اکونومیست: حق و ناحق در جنگ غزه

غزه - عکس از اکونومیست
Image caption حملات اسرائیل به غزه به غیرنظامیان نیز آسیب رسانده است

هفته نامه اکونومیست چاپ لندن در شماره 3 ژانویه، در مطلبی به جنبه های مختلف خشونت های کنونی در غزه از جمله مقایسه اقدامات متقابل اسرائیل و حماس پرداخته است.

در مقاله که با عنوان "غزه: حق ها و ناحق ها" چاپ شده آمده است که با وجود ابعاد و شدت حملات اسرائیل علیه غزه و تصاویر تلویزیونی از رنج ساکنان غیر نظامی این منطقه، عملیات نظامی اسرائیل برای خاموش کردن موشک های حماس، هر چه هم که این عملیات قابل تقبیح باشد، غیر منتظره نیست و از مدت ها پیش قابل پیش بینی بود.

اکونومیست با یادآوری اینکه اسرائیل سه سال پیش شهرک های یهودی نشین در نوار غزه را برچید و نظامیان خود را از این منطقه خارج ساخت، می نویسد که گروه های فلسطینی از آن زمان تا کنون، هزاران موشک دست ساز و گلوله خمپاره را از فراز مرز به سوی هدف هایی در داخل اسرائیل شلیک کرده اند که اگرچه تلفات محدودی داشته، زندگی روزمره ساکنان بخش های وسیعی از جنوب این کشور را مختل کرده است.

اکونومیست یاد آور می شود که جنبش حماس از روز 19 دسامبر، که اصرار مصر برای تمدید آتش بس شش ماهه با اسرائیل را نادیده گرفت، تا آغاز حمله اسرائیل در روز 27 دسامبر، حدود سیصد موشک به سوی اسرائیل پرتاب کرد، و می افزاید که تا این حد، اظهارات مقامات اسرائیل که علت حملات خود را اقدامات تحریک آمیز حماس خوانده اند ادعایی کاملا بی پایه نیست.

اکونومیست می نویسد که البته می توان کنار گود نشست و گفت که از زمان خروج اسرائیل از غزه، تنها چند اسرائیلی در اثر موشک های فلسطینی کشته شده اند، اما باید در نظر گرفت که نمی توان در جهان دولتی را یافت که در زمانی که با انتخابات عمومی مواجه است، نسبت به موشک پرانی به سوی شهروندان خود، ولو موشک هایی کم اثر، بی تفاوت باقی بماند.

این هفته نامه اظهارات باراک اوباما را در جریان سفر به اسرائیل در ماه ژوئیه یادآور می شود که گفته بود "اگر شب هنگام که دختران من در خواب هستند، کسی به سوی خانه ما موشک پرتاب کند، من به هر اقدامی که در توان داشته باشم دست می زنم تا مانع او شوم و از اسرائیل هم جز این انتظاری نمی رود."

قبولاندن حقانیت حمله نظامی

در ادامه این گزارش آمده است که در ماه های اخیر، حماس موشک های پر قدرت تری را به طور قاچاق وارد غزه کرده و می تواند برخی از شهرهای اسرائیل را که قبلا دور از تیررس قرار داشت هدف قرار دهد و این وضعیت، یادآور شرایط در مرز شمالی با لبنان و تهدیدی است که حزب الله، یعنی گروهی که به نابودی اسرائیل متعهد است، با در اختیار داشتن موشک های قدرتمند تحویلی ایران متوجه شهرهای شمالی اسرائیل می کند و طبیعی است که اسرائیلیان مایل نباشند همین وضعیت در مرز غزه تکرار شود.

اکونومیست می افزاید که در عین حال، دولت اسرائیل نباید از موج محکومیت جهانی علیه حمله به غزه متعجب شود زیرا کمتر اتفاق می افتد که مردم با استفاده کنندگان از جنگنده های اف- 16 همدلی نشان دهند.

این هفته نامه می نویسد قبولاندن حقانیت یک حمله نظامی به افکار عمومی جهان، مستلزم برآورده شدن شرایط خاصی است که عبارتند از اینکه کشور آغاز کننده جنگ باید پیش از دست زدن به اقدام نظامی، تمامی راه های دیگر دفاع از خود را آزمایش کرده باشد، شدت و ابعاد حمله باید با هدف های مورد نظر متناسب باشد و سرانجام باید احتمال معقولی برای دستیابی به این هدف ها وجود داشته باشد در حالی که در هر سه مورد، استدلال توجیهات اسرائیل در دفاع از حمله به غزه چندان معتبر نیست.

اکونومیست می افزاید که اگرچه اسرائیل برای مدت های مدید با پرتاب موشک از غزه مواجه بوده، احتمالا تنها انگیزه حمله به غزه، توقف موشک پرانی نیست بلکه اسرائیل در صدد بوده است با تحریم اقتصادی این منطقه، تشکیلات حماس را تضعیف کند در حالی که همزمان، اقداماتی را برای بهبود شرایط اقتصادی کرانه باختری به اجرا گذاشته زیرا جنبش فتح، یعنی یک تشکل غیر دینی و انعطاف پذیرتر فلسطینی، اداره امور این بخش از سرزمین های فلسطینی را در دست دارد.

