دلایل افزایش اهمیت چین برای آمریکا

از بسیاری جهات نگرش باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، در مورد چین تفاوت فاحشی با دیدگاه جورج بوش، رئیس جمهوری سابق این کشور ندارد.

آقای اوباما و پیش از او، آقای بوش، در پی آن بوده است که چین را وادار کند به عنوان یکی از بازیگران صحنه بین المللی نقش بزرگتری برعهده بگیرد و آن گونه که دولت آقای بوش توصیفش می کرد، "شریکی مسئول" در نظام جهانی باشد.

این خواسته آمریکا یقینا برای دولت آقای اوباما اهمیت دو چندانی پیدا کرده است.

اولا مواضع دو کشور در طی چند سال اخیر تغییر کرده است.

بحران اقتصادی که جهان را فراگرفته، روابط اقتصادی چین و آمریکا را - که تقریبا ارتباطی نزدیک و متقابل است - بی پرده آشکار کرده است.

دوران کوتاه مدتی که آمریکا تنها قطب جهان بود - یعنی دوران پس از جنگ سرد که این کشور ابرقدرت شد، اکنون به طور روز افزونی به خاطره ای دور دست تبدیل می شود.

البته منظور این نیست که بزودی چین در صحنه جهانی جایگزین آمریکا خواهد شد. اما در جهانی که به طور فزاینده چند قطبی می شود، نقطه نظر چین بیشتر و بیشتر اهمیت پیدا می کند.

دومین دلیل افزایش اهمیت خواسته آمریکا از چین برای برعهده گرفتن نقشی بزرگتر در صحنه بین المللی، سیاست خارجی کنونی آمریکاست.

دولت باراک اوباما در تعیین خط مشی سیاست خارجی خود بیشتر از هر موضوع دیگر بر اتفاق نظر تاکید داشته است؛ دولت آقای اوباما برای جلب حمایت از تلاش های دیپلماتیک خود در قبال کشورهایی مانند کره شمالی و ایران در پی ایجاد ائتلاف بوده است.

منصرف شدن کره شمالی و ایران از دنبال کردن برنامه های هسته ای خود، موضوعی مهم در گفتگوهای رئیس جمهوری آمریکا با هو جینتائو، رئیس جمهوری چین، خواهد بود.

چین در این باره نقش کلیدی دارد؛ نقشی که نه فقط به خاطر عضویت دائم چین در شورای امنیت کلیدی تلقی می شود بلکه همچنین به خاطر روابط دو جانبه این کشور با ایران و به ویژه کره شمالی بسیار مهم است.

آقای اوباما همچنین امیدوار است در جریان اولین سفر رسمی خود به چین، دولت آقای هو را همچنین ترغیب کند برای تقویت نیروهای دموکراتیک در پاکستان به دولت آن کشور کمک کند.

مطالب مرتبط