موشکهایی که آرامش آوردند

محل فرود موشکی در اسرائیل که از لبنان شلیک شد
Image caption ابتدا این نگرانی وجود داشت این حادثه لبنان را نیز به جنگ بکشاند

حمله موشکی بامداد پنجشنبه به شمال اسرائیل و پاسخ اسرائیلیها به آن، در عمل به اطمینان خاطری تبدیل شد برای کسانی که نگرانند لبنان به صورت ناخواسته صحنه جنگی بر سر بحران فلسطینیان و اسرائیل شود.

از همان آغاز حمله اسرائیل به باریکه غزه، نگرانی در چهره لبنانیها موج می زد که مبادا این بحران دامنگیر آنان نیز بشود، اگرچه لبنانیها اطمینان داشتند که حزب الله با وجود همپیمانی اش با حماس حاضر نیست بار دیگر مستقیماً در حمایت از آنان علیه اسرائیل سلاح به دست بگیرد اما در کشوری که با وجود کوچکی اش، حکومت مرکزی کمتر تسلطی بر اوضاع دارد، بعید نبود که گروهی پیدا شود که با شلیک چند موشک به اسرائیل، امنیت کشورشان را در معرض تهدید قرار دهد.

خاستگاه این نگرانی کشف هشت موشک کاتیوشا در جنوب لبنان، درست در آستانه حمله اسرائیل به باریکه غزه بود، این موشکها در حالی کشف شدند که برای شلیک زمانبندی شده بسوی اسرائیل، آماده بودند؛ حزب الله بلافاصله هرگونه انتساب این موشکها را به خود تکذیب کرد و قرار دادن آنها را در جنوب لبنان توطئه ای از جانب اسرائیل برای توجیه حمله به جنوب لبنان یا گروهی دیگر دانست که از درگیری دوباره میان حزب الله و اسرائیل نفع می برد.

موضعگیری حزب الله برای افکار عمومی قابل قبول بود، حزب الله شهرت به این دارد که اگر اقدامی انجام دهد مسئولیت آن را می پذیرد و به قول خودشان "مثل بعضیها پشت دیگران پنهان نمی شود".

حزب الله یک بار به خاطر حماس جنگی را با اسرائیل آغاز کرد که اگرچه جایگاه و محبوبیت این گروه شیعی را در افکار عمومی جهان عرب، چه میان شیعیان و چه اهل سنت، بشدت بالا برد و از آنان قهرمان ساخت، اما حضور مستقیم نظامی شان را در جنوب لبنان از آنان گرفت و هزینه ای سنگین برای حامیانشان به بار آورد.

آگاهان بعید می دانند که ایران از ورود حزب الله به معرکه تابستان دو سال پیش در جنوب لبنان خشنود شده باشد و بخشی از اهداف سفر رئیس مجلس ایران به لبنان را در این راستا ارزیابی می کنند که ایران می خواهد اطمینان حاصل کند که حزب الله بار دیگر دست به درگیری مستقیم با اسرائیل نمی زند.

حزب الله هم از سرآغاز بحران جاری در غزه، روشن ساخت که علاقه ای به درگیری با اسرائیل ندارد، مگر اینکه هدف حمله قرار گیرد که در آن صورت قطعاً در صدد پاسخگویی برخواهد آمد.

فرماندهان نظامی اسرائیل هم بارها تصریح کردند که هیچ تمایلی به گشایش جبهه تازه ای در شمال کشورشان ندارند.

بامداد پنجشنبه هم که شمال اسرائیل هدف موشکهای کاتیوشا قرار گرفت، خود اسرائیلیها هم اذعان کردند که این نمی تواند کار حزب الله باشد.

البته هر دو طرف اگرچه در عمل بی میلی خود را به رویارویی آشکار ساختند اما از حرف کم نگذاشتند.

سیدحسن نصرالله، رهبر حزب الله در سخنرانی خود در روز عاشورا گفت از قول اهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل شنیده که گفته است: "امروز نوبت حماس است و فردا حزب الله"، او در پاسخ به این نقل قول گفت: "خیلی رک و ساده به صهیونیستها بگویم که اگر به سرزمین ما، به روستاهای ما، خانه ها و محله های ما بیایند، خواهند فهمید که آنچه در جنگ تموز (تابستان دو سال پیش) به آنها نشان دادیم چیزی در حد زنگ تفریح بود".

