به روز شده:  13:37 گرينويچ - شنبه 18 آوريل 2009 - 29 فروردین 1388

"دنیا عوض شده است، پدر!"

«عینک سازیها هم دویدند تا از قافله مد و زیبایی عقب نیفتند!»

شاید این یک اصل طبیعی باشد که هر وقت یک آدم با هوش و زرنگ در میدان چشم بندی و کلاهبرداری،آن قدر از خود راضی بشود که باد غرور توی مغزش بپیچد و چشم عقلش را تاریک بکند، همان هوش و زرنگی بالاخره پاپیچ خودش می شود.

حالا یک نفر باهوش زرنگ از خود راضی را بکنید هشتاد میلیون، می شود ملت آلمان در عهد "حکم بر فلک و ناز بر ستاره ای" هیتلر، و بعد هم بکنیدش هفت میلیارد، می شود دنیای شیر تو شیر تجارت امروز!

برنامه این هفته را اینجا بشنوید

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

تازه ترین نسخه "فلش" اینجا قابل دریافت است

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"


پنجاه شصت سال پیش، دید چشمهات تغییر کرده بود، نسخه چشم پزشک را بر می داشتی، با خیال راحت می رفتی به عینک سازی "آلمانی" در خیابان لاله زار نو، و اطمینان داشتی که به مطمئن ترین جا رفته ای. امتحان کرده بودی و دیده بودی راست می گویند که این زن و شوهر میانه سال آلمانی، که لابد از بد حادثه به ایران پناه آورده بودند، کارشان ذرّه ای نقص ندارد.

«هیتلر: آدم از خود راضی ای که باد غرور توی مغزش پیچید و از عاقبت کار خبر نداشت!»

یک مغازه کوچک، عقب مغازه پستوی کارگاه، و چند تا جعبه آینه برای انواع دوره، دسته، زه، یا قاب عینک، که همان "فریم" (frame) انگلیسی باشد. تمام شد و رفت.آنچه برای تو مهم بود و آقا و خانم آلمانی هم همان را مهم می دانستند، این بود که قاب عینک از حیث اندازه و شکل به صورتت بخورد و شیشه هاش دقیق باشد. رفته بودی عینک سازی، عینک بگیری که دنیا را درست ببینی. نرفته بودی سالن مد و زیبایی که وقتی از آنجا بیرون آمدی، دنیا همه کارهایش را بگذارد کنار که تو را تماشا کند!


این درست همان وضعی است که حالا برای عینک سازیهای لندن، و لابد هرجای دیگر دنیا که نخواسته است از قافله "مد و زیبایی" عقب بماند، پیش آمده است!

عینک سازیهای معروف و زنجیره ای، درندشت، دهها جعبه آینه بی آینه به دیوارها، بالای هر ردیف از آنها تصویر یک زن جوان خوشگل مرد فریب و تصویر یک مرد جوان خوشگل زن فریب، عینک یکی از دهها شرکت معروف "مد و زیبایی" به چشمهای افسونگر سالمشان، که اصلا احتیاجی به عینک طبی ندارد: کریستین دیور، شانل، کلوین کلاین، نینا ریچی، و دهها شرکت دیگر، که بیشتر آنها، اگر به گذشته شان نگاه کنی، کارشان را با عطر و اودکلن شروع کردند، بعد کراوات و بعد پیرهن و بعد کیف دستی و بعد شلوار جین و بعد انواع پوشاک، و خلاصه هر چیزی که یک زن و مرد جوان وقتی از خانه بیرون آمدند، می توانند با آن پُز بدهند و، نمی دانم چرا، به همه ثابت کنند که از قافله "مد و زیبایی" عقب نیستند. ولی آخر این شرکتهای "مد و زیبایی" به عینک طبّی چه کار داشتند؟

«این قاب عینکها فقط به درد جوانهایی می خورد که می خواهند زیبایی صورتشان را تکمیل کنند!»


رفته ای به یکی از عینک سازیهای معروف و درندشت، هر عینکی به چشمت گذاشته ای می بینی جای شیشه اش آن قدر کوچک و باریک است که به درد عینک یک دید هم نمی خورد، چه رسد به عینک دو دید و ته استکانی تو. بعد از یک ساعت وقت تلفن کردن، یکی از کارکنان عینک سازی را با التماس صدا می کنی و با التماس ازش می خواهی که به حرفت گوش بدهد و به او می گویی: "عینک طبّی بیشتر مال آدمهای مسنّ است، اما همه این قاب عینکهای شما فقط به درد جوانهایی می خورد که می خواهند زیبایی صورتشان را تکمیل کنند! پس ما پیرها چه کنیم؟

ما پیرها که قاب عینک طّبی می خواهیم، از همان قاب عینکهایی که پنجاه شصت سال پیش شرکت زایس آلمان (Zeiss) می ساخت؟" در جواب می گوید: "زایس هم حالا دیگر از آن قابها نمی سازد. دنیا عوض شده است، پدر! اگر مد و زیبایی را در نظر نگیرند، ورشکست می شوند!"

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.