سفرنامه گرجستان؛ روس ها در میان گرجی ها

سه ماه از جنگ میان گرجستان و روسیه بر سر منطقه جدایی طلب اوستیای جنوبی می گذرد. جنی نورتون، خبرنگار بی بی سی در طول دهه گذشته بارها به این منطقه سفر کرده است. گزارشی که می خوانید شرح حال نخستین سفر او پس از وقوع جنگ است. در سومین بخش این گزارش او به مساله تغییر رفتار مردم نسبت به روس ها پس از درگیری ها می پردازد.

در نزدیکی جایی که من در تفلیس به سر می برم، یک سطل آشغال با تصویر ولادیمیر پوتین وجود دارد. این به خوبی نشان می دهد که بخشی از مردم گرجستان چطور در حال حاضر درباره سیاست روسیه فکر می کنند. البته آنها درباره مردم معمولی روسیه چنین تصوری ندارند.

به دنبال عملیات "تحمیل صلح" ارتش روسیه در گرجستان در تابستان امسال، من انتظار تغییر رفتار مردم گرجستان نسبت به مردم روسیه را داشتم. مردم نسبت به این قضایا شگفت زده و ناراحت هستند اما چیزی که مرا به تعجب واداشت این بود که مردم گرجستان نسبت به روس ها احساس خصومت نمی کنند و آنها کماکان به مردم روسیه و فرهنگشان احترام می گذارند.

تلویزیون گرجستان پر است از گزارش های خشمگینانه ای درباره "اشغالگران روسیه" و تهدیدهای روسیه برای آغاز دوباره یک جنگ دیگر اما در کوچه و خیابان ها، این ذهنیت وجود دارد که جنگ زائیده سیاستمداران است و ربطی به شهروندان معمولی ندارد.

وقتی به تاماز، یک راننده تاکسی که نزدیک به شصت سالش است می گویم نمی دانم باید با مردم گرجستان، روسی حرف برنم یا نه شگفت زده می شود.

او می گوید "منظورت چیه؟ معلومه که کسی کاری نداره، ما که علیه روس ها نیستیم."

تاماز می گوید که در زمان شوروی سابق شغل او ارسال کفش به لنینگراد و مورمانسک بود. او از به یاد آوردن خاطرات قدیمی خوشحال است و می گوید هنوز دوستان روسی زیادی دارد.

روسی، زبان نسل قدیمی تر در گرجستان است. در خیابان ها، انگلیسی جایگزین روسی شده است. علامت های حیابان ها، مغازه ها، اسامی خیابان ها همه و همه به زبان گرجی و انگلیسی است.

در یک سفر سه ساعته از تفلیس به کوتایسی در غرب، من تنها دو چیز به زبان روسی دیدم. اول یک علامت کنار جاده بود که احتمالا فراموش کرده بودند آن را عوض کنند و دیگری تابلوی یک مغاره تعمیر خودرو بود که مدتها پیش تعطیل شده بود.

بسیاری از شهروندان جوان گرجستان انگلیسی را به خوبی صحبت می کنند اما روسی نمی دانند یا آن را فراموش کرده اند. اما تقریبا تمام افرادی که من با آنها دیدار کرده ام، اشتیاق داشتند تا با من به روسی صحبت کنند و آنها نیز نظری مشابه پدران و مادرانشان درباره شهروندان معمولی روسی دارند.

دولت جوان گرجستان پر است از افرادی که به خوبی انگلیسی صحبت می کنند. اما همه آنها نمی توانند یا نمی خواهند به روسی صحبت کنند.

در روزگار قدیم، مردمی که در جمهوری های شوروی سابق زندگی می کردند و روسی بلد بودند، می دانستند که زبان خارجی دیگری را نخواهند دانست. اما می دانستند چطور با روس ها کنار بیایند. در وضعیت کنونی و بازگشت روس ها به صحنه، به نظر این (دانستن زبان روسی) مهارتی مهم است که نباید آن را از دست داد.

آلا گاماخاریا 54 ساله کسی است که می داند گرجی ها واقعا چطور درباره روس ها فکر می کنند.

او که در مسکو متولد شده و با یک مرد گرجی ازدواج کرده، 35 سال است که در این کشور زندگی می کند. او با موهای طلایی و چشمان آبی رنگش در شهر کوتایسی زندگی می کند. این شهری است که زمانی جمعیت روس فراوانی داشت اما اینک تعداد اندکی روس در آنجا زندگی می کنند.

شروع جنگ میان روسیه و گرجستان در تابستان امسال آلا را دوپاره کرد. این جنگ برای او دردآور بود.در سال 2003 او و خانواده اش خانه خود را در آبخاز ترک کردند و در این شهر آواره شدند. او عضو برجسته جنبش صلح زنان در گرجستان است.

"بدترین چیز احساسی است که از عجز و ناتوانی ریشه میگیرد. معلوم بود که جنگ در حال وقوع است اما ما هیچ کاری نمی توانستیم انجام دهیم."

در حین خشونت های تابستان امسال، شهر کوتایسی در خط مقدم قرار داشت. روس ها یک مرکز نظامی را در حاشیه شهر بمباران کردند و نیروهای این کشور در حومه شهر حضور یافتند. آوارگان مناطق اطراف به این شهر پناه آوردند.

آلا می گوید احساس ترس در این شهر شکل گرفته بود اما علی رغم این مسایل، هیچ کس با او به خاطر روس بودن، متفاوت رفتار نکرد.

او می گوید عاشق گرجستان است "اما من در روسیه به دنیا آمده ام و همواره روس باقی می مانم."

به رغم روس بودن، او می گوید که روسیه برخی مواقع با کشورهای کوچک تر به گونه ای دیگر برخورد می کند. "اگر رفتار ما اینگونه باشد که ما مهم هستیم و شما هیچ، هیچ کس احترامی نخواهد گذاشت." "دوست داشتن کشوری که تانک هایش را به خیابان های شهرت می فرستد، دشوار است."

آلا چهار سال است که به روسیه باز نگشته است. برقراری مقررات ویزا میان دو کشور و بروز بحران در روابط روسیه و گرجستان مانع از برنامه ریزی شده و یا این برنامه ها را به تعویق انداخته است. خواهران دوقلوی او و یک برادرش در مسکو زندگی می کنند و او با آنها از طریق ای میل در تماس است.

او می گوید: " روزی باید تغییری در روابط میان روسیه و گرجستان ایجاد شود. یک روز منطق در این روابط حاکم می شود و هنگامی که این اتفاق افتاد، اولین کاری که من انجام می دهم، این است که به مسکو می روم و با خانواده ام دیدار می کنم."