سخنان او تشویق و هیجان انبوه جمعیت عزاداران عاشورا را به همراه داشت که سخنرانی اش را بر صفحه عظیم تلویزیون در تجمعگاهی در محله جنوبی بیروت تماشا می کردند.

اما به هر حال حزب الله باید به نحوی انتظار حماس و فلسطینیانی را پاسخ دهد که چیزی بیش از حرف از متحد پرقدرتشان انتظار دارند.

پوشیده نیست که قاعدتاً کسی نمی تواند دور از چشم حزب الله در جنوب لبنان دست به تحرکی علیه اسرائیل یا هر هدف دیگری بزند، شلیک موشکهای بامداد پنجشنبه به اسرائیل هم بعید است که بدون اطلاع حزب الله بوده باشد، می توان این گونه به قضیه نگاه کرد که حزب الله چشمان خود را بر هم گذاشت تا گروهی احتمالاً فلسطینی بتواند چند موشک کاتیوشا به اسرائیل شلیک کند، در شرایطی که هم اسرائیل و هم حزب الله خیال همدیگر را تا حدود زیادی نسبت به عدم درگیری راحت کرده بودند، پذیرفتن خطر چنین اغماضی می توانست توجیه داشته باشد.

بخشی از اسباب خاطر جمعی را هم احمد جبرئیل، رهبر گروه چپگرای جبهه خلق برای آزادی فلسطین (شاخه فرماندهی کل) فراهم آورده بود، او پنج روز پیش از شلیک موشکها گفته بود که گروهش جبهه تازه ای علیه اسرائیل خواهد گشود، جبهه تازه هم جز جنوب لبنان نمی تواند باشد.

اما "جبهه تازه" چیزی در این حد بود که سقف آشپزخانه یک خانه سالمندان در شهر نهاریه در شمال اسرائیل را سوراخ کرد، زخمیهای حمله هم جراحتشان ناشی از زمین خوردن و از پله افتادن بود و نه انفجار و ترکشهای ناشی از آن، موشکهای دیگر هم به مناطق غیرمسکونی برخورد.

پاسخ اسرائیلیها هم در همین حد بود که توپخانه شان به صورت خودکار محل شلیک را شناسایی و هدف آتش قرار داد، بدیهی است که شلیک کننده ها هم با آگاهی از چنین واکنشی همیشه بلافاصله پس از شلیک محل را ترک می کنند، گلوله های توپهای اسرائیل هم به کسی اصابت نکرد.

وقتی خبر حمله موشکی به شمال اسرائیل و واکنش اسرائیلیها مخابره شد فضائی از نگرانی نسبت به بروز جنگ تازه ای در لبنان، فضای منطقه را در برگرفت اما وقتی مردم دیدند که اسرائیلیها برخلاف معمول همیشه، واکنش نامتناسبی نشان ندادند، آرامش خاطر به فضا بازگشت، آرامشی که به نظر می رسد عمیقتر و باثبات تر از آن چیزی باشد که پیش از حمله موشکی در عده ای وجود داشت.

اگرچه هیچگاه نمی توان احتمال بروز حادثه ای پیش بینی نشده و بروز جنگ را در منطقه ای چنین متزلزل رد کرد اما رد و بدل آتش در بامداد پنجشنبه میان شمال اسرائیل و جنوب لبنان، دست کم این نفع را داشت که تا حدود زیادی از نگرانیها کاست، شاید کسانی هم خوشحال شده باشند که توانستند حداقل بخش کوچکی از خشم خود نسبت به اقدامات اسرائیل در غزه را با شلیک موشک خالی کنند، حزب الله هم با دادن اجازه چنین اقدامی به آنان بخشی از توقعاتی را که نسبت به آن وجود دارد برآورده کرد.

کاتیوشاهای بامداد پنجشنبه آزمونی بودن برای ثبات منطقه و محکی برای نشان دادن اینکه حزب الله و اسرائیل به عنوان دو دشمن همدیگر را خوب می شناسند، آزمایشی که هزینه آن را فقط دو پیرمرد اسرائیلی دادند که ناچار شدند روز خود را به جای خانه سالمندان در بیمارستان سپری کنند.

مطالب مرتبط