پایان آتش بس؛ اسرائیل و حماس چه می خواهند؟

گروه اسلامگرای حماس با عدم تمدید آتش بس با اسرائیل، نوار غزه را در معرض سرنوشتی نامعلوم قرار داده است.

نوار غزه با جمعیتی حدود 1.5 میلیون نفر که بسیاری از آنها در اردوگاهها زندگی می‌کنند، از یک سال و نیم پیش در کنترل حماس است. گروه چهارجانبه بین‌المللی (شامل اتحادیه اروپا، سازمان ملل، روسیه و آمریکا) حماس را به رسمیت نمی‌شناسد و شناسایی رسمی اسرائیل، تقبیح خشونت و پذیرش توافقنامه‌های بین تشکیلات خودگردان فلسطین و دولت اسرائیل را به عنوان سه شرط به رسمیت شناختن آن مطرح کرده است.

اسرائیل نیز از زمانی که حماس، نوار غزه را به کنترل خود در آورده، ضمن محاصره این منطقه، تحریم‌های شدیدی را علیه آن به اجرا گذاشته است.

شش ماه پیش، با میانجیگری مصر، حماس و اسرائیل بر سر آتش بس شش ماهه‌ای که طبق آن پرتاب موشک از نوار غزه به شهرک‌های اسرئیلی قطع می‌شد و در مقابل، محاصره نوار غزه خاتمه می‌یافت، توافق کردند.

حماس، دولت اسرائیل را به عدم پایبندی به تعهدات خود مبنی بر لغو محاصره نوار غزه متهم کرده و به همین علت، از تمدید آتش بس خودداری کرده است. اسرائیل نیز به نوبه خود، حماس را به نقض آتش بس و کارشکنی در مذاکرات مربوط به مبادله گلعاد شالیط سرجوخه ربوده شده اسرائیلی با شماری از زندانیان فلسطینی متهم می‌کند.

با این حال، آتش بس بین حماس و اسرائیل در شش ماه گذشته با تمام فراز و فرودهای آن، از شدت خشونت‌ها بین اسرائیل و فلسطینی‌ها کاست و آرامشی نسبی را بر منطقه حاکم کرد.

اکنون با اعلام رسمی پایان یافتن آتش بس از سوی حماس، احتمال شدت یافتن خشونت بین اسرائیل و فلسطینی‌ها در نوار غزه، بسیاری از سران کشورها را نگران کرده است.

هنوز مشخص نیست که آیا حماس برای کسب امتیازهای بیشتر از اسرائیل حاضر به تمدید آتش بس نشده و یا اینکه قصد دارد به موشک پرانی علیه شهرک‌های اسرائیلی شدت بخشد.

اگر منظور اصلی حماس از عدم تمدید آتش بس، کسب امتیاز بیشتر از اسرائیل باشد، قاعدتا این گروه، راه میانجیگری مصر را برای یک دوره آتش بس دیگر، سد نخواهد کرد و تا دستیابی مصر به توافق جدید با اسرائیل، به حملات موشکی خود علیه شهرک‌های اسرائیلی شدت نخواهد بخشید.

به نظر می‌رسد اسرائیل نیز همین برداشت را از اقدام حماس دارد و از همین رو، سیاست صبر و انتظار را در مقابل حرکت بعدی حماس در پیش گرفته است.

اسرائیل که ظاهرا آمادگی یک حمله تمام عیار به نوار غزه را ندارد، علاقمند است که به رغم عدم تمدید آتش بس، آرامش در مرزهای نوار غزه با این کشور ادامه یابد، تا شرایط برای یک توافق دوباره در باره آتش بس پدید آید.

اما اگر حماس با اعلام پایان آتش بس، قصد تشدید حملات خود علیه شهرک‌های اسرائیلی را داشته باشد، اوضاع در نوار غزه بسیار پیچیده خواهد شد.

در مقابل تشدید حملات موشکی به شهرک‌ها، به نظر نمی‌رسد دولت اسرائیل به تشدید تحریم نوار غزه اکتفا کند و به احتمال زیاد، در مقابل حملات واکنش نظامی نشان خواهد داد.

البته اسرائیل چه برای تشدید محاصره نوار غزه که از سوی نماینده سازمان ملل "جنایت علیه بشریت" توصیف شده است و چه برای حمله به نواز غزه که معمولا سبب کشتار غیر نظامیان می‌شود، با محکومیت نهادهای حقوق بشری بین‌المللی روبرو خواهد شد، اما اگر حملات موشکی نیروهای حماس به شهرک‌های اسرائیلی، زندگی ساکنان شهرک‌ها را مختل کند و یا تا درجه بالایی به مخاطره اندازند، اسرائیل طبق رویه معمول خود، محکومیت بین‌المللی را به کلی نادیده خواهد گرفت.

با این حال، کم و بیش روشن است که شدت واکنش نظامی اسرائیل به شدت تلفات حملات موشکی نیروهای حماس در بین ساکنان شهرک‌ها وابسته خواهد بود.

اگر حملات موشکی حماس، تلفات چندانی در شهرکها به جا نگذارد، اسرائیل به جنگ کم شدت در نوار غزه دست خواهد زد، اما اگر تلفات شهرک نشینان به درجه‌ای باشد که افکار عمومی اسرائیلی‌ها را علیه دولت موقت اهود اولمرت بشوراند، حزب حاکم کادیما حتی برای حفظ موقعیت خود در انتخابات پارلمانی ماه فوریه آینده، تمام خطرات ناشی از حمله گسترده به نوار غزه را خواهد پذیرفت و به احتمال زیاد برای ساقط کردن دولت اسماعیل هنیه از قدرت، وارد عمل خواهد شد.

نتیجه یک حمله نظامی گسترده به نوار غزه غیر قابل پیش بینی است، اما اگر دولت آقای اولمرت موفق به سرنگونی دولت آقای هنیه شود، پیروزی قاطع حزب کادیما و متحد آن حزب کارگر، در انتخابات پارلمانی آینده تضمین خواهد شد، اما اگر حمله به نوار غزه با شکست یا ابهام در پیروزی همراه باشد، در آن صورت، پیروز قطعی انتخابات پارلمانی حزب راستگرای لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو خواهد بود.

با این همه، به نظر نمی‌رسد که حماس خواهان تحریک اسرائیل به حمله تمام عیار نظامی به نوار غزه باشد، از این رو، حتی اگر قصد تشدید حملات خود به شهرک‌های اسرائیلی را داشته باشد، آن را کاملا کنترل شده و محدود به اجرا خواهد گذاشت.

هدف از این حملات محدود، قاعدتا می‌تواند اقدامی در جهت تضعیف حزب کادیما و کارگر در انتخابات آینده و کمک غیر مستقیم به پیروزی حزب لیکود تعبیر شود، چرا که به نظر می‌رسد پیروزی احتمالی حزب لیکود، بهترین هدیه‌ای است که اسرائیلی‌ها می توانند به حماس تقدیم کنند.

با این حال، کمک غیر مستقیم حماس به پیروزی حزب لیکود در انتخابات اسرائیل ضرورتا به نفع این گروه اسلامگرا نخواهد بود چرا که چنین اقدامی، به جای آنکه دولت‌های عرب را در کنار حماس قرار دهد، ممکن است آنان را از رفتار این گروه بیش از پیش خشمگین سازد و این گروه را در معرض اتهام‌هایی چون نفوذ ایران بر ارکان تصمیم‌گیری آن قرار دهد، اتهام هایی که در روزهای اخیر نیز از سوی مصر علیه حماس مطرح شده است.

مطالب مرتبط