اوباما: پایان سیاست مبهم افغانستان؟

"شش میلیون کودک در افغانستان به مدرسه میروند و 85 درصد مردم این کشور به نوعی خدمات بهداشتی دسترسی دارند."

این جمله ای بود که در بیشتر سخنرانی های مقامات دولت پیشین آمریکا از جمله جورج بوش و کاندولیزا رایس و مقامات دولت افغانستان به تکرار شنیده میشد تا ثابت کنند که جنگ علیه تروریسم و تلاش های بین المللی در افغانستان نتایج مثبتی به دنبال داشته است.

اما واقعیت گرایی بی پروا نسبت به وضعیت افغانستان و به ویژه پاکستان، از مشخصه های بارز استراتژی جدید آمریکا در قبال افغانستان و پاکستان است که باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، آن را اعلام کرده است.

در سند علنی شده این استراتژی به صراحت گفته شده است که شبکه القاعده و دیگر گروه های تندرو در پاکستان در حال برنامه ریزی حملات تروریستی در آمریکا، پاکستان، افغانستان، اروپا و دیگر متحدین آمریکا در خاورمیانه هستند.

این سند هشدار داده است: "توانایی تندروهای مستقر در پاکستان برای تضعیف افغانستان امری ثابت شده است... تهدیدی که از سوی القاعده بر آمریکا متصور است، احتمال این که تندروها مواد اتمی به دست بیاورند، کاملا واقعیست."

استراتژی جدید آمریکا می پذیرد که هیچ راه حل فوری برای افغانستان و پاکستان وجود ندارد و خطر ناکامی آمریکا در منطقه و پیامدهای گسترده آن بسیار جدی ست.

استراتژی جدید

اعزام نیروهای کمکی به افغانستان، سهم گیری بیشتر در کمکهای غیرنظامی و تخصصی، تمرکز بر آموزش نیروهای مسلح افغان و اعزام مربیان نظامی به این منظور، تقویت نهادهای دولتی افغانستان و پاکستان، کمک های مالی پنج ساله به پاکستان و افغانستان، ایجاد یک گروه تماس و تشویق همکارهای منطقه ای و تلاش برای تفکیک اعضای میانه رو و تندور طالبان، خطوط اصلی این استراتژیست که از قبل معلوم و حتی در مواردی (مانند طرح اعزام 17 هزار سرباز اضافه به افغانستان) از قبل عملی شده بود.

با این حال، استقبال بسیاری از رهبران سیاسی جهان از جمله رهبران افغانستان و پاکستان از این استراتژی نشان داد که آمریکا تاچه حد به بازنگری عملکرد خود نیاز داشت تا بتواند به سیاست مبهم و متناقض خود در منطقه پایان دهد.

جوانب نظامی و غیرنظامی

تاکید بر تلاش های غیرنظامی در استراتژی جدید آمریکا در افغانستان و پاکستان، از مشخصه های اصلی دیگر است.

هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در نامه ای به نهادهای مربوط به این وزارتخانه تصریح کرده است که وظایف محول شده به وزارت خارجه و آژانس توسعه بین المللی امریکا بخش بزرگتر استراتژی جدید را تشکیل می دهد.

وزیر امور خارجه امریکا در این نامه نوشته است: "تغییر عمده در این استراتژی تاکید بر تلاشهای دیپلماتیک و غیرنظامی برای کسب اهداف آمریکا در افغانستان و پاکستان است و به این معناست که متخصصان غیر نظامی بیشتری عملا به کار مشغول خواهند شد، دیپلماسی منطقه ای وسیعتری دنبال میشود و توجه و تمرکز بیشتر و پایدار بر واشنگتن و نه بر پنتاگون خواهد بود."

وزیر امور خارجه آمریکا در نامه خود تصریح کرده که باید تغییرات عمده ای در مدیریت منابع و کمک های خارجی به وجود آید و گفته که ریچارد هالبروک، نماینده آمریکا در امور افغانستان و پاکستان، نقش اصلی را در نظارت بر تلاش های غیرنظامی استراتژی جدید به عهده خواهد داشت.

همکاری منطقه ای

ایده همکاری های منطقه ای در مورد افغانستان اولین بار به صورت جدی توسط ژنرال دیوید پتریوس در اکتبر سال 2008، همزمان با ارتقاء او به فرماندهی کل نیروهای آمریکایی در آسیای میانه و خاورمیانه، مطرح شد. اکنون همکاری های منطقه ای در مورد افغانستان یکی از مهمترین عناصر استراتژی جدید باراک اوباما در پاکستان و به ویژه در افغانستان به شمار می آید.

