چه سرنوشتی در انتظار نتانیاهو است؟

Image caption آقای نتایناهو با تاکید بر آنچه تهدید ایران می‌نامد، تلاش خواهد کرد تا افکار عمومی را علیه خودداری حزب کادیما از حضور در دولت تحت رهبری وی برانگیزد

پس از آنکه تعدادی از احزاب راستگرا و مذهبی اسرائیل که بیش از نیمی از کرسی‌های نمایندگی مجلس این کشور را در اختیار دارند، از نخست وزیری بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود حمایت کردند، شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل از آقای نتانیاهو خواست که دولت آینده را تشکیل دهد.

اینک آقای نتانیاهو در پی جلب نظر رهبران احزاب کادیما و کارگر برای پیوستن آنها به دولت ائتلافی تحت رهبری وی است، اما زیپی لیونی رهبر حزب کادیما تصریح کرده است که در دولت تحت رهبری حزب لیکود شرکت نمی‌کند و ایفای نقش اپوزیسیون را در برابر دولت آینده ترجیح می دهد.

خانم لیونی شرکت در دولت آقای نتانیاهو را زیر پا گذاشتن «ایدئولوژی» حزب کادیما می‌داند و حزب لیکود را به بی‌اعتنایی به روند صلح با فلسطینی‌ها متهم می‌کند.

با این حال، آقای نتانیاهو همچنان بر تشکیل دولتی فراگیر با حضور احزاب کادیما و کارگر اصرار دارد و عدم تشکیل دولت وحدت ملی در زمان نخست وزیری‌اش در سال‌های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ را اشتباهی بزرگ در زندگی سیاسی خود می‌داند.

بنیامین نتانیاهو با تاکید بر اینکه اسرائیل از جانب ایران و گروههای هم پیمان آن در لبنان و سرزمین‌های فلسطینی تهدید می‌شود، از خانم لیونی و اهود باراک رهبر حزب کارگر می خواهد که اختلافات خود با احزاب راستگرا را کنار بگذارند و برای مقابله با تهدید مورد ادعای وی، در یک دولت وحدت ملی شرکت کنند.

خانم لیونی قرار است به زودی با آقای نتانیاهو دیدار و گفتگو کند، اما اینکه این دیدار به توافق آنها برای تشکیل دولت وحدت ملی منجر شود، نا معلوم است.

قاعدتا اگر خانم لیونی بر پاسخ منفی خود برای شرکت در دولت تحت رهبری آقای نتانیاهو اصرار ورزد، رهبر حزب لیکود چاره‌ای جز تشکیل دولتی با حضور احزاب راستگرای افراطی و مذهبی نخواهد داشت.

حتی آویگدور لیبرمن رهبر حزب یزرائیل بیتینو (اسرائیل خانه ما) هم اذعان می‌کند که دولتی مرکب از احزاب راستگرا و مذهبی با اکثریت ۶۵ نماینده در مجلس بسیار بی‌ثبات و شکننده خواهد بود و از همان ابتدای کار خود با جنگ بر سر ارقام بودجه و تهدید به رای عدم اعتماد در مجلس از سوی احزاب کوچک مواجه خواهد شد.

از همین رو، آقای لیبرمن شرط حمایت از نخست وزیری آقای نتانیاهو را جلب موافقت حزب کادیما برای حضور در دولت اعلام کرده هر چند که گفته می‌شود، این شرط را به عنوان خط قرمز مطرح نکرده است.

با این حال، تشکیل دولتی از احزاب راستگرای افراطی و مذهبی مشکل بزرگ دیگری نیز دارد و آن منزوی شدن سریع آن در سطح جامعه جهانی و اصطکاک جدی آن با دولت باراک اوباما رئیس جمهور آمریکاست.

آقای اوباما پیشبرد طرح تشکیل دو کشور در کنار هم را برای حل بحران خاورمیانه در دستور کار خود دارد و این در حالی است که هیچ تردیدی نسبت به مقابله یک دولت راست افراطی در اسرائیل با چنین طرحی وجود ندارد.

با توجه به این نوع مشکلات فراروی آقای نتایناهو برای تشکیل دولتی راستگرا و مذهبی، خانم لیونی به اهمیت نقش حزب متبوع خود برای تشکیل دولتی فراگیر از سوی رقیب لیکودی خود واقف است و بنابراین به راحتی مشکل گشای رقیب خود نخواهد شد.

از نگاه خانم لیونی، اگر آقای نتانیاهو به تشکیل دولت راستگرای افراطی و مذهبی اقدام کند، به زودی دولتش سقوط خواهد کرد و این به سود احزاب میانه و چپ بخصوص حزب کادیما خواهد بود.

اما اگر آقای نتانیاهو برای پرهیز از تشکیل دولت راستگرا و مذهبی، نیازمند حمایت کادیما و کارگر است، به زعم خانم لیونی، چرا وی نباید به دولتی تحت رهبری حزب کادیما تن دهد؟

در واقع به نظر می‌رسد که خانم لیونی با سرسختی خود در مقابل ائتلاف با آقای نتانیاهو، رهبر حزب لیکود را عملا بر سر دو راهی تشکیل دولت راست افراطی و یا حضور در دولت وحدت ملی به رهبری حزب کادیما قرار داده است.

قاعدتا آقای نتایناهو با تاکید بر آنچه تهدید ایران می‌نامد، تلاش خواهد کرد تا افکار عمومی را علیه خودداری حزب کادیما از حضور در دولت تحت رهبری وی برانگیزد، اما اگر خانم لیونی توان خنثی کردن فشار افکار عمومی را داشته باشد، در انتظار خواهد ماند که یا شاهد سقوط دولت راست افراطی آقای نتانیاهو در صورت تشکیل چنین دولتی باشد و یا اینکه آقای نتانیاهو حاضر به تشکیل دولت وحدت ملی تحت رهبری خانم لیونی شود.

از این رو، زمان به نفع خانم لیونی است و بر خلاف ظاهرا اوضاع، او شانس بیشتری برای نخست وزیری اسرائیل دارد تا آقای نتانیاهو، هر چند که در یک تصویر کلی، تشکیل دولت با ثبات در اسرائیل تحت رهبری هر کدام از احزاب کنونی، کاری است بسیار دشوار.

مطالب مرتبط