"واشنگتن دست از سر تهران بر نمی دارد! "

Image caption پنجاه شصت سال پیش که ما انگلیسی ابتدایی را با کتابهای "اسنشیال" (Essential English) اوّل تا سوّم یاد می گرفتیم، هنوز زبان ملّیمان، یعنی زبان فارسی، برایمان خیلی مهمّ تر بود!

تا پنجاه شصت سال پیش که ما انگلیسی ابتدایی را با کتابهای "اسنشیال" (Essential English) اوّل تا سوّم یاد می گرفتیم، و زبان ملّیمان، یعنی زبان فارسی برایمان خیلی مهمّ تر بود، فهمیده بودیم که دولت انگلیس شریک با انصافی نیست و "شرکت نفت انگلیس و ایران" در واقع "امتیاز دار انگلیسی چپاول نفت ایران" است.

امّا افسوس که بعد که "گواهینامه پروفیشنسی" (Proficiency) گرفتیم، یعنی در انگلیسی مّلا شدیم، زبان خودمان از چششممان افتاد و بی اعتبار شد، به طوری که حالا دیگر زبان انگلیسی است که برای کلمه های فارسی "جواز موجودیت" صادر می کند.

مثلاً وقتی کلمه های "راه"، "چاره"، "انتخاب"، "تدبیر"، "پسند" و امثال اینها سجلّشان را می برند به اداره "پروفیشنسی انگلیسی" که اعتبارشان را تمدید کنند، رئیس این اداره روی سجلّ آنها مُهر "باطل شد" می زند و یک سجلّ جدید به همه شان می دهد که رویش نوشته است "گزینه".

ای کاش این پروفیشنسی گرفتن ما فقط کلمه های ما را باطل می کرد، ولی کاری به عقل و منطق ما نمی داشت. تا همین پنجاه شصت سال پیش که هنوز در انگلیسی مّلا نشده بودیم، می دانستیم که بین "دولت انگلیس" و "انگلیسیها" تفاوتی هست،

و به همین دلیل مثلاً نمی گفتیم: "اتحاد پنهانی‌ انگلیسیها با روسها در تقسیم‌ ایران‌ به‌ دو حوزه نفوذ"، چون حدود سی میلیون انگلیسی و حدود صد میلیون روس در جلسه امضای اتّحاد پنهانی حضور نداشتند و اگر می شنیدند که ما می گوییم: "اتحاد پنهانی‌ انگلیسیها با روسها در تقسیم‌ ایران‌ به‌ دو حوزه نفوذ"، تک تکشان اعتراض می کردند و می گفتند: "چرا شما حساب دولتها را با حساب ملّتها قاطی می کنید؟ هیچوقت دولت ما برای چنین اتّحاد شیطانی و زشتی با ما مشورت نکرده بود!"

Image caption چرچیل، روزولت، و استالین، سران کشورهای بریتانیا و آمریکا و اتّحاد شوروی، در کنفرانس تهران در سال 1943، و چیزی به معنی نقض بیطرفی و اشغال ایران.

همین طور امروز وقتی حدود صد و چهل میلیون روس بشنوند که ما می گوییم: "سوداگری زالو وار روسها به بهای خون ملت ایران،یکبار دیگر با سقوط هواپیمای روسی که با بند وبست و ساخت و پاخت به ایران فروخته بود، متجلی شد»، تک تکشان اعتراض می کنند و می گویند: "مگر شما هفتاد میلیون ایرانی این هواپیما ها را از ما صد و چهل میلیون روس خریده اید؟ آنها را یا دولت روسیه به شما فروخته است، یا شرکتی که دولت روسیه پشتش است! پس نگویید روسها! بگویید دولت روسیه یا فلان شرکت روسی!"

Image caption (دکتر پرویز ناتل خانلری): راستی، چه عیبی دارد که ما، حالا "بیهقی" ها و "سعدی" ها و "حافظ" ها به کنار، اقلّاً ببینیم "فروغی" ها و "فروزانفر" ها و "خانلری" ها و "زرّین کوب" ها چه طوری چیز می نوشتند؟

ما هم این حرف "روسها" و آن حرف "انگلیسیها" تا در زبان انگلیسی هنوز "اسنشیالی" بودیم و "پروفیشنت" یا مّلا نشده بودیم، خودمان حالیمان بود و لازم نبود کسی حالیمان کند. امّا وقتی برای "روح" زبان فارسی از "جسم" زبان انگلیسی تصدیق نوسازی گرفتیم، مثل انگلیسی زبانها گناههای "دولت آمریکا" را به گردن شهر "واشنگتن" انداختیم و ثوابهای "دولت ایران" را به حساب شهر «تهران" نوشتیم. مثلاً گفتیم: "سوء رفتار واشنگتن علیه ملت ایران"، یا "بی اعتمادی تهران نسبت به مسکو در حال افزایش است!" بیچاره واشنگتن که اصلاً نمی داند تهران چیست و کجاست، و بدبخت تهران که هرگز رنگ مسکو را ندیده است!

زبان انگلیسی با همه اهنّ و تلپّ امروزیش، وقتی پای اعتبارش پیش می آید، هنوز هم به "چوسر" و "شکسپیر" و "میلتون" می نازد! چه عیبی دارد که ما، "بیهقی"ها و "سعدی"ها و "حافظ"ها به کنار، اقلّاً ببینیم فروغیها و فروزانفرها و خانلریها و زرّین کوبها چه طوری چیز می نوشتند!