"ای بابا، کی گوش به حرف خدا می کند!"

Image caption خدا بیامرز "داگ هامرشولد" (Dag Hammarskjöld)، دوّمین دبیرکلّ سازمان ملل متّحد و محبوب ترین آنها، که در سپتامبر 1961 در موقع رفتن به "کنگو" برای گفت و گوی "صلح"، هواپیمایش معلوم نشد چرا سقوط کرد، ولی بعد از مرگش به او جایزه صلح نوبل اعطاء کردند!

این طور که می گویند و لابد درست هم می گویند، دنیای امروز در حدود 195 کشور دارد، که 192 تاشان عضو "سازمان ملل متّحد" هستند.

من نمی دانم شما از اسم "سازمان ملل متّحد" چه برداشتی دارید، امّا اگر می خواهید بدانید من چه برداشتی دارم، برداشتم این است که بعد از جنگ جهانی دوّم "صاحب اختیار" های چند کشوری که "متّفق" شدند و آلمان نازی و "متّحد" هاش را شکست دادند، برای برقراری "صلح و امنیت" قائم و دائم در دنیا "سازمان ملل متحّد" را تأسیس کردند، و قرار شد که هر کشوری که از "جنگ" بیزار است و دلش می خواهد برای همیشه "صلح و امنیت" بر سرتاسر دنیا حکمفرما باشد، بیاید عضو این سازمان بشود، و دیدیم که در عرض این 64 سال، از همین در حدود 195 کشور دنیا، 192تاشان رسماً شدند عضو "سازمان ملل متّحد"، یعنی عضو "خانواده بزرگ ملّتهای عالم"، یعنی دوست و همدل و همدست و همپا و همپیمان!

Image caption یکی از ساکنان کوچه خوشبختی در"مالاوی".

می پرسید: "آن چند تا کشوری که هنوز عضو رسمی و کامل خانواده ملل متّحد نیستند، کدام کشورهایند؟" می گویم: "این طور که می گویند، از این چند تا یکیشان تایوان یا چین ملّی است که همان جزیره فرمز باشد، با این حساب که نمی شود دو تا چین داشت که هم با هم دشمن باشند، هم عضو خانوده ملّتها؛ و یکیشان صحرای مغرب در جنوب مراکش است، با 382,617 نفر جمعیت، یعنی در حدود یک چهارم جمعیت شهر"کرج"، که هنوزاز بابت استقلالش با مراکش مشغول سنگ واکندن است؛ و یکیشان هم شهرک واتیکان، مقرّ فرمانروایی پاپ، جانشین حضرت عیسی مسیح، که حسابش با عالم بالاست و جدا از حساب مردم عالم پایین، و جمعیتش به روایتهای مختلف بالای پانصد نفر و زیر هزار نفر، که همه شان هم اصحاب و خدمه حضرت پاپ اعظم هستند.

حالا بیاییم یک نگاهی به جمعیت ارتشهای "خانواده بزرگ ملّتهای عالم" بیندازیم. "ارتش" اسمش دفاعی هم که باشد، باز برای جنگ است.

ارتش، چه برای "تجاوز" بجنگد، چه برای "دفاع"، کارش جنگیدن است: کشتن و کشته شدن! می گویند یکی از فقیر ترین کشورهای دنیا "مالاوی" است، با حدود 14 میلیون جمعیت، و درآمد سرانه کمتر از 200 دلار در سال، با یک ارتش 5300 نفری و بودجه سالانه نظامی در حدود 16 میلیون دلار.

در طرف دیگر این معادله آمریکا را داریم که از ریش سفیدهای ارشد "خانواده بزرگ ملتهای عالم" است و صاحبخانه و میزبان نماینده های 195 ملّتِ متّحد دنیا و علمدار صلح و امنیت و دموکراسی در سر تا سر کره ارض، با 4 در صد جمعیت دنیا و در آمد سرانه 45 هزار دلار در سال، با یک ارتش یک میلیون و پانصد هزار نفری و بودجه نظامی 552 میلیارد و 568 میلیون دلار در سال، یعنی 198 برابر درآمد سالانه مالاوی، و بیش از 44 درصد کل هزینه های نظامی تمام دنیا!

Image caption شهر را چراغانی نکرده اند، دارند بمبارانش می کنند!

با این حساب قضیه بیشتر شباهت دارد به یک جوک، امّا جوک بی مزّه ای که اصلاً خنده ندارد. راستش آدم هر چه بخواهد بفمد، باید توی این 64 سالی که از تأسیس سازمان ملل متحد می گذرد، فهمیده باشد، مگر اینکه نخواهد صدای غضبناک خدا را بشنود که می گوید: "ارتش بی ارتش! گر راست می گویید و از جنگ بیزارید، به جای "سازمان ملل متّحد"، بیایید یک "سازمان خلع سلاح عمومی جهان" درست کنید و ارتش بی ارتش، بروید این همه پول را به جای مرگ و ویرانی، صرف جنگ با فقر و بیماری بکنید!" ای بابا، تا حرف شیرین شیطان هست، کی گوش به حرف خدا می کند‍!