آقای اوباما در سخنرانی اعلام استراتژی جدید به کشورهای مختلفی از جمله ایران، هند، روسیه، چین، کشورهای حوزه خلیج فارس را اشاره کرد و خواهان همکاری آنها در رابطه با افغانستان شد.

برخی از کشورهای که باراک اوباما از آن در سخنرانی خود نام برد، جمعی نامتجانس از کشورهاییست که از یک سو در افغانستان منافع متناقض دارند و از سوی دیگر، بیشتر آن ها چندان بی میل نیستند که آمریکا را در مخمصه ببینند.

به عنوان نمونه، ایران حضور امریکا در افغانستان را عامل اصلی مشکلات میداند و جلب حمایت سیاسی ایران از استراتژی جدید خالی از دشواری نخواهد بود.

هند از نفوذ درحال افزایش خود در افغانستان به عنوان یک اهرم فشار بر ضد پاکستان استفاده میکند. آمریکایی ها، عناصری از سازمان استخبارات پاکستان - آی اس آی - را متهم به حمایت از طالبان و القاعده میکنند و با توجه به احساسات ضد آمریکایی در بیشتر کشورهای عربی اسلامی (بخصوص در رابطه با حمله اخیر اسراییل به غزه) طبیعی هست که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس میل چندانی به همکاری با امریکاییها در سطحی جدی نداشته باشند.

اگرچه چارچوب یا مکانیزم مشخصی برای همکاریهای منطقه ای اعلام نشده است، اما بعید به نظر میرسد که ایجاد چنین همکاری هایی به سادگی میسر و یا موثر در وضعیت افغانستان باشد.

چالش پاکستان

باراک اوباما در سخنرانی خود بیشترین تاکید را بر وضعیت پاکستان داشت، جایی که به گفته او القاعده در حال طرح ریزی حملات خود بر امریکا و متحدین آن است.

به نظر میرسد که حملات هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی به مواضع طالبان در مناطق قبایلی پاکستان ادامه و حتی گسترش یابد.

از سویی نیز، باراک اوباما از کمک سالانه یک و نیم میلیارد دالری به پاکستان در پنج سال آینده صحبت کرد و البته آنرا مشروط به برخورد جدیتر پاکستان بر ضد تندروان در این کشور ساخت.

اما این کمک، بیشتر از کمک های نظامی و غیرنظامی اداره پیشین امریکا به پاکستان نیست. جورج بوش، از سال 2002 تا 2008 یعنی در ظرف شش سال، با هدف تشویق پاکستان به مبارزه جدی بر ضد تندروان، بیش از یازده میلیارد دلار به این کشور کمک نظامی و غیرنظامی کرد؛ بدون آن که منجر به آن شود که دولت نظامی سابق پرویز مشرف، و یا دولت آصف علی زرداری، جدیتی را که آمریکا انتظار داشت، در مبارزه بر ضد تندروان به کار برند.

به نظر برخی از کارشناسان، مشکل اصلی در استراتژی جدید اوباما در قبال پاکستان موضوع کمک های غیرنظامی و نظامی آمریکا به این کشور نیست، بلکه عدم اطلاع از سیاست پاکستان است.

واقعیت امر این است که انتظار برخورد جدی داشتن از دولت غیر نظامی پاکستان بر ضد افراط گرایان تصوریست که میتواند غیرعملی باشد، چرا که حکومت غیر نظامی پاکستان برای بقای خود به شدت وابسته به حمایت مردم این کشور است.

برخورد جدی دولت پاکستان با ستیزه جویان، به ویژه گروه هایی اسلامگرا، که درمیان مردم مذهبی پاکستان، هوادارانی دارند، اقدامی نامحبوب به شمار می آید و در نتیجه میتواند مخالفت های داخلی بر ضد دولت غیرنظامی پاکستان را تحریک کند.

گذشته از آن، با توجه به ساختار قدرت در پاکستان، دولت غیر نظامی این کشور در شرایطی نیست که بتواند سازمان اطلاعات این کشور - آی اس آی - را کنترل کند و تا زمانی که مناقشه پاکستان با هند بر سر کشمیر و دیگر اختلافات آنها از طریق سیاسی حل نشده باشد، بعید به نظر میرسد که سازمان جاسوسی و ارتش پاکستان دست از حمایت تندروی اسلامی بردارند.

هنوز برای حداقل عناصری از سازمان اطلاعات پاکستان موضوع کشمیر در محور سیاست خارجی پاکستان قرار دارد. در این چارچوب، حمایت از تندروی اسلامی، حربه ایست که برخی از رهبران سیاسی و نظامی پاکستان به صورت غیر رسمی از آن به عنوان "عمق استراتژیک" در برابر افغانستان و هند یاد میکنند.

مطالب مرتبط