انتخابات پارلمان اروپا: گرایش مردم به راست

پارلمان اروپا
Image caption پارلمان اروپا

نتیجه نهایی انتخابات پارلمان اروپا که صبح دوشنبه در 27 کشور عضو اتحادیه اروپا منتشر شد، حاکی از دور شدن شمار بزرگی از مردم این قاره از حزب های سوسیالیست و متمایل به چپ و روی آوردن تقریبا یکپارچه آنها به طیفی از افکار راست گرایانه است. ولی چرخش مردم به "راست" دارای اهداف و انگیزه های کاملا متفاوتی است.

در نگاه اول، این تغییرِ جهت در تضاد کامل با گسترش افکار مخالف سرمایه داری آزاد و بی بند و بار در میان مردم اروپا است که در اثر سقوط بازار پول و سرمایه و رکود اقتصادی حاصل از آن، بی اعتبار شدن بانک ها، ورشکستگی صنایع بزرگ و بیکاری روز افزون به همراه آورده است.

فاش شدن عمق فساد مالی ناشی از نبود هرگونه نظارت بین المللی بر معاملات چند صد میلیارد دلاری در آنچه که بازار آزاد جهانی نام گرفت، اکنون مایه اصلی رشد افکار ملی گرایانه در درون کشورهای عضو اتحادیه اروپا شده است. اتحادیه ای که بر اساس پیمان رم ، نخستین منشور و اساسنامه خود، کشورهای عضو را یک بازار شناخته و حق یافتن کار و پیشه در تمام اتحادیه را از حقوق اصلی شهروندان آن می داند.

ولی اکنون، با رکود کم سابقه اقتصادی در اروپا، آمریکا و باقی دنیای صنعتی و گسترش سریع میزان بیکاری، و هر روز محدود تر شدن حقوق بازنشستگی که امنیت مالی افراد شاغل را هم تضمین نمی کند، جای تعجب نیست که افکار ملی گرایانه و تاکید بر الویت دادن به حمایت از اقتصاد ملی، آرمان های منطقه ای را به عقب براند، چه رسد به اهداف قاره ای یا حتی جهانی.

تضادها

با این وجود، پیروزی یا شکست حزبهای اروپایی در انتخابات برای پارلمان استرازبورگ را باید بیشتر در قالب سیاستهای داخلی آنها دید و سنجید. بطور مثال، اشتباه خواهد بود اگر علت شکست بی سابقه حزب کارگر بریتانیا در انتخابات پارلمان اروپا را با پیروزی حزب های راست میانه در فرانسه، ایتالیا و آلمان و یا شکست احزاب سوسیالیست آنها مرتبط دانست.

در بریتانیا، حزب حاکم کارگر به رهبری گوردون براون، نخست وزیر، اکنون یکی از بحرانی ترین روزهای خود را می گذراند و دوام یا کناره گیری آن از قدرت، حاد ترین موضوع ملی است. بدین ترتیب شکل و ترکیب نمایندگی این کشور در پارلمان استرازبورگ شاید آخرین موضوعی است که ذهن سیاسی مردم را به خود مشغول می کند. آرای منفی مردم به حزب حاکم را باید اعتراض آنان به وضع نامساعد اقتصادی دید. درحقیقت، میزانِ اندکِ مشارکت مردم بریتانیا در انتخابات اروپا در دهه های اخیر خود گواهی است بر کم توجهی آنها به پروژه بزرگ یک اروپای متحد.

تا دو سال پیش که رکود اقتصادی و بیکاری هنوز بر اقتصاد ملی سایه نیانداخته بود و صدها هزار کارگر خارجی از شهروندان اتحادیه اروپا در بریتانیا مشغول به کار بودند، کمتر صدای مخالفی از حضور آنان بگوش میخورد، ولی اکنون که کارخانه ها و بانکها ورشکست شده و دولت برای نجات اقتصاد کشور موسسات خصوصی را ملی کرده است، مخالفت با حضور نیروی کار غیر بومی آنچنان بالا گرفته است که گاه رنگ وبوی نژاد پرستانه به خود می گیرد.

علاوه بر آن، حزب کارگر بریتانیا که خود را عضوی از خانواده حزب های سوسیالیست اروپا می داند هیچوقت طرفدار عضویت در یک اروپای متحد و یکپارچه نبوده و نزدیکی به آمریکا را بیشتر به سود منافع ملی این کشور شناخته است. بر کسی پوشیده نیست که مخالفت گوردون براون، در طول سالهای تصدی وزارت دارایی بود که مانع پیوستن بریتانیا به یورو، پول واحد اروپایی در اوایل دهه 2000 میلادی شد.

اکنون حزب کارگر بریتانیا از پیروزی چشمگیر حزب کوچک "UKIP" (حزب استقلال پادشاهی متحد بریتانیا) در انتخابات اروپایی ابراز تاسف می کند، در صورتی که پرهیز از داشتن یک سیاست روشن اروپایی از طرف هردو حزب اصلی کارگر و محافظه کار در بریتانیا را باید دلیل اصلی موفقیت حزبهای تک هدفی مانند یوکیپ دانست که فقط برای کاهش مناسبات بریتانیا با اتحادیه اروپایی به پارلمان استرازبورگ نماینده می فرستد.

اروپای آینده

ژوزه مانوئل باروسو، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، در استقبال از نتایج انتخابات پارلمان اروپا آنرا در مجموع پیروزیِ غیر قابل انکار حزبها و شخصیت های پشتیبان پروژه اروپا خوانده است. از دیدگاه سیاسیِ این شخصیتِ متعلق به جناح راست میانه در کشورهای اروپا، پیروزی حزب های متعلق به نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، و یا سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا، یا دموکرات مسیحی در دولت ائتلافی آلمان که طرفدار منسجم تر کردن و حتی یکپارچه تر کردن شیوه سیاست گزاری در اتحادیه اروپا هستند، تحولی امید بخش است.

ولی بدون تردید آقای باروسو، که به عبارتی رئیس جمهوری 27 کشور عضو اتحادیه اروپا محسوب می شود، بخوبی آگاه است که وقتی احزاب راست افراطی ای از غرب و شرق اروپا، مانند حزب ملی بریتانیا و حزب جابیک در مجارستان برای نخستین بار به پارلمان اروپا راه پیدا می کنند، و یا مردم در هلند و دانمارک و سوئد به حزبهای ملی گرای افراطی خود روی میآورند، نتایج انتخابات پارلمان اروپا را نمی توان تماما بسود طرفداران پروژه اروپا ارزیابی کرد.

در حالیکه بزرگترین بلوک سیاسی در پارلمان استرازبورگ همچنان در دست ائتلاف حزب های راست میانه باقی مانده و احزاب متمایل به چپ کرسیهای بیشتری را به مخالفان پروژه اروپایی باخته اند، تنها امید به دوام و گسترش همکاری در اتحادیه اروپا، خروج هرچه سریع تر از رکود بیسابقه اقتصادی است که تمام کشورهای اتحادیه را در بر گرفته است. در غیر آنصورت، ظهور و گسترش احتمالی افکار افراطی و نژاد پرستانه در اروپا، با توجه به سوابق و عواقب تاریخی آن در این قاره کهن، باید موجب نگرانی رهبران سیاسی اروپا باشد.

مطالب مرتبط