به روز شده:  15:28 گرينويچ - جمعه 05 ژوئن 2009 - 15 خرداد 1388

"فقط محض خنده!"

خسته از زندگی و دمغ از روزگار، در صف دراز اتوبوس.

انگلیسیها یک کلمه دارند که مثل خیلی از کلمه های هر زبانی به هیچ زبان دیگری با یک کلمه قابل ترجمه نیست. بهتر است برای معرّفی این کلمه عجیب یک صحنه از زندگی روزمرّه مردم اینجا را بگویم و بشنوید و جلو چشمتان بیاورید و ببینید چه احساسی به شما دست می دهد.


خسته از زندگی و دمغ از روزگار، توی صف دراز اتوبوس ایستاده ای، می بینی تا اتوبوس می رسد، یارو که تازه از راه رسیده است، با کمال پر رویی یکراست می دود سر صف و پیش از همه سوار می شود.

برنامه این هفته را اینجا بشنوید

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

تازه ترین نسخه "فلش" اینجا قابل دریافت است

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"


تو که ایرانی هستی، خونت به جوش می آید و داد می زنی که: "آهای جوان!، چرا نمی روی ته صف وایستی؟ یک ذرّه احترام برای هیچکس قائل نیستی؟" ولی اینها را به کی داری می گویی؟ یارو سوار شده است و رفته است و تو مانده ای و نگاههای عجیبی که مسافرهای انگلیسی توی صف به تو می کنند!

اصلاً به آن یارو کار ندارند. از تو تعجّب کرده اند و حالا دارند با نگاهشان به تو می گویند: "بیخود چرا خونت را کثیف می کنی! کمی Tolerance داشته باش!" امّا هیچکس یک کلمه حرف از دهنش در نمی آید. تو که ازشان نخواسته بودی انقلاب بکنند! اقلاً می توانستند اعتراض بکنند!

بیرقهای چند تایی از آن 195 کشور دنیا که عضو ساز ملل به اصطلاح متحد هستند و از شهروندهای حدود 170 تاشان عده ای مهاجر در بریتانیا زندگی می کنند.


نخیر، انگلیسی Toleranceدارد. حالا بگذار یک نفر هم پُر رویی کند و خجالت سرش نشود. آدم اگر بخواهد با الاغ دهن به دهن بشود، باید عرعر کند! یعنی من که انگلیسی نیستم و Tolerance ندارم، از الاغ تنه خوردم، دارم با لگد پسش می دهم! حالا این که چیزی نیست.

Tolerance می خواهی، به اطرافت نگاه کن. این کلیسا، این مسجد، این کنیسه، این آتشکده، این بُتخانه، اینها هم معبدهای هفتاد و دو ملت دیگر، و این هم کشیشی که تو برنامه این ایستگاه تلویزیون دارد درباره پسر خدا حرف می زند، آن هم استاد دانشگاهی که تو برنامه آن ایستگاه تلویزیون دارد با امنیت خاطر منکر وجود خدا می شود! می گویی: "آخر، چه طور ممکن است؟" می گویم: "اگر Tolerance داشتی، همچین سؤالی نمی کردی!


آماری حرف بزنیم، می گویند دنیا 195 کشور دارد و از حدود 170 تاشان عده ای مهاجرِ مقیم بریتانیا هستند، و الآن هم از هر چهارتا بچّه ای که اینجا به دنیا می آیند، یکیشان یا پدرش خارجی است، یا مادرش، یا هردوشان. حالا اگر آمریکا این طور باشد، تعجّبی ندارد، چون هم اصلاً سرزمین مهاجرهاست، هم ثروتمندترین کشورهای دنیا. اما هرجور حساب بکنی، می بینی بریتانیا Tolerance اش بیشتر از ثروتش است، و از آب و هوایش هم که چی بگویم!

یک صحنه از برنامه "فقط محض خنده" که در آن بازیگری خود را در زیر یک مستراح عمومی جاسازی شده قایم کرده است و هر عابری که در مستراح را برمی دارد، با دست درازشده او مواجه می شود!


تلویزیون، اینجا برنامه ای دارد، به اسم "فقط محض خنده". توی این برنامه مردم رهگذر را دست می اندازند و مچل می کنند، و بعد که یارو دیگر باید از کوره در برود و خون راه بیندازد، دوربین فیلم برداری را نشانش می دهند و یارو، عوض اینکه بیخ خرِ طرف را بگیرد و خفه اش کند که چرا این طور دستش انداخته است، از خنده روده بُر می شود.

من اسم این برنامه را گذاشته ام "Tolerance سنج". بله، این کلمه Tolerance را نمی شود گفت برابر با یکی از کلمه های تحمل، مدارا، سازگاری، آزاده منشی، تسامح، تساهل، اباحه، حلم، بردباری، بی تعصّبی، آسانگیری، اغماض، نرمی، ملایمت، چشم پوشی، جوانمردی، پر طاقتی، شکیبایی، سلوک، مماشات، مواسا و امثال اینهاست، امّا می شود گفت همه اینهاست با هم. این تاریخ و فرهنگ این جامعه است که این همه معنی را بار این کلمه کرده است: Tolerance !



BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.