به نوشته این هفته نامه، هر چند اسرائیل می تواند بگوید که عملیات تحریک آمیز حماس باعث آغاز حملات اخیر شد، اما جنبش حماس نیز می تواند آغاز موشک پرانی را معلول اقدامات تحریک آمیز اسرائیل قلمداد کند.

از نظر تناسب ابزار نظامی با هدف های مورد نظر نیز، به نوشته اکونومیست، واقعیات موجود به اندازه کافی گویاست زیرا در خلال سه روز اول حملات اسرائیل، حدود سیصد و پنجاه فلسطینی جان خود را از دست دادند در حالیکه تنها چهار اسرائیلی در اثر اصابت موشک های حماس کشته شدند و نه فقط خرد متعارف، بلکه قوانین جنگ نیز به اسرائیل تکلیف می کند که تنها آن تعداد از نفرات دشمن را از پای در آورد که برای جلوگیری از وارد شدن تلفات به نیروهای خودی لازم است.

اکونومیست می افزاید که حماس در ورود به نبردی نابرابر، به کاری نابخردانه دست زد اما علاوه بر افراد مسلح حماس، دهها غیر نظامی و مامور پلیس فلسطینی نیز که نمی توان آنان را نفرات مسلح دشمن تلقی کرد، در اثر بمباران اسرائیل کشته شدند و اسرائیل باید در نظر داشته باشد که فلسطینیانی که امروز بمباران می کند برای همیشه همسایگان این کشور خواهند بود.

این هفته نامه می نویسد که در مورد کارآمد بودن این حملات هم اسرائیل باید آگاه باشد که، همانطور که جنگ سال 2006 با حزب الله نشان داد، مقاومت حماس باعث افزایش محبوبیت این گروه در میان فلسطینیان می شود و بعید است حملات کنونی باعث از پای درآمدن این گروه شود و به این دلیل نیز حماس، مانند حزب الله، ترجیح می دهد بدون توجه به عواقب حملات اسرائیل، به موشک پرانی خود ادامه دهد و اسرائیل را تحریک کند تا با اعزام نیروی زمینی به نوار غزه، درگیر جنگی دست و پا گیر در خیابان های شهر غزه و شهرک ها و اردوگاه های پر جمعیت آن شود.

لزوم آتش بس

اکونومیست می نویسد که بعید است اسرائیل به همین زودی درس هایی را که از جنگ لبنان گرفت فراموش کرده باشد و در واقع، یکی از دلایل عملیات کنونی علیه حماس جبران شکست نسبی در جنگ با حزب الله است.

به نوشته این هفته نامه، با توجه به خطر اتمی شدن ایران و افزایش نفوذ این کشور در لبنان و غزه، اسرائیل مایل است به دشمنان خود ثابت کند که کشور یهود هنوز می تواند بجنگد و در جنگ پیروز شود و دقیقا به همین دلیل نیز، ممکن است بیش از آنچه که تظاهر می کند، آماده قبول آتش بس باشد زیرا تا این مرحله، هواپیماهای اسرائیلی تمام هدف های مهم در غزه را نابود کرده اند و کسب دستاورهای بیشتر نظامی چندان آسان نیست، حال آنکه اگر آتش بس به توقف حملات موشکی حماس منجر شود، اسرائیل می تواند عملیات جاری را موفقیت آمیز بداند.

اکونومیست می افزاید که با وجود این، برقراری آتش بس به پا در میانی یک میانجی مناسب نیاز دارد حال آنکه باراک اوباما هنوز رئیس جمهوری آمریکا نشده و جورج بوش نیز تا کنون از خود علاقه ای به ایفای چنین نقشی نشان نداده است.

این هفته نامه توصیه می کند که زمان مناسب برای توقف درگیری فرا رسیده است اما برای اینکه آتش بس برای حماس هم قابل قبول باشد، باید پایان محاصره اقتصادی غزه در آن گنجانده شود که به نوبه خود، تحولی مثبت است زیرا مشکلات ساکنان غزه را کاهش می دهد و بهانه موشک پرانی را از حماس می گیرد.

اکونومیست می افزاید که پس از برقراری آتش بس، لازم است آقای اوباما تکه پاره های باقیمانده از فرآیند مذاکرات صلح خاورمیانه را جمع آوری کند زیرا اوضاع، آن گونه که به نظر می رسد، یاس آور نیست هر چند لازم است تمامی فلسطینیان، و نه صرفا تشکیلات مستقر در کرانه باختری رود اردن، در مذاکرات صلح شرکت کنند و برای این منظور، باید راهی یافت تا حماس نیز نظر خود را تغییر دهد و موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد.

این هفته نامه در پایان می نویسد: بمباران به تنهایی هرگز نمی تواند چنین تغییری در دیدگاه ها را در پی آورد.

مطالب مرتبط