اسرائیل یا جهان عرب، کدام با ایران دشمن تر اند؟

با گذشت پنج روز از دستگیری حدود 50 نفر در مصر به اتهام همکاری با جنبش حزب الله لبنان، جنگ لفظی بین مصر و اسرائیل از یک سو و حزب الله، حماس و ایران از سوی دیگر شدت گرفته است.

امروز شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل باری دیگر ایران را به تلاش برای تسلط یافتن بر خاور میانه متهم کرد.

شیمون پرز ابتدا از اینکه درگیری بین مصر و حزب الله بدون دخالت اسرائیل در جریان است ابراز خوشنودی کرد و بعد نوک حمله خود را متوجه ایران کرد و گفت جنگ بین خاور میانه عرب سنی و اقلیت ایرانی که، به گفته او، می خواهد بر آن تسلط یابد غیر قابل اجتناب است. آقای پرز ایران را متهم به داشتن اهداف استعماری در خاور میانه کرد و مدعی شد دنیا نهایتا ً به این جمع بندی او خواهد رسید.

اظهارات آقای پرز تحلیل دیروز روزنامه اسرائیلی هاآرتض را تائید می کند که نوشته بود این بحران برای اسرائیل یک تسکین محسوب می شود، چون می تواند به افزایش همکاری های امنیتی کشورهای منطقه با اسرائیل منجر شود.

مصری ها البته به حرارت اسرائیلی ها انگشت اتهام را به سوی ایران نگرفته اند، اما در مطبوعات دولتی مصر و در اظهارات مقامات مصری هیچ ملاحظه ای در محکوم کردن سیاستهای منطقه ای ایران، و متهم کردن ایران به استفاده ابزاری از احساسات مردم منطقه دیده نمی شود.

به عنوان مثال حسام زکی، سخنگوی وزارت خارجه مصر در مصاحبه با شبکه خبری العربیه گفت "شما راجع به کشوری صحبت می کنید که با سروشت و خون مردم بی گناه منطقه بازی می کند." با این حال آقای زکی در پاسخ به این سوال که آیا مصر تعقیب قضایی ایران را هم در این ماجرا مد نظر دارد، پاسخ منفی داد.

سخنگوی وزارت خارجه مصر به اظهارات آقای لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی واکنش نشان می داد که روز گذشته در واکنش به خبر دستگیری افراد متهم به همکاری با حزب الله در مصر گفته بود "این سناریوی عقب افتاده سیاسی برای تاثیر گذاری بر انتخابات پیش رو در لبنان و جبران خدشه حیثیتی به دولت هایی است که در ماجراجویی رژیم صهیونیستی در غزه متهم به همکاری با صهیونیست ها بودند."

با این حال دولت ایران به این ادعاهای جدید مطرح شده توسط دولتهای اسراییل و مصر پاسخ نداده است.

اما واقعیت این است که حتی اگر آقای لاریجانی و یا هر مقام ایرانی دیگر در این باره مطلقا ً اظهار نظری نمی کردند، باز توپخانه تبلیغاتی کشورهای عرب منطقه احتمالا به سوی ایران هدف گیری می شد، همینطور که دیدیم حتی قبل از اظهارات آقای لاریجانی، روزنامه جریده کویت مدعی شد که یک افسر سپاه پاسداران ایران هم در بین بازداشت شدگان حزب الله در مصر است، و به نظر می رسد که ظاهرا ً کشورهای عربی اکنون در متهم کردن ایران با اسراییل مسابقه گذاشته اند.

در این اوضاع و احوال، برخی تحلیلگران ایرانی این سوال را مطرح کرده اند که سه دهه تلاش ایران برای ادغام در امت اسلامی، سرمایه گذاری روی سازمان کنفرانس اسلامی یا حتی فراتر رفتن از پروتکلهای دیپلماتیک برای جلب نظر همسایگان عرب (مثل مورد اخیری که در خصوص بحرین پیش آمد) و صرف مبالغ زیادی در امور خیریه در برخی کشورهای اسلامی، واقعا ً چه دست آوردی داشته است؟

در پاسخ، دولتمردان ایران می گویند توانسته اند در بین مردم عادی بلوک عرب محبوبیتی کسب کنند. این پاسخ تا اندازه ای، حداقل در خصوص شخص آقای احمدی نژاد صحیح است و گفته شده که مردم "کوچه بازار" در جهان عرب به ایران به عنوان کشوری مقتدرتر و عملگراتر در مقابل اسراییل نگاه می کنند. اما باز منتقدین معتقد اند در منطقه ای که افکار عمومی عملا تاثیری در خط مشی دولتها ندارد، محبوبیت یک شخصیت سیاسی ایرانی در بین مردم کوچه و بازار الزاما ً شاید دستاورد دیپلماتیک مهمی محسوب نشود.

به هر حال این بحران نشان می دهد که رقابتی استراتژیک بین بخشی از بلوک عرب و دایره تمدنی ایران وجود دارد و تبعات این رقابت از صحرای سینا تا شمال پاکستان، جنوب افغانستان و آسیای مرکزی نیز کشیده شده است. دولت اسراییل هم، آن طور که شیمون پرز امروز بیان کرد، از این رقابت به شدت خوشنود است.

مطالب مرتبط