدی هستند و اغلب با کمبود آب و برق مواجهند.

گورام و همکارانش سعی می کنند مشکلات روزمره آنها را حل کنند. مثلا از دولت می خواهند سقف خانه ای را تعمیر کند و یا ترتیب جمع کردن زباله ها را بدهد.

گورام می گوید: "از زمان پایان جنگ مردم واقعا عصبانی هستند. اگر به یکی از این مراکز جمع و جور بروید، خشم و عصبانیت را می بینید. آنها امید خود را از دست داده اند چون فکر می کنند دیگر کسی به داد آنها نمی رسد."

در طول دهه گذشته دولت عمدا سعی کرده است پناهندگان ابخاز و اوستیا را با هم نگهدارد. در نتیجه آنها احساس انزوا و محرومیت می کنند و فکر می کنند از صحنه اصلی زندگی خارج شده اند.

در بعضی از شهرهای بزرگ، مقامات شروع به تخلیه ساختمان های قدیمی کرده اند که اکنون املاکی با ارزش برای ساخت و ساز مجدد محسوب می شوند.

Image caption هتل آیوریا در خیابان روستاولی، خیابان اصلی تفلیس سالها محل اقامت پناهندگان بود

مثلا در مرکز تفلیس، هتل آیوریا که زمانی بسیار مجلل و آبرومند بود به محل مسکونی صدها پناهنده تبدیل شده بود. اما سال گذشته، مقامات بالاخره موفق شدند آن را تخلیه کنند تا برای بازسازی و ایجاد هتل رادیسون آماده شود.

بعضی ها از ترک کردن هتل خوشحال شدند اما بعضی معتقدند پولی که به عنوان غرامت دریافت کردند، برای خریدن خانه کافی نبود.

برای نسل گذشته بازگشت به ابخاز و اوستیا که استقلالشان به رسمیت شناخته شده، اکنون به رویایی دست نیافتنی تبدیل شده است. اما برای نسل جوان که خانه و شهر خود را کمتر به یاد دارند، بازگشت به اوستیا و ابخاز آنقدر اهمیت ندارد. نگاه آنها به آینده متفاوت است.

گورام چخلادزه یکی از جوانانی است که می خواهد اوضاع را تغییر دهد. او قرار است به لندن بیاید تا برای اولین بار بعد از جنگ با گروهی کوچک از جوانان ابخاز صحبت کند. به گفته او فایده ای ندارد ابخاز را دشمن خود بدانیم.

تامریکو که پسرش در مسکو در رشته مدیریت بحران تحصیل می کند، با این موضوع موافق است و می گوید: " ما گذشته را نمی توانیم عوض کنیم اما آینده را می توانیم شکل دهیم."